X
تبلیغات
معلم کلاس: دبستان 22بهمن خرمدره - انواع مقالات پزشکی هنری وادبی
نام و تعداد دقیق شهدای کربلا

منابع تاریخی، تعداد مشهور شهدای کربلا را 72 نفر عنوان می‌کنند اما در عین حال، برخی دیگر تعداد شهدا را حتی تا 155 نفر هم ذکر کرده‌اند.

 حجت‌الاسلام سیدمحمود طباطبایی‌نژاد، مدیرگروه پژوهشی دانشنامه امام حسین(ع) در گفت‌وگو با فارس گفت: مشهورترین تعداد شهدای کربلا 72 نفر است اما وقتی در منابع مختلف بررسی می‌کنیم به تعدادی از اسامی می‌رسیم که به دلیل آنکه در آن زمان نقطه‌گذاری کمتر انجام می‌شد ممکن است بعضی از این اسامی با هم مشترک بوده، شبیه هم باشند یا اشتباه شده باشد.  
 
وی اظهار داشت: گروه تحقیقاتی دانشنامه امام حسین(ع) ادعایی ندارد مبنی بر اینکه تعداد شهدای کربلا حتما 155 نفر است،  بلکه تعداد و اسامی را از زیارت ناحیه مقدسه و سایر منابع مستندی که وجود داشته، بیان کرده است.  
 
بنابراین با توجه به اینکه تعداد دقیق شهداى کربلا، مشخص نیست اما برای اینکه بتوانیم استفتایی میان تعداد و اسامی شهدایی که همراه اباعبدالله الحسین(ع) به شهادت رسیده‌اند، داشته باشیم این اسامی را از کتاب «دانشنامه امام حسین(ع)» برای علاقه‌مندان ذکر می‌کنیم.
 
شهداى واقعه کربلا را به چهار دسته مى‌توان تقسیم کرد: شهدای کربلا از اصحاب پیامبر(ص)، شهدای کربلا از یاران امام علی(ع)، شهدای کربلا از اهل‌بیت امام حسین(ع) و شهدای کربلا از یاران امام حسین(ع).
 

شهدای کربلا از اصحاب پیامبر(ص)

شهدای کربلا از یاران امام علی(ع)

شهدای کربلا از اهل‌بیت امام حسین(ع)

شهدای کربلا از یاران امام حسین(ع)

اَنَس بن حارث

ابو ثُمامه عمرو بن عبد اللّه صائِدى

على اکبر(ع)

ابراهیم بن حُصَین اسدى

عبد الرحمان بن عبد ربّه انصارى

حبیب بن مُظاهر اسدى

عبد اللّه (على اصغر)

برادرزاده حُذَیفة بن اَسید غِفارى

 

زاهر ، غلام عمرو بن حَمِق

عبد اللّه بن على

ابو هَیّاج

 

عمّار بن ابى سلامه دالانى 

عثمان بن على

اَدهَم بن امیّه

 

سعد بن حارث خُزاعى، غلام امیر مؤمنان(ع)

جعفر بن على

انیس بن مَعقِل اَصبَحى

 

عبد اللّه بن عُمَیر کَلْبى

عبّاس بن على

بُرَیر بن خُضَیر

 

کَردوس بن زهیر

ابو بکر بن على

بشیر بن عمرو حَضرَمى

 

نافِع بن هلال جملى

محمّد بن على

جابر بن حَجّاج

 

 

ابو بکر بن حسن

جَبَلة بن على شیبانى

 

 

عبد اللّه بن حسن

جُنَادة بن حارث

 

 

قاسم بن حسن

جُندَب بن حجیر

 

 

جعفر بن عقیل

جون ، غلام ابو ذر

 

 

عبد الرحمان بن عقیل

جوین بن مالک

 

 

عبد اللّه بن عقیل

حارث بن اِمرؤ القیس

 

 

محمّد بن ابى سعید بن عقیل

حارث بن نَبهان

 

 

عبد اللّه بن مسلم بن عقیل

غلام حمزة بن عبد المطّلب

 

 

محمّد بن عبد اللّه بن جعفر

حتوف بن حارث

 

 

عون بن عبد اللّه بن جعفر

حَجّاج بن زید

 

 

* ابراهیم بن على

حَجّاج بن مَسروق

 

 

* عبّاس اصغر بن على

حُرّ بن یزید ریاحى

 

 

* جعفر بن على

حلّاس بن عمرو 

 

 

* عبد اللّه اکبر بن على

نُعمان بن عمرو

 

 

* عبد اللّه اصغر بن على

حَنظَلة بن اسعد 

 

 

* عبید اللّه بن على

رافع ، هم پیمان بنى شنده

 

 

* عمر بن على

رُمَیث بن عمرو

 

 

* عتیق بن على

زُهَیر بن بِشْر خَثعَمى 

 

 

* قاسم بن على

زُهَیر بن سلیم اَزْدى

 

 

* بشر بن حسن

زُهَیر بن قَین بَجَلى

 

 

* عمر بن حسن

زید بن مَعقِل

 

 

* ابو بکر بن حسین

سالم، هم پیمان ابن مدنیّه

 

 

* ابو بکر بن قاسم بن حسین

سعد بن حنظله تمیمى

 

 

* ابراهیم بن حسین

سعید بن عبد اللّه حنفى

 

 

* جعفر بن حسین

سعید بن کَردَم

 

 

* حمزة بن حسین

سلیمان، غلام امام حسین

 

 

* زید بن حسین

سلیمان بن ربیعه

 

 

* قاسم بن حسین

سوّار بن ابى حِمیَر

 

 

* محمّد بن حسین

سُوَید بن عمرو بن ابى مُطاع

 

 

* عمر بن حسین

سیف بن حارث جابرى

 

 

* محمّد بن عقیل

شَبیب بن عبد اللّه نَهشَلى

 

 

* محمّد بن عبد اللّه بن عقیل

سیف بن مالک

 

 

* حمزة بن عقیل

ضَرغامة بن مالک 

 

 

* على بن عقیل

شوذَب، هم پیمان بنى شاکر

 

 

* عَون بن عقیل

ضُباب بن عامر

 

 

* جعفر بن محمّد بن عقیل

عابِس بن ابى شَبیب شاکرى

 

 

* ابو سعید بن عقیل

عامر بن مسلم

 

 

* ابراهیم بن مسلم بن عقیل

سالم، غلام عامر بن مسلم

 

 

* محمّد بن مسلم بن عقیل

عباد بن ابى مهاجر

 

 

* عبد الرحمان بن مسلم بن عقیل

عبد الرحمان بن عبد اللّه اَرحَبى (یَزَنى)

 

 

* عبید اللّه بن مسلم بن عقیل

عبد اللّه بن قیس غِفارى

 

 

* ابو عبد اللّه بن مسلم بن عقیل

عبد الرحمان بن قیس غِفارى

 

 

* على بن مسلم بن عقیل

عُقْبة بن صَلت

 

 

* ابراهیم بن جعفر

عمّار بن حسّان طایى

 

 

* ابو بکر بن عبد اللّه بن جعفر

عمران بن کعب

 

 

* عون اصغر بن عبد اللّه بن جعفر

عمر بن اَحدوث حَضرَمى

 

 

* حسین بن عبد اللّه بن جعفر

عمر بن خالد صَیداوى

 

 

* عبید اللّه بن عبد اللّه بن جعفر

سعد، غلام عمر بن خالد صَیداوى

 

 

* عون بن جعفر بن جعفر

عمرو بن خالد اَزْدى

 

 

* محمّد بن جعفر

خالد بن عمرو اَزْدى

 

 

* محمّد بن عبّاس

عمرو بن ضَبیعه

 

 

* احمد بن محمّد هاشمى

عمرو بن عبد اللّه جُندَعى

 

 

 

عمرو بن قَرَظَه انصارى

 

 

 

غلام ترک

 

 

 

قارِب، غلام امام حسین

 

 

 

قاسم بن حبیب اَزْدى

 

 

 

قَعنَب بن عمرو نَمِرى

 

 

 

کِنانة بن عتیق

 

 

 

مالک بن عبد بن سَریع جابرى

 

 

 

مُجَمِّع بن زیاد

 

 

 

مُجَمّع بن عبد اللّه عائِذى

 

 

 

پسر مُجَمّع بن عبد اللّه عائذى

 

 

 

مسعود بن حَجّاج

 

 

 

عبد الرحمان بن مسعود

 

 

 

مُسلم بن عَوسَجه اسدى

 

 

 

مسلم(/ اَسلَم) بن کثیر

 

 

 

مُنجِح ، غلام امام حسین

 

 

 

نَعیم بن عَجْلان

 

 

 

هَفهاف بن مُهَنَّد راسِبى

 

 

 

هَمّام بن سَلَمه قانِصى (قایضى)

 

 

 

وَهْب بن وهب

 

 

 

یحیى بن سلیم مازِنى 

 

 

 

ابو شعشعا، یزید بن زیاد بن مُهاصِر 

 

 

 

یزید بن نَبیط عبدى

 

 

 

و فرزندش عبد اللّه بن نَبیط عبدى

 

 

 

و فرزند دیگرش عبید اللّه بن نَبیط عبدى


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : یکشنبه هشتم بهمن 1391 | 6:34 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
 

ازاد شو از بند خویش -زنجیر را باور نکن

 

 

 

اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن

 

۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳۳

 

وقتی‌ عمق یک ارتباط رو نمیتونی‌ تخمین بزنی

‌ شیرجه زدن…

اصلا کار عاقلانه‌ای نیست!

اما اگر عاشق شدی وماند ی

سوختن در اتش سوزان وغرق دردریاها  مانع وبهانه نباید باشد

معلم یک نفر وفرد نیست بلکه ظهوری برای دیگران است واگر نبوت وپیامبری با حضرت محمد(ص) پایان یافته محسوب میشود اما عشق محمد واهل بیت جانشینان برگزید انهاست که یا انسان بنام معلم را پیامبر می نماید بنابراین درهیچ زمان پیامبری وظهور پیامبر پایان نمی پذیرد اگر این چنین می شد حیات را نقشی نبود وعشق زلال ولایت وامامت بوجود نمی امد وخاتم پیامبران  دیگر ادامه نمی یافت وانوار مقدس اهدای خداوند بزرگ با رحلت نبی خدا خاموش میشد بنابراین نمی توان با مرگ جسم حضرت محمد پیامبری را تمام شده واخرین روسل  دانست  چون  پیامبری با عاشق شدن  به معبود ظهور کرد وبا عشق ورزیدن تا پایان هستی ادامه میابد ودر هر زمان با چهره هائی دیگر  ولایت محمد واهل بیت را  را به جماعت نشان میدهد دراینجاست که باید بگویم که امت محمد همگی می توانند محمد باشند ولی این موهبت را باید از کلام خدا که از زبان محمد جاری شده  دریافت کرد وبرای خود ودیگران پیامبرشد وپیام اور ماند وسعادت ونیک بختی برای داشتن این درجه بایدرا در انچه فرمان رسوالله  تبلور دارد جستجو کرد وبه همین خاطر که اشخاص نادری هستند که در پیشانیشان نور پیامبری روشنی بخش راه امت میشود وهم اکنو ن امام علی خامنه ای از نوادگان اطحرپیامبران بزرگ گذشته 

بر امت مسلمین ومردمان جهان  نقش پیامبری دارد وخوشا به حال ملت ایران که این گوهراز خزانه الهی در نماد امامت ولایت نبوت در دیار ایران  نور افشانی می کند در زمان کنونی پیامبر برتر در این کره خاکی ولایت ونبوت  امام خامنه ای  از دیگر ان اشکارتر میباشد وبه همین خاطر کلام وپیام امام خامنه ای را میباید عین پیام حضرت محمد تلقی کرده وبیعت نمود والا نمی شود خویشتن را در گستره بیعت باپیامبری دانسته ولی از دایره انوار رسول برتر وامام خامنه ای کنار کشید

از انجائی که ابراهیم ونوح عیسی وموسی ومحمد پیامبران نامداران تاریخ بشریتند  اکنون این عظمت   در عصر کنونی  در نورانیت نبی بزرگوار خامنه ای اشکار شده از این رو تمرد از پیامهای پیامبر  موجب گناه کبیره وباعث الحاد وکفر میباشد که درجهان  اخرت عذاب شدید دارد ویا اینکه نوعی شک وتردید در این میان باشد میباید توبه کرده ودراطاعت رسول مقاوم جدیت داشت

تا خون در رگ جریان دارد نباید ازپذیرفتن  آیه ها وبیانت پیشوای بزرگ ملت جهان  مردد بوده بلکه باید همه فرامین وکلام مقدس معظم له را بی چون وچرا از جان دل پذیرفت واطاعت کرد وشنیدن کلام مقدس ایشان زمانی می تواند موجب سعادت شود که انهار عمل کرد

تا صباحی دیگر بدرود

پاینده استوار باد مردم وسپاهیان دلاور ایران پیروز باد مردم وارتش قهرمان سوریه ومبارزان خستگی ناپذیر حزب الله وزنده ومستحکم باد پایه های حکومت عدالت چوی بشار اسد قهرمان که نزدیک دوسالیست با کفر جهانی به سرگردی شیاطین رنگارنگ  قهرمانانه ایستادگی می کند واین است که وی همان سردار بزرگ اسلام محسوب شده سرداری که هرگز از فرامین امام خامنه ای سرپیچی نکرد ودر یاری رساندن به دلاوران فلسطین ولبنان وحزب الله  از هیچ کمکی دریغ نکرده ونمی کند وبه امید الله در نزدیکترین زمان اشغالگران یهودی ومنافق استکبار  را از سرزمین سوریه فراری خواند داد این در سعادت کشوری چون سوریه هست که بارگاه ملکوتی بانوی کربلا را درخود جای دارد واین موهبت الهی نخواهد گذاشت که فرمانروائی علوی بشار اسد اسیبی ببیند وشهدای این اشغالگری هم در فردوس برین جای خواهند گرفت وباز خوشا به حال بشار اسدی که امام وپیامبر عصر خویش را با جان ودل شناخته ودر ولایت فقیه خامنه ای ذوب شده درود برسپاهیان دلاور بشار اسد ودرود به نیروهای رهبری کننده ایرانی وکمک کننده با سردار بشار اسد ودشمنان بدانند اگر خامنهای اذن جهاد دهد همه ما لباس رزم خواهیم پشید وپوزه ستمگران حاکم غرب وشرق را بخاک می مالین

 

اگر امام خامنه ای لب تر کند غسل شهادت می کنیم بنابراین ما سربازان ولایت ونظام مقدس ما هر گز بشار اسد را تنها نخواهد گذاشت

الله یار دوستان وخوانندگان -مرید ولایت ونبوت امام خامنه ای


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : یکشنبه هشتم بهمن 1391 | 6:12 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

 

چهل عادت آدم‌های موفق

 

 

فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند-۱

 

 

۲) از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

۳) روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان آید.

۵) مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

۶) سوالات درستی از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

۷) به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

۸) سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

۹) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

۱۰) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی می‌کنند و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

۱۱) خودشان را با افرادی که با آنها هم‌فکر هستند متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.

۱۲) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

۱۳) به وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی‌ می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

۱۴) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

۱۵) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

۱۶) آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.

۱۷) همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

۱۸) دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

۱۹) ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

۲۰) با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ‌وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

۲۱) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

۲۲) وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.

۲۳) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

۲۴) ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.

۲۵) برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

۲۶) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

۲۷) ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

۲۸) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

۲۹) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

۳۰) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می‌کنند و چه دارند و چه طور به نظر می‌رسند، توجهی ندارند.

۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا به خواسته‌هایشان برسند خوشحال می‌شوند.

۳۲) متواضع هستند و اشتباهات‌شان را با خوشحالی می‌پذیرند و به راحتی عذرخواهی می‌کنند. آنها از توانایی‌هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی‌شوند. آنها خوشحال می‌شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی‌شان لذت می‌برند.

۳۳) انعطاف‌پذیر هستند و تغییر را غنیمت می‌شمارند. وقتی وضعیتی پیش می‌آید که عادت‌ها و آسایش روزمره‌شان را بر هم می‌زند از آن استقبال می‌کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می‌پذیرند.

۳۴) همیشه سلامت جسمانی خود‌شان را در وضعیت مطلوبی نگه می‌دارند و می‌دانند که بدنشان خانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

۳۵) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می‌کنند و تنبلی نمی‌کنند.

۳۶) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

۳۷) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی‌کنند.

۳۸) وقت‌شان و انرژی‌شان را روی وضعیت‌هایی که از کنترل‌شان خارج‌ است صرف نمی‌کنند.

۳۹) کلید خاموش روشن دارند. می‌دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی‌شان لذت می‌برند و سرگرم می‌شوند.

۴۰) آموخته‌هایشان را تمرین می‌کنند. درباره تئوری‌های عجیب و غریب خیالبافی نمی‌کنند بلکه واقع‌بینانه زندگی می‌کنند


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم دی 1391 | 11:6 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و ‏‏اما بعد‏:‏

 « فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ » (الرحمن / 56)

«در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسران خود عشق نمى‏ورزند و هيچ انس و جنّ پيش از اينها با آنان تماس نگرفته است‏».

 « حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ (72) فَبِأَيِّ آَلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (73) لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ » (الرحمن / 72-74)

«حوريانى كه در خيمه‏هاى بهشتى مستورند* پس کدامیک از نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید * پیش از آنان، کسی از انسان‌ها و پری‌ها با ایشان نزدیک و مقاربت نکرده است».

 « فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ »(الرحمن / 70)

«در میان باغ‌های بهشت زنان خوب و زیبا هستند».

 « وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ » (البقره / 25)

«و در آنجا همسران پاک و بی‌عیبی دارند».

 آنها از هر نقص و عیبی مبرا هستند. از حیض و نفاس، از ادرار کردن و قضای حاجت، از آب دهان و آب بینی پاک بوده و هیچ نقصی ندارند. در ضمن اخلاق و رفتار و گفتارشان نیز از هر عیب و نقصی دور است.

 « وَحُورٌ عِينٌ (22) كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ (23) جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (الواقعه / 22-24)

«و حوریان چشم درشت بهشتی * که همسان مروارید میان صدفند * در برابر کارهایی که می‌کرده‌اند به آنها داده می‌شود».

 « كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ» (الصافات / 49)

« [از شدّت سپيدى‏] گويى تخم شتر مرغ [زير پَر] ند».

این مثال به این خاطر زده شده که نزد عرب شترمرغ در سفیدی و درخشش زبانزد است و بعضی از مفسیرین این آیه را به معنای مروارید قبل از بیرون آمدن از صدف تفسیر نموده‌اند.

 « وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ (34) إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً (35) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا (36) عُرُبًا أَتْرَابًا (37) لِأَصْحَابِ الْيَمِينِ » (الواقعه / 34-38)

«و در بین همسران ارجمند و گرانقدر * ما آنان را آفریده‌ایم * و ایشان را دوشیزگانی ساخته‌ایم * شیفتگان همسران خود و در یک سن و سال هستند * همه این نعمت‌ها متعلق به اصحاب یمین است».

 همسران مؤمنان در قیامت جوان می‌شوند و دیگر بار بعد از پیری و ناتوانی دنیا، به کمال زیبایی و طنازی درآمده و عاشقانه با همسرانشان در نعمت‌های بهشتی به سر می‌برند.

 امام احمد از مقدام بن معدی کرب روایت می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  فرمودند:

خداوند شهید را با شش خصلت از دیگران جدا ساخته است:

1- با اولین خونی که از او ریخته می‌شود گناهانش بخشیده و جایگاه خود را در بهشت مشاهده می‌کند.

2- زیور و زینت ایمان به تن می‌کند.

3- از عذاب قبر معاف شده و از فزع اکبر درامان می‌ماند.

4- بر سرش تاج وقار گذارده می‌شود که هر یاقوت آن از تمام دنیا و آنچه در آن است، با ارزش‌تر است.

5- با 72 تن از حورالعین ازدواج می‌کند.

6- برای هفتاد نفر از نزدیکانش شفاعت می‌کند.

 در حدیثی که مسلم در صحیحش از محمدبن سیرین روایت کرده آمده است:

افتخار بکنید یا نکنید به یاد داشته باشید که در بهشت مردان از زنان بیشترند. ابوهریره در جواب گفت: مگر نه اینکه ابوالقاسم فرموده است:

«اولین گروهی که وارد بهشت می‌شوند، همچون ماه شب چهارده می‌درخشند و گروه بعدی همچون درخشان‌ترین ستاره نورانی در آسمان خواهند بود. هر فرد از آنها دو همسر دارند که مغز استخوان ساقشان را از زیر گوشت می‌‌بینند و در بهشت انسان مجرد وجود ندارد».

در صحیحین نیز از ابوهریره حدیثی در این معنا روایت شده است.

منظور این است که این دو همسر، از زنان دنیا هستند و همراه آنها تعداد کثیری از حورالعین خواهند بود.( و به عبارتی زنان در بهشت از مردان بیشتر هستند)

 امام احمد از محمدبن سیرین از ابوهریره رضی الله عنه  از پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم  روایت می‌کند که فرمودند:

«هر مرد بهشتی دو همسر از حوریان بهشتی دارد که هر کدامشان هفتاد لباس پوشیده است و استخوان ساقش از زیر لباسش نمایان است».

این احادیث هیچ‌گونه تعارضی با حدیثی که در صحیحین از عمران‌بن حصین رضی الله عنه  از رسول خدا صلی الله علیه وسلم  روایت شده است ندارد که فرمودند:

«به بهشت نگاه کردم دیدم که بیشتر اهلش فقرایند، و به جهنم نگاه کردم دیدم که بیشتر اهلش زنانند».

چون امکان این وجود ندارد که آنها هم بیشتر اهل بهشت و هم بیشتر اهل جهنم باشند؛ یعنی وقتی با شفاعت‌های مختلف تعداد کثیری از آنها از جهنم خارج شده و به بهشت داخل گردند، به اکثریت اهل بهشت تبدیل می‌شوند.{ ابن کثیر رحمه‌الله ترجیح داده که بیشتر اهل بهشت از زنان هستند و به حدیث ابن سیرین و قول ابوهریره استناد نموده است. در صورتی که باید گفت : در حدیث سخن از این است که آیا جنس مرد در بهشت بیشتر است یا جنس زن و زنان شامل دنیا و حوریان بهشتی می‌شوند. در این صورت بدون شک زنان بیشتر خواهند بود و به دو دلیل حمل حدیث به زنان دنیا به تنهایی درست نیست. اولاً : وصف این زنان به صفات مخصوص حوریان، ثانیاً : روایت امام احمد که بر حورالعین بودنشان تصریح نموده است. پس بین این حدیث و احادیثی که دال بر اکثریت زنان در جهنم می‌باشد، تعارضی وجود ندارد و امام مسلم نیز حدیثی از عمران‌بن حصین روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  فرمودند : کمترین ساکنان بهشت زنان هستند، مقصود زنان دنیا هستند. با این توضیح اشکال رفع می‌گردد (والله اعلم). }

امام احمد از انس‌ بن مالک روایت می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  فرمودند:

«یک حرکت شبانه یا روزانه در راه خدا از دنیا و آنچه در آن است با ارزش‌تر است و مسافت کمان هر کدام از شما یا جای قدمش در بهشت از دنیا و آنچه در آن است بهتر است و اگر زنی از زنان بهشتی به زمین افکند بین زمین و آسمان را پر از عطر خواهند نمود، و همه جا را فراخواهند گرفت و روسریش از دنیا و آنچه در آن است بهتر است».( چیزی که برای زیباتر شدن بر سر گذارد نه اینکه پوشیدن روسری و غیره اجباری باشد. )

 وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم دی 1391 | 10:59 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

کمردرد تجربه ای دردناک است و ممکن است حتی چند روز شما را خانه نشین کند. آنهایی که نوع شدیدتر آن را تجربه کرده اند، نگران آن هستند که مبادا مجبور شوند برای درمان به جراحی متوسل شوند.

 

 

 

روش های موثری در طب مکمل وجود دارد که می تواند جایگزین دارو و حتی در برخی موارد جراحی برای درمان کمردرد شود.
طب سوزنی یکی از شناخته شده ترین روش های موثر در کاهش درد و درمان انواع دردهای ستون فقرات از جمله کمردرد است.
طب سوزنی می تواند با شل کردن عضلات اطراف ستون فقرات، بهبود جریان خون ناحیه، آزاد شدن مواد ضد درد از جمله اندروفین از پایانه های عصبی باعث کاهش یا از بین رفتن انواع کمردرد شود.

ماساژ درمانی نیز از دیگر روش های موثر در بهبود کمردرد است. البته باید توجه داشت این کار از سوی فردی متخصص، ورزیده و آشنا به علوم پزشکی انجام شود که قادر به تشخیص صحیح و بررسی عکس یا سی تی اسکن بیمار باشد.

در برخی موارد فتق شدید، دیسک یا تنگی کانال نخاع، ماساژ می تواند خطرناک یا عارضه دار باشد و نباید انجام شود. بنابراین بررسی گرافی ( عکس ) یا ام. آر. آی بیمار قبل از انجام ماساژ ضروری است.
انجام همزمان طب سوزنی و ماساژ در مواردی می تواند به تسریع روند درمان کمک کند.

بادکش گذاری ( Cupping ) که شامل گذاشتن بادکش در برخی نقاط بدن، طب سوزنی روی کمر یا اندام تحتانی است نیز از دیگر روش های کمکی محسوب می شود.

گرم نگه داشتن موضع، استفاده از کیسه آب گرم و قراردادن جریان آب گرم روی کمر روزانه برای حدود ۱۵ ۱۰ دقیقه نیز می تواند کمک کننده باشد.

استفاده از چسب های مخصوص حاوی مواد گیاهی ضد درد از جمله منتول در موضع درد نیز می تواند به شل شدن عضلات و کاهش درد بینجامد.

تغییر شیوه زندگی نیز از نکات بسیار مهم دیگر است.

استفاده از توالت فرنگی، پرهیز از دوزانو نشستن یا ایستادن به مدت طولانی، استفاده از کفش مناسب، استفاده از تشک طبی، پرهیز از بلند کردن اجسام و استراحت کافی، از جمله این نکات است

 

درمان غیردارویی برای کمر درد - جدید و کارآمد

 


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : جمعه هشتم دی 1391 | 7:57 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
دراغاز سال تحصیلی۹۱-۹۲ هستیم ومن بران شدم که یک مقاله ای درباره افت تحصیلی برای دوستانم دراین تارنمابگذارم امیدوارم توانسته باشم رضایت عزیزان فرهنگی را براورد کنم واز اداره محترم درخواست دارم که درمورد این مقوله از ابتدای سال برنامه ای را تدارک کنند وهراموزشگاه نظران خودشان برای برسی ارسال کنند ومسئولین ذیربط هم با کمال علاقه مندی درجهت علت یابی وتشخیص راه حل برای پیشگیری از ان گزارش کاملی را تهیه کرد وبه صورت دستورالعمل به کلیه مقاطع تحصیلی  ارسال کرده ودر پایان سال تحصیلی در ارزشیابی مدارس واموزگار دخیل کرده وبا ایجاد انگیزه بتوانند نقطه شروعی برای پایان بخشیدن به افت تحصیلی داشته باشند

 

 

 

افت تحصيلي

 

1

 

مقدمه
تعريف

عوامل مؤثر بر افت تحصيلي و مردودي

علل خارجي

علل فردي

پيامهاي افت تحصيلي و مردودي
 

مقدمه

يکي از مشغله هاي اصلي بشريت در تمام دوران ، توانا ساختن نسل آينده در اداره امور خويش و سپردن ميراث فرهنگي بوده است . قسمت اعظم اين وظيفه ، در ابتدا توسط خانواده انجام مي شد . همزمان با گسترش جوامع و تقسيم کار اجتماعي و افتصادي وظيفه تعليم و تربيت به نهاد آموزش و پرورش محول گرديد .

اين نهاد به طور رسمي عهده دار اين امر گشت تا بر اساس اصول و اهداف مورد قبول جامعه ، توانايي ها و استعدادهاي کودکان و نوجوانان را شناسايي نمايد و به منظور اجتماعي شدن و به عهده گرفتن مسئوليت هاي آتي تعاليم لازم را به آنان بياموزد .

امروزه ديدگاه مردم در مورد آموزش و پرورش به گونه اي است که استفاده از امکانات تربيتي جامعه را حق طبيعي و مسلم خود مي دانند . دليل عمده اين امر آن است که تعليم و تربيت با سرنوشت انسان در زندگي آينده پيوند خورده است . در عصر حاضر بسياري از امکانات مادي و نيروهاي انساني در خدمت تعليم و تربيت قرار گرفته است . همچنین تعليم و تربيت در بسياري از جوامع يک سرمايه گذاري بلند مدت محسوب مي شود . که به بهاي چشم پوشيدن و صرف نظر کردن از رشد کوتاه مدت ديگر امکانات جامعه حاصل مي شود . بنابراين اگر تعليم و تربيت نتواند نيروهاي انساني تحت آموزش خود را در قالب انواع تخصص ها و مهارتهاي مکمل و مورد لزوم جامعه درآورد و بدين ترتيب نتواند به ايفاي نقش خود در زمينه شکوفايي جامعه بپردازد ، در واقع بايد گفت که اين امکانات و نيروها به هدر رفته است . لذا تفکر عاقلانه حکم مي کند که سرمايه ها و نيروهاي به کار گرفته شده در تعليم و تربيت به گونه اي برنامه ريزي و سازماندهي شود تا بتواند به اهداف مورد نظر خويش دست پيدا کند .

کودکان و نوجوانان در دوران تحصيل ، نگرش مثبت يا منفي نسبت به خود و محيط پيرامون بدست مي آورند اين مسأله به مقدار زياد به تجارب موفق يا ناموفق دانش آموزان در دوران تحصيل بستگي دارد . آنها در مدرسه در مسير رشد و بالندگي قرار مي گيرند . در حقيقت در طول بهترين سالهاي عمرخود با عوامل مختلف مؤثر بر تحول شناختي ، عاطفي و اجتماعي به کنش متقابل مي پردازند .

آنها با پيشرفت در تحصيلات و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي به سلامت رواني نيز دست پيدا مي کنند . بر عکس در صورت عدم موفقيت تحصيلي و فشارهاي رواني ناشي از آن ، بهداشت رواني شان برهم خورده و بدين گونه خسارتهايي متوجه آنها و جامعه مي شود .

به همين دليل بايد به مقوله افت تحصيلي توجه بيشتري نمود تا بتوان با شناخت آن ، توانايي ها و شايستگي هاي کودکان و نوجوانان را بارور کرد .

 

تعريف افت تحصيلي
 

افت از نظر لغوي به معني کمبود ، کمي ، کم و کاست و نقصان است . منظور از افت تحصيلي « کاهش عملکرد تحصيلي دانش آموز از سطح رضايت بخش به سطحي نامطلوب است . » همچنين افت در لغت به معناي ضايعات ، ضايع کردن که بيشتر در نظر اقتصاددانان مطرح شده است . اما در بعضي از متون فارسي کلمه ترک تحصيل نيز معادل افت تحصيلي در نظر گرفته شده است . به عبارتي افت تحصيلي عبارت است از نزول از يک سطح بالاتر به سطح پايين تر در تحصيل و آموزش .

 افت تحصيلي به معناي دقيق آن ، زماني است که فاصله قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعاليتهاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد . گرچه اين تعريف مي تواند همه کساني را که به دنبال شکستهاي پي در پي تحصيل ، از تحصيل عقب مانده و عمدتاً به اصطلاح تجديد يا مردود شده اند  را در بر گيرد اما مفهوم افت تحصيلي صرفاً در رفوزگي و تجديدي خلاصه نمي شود و مي تواند شامل هر دانش آموز و دانشجويي شود که اکتسابهاي آموزشگاهي و پيشرفت دانشگاهي او کمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست . لذا بر اساس اين تعريف دانش آموزان تيزهوش نيز ممکن است دچار افت تحصيلي و کم آموزي بشوند . لذا افت تحصيلي مسئله اي است عام و نسبي .

کاربرد دقيق اصطلاح افت يا اتلاف در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش را به صنعتي تشبيه مي کنند که بخشي از سرمايه و مواد اوليه اي را که بايد به محصول نهايي تبديل مي شد تلف نموده و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است شايد اين تشبيه چندان خوشايند نباشد و اصطلاح « قصور در تحصيل يا واماندگي از تحصيل » مطلوبتر باشد . با وجود اين اگر از نقطه نظر منابع و مخارجي که جامعه در اختيار نهاد تعليم و تربيت قرار مي دهد به آموزش و پرورش بنگريم بدون شک آموزش و پرورش يکي از بزرگترين مشاغل اقتصادي جهان مي باشد . لذا مي توان اصطلاح افت يا اتلاف را در مورد اين نهاد نيز به کار برد يعني در حقيقت در فرآيند تعليم و تربيت افت شامل اتلاف در پرورش و يادگيري انسانها ، تأسيسات ساختماني و تجهيزات مدارس و مؤسسات آموزشي و ارزش کار معلمان و اوقات دانش آموزان به وجود مي آيد . اگر فرض کنيم که هدف همه دانش آموزاني که وارد يک مرحله از مقطع تحصيلي مي شوند ، گذراندن موفقيت آميز آن دوره يا مقطع باشد بنابراين ، هم تکرار پايه هاي تحصيلي يک دوره و هم ترک تحصيل پيش از پايان دوره را نيز مي توان به عنوان افت تحصيلي تلقي کرد . تکرار پايه تحصيلي عبارتست از تکرار يک کلاس براي دانش آموزي که در سال قبل در همان پايه مشغول به تحصيل بوده است . 

تکرار پايه تحصيلي از اين جهت افت تحصيلي محاسبه مي گردد که موجب کاهش ظرفيت ثبت نام در پايه تکرار شده مي گردد و از پذيرش ديگر دانش آموزان در آن پايه جلوگيري به عمل مي آورد ويا باعث به وجود آمدن تراکم دانش آموزان در آن پايه مي گردد . اين موضوع هم باعث تحميل هزينه هاي بيشتري به نظام آموزش و پرورش مي شود و هم به عنوان يک عامل شديد افت تحصيلي مضاعف مي شود که باعث ترک تحصيل مي گردد . ترک تحصيل عبارت  از وضعيتي است که دانش آموز  پيش از پايان سال دوره آموزشي که در آن ثبت نام کرده است آن دوره را ترک کرده  و در حقيقت به هدفهاي آن دوره دست پيدا نمي کند . اما در اهداف تعليم و تربيت اينگونه عنوان شده است که هدف تعليم و تربيت ، اجباري کردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي است اگر چنانچه فردي تا پايان دوره راهنمايي ترک تحصيل نمايد آن را جزء افت تحصيلي محسوب مي کنند اما بعد از دوره راهنمايي چون اين احتمال پيش بيني شده است که فقط بخشي از قبول شدگان دوره راهنمايي وارد مقطع دبيرستان شوند . بنابراين ترک تحصيل قبول شدگان دوره دبيرستان افت محسوب نمي گردد بلکه به عنوان فارغ التحصيل تلقي مي شوند بنابراين با توجه به مسائل مطرح شده در فوق افت تحصيلي عبارت است از وقوع ترک تحصيل زودرس و تکرار پايه تحصيلي در نظام آموزش و پرورش يک کشور . البته قابل ذکر است که اين تعريف تا حدودي محدود است زيرا انواع افت را ناديده گرفته و نتايج آموزشي و پرورشي ترک تحصيل زودرس يا مزيتهايي را که ممکن است تکرار پايه تحصيلي در برداشته باشد در نظر نمي گيرد .  به هر حال حدود  ترک تحصيل و تکرار پايه تحصيل به ساخت نظام آموزشي و هدفهاي اين نظام بستگي دارد .

عوامل مؤثر بر افت تحصيلي و مردودي

1

علل گوناگوني ، زمينه ساز افت تحصيلي و احياناً توقف در يک پايه تحصيلي مي شوند . در کل نمي توان علل ثابتي را عامل موفقيت يا شکست تلقي کرد . اغلب محققان و صاحب نظران عوامل شکست تحصيلي را در دو طبقه درون سازماني و برون سازماني قرار مي دهند . از عوامل بيروني به تعدد زبان ، نابرابري ، امکانات آموزشي در شهر و روستا ، محروميت برخي از گروهها مثل غيربوميان ، مهاجرين ، دختران و محدوديتهاي مالي کشورها ، عوامل شخصي مانند هوش و استعداد ، امور عاطفي و نتايج تحصيلي اشاره نموده و از عوامل دروني نظام آموزش و پرورش کيفيت معلمان، برنامه هاي آموزشي ، تقويم و ساعت آموزشي را مي توان نام برد  .

* در يک تقسيم بندي مشابه نيز مي توان عوامل زير را در افت تحصيلي دخيل دانست :

۱- علل داخلي که متوجه نظام آموزش و مدرسه مي باشد

۲ - علل خارجي که خود به دو دسته تقسيم مي شوند :

     الف ) علل اجتماعي و خانوادگي

        ب ) علل فردي

اين دسته بندي داراي مرز مشخصي نيست و مي توانند در يکديگر تداخل داشته باشند ، چرا که نظام آموزشي نمي تواند از اجتماع جدا باشد و خود متأثر از آن است . همچنين عوامل فردي بي تأثير از اجتماع و خانواده نمي باشد . اين دسته بندي فقط براي سهولت مطالعه و تحقيق مي باشد که در زير به تفصيل بيان مي شود .

* علل داخلي :

مدرسه به عنوان دومين کانون که در رشد و تحول کودک سهم بسزايي دارد مي تواند نقش خود را به طور سازنده و يا بعضاً به شکل مخرب ايفا کند . اولين تجارب آموزشي و اجتماعي در محيط مدرسه يا کلاس درس ، روابط با همسالان و مشکلات ناشي از نظام آموزشي با افت تحصيلي دانش آموزان در ارتباط هستند .

روانشناسان انسانگرا بر اين باورند که عواملي چون نگرش نسبت به خود ، آموزشگاه و ديگران ، ميزان همدلي ، احترام بي قيد و شرط . يکرنگي و در نظر گرفتن تفاوتهاي فردي مي توانند عوامل مهمي در مسائل انطباقي ، سلامت جسماني ،  ميزان توجه و حتي تغيير در ميزان بهره هوشي و رشد شناختي باشد . از ديدگاه انسانگرايانه ، يادگيري مي بايست در محيطي با روابط انساني خوب تحقق يابد . در واقع تجربه يادگيري متأثر از ديدگاه يادگيري است و از اين رو يادگيري تا حد امکان بايد فردي و در زمان حال صورت پذيرد .

آموزش انسانگرايانه با کل وجود آدمي در ارتباط است . بنابراين هم مسائل آموزشي و هم مسائل عاطفي به موازات هم مي بايست در آموزشگاه مورد توجه قرار گيرد .

 اعم علل آموزشگاهي که باعث افت تحصيلي مي شود عبارتند از :

۱ - نامتناسب بودن هدفها و محتواي برنامه ها با نيازها ، استعداد و علاقه دانش آموزان :

اگر فراگيران برنامه درسي را نامربوط تشخيص دهند و آنها را متناسب با اهداف خود ندانند آن گاه است که افت تحصيلي افزايش مي يابد . از آنجائيکه در نظام آموزشي ما هدف ، نخبه پروري وطرح تعليم و تربيت بر مبناي تشکيل ذهن و ذخيره هر چه بيشتر دانش آموزي مي باشد . قصور در برقراري هدفها و برنامه هايي که با نيازهاي رشد ، تکامل ، علائق و انگيزه هاي فرد متناسب و هماهنگ نباشد بر جريان تعليم و تربيت تأثير نامناسبي برجاي گذارده و باعث افت تحصيلي مي شود .

۲- نامتناسب بودن روشها و امکانات آموزشي با محتواي برنامه ها :

در نظام آموزشي ما روشهاي تدريس و يادگيري بر اساس گوش دادن و بيان لفظي و حفظ مطالب درسي استوار است و تأکيد بر روشهاي غيرفعال است . در نتيجه ذوق و خلاقيت و ابتکار دانش اموزان ناديده گرفته مي شود و انگيزه و علائق آنان براي آموختن از بين مي رود و در نتيجه افت تحصيلي نمايان مي شود .

۳ - نامتناسب بودن معلمان از نظر صلاحيت ها ، شايستگي ها و تعداد با نيازهاي برنامه

کمبود معلم مخصوصاً در کشورهاي در حال توسعه به دليل کاهش جاذبه براي شغل معلمي ، يکي از دلايل شلوغي کلاسها و عدم توجه مناسب به پرورش و شکوفايي استعدادهاي دانش آموزان مي باشد که اين امر باعث مردودي و يا ترک تحصيل آنان گرديده و يکي از عوامل افت تحصيلي است . کانت معتقد است در بين ابداعات بشري هنرمملکت داري و هنر تعليم و تربيت از مابقي ديگر مشکل تر است يک معلم خوب براي اداره کردن به دو ويژگي نياز دارد . اشراف بر کلاس يعني توانايي معلم در کنترل کلاس و حضور ذهن يعني توانايي معلم براي انجام دادن دو يا چند عمل در يک زمان . معلم هميشه در يک کلاس با دو نوع موقعيت روبروست . موقعيتهاي مقرر يا پيش بيني شده وموقعيتهاي اضطراري که از قبل قابل پيش بيني نمي باشد . کلاسهاي شلوغ به علت کمبود معلم و فضا و در نتيجه عدم توجه مناسب به پرورش و شکوفايي استعدادهاي دانش آموزان و تدريس معلمان به شيوه قديمي به صورت غيرفعال و پذيرنده کاهش جاذبه براي شغل معلمي به خاطر حقوق ناکافي و عدم رفاه در نتيجه عدم جذب نيروهاي مطلوب کارآمد از جمله مواردي است که در نهايت افت تحصيلي وتکرار پايه تحصيلي را به دنبال دارد .

۴ - نامتناسب بودن مقررات و شرايط و فضاي مدرسه و کلاس با نيازها و شرايط اجتماعي

مقرراتي که در اکثر مدارس حاکم است با وضعيت معلمين و دانش آموزان متناسب نيست و در اين شرايط به استعدادها ، علائق و مشکلات دانش آموزان و تفاوتهاي فردي آنان توجهي نمي شود . در اين شرايط تعليم و تربيت تحميل شده ، تهديد ، توبيخ جنبه رسمي به خود مي گيرد و اين خود باعث بي علاقگي و عدم پرورش استعدادها شده و افت تحصيلي را به دنبال دارد همچنين مقررات و شرايط نامناسب مدرسه ، کلاس و محيط داخلي مدرسه و جريانهاي اجتماعي آن ممکن است به طور کلي با نيازهاي کودکان و جامعه اي که آنها را در برگرفته است بيگانه و ناهماهنگ باشد از جمله ساختمان مدارس ، تجهيزات ، کتابها و برنامه هاي درسي ممکن است از عوامل اين بيگانگي به شمار آيند از عوامل مؤثر ديگر در اين ارتباط مي توان از مدت زمان و تعداد جلسات کلاس در هر روز ، مدت زماني که براي انجام تکاليف در منزل تعيين مي شود و تعداد روزهاي حضور در مدرسه در هر هفته و همچنين چگونگي روابط معلمان و مسئولان مدرسه با دانش آموزان و اولياء آنان نيز نام برد .

۵ - نامتناسب بودن روشهاي ارزشيابي و سنجش يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و تأکيد زياد بر امتحانات

از آنجا که آموزش و پرورش عمومي حق همه افراد جامعه است پس بايد افراد جامعه به اهداف و نتايج پيش بيني شده براي اين سطح آموزش و پرورش برسند . در نتيجه افت تحصيلي در آن بي معنا خواهد بود نظر به اينکه يادگيري فرآيندي پويا و ممتد است نه ثابت و مقطعي ، بنابراين تقسيم بندي تغيير و تحولات مداومي که فرد در جريان يادگيري با آنها روبروست به مراحل دلخواه تحصيلي و ارائه آزمونهايي براي اندازه گيري يادگيري او در خلال يا در پايان هر يک از مراحل به منظور تعيين سرنوشت او نمي تواند توجيه پذير باشد . زيرا نمرات امتحاني به شخصي که امتحانات را تصحيح مي کند وابستگي دارد و شايستگي معلمان در تدريس از يک موضوع درسي به موضوع درسي ديگر متفاوت است پس ارزش نمرات امتحاني متفاوت است . تأکيد زياد بر نمرات امتحاني هدفهاي اصلي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد و نمره به صورت هدف در مي آيد و به جاي تأکيد بر پرورش قدرت خلاقيت وابتکار و جرأت و جسارت ، بر حفظ و ذخيره دانشهاي ساخته و پرداخته کنوني در ذهن تأکيد مي کند .

دانش آموزان به طور کلي در فعاليتهاي اوليه تحصيلي شان تقريباً ياد مي گيرند که به نظام نمره گذاري و ارتقا گواهينامه گزارشهاي تحصيلي اهميت قائل شوند امتحانات در صورتي توجيه پذيرند که نقاط قوت و ضغف دانش آموزان را نشان داده و زمينه پيشرفت آنان را فراهم نمايد .

علل خارجي

خانواده و نقش آن بر افت تحصيلي

۱ - محروميت فرهنگي

۲ - فقر و محروميت اقتصادي

۳ - عوامل عاطفي و رفتاري خانواده

۴ - فقدان والدين

۵ - بي سوادي والدين

۶ - تعداد اعضاي خانواده

هر انساني قسمت اعظم زندگي خود را در خانواده سپري مي کند . خانواده به اولين گروه خويشاوندي يک کودک اطلاق مي شود و نخستين پيوند ميان کودک و محيط اطراف است . کودک در آنجا پندارهاي اوليه درباره جهان خارج را فرا مي گيرد . از لحاظ جسمي و ذهني رشد و پرورش پيدا مي کند . سخن گفتن و هنجارهاي اساسي رفتار را ياد مي گيرد و سرانجام نگرشها ، اخلاق و روحياتش در خانواده شکل مي گيرد و به عبارت ديگر اجتماعي مي شود .

اعم عواملي که تحت عنوان عوامل اجتماعي - خانوادگي مطرح مي شود در ذيل ذکر مي شود :

۱ - محروميت فرهنگي

کودک دچار فقر فرهنگي ، کودکي است که از فقر زباني ، تجربي ، شناختي و شخصيتي و دامنه وسيعي از نگرشها ، هنجارها و ارزشهاي بدون معيار رنج مي برد و با توجه به اين موارد است که فرصتهاي برابر آموزش ، شانس مساوي در برخورداري از تعليم و تربيت را فراهم نمي کند . زيرا بسياري از افرادي که وارد نظام آموزشي مي شوند اين بار محروميت فرهنگي است که آهنگ برخورداري آنان را معين مي کند .

هر چه امکانات فرهنگي خانواده زيادتر باشد امکان رشد توانايي هاي هوشي کودکان زيادتر مي شود و برعکس فقر محيط فرهنگي اثرات منفي بر رشد عقلي و شناختي کودکان دارد و در نتيجه موجبات افت تحصيلي را به وجود مي آورد .

۲ - فقر و محروميت اقتصادي

کودکاني که متعلق به خانواده هايي با پايگاه اقتصادي و اجتماعي فوق العاده پائين بوده و تواماً با فقر اقتصادي و فرهنگي مواجه اند ، از انگيزه تحصيلي بسيار پائين برخوردارند . از سوي ديگر در کنار فقر فرهنگي و محروميتهاي محيطي ، شرايط اقتصادي - اجتماعي حاکم بر جامعه نيز در چگونگي تبلور انگيزه هاي رشد و پيشرفت يا افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارد .

فقر و نداري به شکلهاي گوناگون موانعي را در جهت پيشرفت تحصيلي به وجود مي آورد از قبيل :

  •  نامناسب بودن مکان زندگي از جهت آب سالم ، نور و فضاي اتاق ، رفت و آمد و شلوغي و سر و صدا،  آلودگي هوا ، نبودن مکان براي کارهاي شخصي .

  • نامناسب بودن امکانات بهداشتي و تغذيه و در نتيجه ابتلا به انواع بيماريها و سوء تغذيه و کمبود خواب

  • کارکردن در خارج از منزل که مانع رفتن آنها به مدرسه يا باعث حضور نامرتب آنان در کلاس مي شود .

  • يکي از عوامل منفي خانوادگي که همواره منشاء انحراف توجه کودک از تحصيل مي گردد جابجائي وظايف والدين و فرزند است . از جمله جابجائي ها که ارتباط قابل توجهي با افت تحصيلي دارد ، اشتغال کودکان است . به اين ترتيب کودکان در سني به کار و اشتغال مي پردازند که معمولاً از آنها انتظار مي رود درآن مقطع بيشتر به نقشهاي مورد انتظار از جمله تحصيل بپردازند . عدم تامين نيازهاي مالي خانواده و نياز به نيروي کار کودک از دلايل عمده اشتغال کودکان در سنين پائين است که در اين زمينه صرف وقت و نيروي بسيار در اشتغال ، باعث افت تحصيلي آنها مي شود . اشتغال دانش آموزان انرژي جسمي و ذهني شان را براي يادگيري دروس کاهش مي دهد . به اين ترتيب کودکان ممکن است به دليل عدم حضور فعال و مستمر در محيطهاي آموزشي نتوانند به نحو مطلوبي به تحصيل ادامه دهند .

وضعيت اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خانواده در نظام ارزشها به ويژه در روش تربيت فرزندان تأثير مي گذارد . در بعضي از خانواده ها پيشرفت کودکان در امر تحصيل به عنوان يکي از ارزشهاي مهم تلقي مي شود . اين گونه خانواده ها براي پيشرفت فرزندان خود اهميت زيادي قائل هستند .

آنان اغلب با مدرسه و معلم و فرزندان خود در ارتباطند . ولي اعضاي طبقه کارگر ارزش پائين تري براي آموزش و پرورش قائل هستند همچنين آنها تأکيد کمتري بر آموزش رسمي دارند و آن را وسيله اي براي پيشرفت شخصي قلمداد نمي کنند .

۳ - عوامل عاطفي و رفتاري خانواده

رفتار والدين با يکديگر و تعامل آنها با کودک و به طور کلي جو عاطفي خانواده به عنوان يکي از مهمترين عوامل مؤثر در رفتار و سازگاري کودک به شمار مي رود . پذيرش يا طرد کودک از جانب والدين و رابطه فرزندان با يکديگر ، بهداشت رواني کودک را تحت تأثير قرار مي دهد . کودکي که در خانواده احساس تبعيض و طردشدگي و ناامني مي کند ممکن است از نظر بهداشت رواني مورد تهديد قرار گيرد .

و اين امر ، به تدريج باعث مي شود که کودکان انگيزه يادگيري را از دست بدهند و اکثر آنها به گروه مردودشدگان و شکست خوردگان تحصيلي مي پيوندند . در خانواده هايي که جو عاطفي سالم در آنها وجود دارد و روابط عاطفي والدين با بچه ها و همچنين روابط اجتماعي مناسبي بين افراد خانواده برقرار است کودک احساس امنيت مي کند چنين کودکي از سلامتي رواني و پختگي عاطفي و رشد اجتماعي بهتري برخوردار است که طبعاً در سازگاري او با مدرسه و يادگيري و پيشرفت تحصيلي وي تأثير تعيين کننده دارد .

۴ - فقدان والدين

نبودن پدر يا مادر يا هر دو ، اختلافات خانوادگي ، جدايي والدين از يکديگر در خانواده ، باعث مي شوند شرايط امنيت رواني و عاطفي به شدت کاهش يابد و باعث افت تحصيلي شود . فقدان والدين باعث  آثار منفي رفتاري و عاطفي بر کودکان شده و به تبع آن بي علاقگي و آشفتگي هاي هيجاني ايجاد مي شود که هر يک به نوبه خود مي تواند عاملي براي افت تحصيلي دانش آموز باشد .

۵ - بي سوادي والدين

بي سوادي والدين موجب عدم درک وظايف مدرسه ، برنامه هاي آن و تداوم حضور مرتب دانش آموز در مدرسه مي گردد و مشکلاتي براي تحصيل دانش آموز و کار مدرسه فراهم مي کند . همچنين از نظر ناتواني در کمک فکري و عملي به امور برنامه درسي دانش آموزان در منزل ، از پيشرفت تحصيلي فرزندان آنان مي کاهد .

والدين با سواد علاوه بر نقش کمک رساني در آموزش فرزندان خود ، الگوي منسجمي از يک فرد باسواد نيز هستند . سواد والدين در تحصيل فرزندان نقش دو جانبه اي دارد . از يک سو براي آنها جنبه کمک آموزش دارد و از سوي ديگر انگيزه اي براي درس خواندن آنها مي شود . برخي از تحقيقات نشان داده اند کودکاني که در امور تحصيلي موفق هستند از والديني برخوردار هستند که تحصيلات بالاتري دارند .

۶ - تعداد اعضاي خانواده

امروزه در کليه جوامع بشري افزايش جمعيت يکي از مشکلات اساسي مي باشد و ازدياد روزافزون آن جامعه را تهديد مي کند و در نتيجه توجه اصلي پژوهشگران و صاحب نظران علوم اجتماعي و تربيتي را به خود جلب کرده است . تحقيقات نشان مي دهد مجموع تعداد خواهران و برادران در گروهي که داراي افت تحصيلي هستند بيشتر است . زيرا هر خانواده مقدار محدودي از منابع از قبيل پول ، غذا ، فضاي زندگي ، رسيدگي و توجه والدين ، کنترل فرزندان و ... را دارد که هر چه تعداد اعضاي خانواده بيشتر باشد تعداد متوسط منابع براي هر کودک کمتر مي شود . در خانواده هاي پرجمعيت ، کودکان در مدتي که وقت خود را خارج از منزل صرف مي کنند احساس آرامش بيشتري مي کنند و از طرفي در اين خانواده ها والدين کمتر مي توانند فعاليتهاي خارج از منزل فرزندان خود را تحت نظر داشته باشد .

علل فردي

۱ - هوش

۲ - انگيزش

۳ - توجه

۴ - آشفتگيهاي عاطفي و هيجاني

۵ - جنسيت

۶ - نارسائيهاي جسماني

بسياري از مسائل مربوط به يادگيري و نابهنجاري هاي دانش آموزان از علتهاي پنهاني که در تفاوتهاي فردي نهفته است ناشي مي شود . شناخت تفاوتها موجب بهبود کيفيت آموزش و پرورش و کاهش افت تحصيلي مي شود . مساله تفاوت هاي فردي به ويژگيهاي شناختي ، روانشناختي و شخصيتي از قبيل هوش ، انگيزش ، اعتماد به نفس ، توجه ، نارسائيهاي جسمي و غيره مربوط مي شود  . براي پي بردن به علل اين تفاوتها لازم است که به علل وراثتي و محيطي و تأثير متقابل اين دو عامل بر هم اشاره شود . افراد از يک طرف با خصوصيات وراثتي معين به دنيا مي آيند و از طرف ديگر در شرايط و محيطهاي گوناگون پرورش مي يابند . بنابراين تفاوتهاي افراد نتيجه کنش متقابل بين محيط و وراثت است مهمترين عوامل فردي که در مردودي و افت تحصيلي نقش دارند عبارتند از :

۱ - هوش

بدون شک يکي از عومل مهم افت تحصيلي کمبود هوش و توانايي ذهني است . هوش هر فرد را مي توان به دو نوع هوش عمومي و اختصاصي تقسيم کرد . هوش عمومي نوعي توانايي است که در اغلب فعاليتهاي انسان خود را نشان مي دهد . هوش اختصاصي استعداد و توانايي خاصي است که فرد در يک يا چند زمينه خاص دارد . اگر به نمرات دروس مختلف يک دانش آموز بنگريم مي بينيم که نوعي رابطه بين آنها وجود دارد که حاکي از هوش عمومي است يعني اين طور نيست که آن دانش آموز در يک درس بسيار قوي و در درس ديگر بسيار ضعيف باشد . از طرف ديگر ممکن است کمي تفاوت ديده شود مثلاً در درس علوم بهتر از تاريخ باشد که اين نشاندهنده هوش اختصاصي است . افراد از نظر ميزان برخورداري از هوش عمومي با يکديگر تفاوتهاي بسياري دارند که بايد به آنها توجه شود .

کودکان و نوجوانان از نظر ظرفيت هوش با هم متفاوت هستند زيرا بهره هوشي افراد نتيجه تعامل بين وراثت و محيط است . بنابراين کودکان با ظرفيت متفاوت به دنيا آمده و در شرايط محيطي مختلف بهره هوشي خود را مي يابند . بديهي است درصد قابل توجهي از دانش آموزان که از نظر هوشي پائين تر از ميانگين هستند ، در گروه دانش آموزان مرزي قرار دارند و احتمال اينکه اين دانش آموزان شکست تحصيلي را بيشتر تجربه کنند زياد است . اين دانش آموزان اغلب در مدارس عادي حضور دارند و نيازمند توجه خاص معلمان و مشاوران مجرب هستند . برخي از تحقيقات نشان داده اند که انگيزه تلاش در اين گونه دانش آموزان به دليل عدم درک فهم مطالب درسي ، اندک است .

۲ - انگيزش

انگيزش چيزي است که ما را از ملالت به سوي علاقه حرکت مي دهد . انگيزش عبارت از آن چيزي است که به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي کند گاهي انگيزش را به موتور و فرمان يک اتومبيل تشبيه مي کنند . انگيزه در واقع موتور حرکت هر فردي است . يکي از دلايل افت تحصيلي نداشتن انگيزه پيشرفت مي باشد . آنهايي که داراي انگيزه پيشرفت بالا هستند به تکاليفي روي مي آورند که درجه دشواري آن در حد متوسط باشد و از تکاليف خيلي آسان يا خيلي متوسط دوري مي کنند. چون تکاليف آسان براي آنها مبارزه اي به حساب نمي آيد و ايجاد نگيزه نمي کند و انجام دادن تکاليف آسان فصيلتي به شخص نمي بخشد به اين دليل است که تکاليف دشوار براي آنهايي که خواستار پيشرفت هستند انگيزه آفرين نيست آنهايي که نياز به پيشرفت پايين دارند به تکاليف نيمه دشوار روي مي آورند و آنهايي که ترس شديد از شکست دارند به سوي تکاليف آسان مي روند که احتمال موفقيت در انها بسيار است و احتمال شکست بسيار کم و يا اينکه به سوي تکاليف خيلي دشوار مي روند که بهانه اي براي آنها باشد . روانشناسان در پژوهشها دريافته اند که نقش انگيزش در مسائل يادگيري و پيشرفتهاي تحصيلي خيلي مؤثر تر از درجه هوش شاگردان است .

۳ - توجه

براي يادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط توجه به آن است بديهي است اگر دانش آموز از هوش بالايي برخوردار باشد ولي به مطلب توجه نکند ، نميتواند آن را فرا گيرد ، بنابراين بايد خاطر نشان کرد علت افت و شکست تحصيلي بعضي از دانش آموزان ناشي از دامنه توجه پايين است و نيز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکاليف درسي نيز يکي از علل شکست و افت تحصيلي مي باشد .

۴ - آشفتگيهاي عاطفي و هيجاني

مشکلات عاطفي و هيجاني دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد مي تواند باعث افت تحصيلي آنان شود که مهمترين آنها را به اختصار توضيح مي دهيم .

  • اضطراب و نگراني

يکي از عوامل عاطفي که در يادگيري فرد تأثير سوء دارد اضطراب است . اضطراب در يادگيري اختلال ايجاد مي کند. اين عامل در حالت شديد مي تواند افت تحصيلي را باعث گردد چرا که فرد نمي تواند تمام قواي فکري و رواني خود را در هنگام يادگيري مطالب به کار گيرد . علت اضطراب و نگراني مي تواند ناشي از ترس از امتحان ، نمره ، معلم يا اختلالات عاطفي - رفتاري خانواده و غيره باشد . وجود اندکي اضطراب در انسان به عنوان يک حالت عاطفي و هيجاني نه تنها طبيعي است بلکه فقدان کامل آن مي تواند مشکلاتي را پديد آورد . اما همين اضطراب که چاشني زندگي است و انسان را به کار و کوشش و تکاپو وا مي دارد اگر از حد اعتدال خود تجاوز کند بسيار زيان بخش خواهد شد وجود اندکي اضطراب در دانش آموزان براي مدرسه و تکاليف آن ضروري است و موجب احساس مسئوليت ، برنامه ريزي و مطالعه بيشتر آنها مي شود حتي در مواردي که برخي از دانش آموزان نسبت به درس ، امتحان و مدرسه هيچگونه مسئوليتي احساس نمي کنند گاه لازم است که معلمان يا اولياء با تشريح عواقب قصور ، کوتاهي و تنبلي دانش آموزان مقداري اضطراب در آنها ايجاد کنند . اما از طرف ديگر مطالعات متعددي نشان داده است که اگر اضطراب شديد باشد کاهش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را به همراه خواهد داشت . به بيان ديگر يکي از دلايل اساسي افت تحصيلي ، تجديدي و مردودي دانش آموزان ،  اضطراب امتحان است که برخي مطالعات سهمي در حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد را نشان داده اند .

۵ - جنسيت 

از ديگر متغيرهاي فردي که مي تواند تفاوتهايي را در پيشرفت يا افت تحصيلي دانش آموزان ايجاد کند جنسيت مي باشد .  برخي از محققان معتقدند که دختران در علوم انساني و پسران در علوم رياضي و فني توانايي بهتري دارند همينطور ميزان مردودي در پسران به مراتب بيشتر از دختران مي باشد . مسئله ديگر نحوه تفکر دانش آموزان است . به طوريکه دانش آموزاني که در امر تحصيل با شکست مواجه مي شوند اين امر را به فقدان توانايي خود نسبت مي دهند و خود را ناتوان مي پندارند . در آنها احساس عدم شايستگي ايجاد مي شود و به تبع کاهش عملکرد را به دنبال دارد که خود باعث دور باطل و شکستهاي پي در پي مي شود .

۶ - نارسائيهاي جسماني

نارسائيهاي جسمي و بيماريها ممکن است سبب پيدايش ناراحتيهاي جسمي خاص در دانش آموزان شده به طوريکه در برنامه هاي تحصيلي کودک مزاحمت ايجاد کرده و در نهايت به افت تحصيلي منجر شود . نارسائيهاي جسماني خود به انواع مختلف تقسيم مي شود که در اينجا به اختصار به چهار نوع از آنها اشاره مي شود .

الف ) ضعف بنيه : دانش آموزاني که ضعف بنيه دارند  و از سلامت کامل برخوردار نيستند نمي توانند زياد فعاليت و کوشش کنند و به خاطر آمادگي براي انواع بيماري از پيشرفت تحصيلي باز مي مانند .

ب ) ضعف بينايي و شنوايي :

آنهايي که دچار ضعف در بينايي و شنوايي هستند درس را خوب درک نمي کنند و خودبخود افت تحصيلي دامنگير آنها خواهد شد . مطابق تحقيقات انجام شده ملي و بين المللي حدود دو درصد از کودکان و دانش آموزان بدون اينکه از عينک و سمعک استفاده کنند وبي آنکه شناسايي شده باشند دچار نارسايي بينايي و شنوايي هستند . در واقع يکي از مهمترين عوامل افت تحصيلي همانا ضعف بينايي و شنوايي است .

ج )‌ناراحتيهاي جسمي - حرکتي

ناراحتيهاي مربوط به مراکز عصبي و ناهماهنگي هاي حسي و حرکتي مانند صرع ، فلج مغزي نيز مي تواند باعث افت تحصيلي شود .

د ) مشکلات ارتباطي :

دانش آموزاني که با ديگر دانش آموزان و معلمان ارتباط برقرار مي کنند مشکلات خود را با آنها حل مي کنند ولي ان دسته از دانش آموزاني که از اين نظر مشکل دارند و نمي توانند با ديگران روابط حسنه برقرار کنند ومنزوي و گوشه گير هستند ناچارند که مشکل خود را به خود بازگو کنند که به دور تسلسل خواهند رسيد و مشکل آنها باعث افت تحصيلي در آنها خواهد شد .

۷ - مشکلات رفتاري

در بعضي از مواقع مشکلات رفتاري ، باعث افت تحصيلي مي شوند . برخي از محققان معتقدند که اختلالات رفتاري ، رفتارهاي افراطي ، مزمن و انحرافي هستند که گستره آن شامل اعمال تهاجمي يا برانگيختگي ناگهاني تا اعمال افسرده گونه و گوشه گيرانه مي باشد .

دانش آموزاني که داراي مشکلات رفتاري هستند توانايي ايجاد تمرکز و انگيزه لازم براي يادگيري ندارند و کمتر قادر به شرکت در کلاسهاي عادي هستند زيرا به طور متوالي شکست را تجربه مي کنند .

از مشکلات و عوامل فردي ديگري که در امر افت تحصيلي و مردودي دخيل است مي توان عزت نفس پايين ، ناتوانائيهاي يادگيري ،‌ دوزبانگي دانش آموزان را نام برد که هر کدام از انها احتياج به بررسيها و پژوهشهاي عميقي دارد .

پيامهاي افت تحصيلي و مردودي

۱ - اثرات افت تحصيلي بر کودکان

۲ - اثرات افت در محيط خانواده

۳ - هزينه هاي تحميل شده بر دولت

* بحث و نتيجه گيري

افت تحصيلي و مردودي را نمي توان فقط به عنوان يک مشکل فردي مورد توجه قرار داد . زيرا ابعاد و پيامدهاي ناشي از آن خيلي فراتر و وسيع تر از مسائل شخصي و فردي است . از آنجائيکه مسئله افت تحصيلي و مردودي پيامدهاي گسترده را در بر مي گيرد در اين اختصار به برخي از آنها اشاره مي کنيم.

۱ - اثرات افت تحصيلي بر کودکان

پايان سال تحصيلي براي کودکي که مردود شده است لحظه اي بحراني است . زيرا شکست ، تصوري را که کودک از خود دارد دگرگون مي سازد و نيز عقيده ديگران را نسبت به او عوض مي کند . اين تغييرات در شخصيت در حال تکوين و تشکيل کودک بسيار ظريف و آسيب پذير است و آثار نامطلوب به جاي مي گذارد . بسيارند دانش آموزان شکست خورده که از خانه مي گريزند يا به مواد مخدر پناه مي برند و يا حتي اقدام به خودکشي مي کنند . در ضمن تجربيات موفق مدرسه باعث نگرش مثبت به خود مي شود .  اما تجربيات ناموفق مدرسه به مفهوم منفي مي انجامد که در نتيجه آن فرد ممکن است دچار دي منفي نسبت به خود شود . اگر محيط مدرسه براي دانش آموزان شواهدي که حاکي از شايستگي و لياقت وي در کار مدرسه باشد طي چندين سال خصوصاً سالهاي نخست تحصيلي فراهم بياورد و اين تجارب موفقيت آميز در چهار پنج سال بعد نيز تکرار شوند . مطمئناً براي مدت نامحدودي در فرد نوعي مصونيت در برابر بيماريهاي رواني ايجاد مي شود . چنين فردي قادر خواهد بود تا بدون تحمل رنج و عذاب بر بحرانها و فشارهاي شديد زندگي غلبه کند . اگر يک کودک صرفنظر از سابقه زندگي اش بتواند در مدرسه موفق شود براي موفقيت در زندگي نيز شانس فوق العاده اي دارد و در صورتي که در يکي از مراحل آموزش خود ( مدارس ابتدائي ، دبيرستان يا دانشگاه )‌ با شکست مواجه شود شانس او براي موفقيت در زندگي به مقدار زيادي کاهش پيدا مي کند .

۲ - اثرات افت تحصيلي در محيط خانواده

براي خانواده ها قبول چنين شکست در تحصيلات فرزندانشان بسيار سنگين و دردآور است و باعث مي شود که رفتارشان نسبت به کودک شکست خورده تغيير کند و در هر حال اين واقعه موجب برهم خوردن تعادل عاطفه خانواده و مخصوصاً تعادل بين کودک شکست خورده و خانواده مي گردد . براي خانواده ها نيز شکست فرزندان دردناک است و بر آن مي شوند تا مسئول آن را پيداکنند و معمولاً يا مدرسه را مسئول مي دانند يا فرزند خود را در هر حال اين واقعه موجب برهم خوردن تعادل محيط خانوادگي مي شود . بسياري از خانواده هاي کم درآمد از ادامه تحصيل فرزند خود نااميد مي شوند و او را وادار به کار مي کنند واين خود سبب ترک تحصيل مي شود .

۳ - هزينه هاي تحميل شده بر دولت

هزينه تحميل شده بر دولت شامل :

الف ) اتلاف هزينه هاي جاري اداره مؤسسات آموزشي توسط دولت

ب ) اتلاف سرمايه گذاري هاي ثابت براي احداث و تجهيز فضاهاي آموزش و پرورش

* بحث و نتيجه گيري

همانطور که در ابتداي بحث گفتيم تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان از اهميت شاياني برخوردار است چرا که نهايتاً بر پيشرفت و توسعه هر جامعه اي تأثير مي گذارد . متأسفانه عوامل زيادي بر جريان آموزش تأثير مي گذارد و موجبات افت تحصيلي را فراهم مي کند . شناخت اين عوامل مي تواند به برنامه ريزي در زمينه کاهش اين معضل کمک نمايد . بخشي از اين افت ناشي از مشکلات موجود در نظام آموزشي است .

آموزش و پرورش بايد در تعيين اهداف مناسب آموزشي تجديد نظر کند و با توجه به تغيير شرايط اجتماعي و شناخت صحيح گروه هدف خود يعني دانش آموزان ، زمينه هاي جامعه پذيري شان را فراهم نمايد . زيرا هدف تعليم و تربيت بايد آماده کردن افراد براي زندگي بهتر باشد ، متأسفانه در نظام آموزشي موجود کشورمان ، تأکيد بر پيشرفت تحصيلي است تا يادگيري در معناي واقعي کلمه . نظام آموزشي بايد زمينه لازم را براي تفکر خلاق فراهم کند و پاسخگوي نياز افراد باشد . وضعيت موجود موجب افت انگيزه و سرخوردگي دانش آموزان مي گردد زيرا به جاي اينکه ذهن آنها را وادار به انديشه و خلاقيت نمايد آن را تبديل به صندوقچه محفوظات کرده است . اين امر از اهميت فوق العاده اي برخوردار است چرا که وزارت آموزش و پرورش از متوليان تعليم و تربيت نسل جديد است و اگر در ساختار ، محتواي دروس و تعريف اهداف و محصولات آموزشي تجديد نظر نکند بايد منتظر عواقب شومي باشيم .

يکي ديگر از عوامل مؤثر بر افت تحصيلي ومردودي عوامل خانوادگي است . مطالعات نشان داده اند که کودکان با خانواده هاي فقير ،‌تحصيلات و درآمد پايين ، کودکاني که در خانواده آنها مشاجرات زياد است ، بيشتر احتمال دارد مردودي را تجربه نمايند . از عوامل ديگري که با ترک تحصيل رابطه دارند . سطح موفقيت شغلي والدين ، نبودن پدر و مادر در خانه و وسائل کمک آموزشي در خانه را مي توان نام برد . مي توان با تقويت رابطه مدرسه و خانواده از طريق آموزشهاي عملي و تشکيل گروههاي خاص مثل گروههاي هميار ، تأثير سوء عوامل خانوادگي هر چند اندک را به حداقل رساند . انجمن اولياء و مربيان مي تواند در جهت اين هدف گام جدي تري بردارد . در زمينه عوامل فردي مؤثر بر افت تحصيلي مي توان با توجه به استعدادهاي بالقوه فرد از طريق آموزش هاي مناسب در جهت رفع آشفتگيهاي عاطفي ، هيجاني ، مشکلات رفتاري و به منظور تقويت انگيزه دانش آموزان برنامه ريزي کرد .

افت تحصيلي را نبايد ناديده گرفت زيرا از طرفي بين افت تحصيلي ، مردودي و ترک تحصيل رابطه وجود دارد . مطالعاتي که به بررسي ارتباط بين مردودي و ترک تحصيل در دبيرستان پرداخته اند همواره نشان داده اند که اکثر دانش آموزاني که تجربه مردودي دارند عاقبت مدرسه را رها مي کنند . برخي از محققان گزارش کرده اند که ترک تحصيل کنندگان پنج برابر بيشتر از ديگر دانش آموزان تجربه مردودي دارند .

بنابراين اگر بطور جدي در جهت کاهش افت تحصيلي و نهايتاً مردودي و ترک تحصيل اقدام شود منابع جامعه خصوصاً مابع انساني ، اين گنجينه هاي ملي به هدر خواهد رفت . با توجه به تمام مطالب اين مقاله بايد گفت آموزش و پرورش نيازمند تحول است . در نظام آموزشي بايد تجديد نظر کرد و با بررسي کارشناسانه ، زمينه لازم را براي رسيدن به اهداف مناسب آموزشي و آماده کردن افراد براي زندگي و تأمين آينده فراهم نمود .

درجهت پيشبرد اين اهداف ، آموزش و پرورش مي تواند ديگر نهادها و سازمانها را با خود همراه کند .

یاد اور میشوم چندین مقاله دیگر را دراین مورد بصورت کماکان  دراینجا برای علاقه مندان خواهم گذاشت


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391 | 0:47 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
یا رب العالمین

 

اندرون از طعام خالی دار

 تا دراو نور معرفت بینی

 

ادمی برای انسان شدن ورسیدن به درجات کمال وتایدیه گرفتن از درگاه  خداوند واحد هر سال میباید خویشتنش را در ماه رمضان به ضیافت خوان بیکران  صاحب هستی برساند تا با حضور دران مهمانی مبارک  خودش را اماده حضور در محرم کند زیرا برای محرم وعاشورا هرکسی نمی تواند در

گروه عاشورائیان باشد  کسانی که ابتدا با تزکیه جان ودل وبا زدودن خباثتهای فتنه های شیطان از وجودش می تواند در اسمان عاشورائیان پروازی در اوج فراغت جانش بکند

بنابراین خداوند رحمان این ماه رمضان را برای صیقل دادن وجود ادمها قرار داده است وقتی که ادم در این ماه بتواند همه ابزار والات زندگیش را از نو بازسازی کند وبه قولی تعمیرات اساسی انجام دهد برای یکسال خودش را دربرابر فتنه های شیاطین واولاد شیاطین  بیمه کند اگر به درستی  فمر کنیم میفهمیم که انسانهائی که با صداق به میمانی خدا می روند درپایان این ماه جلوه ای از نورانیت در چهره هایشان  تبلور میشود واما کسانی که صرفا گرسنگی را تحمل می کنند در پایان ماه خسته وافسرده میشوند چون این نوع افراد فقط شکمشان را  گرسنه نگه داشته اند ولی دیگر قسمتها وابزارهایش را به حال خودشان رها کرده اند به طوری که زبان دروغش را می گوید چشم به ممنوعات نگاه می کند دست وپا کارهای نامربوط انجام میدهد وگوشها از شندین سخنان بیهوده دوری نمی کنند بنابراین این نوع افراد به نوعی برخود ودیگران ستم می کنند وباعث ازرده خاطر شدن خانوده شان میشوند چون با تحمل گرسنگی خودشان را در برابر اعضای خانواده ودیگران محق می دانند که من روزه می گیرم ولی این نوع روزه گرفتن باعث اموزش غیر مستقیم ریاکاری ودروغ را باعث میشود به همین خاطر این ماه برای این نوع افراد رنج است وعذاب اما انسانهای وال واندیشمند وباور مند با شروع ماه مبارک خوشاحال میشوند چون برای خودشان برنامه خاصی دارند که منتظر انجام انها هستند  لذا اینچنین بودن را خداوند توصیه کرده وابدیدیده شدن برای مبارزه در جنگ وجهاد اکبر  دوباره مرور می کنند  ویا در محرم در جهاد اعتقادی برعلیه کفر والحاد اماده میشوند

خداوندا مارا چنان کن که دوستداری ومارا با عفو و بخشش خودت بسنج که ما دربرابر عدل تو عاجز هستیم

در سراپرده عشق رنگ سبز وسرخ همیشه  برای شیدائیست

۱۳۹۱/۵۶و............................................................

 

شیطان چگونه وارد بهشت شد و آدم و حوا را فريب داد؟



آنگاه که پروردگار عالم اراده‏اش بر این تعلق گرفت که یر روی کرهزمین، خلیفه و جانشینی از جنس خاصی (بشر) بیافریند به ملائکه فرمود: «... میخواهم روی زمین خلیفه و جانشینی قرار دهم». پس آدم ابوالبشر را آفرید و او را برتر از ملائکه قرار داد و فرمود: (لقد خلقناکم ثم صورناکم، ثم قلنا للملائکه اسجدوا لاَّدم فسجدوا الا ابلیس لم یکن من الساجدین)/
بعد از خلقت حضرت آدم و حوا و امر کردن خداوند ملائکه را به سجده کردن آدم، این فرمان از طرق خداوند به آنها ابلاغ شد: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمت‏های بهشتی هر چه میخواهید بخورید، اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید بود».{1}
اما شیطان به خاطر تکبری که داشت آدم را سجده نکرد و رانده درگاه حضرت حق گردید.
آدم و حوا در بهشت مشغول زندگی بودند و از نعمت‏های بهشتی استفاده میکردند. شیطان که همه بدبختیهای خود و رانده شدن از درگاه پرفیض الهی را از ناحیه آدم میدانست و کینه او را به سختی در دل گرفته بود، در صدد بود به هر شیوه‏ای که ممکن است موجبات گمراهی آدم و فرزندانش را فراهم سازد و حتی در پیشگاه خدا سوگند یاد کرد که به هر نحوی و از هر سویی که بتوانم آدمیان را گمراه و جهنمی خواهم کرد. شیطان در چنین موقعیتی که حضرت آدم و حوا بهترین زندگی را دارند چگونه میتواند آسوده بنشیند و آدم را در آن همه لذت‏های بی منتهای مادی و معنوی مستغرق ببیند و نصیب وی فقط اندوه و حسرت و ندامت باشد؟
شاید اگر هم فکر انتقام در سر او نبود همان طبع حسود و تکبری که داشت او را آسوده نمیگذاشت و در صدد زایل کردن این نعمت‏های بی حد الهی از آدم و حوا بر میآمد.
اما شیطان ، چگونه توانست ـ پس از رانده شدن ـ وارد بهشت شود؟
در پاسخ به این سؤال، باید دید آیا بهشتی که حضرت آدم به همراه همسرش در آن ساکن بوده است همان «بهشت برین و موعود» بوده است یا باغی از باغ‏های دنیا ؟
بر اساس آنچه در روایات و تفاسیر بیان شده است، بهشت حضرت آدم، باغی از باغ‏های دنیا بوده است؛ زیرا اگر بهشت همان بهشت موعود نیکان و پاکان باشد، با آیات قرآن منافات دارد که میفرماید: «مقربان درگاه الهی در باغ‏هایی قرار دارند که در آنجا سخن بهیوده و لغو نمیشنوند و در آنجا گناهی صورت نمیگیرد». پس بهشت جای ورد اشخاص آلوده به گناه نیست و شیطان که آلوده به گناه بود چطور میتوانست به بهشتی که موعود نیکان است وارد شود؟!
از امام صادق(ع) روایت شده است که ایشان درباره بهشت فرمودند: «بهشت حضرت آدم ، باغی از باغ‏های دنیا بود که خورشید و ماه بر آن میتابید و بسیار زیبا و آب و هوای خوبی داشت. اگر آن بهشت، بهشت جاودان بود هرگز آدم از آن رانده نمی شد».{2}
[1].سوره بقره، آیه 35.
[2].تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 62.
منبع: سايت ابنا به نقل از پرس و جو

 


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 3:19 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

 

 

شير بيشتر به صورت خشك و بدون چربي در فرمولاسيون نان به كار ميرود زيرا در اين حالت داراي قيمت كمتر بوده و قابليت نگهداري آن در شرايط معمولي محيط بهتر است بنابراین استفاده شیرخشک کاربردی تر است .

 اما از شير تازه هم ميتوان به جاي شير خشك استفاده كرد كه در اين صورت طعم و مزه بهتري حاصل خواهد شد. زيرا طي فرآيند خشك كردن شير بخشي از مواد موثر در طعم و بو كه فرار هستند از آن خارج مي شوند.

استفاده از شیر در تهیه خمیر باعث بهبود طعم و مزه، بهبود رنگ، افزایش حجم خمیر و افزایش ارزش غذایی نان می شود همچنین به فرایند تخمیر کمک می نماید.

استفاده از شير خشك در فرمول نان بيشتر براي ازدياد حجم ، در اثر بالا بردن قابليت نگهداري گاز در شبكه گلوتن و بازدهي محصول ، شكل پذيري بهتر خمير ، بهبود رنگ پوسته و مغز ، بهبود طعم و بو ، افزايش ارزش غذايي و كمك به فرآيند تخمير انجام ميگيرد . بعلاوه اضافه كردن شير خشك جذب آب خمير را بالا برده و موجب نگهداري آب در محصول نهايي مي گردد. در آردهاي ضعيف اضافه كردن شير سبب اصلاح شبكه گلوتن و قوام خمير مي شود، شير همچنين قدرت تحمل تخمير آرد را بالا برده و باعث زياد و يكنواخت شدن حبابهاي مغز نان و حالت اسفنجي ريز در آن مي شود و در نتيجه در حالت فيزيكي نان هم اثر دارد . شير داراي قدرت امولسيون كنندگي نيز هست و اين ويژگي موجب مي شود كه اجزا فرمول با هم بهتر مخلوط شده و خمير يكنواخت تري به دست آيد.


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 | 1:13 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

 

نانوايي

عليرغم مقررات و ضوابط مترقي بهداشتي و نظارت هاي مداوم، اما هنوز مشکلات عديده بهداشتي در واحدهاي نانوايي گزارش مي شود که به برخي اشاره مي نماييم:

شرايط فيزيکي نانوايي ها:

* انبار آرد بايستي دور از محل پخت باشد که در بيشتر موارد اين گونه نيست.

* براي عبور جريان هوا و جلوگيري از رطوبت آرد و کپک زدگي بايد از پالت استفاده شود.

* سرويس بهداشتي بايد دور از محل پخت باشد در حالي که در فضاهاي کوچک بيشتر نانوايي ها اين گونه نيست و همين مساله مي تواند سبب انتقال آلودگي باشد.

* خميرمايه مرطوب بايد در يخچال نگهداري شود. شايد شما هم برخي نانوايي ها را بشناسيد که يخچال ندارند و يا يخچال وجود دارد اما دماي آن مناسب نيست.

بهداشت فردي نانواها:

* نانوا ها بايد از روپوش سفيدي استفاده کنند که بعد از شيفت کاري تعويض يا شسته شود، اما رنگ کِرم روپوش ها با لکه هاي قهوه اي دلالت بر استفاده طولاني مدت دارد.

* استفاده از کلاه براي جلوگيري از ريزش مو و عرق در خمير اجباري است. متأسفانه تنها 20 درصد از نانوائي ها از کلاه استفاده مي کنند.

بهداشت فردي نانوا

* استحمام قبل از شروع به کار و بعد از خاتمه کار از ديگر مواردي است که تقريبا هرگز عملي نمي شود.

* طبق نظر گروه بهداشت محيط، شستن دست همان قدر در اين صنف مهم است که در اتاق عمل اهميت دارد. در حالي که سرويس هاي بهداشتي برخي نانوايي هاي ما مايع دستشويي ندارد و شستن دست تنها به وسيله آب انجام مي شود.

* کشيدن سيگار از جمله اعمال ممنوع در حين نانوايي است که متاسفانه رايج است.

* تماس دست شاطر با نان داغ و پول هاي آلوده را هم که خودتان مي بينيد.

بهداشت روش پخت در نان هاي سنتي

* استفاده مستقيم از سوخت هاي فسيلي و احتراق گازهاي سمي که در تنورهاي پخت نان سنتي وجود دارد يکي ديگر از مشکلات بهداشتي نانوايي ها است.

تنور سنتي

در تنورهاي سنتي ايران مانند تنورهاي لواش، بربري و تافتون قبل از پخت، تنور را با مازوت آغشته کرده، سپس آن را آتش زده و از طرف ديگر در هنگام سوخت، مازوت روي نان پاشيده مي شود که مي تواند خطرات زيادي براي انسان به بار آورد. در روش شعله مستقيم، مواد سوختي و گازهاي حاصل از احتراق مستقيماً با نان برخورد مي کنند.

سوخت ناقص مواد نفتي و يا گازي و نشت آن ها بر روي نان در درجه حرارت بالا باعث مي گردند که هيدروکربورهاي آروماتيک مانند بنزوپيرن به وجود آيند. براساس تحقيقات به عمل آمده اين مواد مي توانند موجب سرطان شوند.

* همچنين در مورد برخي از نان هاي سنتي مانند نان تافتون و لواش و … از مواد شيميايي مانند جوش شيرين، بکينگ پودر، بيکربنات آمونيوم و … استفاده مي شود.

ضايعات بهداشتي و مسموميت هاي ناشي از مصرف مواد شيميايي قليايي از قبيل بيکربنات سديم و بي ‌کربنات آمونيوم و پيرو فسفات هاي قليايي که در فرمول بکينگ پودر به کار مي ‌روند در دراز مدت زياد است.

املاح قليايي باقي مانده در نان، باعث جذب و خنثي نمودن اسيد کلريدريک شيره معده، کاهش اسيديته و به هم خوردن تعادل الکتروليت هاي لوله گوارش مي ‌شود و عمل هضم و جذب ريز مغذي ها و مواد غذايي مورد نياز سلول هاي بدن را با وقفه مواجه مي‌ سازند.

در مقابل

نان صنعتي

* اتوماتيک بودن تمام دستگاه ها در توليد نان صنعتي سبب پخت و عرضه ي اين نان به صورت کاملا بهداشتي مي شود.

* اين دستگاه ها مشکلات ناشي از استفاده مستقيم از سوخت هاي فسيلي براي پخت نان و احتراق گازهاي سمي که در تنورهاي پخت نان سنتي به وجود مي آيد را ندارند.

* کارشناسان در مورد قيمت بالاي نان هاي صنعتي اعتقاد دارند با افزايش تعداد کارخانه ها، اين نان ها به قيمت رقابتي وارد بازار مصرف مي شود و چون هزينه توليد نان در آن ها کمتر است در نهايت قيمت آن بسيار ارزان خواهد شد.

* امکان ايجاد تنوع در طعم و شکل نان هاي صنعتي بسيار زياد  است. لزوما همه نان هاي صنعتي حجيم نيستند و با توجه به ذائقه ي ايراني که برخي غذاهاي سنتي نظير کباب يا آبگوشت را نمي توانند بدون نان سنتي سنگک و بربري و لواش بخورند، مي توان اين نان ها را به شکل صنعتي با همان مزه و به شکل يکنواخت، بدون بخش هاي خشک، سوخته و يا خمير توليد کرد.

 

ویاد نانهای روستاهای محل خدمتمان که واقعا خوب بودند نانی با مواد معدنی کامل وخوردن ان با روغن حیوانی  خیلی لذت بخش بود  یادش بخیر


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 | 0:34 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
ديدار خاله شادونه با خانواده‌هاي قربانيان حادثه خرمدره

مليكا زارعي (خاله شادونه) به همراه عوامل اجرايي برنامه‌اش با خانواده‌هاي سه كودك قرباني در حادثه خرمدره ديدار كرد و پس از آن نيز براي قرائت فاتحه بر سر مزار اين سه كودك حاضر شد.

داود كرمي وكيل عوامل اجرايي حادثه خرمدره در اين باره به ايسنا، گفت: روز يك‌شنبه مليكا زارعي (خاله شادونه) به همراه حجت الاسلام دهنوي كارشناس برنامه گلبرگ شبكه دوم سيما، شاهين آرپناهي مجري برنامه گلبرگ، خانم مريلا زارعي بازيگر سينما، نايب رييس شوراي اسلامي شهر ابهر و شهردار هيدج با خانواده مهدي مولايي و نگار صالحي ديدار و بر سر مزار هر سه كودك حادثه ديده شهرهاي ابهر، خرمدره و هيدج فاتحه خواندند.

وي افزود: خاله شادونه در ديدار با خانواده‌ها ضمن تسليت و همدردي با آنان اظهاركرد كه غم و اندوهي كه در اين حادثه بر من عارض شد كمتر از خانواده‌ها نبوده و لحظه‌اي نبوده كه كه از ياد كودكان از دست رفته غافل باشم.

كرمي يادآور شد: حجت الاسلام دهنوي نيز ضمن تسليت به خانواده‌هاي قربانيان اظهار داشت كه حادثه خرمدره تنها اتقاق منحصر به يك شهر نبوده بلكه به واسطه اينكه قربانيان آن كودكان معصوم بودند، كل ايران را داغدار كرد. حادثه خرمدره بلا نبود بلكه ابتلا به معناي آزمايش الهي بود و چه بسا اين اتفاق باعث شد با عبرت آموزي و درس آموزي از آن توسط مسئولان و برگزار كنندگان اين‌ گونه برنامه ها، از اتفاقات احتمالي بزرگ ديگري پيشگيري شود.

به گفته‌ي وكيل عوامل اجرايي حادثه خرمدره، در اين ديدار مادر مهدي ملائي و مادر نگار صالحي دو تن از جانباختگان اين حادثه‌ از حضور مليكا زارعي و همراهان او تشكر كردند و درباره غم بزرگ از دست دادن فرزندان‌شان سخناني را بيان كردند.

برگرفته از تابناک


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : پنجشنبه هشتم تیر 1391 | 8:51 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

تمام موجودات زمین تحت فشارنیروئی قراردارند که این نیرو از پیرامون جو بزمین گسیل میشود این نیرو چیزی نیست بجز انرژی حرکت چرخش زمین. انررژی حرکت چرخش صرف سنگین شدن اجسام بسمت مرکز میدان درحال چرخش میشود. درفضای کیهانی این نیرو در درون میدانی از فضای درحال چرخش بدورمحورخود فعال شده واجسام را از انحنای لایه های درونی میدان تحت فشار قرارداده وبسمت مرکزمیدان میراند.این نیرونیروئی است برخلاف جهت نیروی گریزازمرکز که میتوان نام این نیرو را نیروی گسیل بمرکزنهاد.این نیرو دردرون حرکت وضعی اجرام کروی فعال میباشد. فعالیت این نیرو درلایه های جوزمین ازسطحی اغازمیگردد که یونها تحت تاثیراین نیرو تغیرشکل میدهند ودراین طبقه ازاتمسفردارای بارالکتریکی میشوند.ازسطح لایه های زیرین یونوسفرکه چرخش فضای جو دراین طبقات از حالت بیضی خارج شده ومدَورمیشود وحرکت چرخش فضای جو وزمین دریک خط شعاع قرارمیگیرد نیرو درفضای این لایه ها فعال شده وبزمین گسیل میگردد که فشارنیروی گسیل بمرکز بسطح زمین وعناصران سبب ماندگاری اجسام برروی سطح زمین میشود.نیروئی که ازچرخش فضای جو حاصل میگردد نگاهدارنده جرم کروی در مرکز فضای میدان وتامین کننده وزن گازهای جو وفشارسطحی به جرم کره میباشد ضخامت جرم کروی وسرعت چرخش جرم بدور خود مقدارفشاربه هسته راتعین میکند.نیروی گسیل بمرکز بذرات ماده دردرون میدان وزن داده و فشاربار ذرات رابرروی ذرات زیرین انتقال میدهد.ذرات ماده ازسطح لایه ای که دران قراردارند تحت فشارنیرو بسمت مرکزمیدان قرارگرفته ودارای وزن میشوند. مقدارفشاربه ذرات را (مقداروزن را)سرعت چرخش لایه ها تعین میکند.هرقدرازسطح کره بمرکز نزدیکترشویم ازمقدارسرعت چرخش وفشارنیروی گسیل بمرکز بیشترکاسته میشود ولی بسبب انتقال فشاربار ذرات ماده برروی ذرات زیرین فشاربرجرم دردرون کره روبافزایش میگذارد.باافزایش سرعت چرخش فشارنیروی گسیل بمرکزبرروی ذرات افزایش می یابد واجسام درون میدان سنگینتر میشوند.درارتفاع فشارنیروی گسیل بمرکزبرروی ذرات روبافزایش میگذارد.گازها در ارتفاع متناسب با تعادل وزنشان درطبقات لایه های جو قرارمیگیرند گازهای سنگین درلایه های پائینی جو وگازهای سبک درلایه های بالائی جوقراردارند وچنانچه فشارنیروی گسیل بمرکز برروی گازی کافی نباشد ان گازازاتمسفر خارج شده ویونیزه میشود


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : شنبه سوم تیر 1391 | 1:17 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

 

پودمان آشپزي و سفره آرايي - اصول علم تغذيه

 
تعاريف غذا ، تغذيه ، ماده مغذي و سوء تغذيه / الگوهاي مصرف و مشکلات تغذيه

 

مقدمه :

آيا بين غذا خوردن و تغذيه تفاوتي وجود دارد ؟ آيا مي دانيد غذا خوردن الزاماً به معناي درست غذا خوردن و متعادل خوردن نيست ؟ تغذيه متعادل چه تأثيري بر سلامتي دارد ؟ آيا مي دانيد مادر هر بيماري سوء تغذيه است ؟

 

تغذيه چيست ؟

تغذيه يعني خوردن غذا ، هضم غذا ، جذب غذا ، متابوليسم و دفع مواد زائد يا به عبارتي ديگر علم تغذيه رشته اي است که در مورد نيازهاي غذايي انسان از بدو تولد با توجه به جنس ، سن ، شرايط فيزيولوژيک ، ارزش غذايي خوراکها ، رژيم غذايي ، ميزان مصرف هر غذا ، رابطه تغذيه و تندرستي ، رابطه تغذيه و بيماري بحث و گفتگو مي کند و به تحقيق مي پردازد .

 

غذا چيست ؟

هر ماده جامد و مايعي که پس از خوردن در دستگاه گوارش هضم شود و پس از آن جذب يا توليد انرژي کند يا در انجام اعمال حياتي بدن و رشد و نمو نقش داشته باشد ، غذا ناميده مي شود.
طبق اين تعريف بعضي از موادي که به غذا اضافه مي شوند مثل ادويه ها ، عطرها و رنگها شامل غذا نمي شوند .

 

ماده مغذي چيست ؟

در هر غذايي که توسط انسان خورده مي شود تعدادي ترکيب شيميايي وجود دارد ، به هر يک از اين ترکيبات شيميايي غذا ماده مغذي گفته مي شود . در غذاهايي که مي خوريم بيش از 5 نوع ماده شيميايي يا ماده مغذي وجود دارد که اين 5 نوع به 6 گروه تقسيم مي شوند :
1- کربوهيدراتها
2- پروتئين ها
3- چربيها
که به آنها درشت مغذي ها يا مواد مغذي انرژي زا مي گويند يعني متابوليسم يا سوخت آنها در بدن توليد انرژي مي کند و مقدار مصرف روزانه اين گروه زياد است .
در مقابل اين سه ترکيب : دو ترکيب از مواد مغذي وجود دارد که به نام ريز مغذي ها مشهورند . ويتامين ها و عناصر معدني يا املاح جزء اين دسته هستند . که نقش ساختماني دارند و از متابوليسم يا سوخت آنها در بدن انرژي حاصل نمي شود . ذکر اين نکته الزامي است که ويتامين ها نقش مهمي در متابوليسم انرژي دارند اما خود انرژي زا نيستند . اما نا گفته نماند که ويتامين ها خودشان مستقيماً در بدن انرژي توليد نمي کنند اما در متابوليسم انرژي نقش دارند . چاق کننده نيستند اما اشتها را زياد مي کنند .
بنابراين ريز مغذي ها موادي هستند که حدود ميلي گرم و در مواردي ميکروگرم ، کفايت نياز روزانه ما را مي کنند . آب هم جزء مواد مغذي است که در حقيقت حيات و تمامي واکنش ها و فعل و انفعالات بدن ما وابسته به آن است .

 

سوء تغذيه چيست ؟

سوء تغذيه يعني زياد خوردن ، کم خوردن و نا متعادل خوردن . بنابراين کمبود نسبي يا کامل يا دريافت بيش از حد مواد مغذي ، سوء تغذيه ناميده مي شود . ( هر گونه انحراف از تعادل را سوء تغذيه مي گويند ) .
پس همانطور که کم خوردن ايجاد اختلال و بيماري مي کند ، پر خوري هم ايجاد اختلال و بيماري مي کند . به عنوان مثال اگر ويتامين A زيادي دريافت کنيد ، مسموم مي شويد يا اگر انرژي زيادي دريافت کنيد چاق مي شويد و امروزه ريشه بيماري از بيماريها مثل بيماريهاي عروقي ، قلبي و ... را چاق مي دانند .

 

کمبودهاي تغذيه اي چيست ؟

يعني غذايي که خورده ايم ناقص است ، به اندازه کافي مواد مغذي ندارد و يا کلاً غذاي کمي خورده ايم که سوء تغذيه اوليه ناميده مي شود .

 

کمبودهاي ثانويه اي چيست ؟

يعني غذايي که خورده شده مشکل ندارد اما هضم ، جذب و متابوليسم مختل شده است . بدين مفهوم است که مواد مغذي در دستگاه گوارش در اثر داروها يا تأثير خود مواد مغذي مختلف تخريب شده يا افزايش نيازي مثل بارداري ، شيردهي و بيماري اتفاق افتاده ، نياز ويژه اي دارد که کمبود ثانويه مطرح مي شود . بنابراين در کمبود ثانويه غذاي ما اشکالي ندارد و اختلال و مشکل از زماني شروع مي شود که غذا وارد دستگاه گوارش مي شود که يا هضم ما دچار مشکل مي شود يا تخريب مواد مغذي صورت مي گيرد يا افزايش نيازي بوجود مي آيد .
بعضي مواقع کمبود اوليه موجب ايجاد کمبود ثانويه مي گردد. بعنوان مثال اگر کمبود ويتامين D داشته باشيد جذب کلسيم و استخوان سازي مختل مي شود. جذب کلسيم و فسفر به هم وابسته است. اگر رژيم غذايي فاقد کلسيم کافي باشد جذب و متابوليسم فسفر نيز مختل مي شود و دچار کمبود فسفر نيز مي شويد. پس يک کمبود اوليه مي تواند باعث ايجاد يک کمبود ثانويه شود . اگر فرد کمبود اوليه انرژي داشته باشد ولو اينکه در رژيم غذايي پروتئين کافي داشته باشد ، دچار کمبود پروتئين هم مي شود. زيرا وقتي کمبود انرژي وجود دارد ، انرژي از پروتنين ها حاصل مي شود، بنابراين پروتئين ها نمي توانند صرف اعمال حياتي ضروري شوند و فرد دچار مشکل مي شود .
زماني که در غذا کمبود اوليه يا کمبود ثانويه ايجاد شود به تدريج ذخاير مغذي بدن تخليه مي شود. در اين گونه موارد هيچ عارضه يا علامتي از کمبود يا سوء تغذيه ديده نمي شود و فقط با آزمايشهاي خون و ادرار مي توان تشخيص داد . اگر رژيم ناقص ادامه پيدا کند در مرحله بعدي ضايعات بيوشيميايي ايجاد مي شود يعني فرد از نظر ظاهري کاملاً سلامت است اما علائم کمبود به طور قطع در آزمايش ادرار و خون ديده مي شود .
در ادامه سوء تغذيه جراحات تشريحي ايجاد مي شود يعني اگر بافت آسيب ديده را زير ميکروسکوپ مطالعه کنيم مي بينيم شخص مشکل سوء تغذيه دارد . اما علائمي ديده نمي شود . در مرحله پاياني سوء تغذيه باليني يا علائم کلينيکي ديده مي شود . يعني اگر شما به عنوان کارشناس تغذيه يا پزشک وقتي فرد را معاينه مي کنيد علائم سوء تغذيه را مي بينيد . بنابراين علائم باليني سوء تغذيه آخرين مرحله سوء تغذيه است ، اگر در جامعه فقط تعداد معدودي از سوء تغذيه وجود داشته باشد مفهومش اين است که بسياري از مردم به سوء تغذيه خفيف و متوسط دچارند که اين امر مي تواند زمينه ابتلا به بيماري ها و عفونت ها را فراهم کند ، يک بيماري عفوني مي تواند سوء تغذيه متوسط را به سوء تغذيه پيشرفته تبديل کند .

 

تغذيه متعادل چيست ؟

تغذيه متعادل به رژيمي گفته مي شود که کليه نيازهاي فرد به مواد مغذي را در شرايط مختلف فيزيولوژيکي تأمين کند . يعني رژيم غذايي از غذاهاي مختلف و متنوع باشد و کافي هم بخوريم . براي اين کار دو روش وجود دارد :
الف ) غذاها را بر جسب ارزش تغذيه اي ، خاصيت و مقدار مواد مغذي در چهار طبقه دسته بندي کرده اند و هر روز بايد يکي از اين گروههاي چهارگانه را خورد :
1- نان ، برنج ، غلات و سيب زميني که ترکيب عمده اين مواد را نشاسته تشکيل مي دهد تأمين کننده انرژي ، پروتئين ، ويتامين و املاح هستند ولي اهميت عمده آنها تأمين انرژي است.
2- شير ، ماست ، پنير ، کشک و لبنيات منابع پروتئين و کلسيم بدن ما را تشکيل مي دهند . بنابراين اگر مي خواهيد رشد خوبي داشته باشيد و از مشکلات استخواني رنج نبريد بايد از مواد پروتئين دار و کلسيم دار استفاده کنيد .
3- گوشت ، مرغ ، ماهي ، تخم مرغ و حبوبات منابع پروتئين آهن دار بدن ما هستند .
4- سبزيها و ميوه ها ، ويتامين ها و املاح بدن ما را تأمين مي کنند و همچنين داراي فيبرهاي غذايي هستند که از ابتلا به يبوست جلوگيري مي کنند .
ب ) در تصوير هرم غذايي را ملاحظه مي کنيد که در قاعده هرم غلات ، نان ، برنج ، ماکاراني و سيب زميني وجود دارد که بايد روزانه زياد مصرف شوند . هرم که باريکتر مي شود ، يک طرف سبزي ها و ميوه ها قرار دارند ، از ميوه ها که بالاتر مي آئيم يک طرف شير ، ماست ، پنير و پروتئين کلسيم دار و طرف ديگر گوشت ، مرغ ، ماهي و تخم مرغ قرار گرفته و در رأس هرم شکر ، قندها و روغن قرار دارد . بنابراين در برنامه غذايي روزانه بايد در مصرف قند و شکر احتياط کنيم .

 

جلسه دوم
الگوهاي مصرف و مشکلات تغذيه
مقدمه :

در برنامه اول کلياتي راجع به تعاريف تغذيه ، غذا ، ماده مغذي ، سوء تغذيه ، رژيم غذايي متعادل، کمبودهاي اوليه و ثانويه تغذيه اي بيان کرديم . در اين جلسه ، الگوهاي مصرف و تأثير آن بر سلامتي انسان را مورد بحث قرار خواهيم داد . آيا الگوي مصرف مي تواند در تأمين سلامتي و ايجاد بيماري ها نقش داشته باشد ؟
بر اساس بررسي هاي سازمان جهاني بهداشت ، هشت الگوي متفاوت مصرف غذايي در دنيا تشخيص داده شده است که اين الگوها را در دو دسته کشورهاي ثروتمند و فقير دسته بندي مي کنند.

 

تفاوت الگوهاي مصرف در کشورهاي ثروتمند و فقير عبارتند از :

در کشورهاي ثروتمند ، مصرف گوشت ده تا بيست برابر کشورهاي فقير است . جالب توجه است که بدانيد در يک کشور در حال توسعه يا فقير ، چنين تفاوتي بين قشر مرفه و فقير آن جامعه وجود دارد .
مصرف گوشت بين طبقه مرفه کشورهاي ثروتمند ده برابر طبقه فقير است . مصرف تخم مرغ در کشورهاي ثروتمند ده برابر کشورهاي فقير است ، پس اگر در کشورهاي ثروتمند توصيه مي شود که در مصرف زرده تخم مرغ براي کودکان احتياط شود و افراط نشود به اين دليل است .
اگر به عنوان کارشناس تغذيه ، به شخصي توصيه مي کنيد که چه مقدار تخم مرغ مصرف نمايد بايد به اين نکته توجه کرد که آيا ايشان از قشر ثروتمند جامعه است يا خير ؟ اگر از قشر ثروتمند جامعه بود مي توانيد بگوئيد که در مصرف تخم مرغ احتياط کند ولي اگر از قشر متوسط و پائين جامعه بود توصيه شود که تخم مرغ زياد مصرف کند . مصرف لبنيات در کشورهاي ثروتمند چهار برابر کشورهاي فقير است .
مصرف شکر و قندهاي ساده با جذب سريع که شامل قند ميوه ها مي شود در کشورهاي ثروتمند زياد است که حدود بيست و چهار درصد انرژي را تأمين مي کند .

 

ويژگي الگوي مصرف در کشورهاي ثروتمند :

ويژگي الگوي مصرف کشورهاي ثروتمند ، مصرف زياد گوشت ها است ، به گونه اي که 3/2 پروتئين دريافتي مردم را پروتئين هاي حيواني تشکيل مي دهند . مصرف زياد چربي ها مخصوصاً چربي هاي اشباع شده حيواني ، بيش از چهل درصد انرژي مردم را تشکيل مي دهند .
مصرف زياد قند و شکر و يا قندهاي ساده با جذب سريع که شامل قند ميوه ها است بيست و چهار درصد انرژي را در اين کشورها تشکيل مي دهند . در صورتيکه توصيه مي شود سهم اين قندها از پانزده درصد انرژي بيشتر نباشد .
مصرف کم فيبرها يا الياف غذايي که به علت کمي مصرف غلات ، حبوبات و مخصوصاً سبزي ها و ميوه ها است در اين الگو قابل توجه است . کمبود مصرف فيبرهاي غذايي در مردم ثروتمند مي تواند بيماري هايي از قبيل يبوست و سرطان را به وجود آورد .

 

تأثير الگوي مصرف بر سلامتي انسان :

چاقي و افزايش وزن : برآورد مي شود 20 درصد از مردم اين کشورها چاق هستند . براساس برخي از بررسي هايي که در ايران انجام شده ، در شهرهاي بزرگ بيست درصد مردم چاق هستند . فشار خون يکي از معضلات مردم اين کشورها است . برآورد مي شود که حدود شش درصد مردم ليپو پروتئينهاي خونشان بالا است .

 

پوسيدگي دندانها :

به علت افراط در مصرف قندهاي ساده با جذب سريع ، بروز ( ايجاد ) پوسيدگي دنداني در اين کشورها بالا است . به عنوان مثال در کشور انگلستان فقط ده درصد کودکاني که به سن پنج سالگي مي رسند دچار پوسيدگي دنداني نشده اند يعني نود درصد کودکان دچار پوسيدگي دنداني شده اند و يا در کشور فرانسه نوجوانان به سنين 18-15 سال فقط سه درصدشان به پوسيدگي دنداني مبتلا نشده اند و نود و هفت درصد دچار درجاتي از پوسيدگي دنداني شده اند.
در کشور ما وضعيت پوسيدگي دندان ، وضعيت خوبي ندارد و در بين بيست و دو کشور منطقه مديترانه شرقي ، مقام بيست و يکم را دارد ( قبل از کشور لبنان ) . وضعيت پوسيدگي دنداني در کشور ما از کشور سومالي هم بدتر است .
البته بايد گفت مردم سومالي بسيار فقير هستند و از مصرف انواع قندها محروم هستند . اما در کشور ما اين گونه نيست و انواع قندها ( نوشابه ، شکلات ، بستني ، کاکائو و ... ) در دسترس قشر وسيعي از مردم قرار دارد ، بنابراين پوسيدگي دنداني در کشور ما وضعيت خوبي ندارد .
آنچه که در گذشته به نام بيماري هاي تمدن ناميده مي شد به علت کمي مصرف فيبر به صورت گسترده در کشورهاي ثروتمند بود . هموروئيد ، نقرس ، بيماريهاي قلبي عروقي ، سنگ کيسه و صفرا که البته رابطه سرطان کولون و کمبود مصرف فيبر به اثبات رسيده و در ساير موارد هنوز به صورت فرضيه اين مسئله مطرح است .

 

ويژگي الگوي مصرف در کشورهاي فقير :

رژيم غذايي يکنواخت : تنوع غذايي در تغذيه مردم اين کشورها به صورت گسترده وجود ندارد و يا استفاده وسيع از گروههاي چهارگانه غذايي آنچنان جايگاهي ندارد و به نحو مطلوب استفاده نمي شود. به گونه اي که ماده غذايي اصلي فقط 65 تا 90 درصد انرژي را تأمين مي کند . پيامد اين الگو ، مصرف کم پروتئين ها که عمدتاً از راه پروتئين هاي گياهي تأمين مي شود که ارزش بيولوژيک آنها پايين است و مصرف زياد سبزي و ميوه يا فيبرهاي غذايي که جنبه مثبت رژيم غذايي آنها است مي باشد .
سوء تغذيه انرژي پروتئين به طور گسترده اي وجود دارد . يک ميليارد نفر در کره زمين از سوء تغذيه پروتئين رنج مي برند . کمبود ريز مغذي ها بسيار زياد است به گونه اي که کم خوني فقر آهن ، يک ميليارد نفر را در روي کره زمين رنج مي دهد . کمبود يد و معضل گواتر به طور گسترده اي وجود دارد .

وضعيت الگوي مصرف در ايران :
سوء تغذيه انرژي پروتئين يا کمبود انرژي در بعضي از مناطق کشور ما مخصوصاً مناطق روستايي يا حاشيه نشين شهري تا 50 درصد مردم ما را در بر مي گيرد .
کمبود پروتئين در 20 درصد و کمبود ويتامين A در مناطق خشک گرمسيري مثل خوزستان و هرمزگان وجود دارد .
کم خوني فقر آهن به طور گسترده اي وجود دارد به گونه اي که 50 درصد زنان باردار از اين مشکل رنج مي برند .
کمبود ويتامين B1 به دليل مصرف نان مشکل اجتماعي ما نيست اما کمبود ويتامين B2 به دليل کم بودن مصرف لبنيات وجود دارد . کمبود ويتامين C نيز به طور فصلي وجود دارد


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : شنبه سوم تیر 1391 | 0:49 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
اسفناج 
نام علمی اسفناج
كليات گياه شناسي
اسفناج گیاه بومی ایران است و از اوائل قرن اول میلادی کم کم به نقاط دیگر دنیا راه یافت . بطوریکه در تاریخ مسطور است اسفناج در قرن هفتم در چین و در قرن دوازدهم در اسپانیا کشت میشده است .
کشت اسفناج در سال 1806 در آمریکا شروع شد .
اسفناج گیاهی است یکساله درای ساقه ای راست به ارتفاع نیم متر که برگهای آن پخن و نرم مثلثی شکل برنگ سبز می باشد . اسفناج نسبت به سرمای زمستان مقاوم است .
دو نوع اسفناج وجود دارد که بنام پائیزه و بهاره نامیده می شود . اسفناج بهاره در فصل بهار کاشته می شود و به اسفناج انگلیسی معروف است . نوع پائیزه آن که به خاک بسیار غنی احتیاج دارد در پائیز کاشته می شود . گلهای اD3فناج برنگ سبز کمرنگ می باشد .
اسفناج چون درای مواد غذایی فراوانی است کشت آن امروز در تمام نقاط دنیا معمول است .

تركيبات شيميايي

اسفناج از نظر داشتن ویتامین B3 بسیار غنی است و بنابراین داروی مهمی برای برطرف كردن بیماری پلاگر است .( پلاگر یک نوع بیماری است که بعلت کمبود ویتامین B3 در بدن تولید می شود و نشانه های ضعف بدن ، تشنج ، اختلال در دستگاه هاضمه و بوجود آمدن لکه های قرمز روی بدن است .)
ضمنا در اسفناج مقدر زیادی آهن ، ید ، لسیتین ، کلروفیل ، کاروتن ، اسید اگزالیک و اسید ارسنیک وجود دارد.

خواص داروئي

برگ اسفناج از نظر طب قديم ايران كمي سرد و تر است و برخي عقيده دارند كه متعادل است يعني نه سرد است و نه گرم .
1) برگ اسفناج منبع غني ويتامين A ، B3 ، C و آهن و پتاسيم مي باشد .
2) بدن را قليايي مي كند .
3) خنك كننده است و براي پائين آوردن تب مفيد است .
4) ورم روده كوچك را رفع مي كند .
5)براي ورم ريه مفيد است .
6)ملين است و يبوست را برطرف مي كند .
7)براي لاغر شدن و وزن كم كردن مفيد است .
8) اسفناج بدليل داشتن ماده اي بنام اسپيناسين هضم غذا را تسريع مي كند . اين ماده باعث تحريك معده و ازدياد ترشحات آن مي شود .
9) خوردن اسفناج در رفع تشنگي موثر است .
10)براي از بين بردن ورم و درد گلو مفيد است .
11) براي رفع سرفه هاي خشك برگ اسفناج را با حو پوست كنده و روغن بادام بپزيد و بخوريد .
12)آش اسفناج با گشنيز براي سردردهايي كه ناشي از سوء هاضمه و §ختلال دستگاه گوارشي است مفيد مي باشد .
13)اگر آش اسفناج را ب آب ليمو و سماق و يا آب غوره بخوريد سردردهاي ناشي از اختلال كيسه صفرا را برطرف مي كند .
14) خوردن اسفناج از سطان جلوگيري مي كند مخصوصا دس افرادي كه به مصرف الكل و سيگار دست دارند .
15)حقيقات دانشمندان نشان داده است كه اسفناج در پيشگيري سرطان روده بزرگ ، معده ، پروستات ،‌حنجره و رحم موثر است .
16)اسفناج كلسترول خون را پائين مي آورد .
17)بهترين دارو براي كساني است كه مبتلا به كم خوني هستند .
18) اسفناج مانند جارو روده بزرگ را تميز مي كند .
19)ترشحات لوزالمعده را افزايش مي دهد .
20)اسفناح سبزي مفيد براي تقويت اعصاب است .
21)اسفناج پته براي رفع بيماري آسم و گرفتگي صدا بسيار موثر است .
22)رماتيسم و نقرس را درمان مي كند .
23)براي زياد كردن شير در مادران شير ده موثر است .
24) سابقا نوعي شربت از اسفناج تهيه شد كه در معالجه خونريزيها و كم خوني از آن استفاده مي كردند .
25) تخم اسفناج ملين و خنك كننده است .
26)تخم اسفناج براي برطرف كردن ورم كبد و يرقان مفيد است .
27)اسفناج تعداد گلبولهاي قرمز خون را افزايش مي دهد .
28) اسفناج چون داراي كلروفيل است عضلات روده را تحريك كرده و تخليه مدفوع را آسان مي كند .
29) اگر كسي مبتلا به حبس البول يعني بند آمدن ادرار است مي تواند با مخلوط نصف فنجان آب اسفناج اين ناراحتي را درمان كند . با همان مقدر روغن بادام يا روغن زيتون مخلوط كرده و باو بدهيد .
30)اسفناج را در سالاد خود بريزيد و ميل كنيد .

مضرات

اسفناج بعلت داشتن اگزالات براي بيماران مبتلا به ورم مفاصل و سنگهاي كليه و مثانه مناسب نيست ضمنا آنهائيكه سرد مزاج هستند بايد اسفناج را با ادويه گرم نظير زنجبيل و هل ميل نمايند
موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 | 10:54 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
قطع ناگهانی ارتباط فرد با محیط کار و این احساس که «دیگر پیر شده‌ام و به هیچ دردی نمی‌خورم» در کنار عوامل دیگر، زمینه را برای بروز افسردگی فراهم می‌کند؛ عواملی مثل بالا رفتن سن که به طور طبیعی احتمال بروز افسردگی را بالا می‌برد، سابقه خانوادگی و نیز حمایت‌های خانواده پس از بازنشستگی فرد.

اما این بار هشدار محققان به نوع دیگری است. آنها می‌گویند بسیاری از بازنشستگی‌های پیش از موعد که به درخواست خود فرد صورت می‌گیرد، ریشه در اختلال روانی افسردگی در او دارد؛ به این معنی که افسردگی، عامل و دلیل درخواست بازنشستگی پیش از موعد فرد بوده است.

این نتایج، از بررسی سابقه کار و نیز وضعیت روانپزشکی 3 هزار فرد 53 تا 58 ساله، در 48 ایالت آمریکا، برای مدت 8 سال، به دست آمده است.

به گزارش HealthDay News، این محققان، در دانشگاه پنسیلوانیا، توضیح می‌دهند که چنین نتایجی نشان می‌دهد که نه افراد و نه سیستم‌های بهداشتی، آن قدر هوشیار نیستند که با بروز اولین علائم افسردگی، فرد را به سمت مراجعه، درمان و حل مشکل هدایت کنند؛ در حالی که شیوع این بیماری روانپزشکی، بسیار بیشتر از آن‌چیزی است که آمارها نشان می‌دهد.

به گفته کارشناسان، از هر 10 بزرگسال، یک نفر می‌تواند درجاتی از افسردگی یا اختلالات نزدیک به آن را داشته باشد که عدد بسیار بالایی محسوب می‌شود.

البته این نتایج، چندان هم در دنیای تحقیقات پزشکی بی‌سابقه نیست. به طور مثال، چندی پیش در فنلاند مطالعه‌ای انجام شد که نشان می‌داد افرادی که بیماری افسردگی را تجربه می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که خودشان را زودتر از موعد بازنشسته کنند.

انتشار این نتایج در نشریه «تحقیقات خدمات بهداشتی» در این کشور، موجب شد که سیستم بهداشتی هوشیارتر شود و سعی کند خدمات روان‌پزشکی‌اش را برای افراد میانسال و سالمند، به خصوص در دوران پس از بازنشستگی، گسترش بیشتری دهد؛ به علائم اولیه بیماری در این سنین بیشتر توجه نشان دهد و افراد را ترغیب کند در صورت بروز این علائم، هرچه زودتر برای درمان مراجعه کنند.

این اقدام باعث شد بسیاری از موارد تشخیص داده نشده بیماری شناسایی شود و اقدامات لازم برای رهایی بيماران از این بیماری صورت گیرد.

روان‌پزشکان هشدار می‌دهند بیماری افسردگی، اگر در دوران اشتغال فرد اتفاق بیفتد، می‌تواند بازدهی و بهره‌وری فرد را در محیط کارش به شدت پایین بیاورد و اگر در دوران بازنشستگی اتفاق بیفتد، یا قبل از آن شروع شده باشد و در این دوران هم بدون هیچ درمانی ادامه پیدا کند؛ می‌تواند کیفیت زندگی فرد را به شدت مختل و اوضاع را بسیار پیچیده‌تر از قبل کند.

به این ترتیب که فرد افسرده انگیزه‌ای برای ادامه کار ندارد و به جای این که برای تشخیص بموقع بیماری‌ مراجعه کند و براي درمان آن تلاش کند، از دیگران فاصله می‌گیرد و به این ترتیب به جای این که مشکل حل شود، وخامت و پيچیدگی آن بیشتر و بیشتر می‌شود.

کاهش انگیزه‌های فرد برای حضور در اجتماع و فعالیت، بی‌خوابی، بی‌حوصلگی، بی‌اشتهایی، کاهش توانایی فرد برای برقراری ارتباط با سایرین و همکاران، احساس گناه، غم و خستگی، همه و همه از علائم بیماری افسردگی هستند که درصد زیادی از آنها، با روش‌های درمانی گوناگون،‌ از روان‌درمانی فردی و گروه‌درمانی گرفته تا روش‌های دارویی، می‌تواند به خوبی درمان شود.
موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 | 0:47 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
 

بهاری از بهاران روزگار

فرارسیدن بهاری از بهاران روزگار را به همه دلسوخته گان علم ودانش وسنگرداران بی ادعا در مقطع اموزش ابتدائی تبریک می گویم

 ودر آستانه روز معلم که بعد ازانقلاب اسلامی نام گذاری شده ومناسبت این روز هیچ وقت از خاطره ها حذف نمیشود در چنین روزی بود که درسال ۱۳۵۸  دستی از آستین جهل وجمود برامد ویکی از بزرگان علم وادب وروحانی برجسته وستون انقلاب فرهنگی وسامان بخش تشیع استاد مطهری را با گلوله زهراگین نشانه رفت به همین خاطر دوازده اردیبهشت هرساله بنام روز معلم از سوی وزارت اموزش وپرورش یاد گردید ونام گذاری شد این روزهم همانند دیگر ایام  جائی در لحظات گذر دارد که درکشور ما برای هرکدام از نهادهای خدمتی روزهائی را نامگذاری کرده اند و روز ۱۲ اردیبهشت هم بنام معلم ثبت گردیده در صورتی که روزجهانی معلم دریکی از روزهای ماه مهر میباشد

 به خاطراین روز این  هفته راهفته  معلم نیز نامیده میشود در همه ارگانهای اموزش ونهادهای تعلیم تربیت مراسمی برگزار میشود ودر هر منطقه با توجه به شرایط خودشان برنامه های تجلیل از مقام معلم برگزار میگرد

در اینجا با عرض یک کلام همه اموزگاران را به کشتی نجات ولایت میسپارم تا حق پایدارتان در قاموس عشرت ملکوتی جاویدان باشد وبا بال فرشتگان پرواز را همیشه تجربه کنید که اواز پر جبرئیل گوشهایتان را نوازش کند که افتخار براین شهره را داشته باشید که از معلم هستی  قلمی را دریافت کرده اید ونام مبارکتان را در الواح هستی بنام معلم ثبت نموده اید این واژه که بر کسی  بنهادند اور ادر جام ابدیت به کوثر ازلال جای موافق دادند  هرانکه معلم شد معلم ماند که دیگر نتواند در  لابلای سنگهای  خارا به دنبال گنج حیات بگردد بلکه با نظاره به جلوگاه استاد خویش نغمه ساز وترانه سرای گوشه ای از باغهای بهشتی را زمزمه کند

که نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت

 به غمزه مسئله اموز صد مدرس شد

به همین مناسبت این روز را به همه همکاران ودوستان اموزگارم در هرسه مقطع تبریک می گویم

 


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 | 2:26 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
 

برنامه غذائی سالم برای سالم زیستن

همواره شنیده‌اید که برنامه غذایی صحیح به حفظ یک شیوه زندگی سالم کمک می‌کند. اما بد نیست بدانید در داشتن ظاهر مناسب هم موثر است.

وقتی در مورد چیزهایی که می‌خورید احساس خوبی داشته باشید و در صورتی که این مواد برای سلامت شما خوب باشند، ظاهرتان نیز تاثیر مثبتی می‌پذیرد.
در اینجا به برخی مواد غذایی که مصرف آنها حس خوبی را ایجاد می‌کند و در ضمن به داشتن یک ظاهر خوب هم کمک می‌کند اشاره می‌شود:

▪ آب: نوشیدن آب کافی در روز به طراوت پوست کمک می‌کند و ظاهر صاف‌تر و جوانتری به آن می‌دهد. با دریافت آب کافی با بهبود کیفیت پوست، مو و ناخن، از چهره شاداب‌تری بهره‌مند خواهید شد.
اگر احساس می‌کنید در بخش‌هایی از بدن دچار تورم شده‌اید، ممکن است به علت افزایش سدیم (عمدتا در اثر مصرف زیاد نمک) در بدن باشد. با دریافت آب بیشتر این سدیم را از بدن خارج کنید. نوشیدن آب کافی میزان از دست رفته طی فعالیت روزانه را جبران می‌کند.

ویتامین C ویتامین C در مقابله با بیماری و عفونت به بدن کمک می‌کند.این ماده سیستم ایمنی را تقویت کرده در بهبود بیماری‌ها نیز مفید است.
ویتامین C برای تولید کلاژن نیز ضروری است. کلاژن به پوست کمک می‌کند حالت ارتجاعی خود را حفظ نماید که این هم از چروکیدگی آن جلوگیری می‌کند.
مرکبات، توت فرنگی، گوجه فرنگی، بروکلی و کلم سرشار از ویتامین C هستند. به یاد داشته باشید آب میوه‌ها نیز حاوی این ویتامین هستند.

▪ چای سبز: این چای علاوه بر آن که حاوی ترکیبات آنتی اکسیدان است، کلسترول را کاهش داده، عملکرد سیستم ایمنی را بهبود می‌بخشد و از احتمال ابتلا به انواع سرطان نیز می‌کاهد.
اگر زیاد قهوه می‌نوشید، چند فنجان آن را با چای سبز جایگزین کنید. به این ترتیب بدون افزودن خامه، شکر یا هر طعم دهنده مصنوعی دیگری، کاهش وزن محسوسی را احساس خواهید کرد.

▪ سویا: پروتئین سویا غنی از اسیدهای آمینه، ویتامین E و بسیاری آنتی اکسیدان‌هاست. این ترکیبات به حفظ رطوبت پوست کمک می‌کنند، ظاهر صافی به آن داده و قابلیت ارتجاعی آن را افزایش می‌دهند.

▪ اسیدهای چرب ضروری: اسیدهای چرب ضروری مانند امگا – سه و امگا – شش چربی خوب هستند و به عملکرد سلولی و لذا به بهبود کیفیت پوست، مو، ناخن، عضلات و هر آنچه در ظاهر شما نقش دارد کمک می‌کنند.
اسیدهای چرب ضروری هم مانند سایر مواد غذایی خوب در عملکرد مناسب سلولی دخالت دارند که این هم از آسیب دیدن پوست جلوگیری کرده، چین و چروک را کاهش داده، رشد بهتر مو و ناخن را سبب می‌شود.

▪ شیر: این جمله که «شیر برای سلامتی مفید است» یک تبلیغ جاذب مشتری نیست بلکه یک واقعیت است. شیر غنی از کلسیم، ویتامین B۱۲، B۲ و D است.
کلسیم همراه با ویتامین جذب‌کننده آن، ویتامین D، به استحکام استخوان و سلامت دندان‌ها کمک می‌کند. ویتامین B۲ و B۱۲ نیز برای رشد گلبول‌های قرمز خون ضروری‌اند و در انتقال اکسیژن به سلول‌ها نقش دارند و این به معنای سلامت و شادابی بیشتر پوست و مو است.

▪ سبزیجات سبز: سبزیجاتی مانند اسفناج، کاهو و کلم سرشار از ویتامین A، C، E ، آهن و فیبر هستند. دریافت ویتامین‌های A و E نیز مانند ویتامین C در حفظ پوست خوب موثر است.
ویتامین A خواص آنتی اکسیدانی دارد و رطوبت چشم، پوست و غشاهای مخاطی را حفظ می‌کند. ویتامین E برای سلامت پوست صاف و جوان‌تر ماندن آن ضروری است.

▪ ماست: از آنجا که ماست یک محصول لبنی است، همه فواید شیر را داراست. این ماده همچنین حاوی باکتری‌های مفیدی است که به هضم غذا کمک می‌کنند، سیستم ایمنی را تقویت کرده در هیدراته شدن و پاکیزگی پوست موثر است.

▪ سیر: اثرات سیر مکررا مطرح شده اما اخیرا بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. این ماده خوراکی فشار خون را کاهش داده، از کلسترول خون می‌کاهد و حتی در پیشگیری از سرطان مفید است. سیر حاوی ترکیبات آنتی اکسیدان نیز هست که به جوان ماندن کمک می‌کند. اگر بو و طعم سیر را دوست ندارید آن را به صورت کپسول مصرف کنید.

▪ شکلات: شاید شکلات در ردیف سالم‌ترین مواد خوراکی نباشد اما با افزایش ترشح اندورفین‌ها و سروتونین اثرات مثبتی بر خلق و خو می‌گذارد و به آرامش و احساس شادابی کمک می‌کند. وقتی احساس خوبی داشته باشید، ظاهر خوبی هم خواهید داشت


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 | 2:2 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

  1. آیا دهانشویه کلر هگزیدین برای جلوگیری از پوسیدگی دندان خیلی موثر است؟ یک دهانشویه عالی که برای جلوگیری از پوسیدگی مفید است پیشنهاد کنید. ؟
    ***دهان شویه کلر هگزیدین یک دهان شویه ضد باکتری است و در درمان عفونت های لثه ای و دهانی استفاده می شود و جنبه ی درمانی دارد. این دهان شویه، حتما باید با تجویز پزشک و در مدت زمانی خاصی مصرف شود. استفاده بیش از حد مجاز و خود سرانه این دارو، ممکن است باعث ایجاد اثرات جانبی مانند مقاوم شدن باکتری ها و نیز از بین رفتن باکتری های مفید محیط دهان و تشکیل Stain دندان و زبان شود.
    استفاده از دهان شویه ها به جز دهان شویه هایی که خواص دارویی و درمانی دارند و فروش آنها با نسخه پزشک صورت می گیرد با توجه به خوشبو کنندگی و ضد عفونی کردن، در بسیاری موارد باعث بهبود چشمگیر وضع بهداشت دهان و دندان می شود. به ویژه در افرادی که دندان های مستعد پوسیدگی دارند یا کسانی که از پروتزهای ثابت و متحرک استفاده می کنند، توصیه می شود. دهان شویه های استاندارد موجود در بازار مناسب هستند.
    توجه کنید که به طور کلی، استفاده از دهان شویه، مکمل ِ مسواک و خمیر دندان است و به تنهایی نمی تواند جایگزین مسواک شود. از طرفی استفاده از دهان شویه راهی برای جلوگیری از پوسیدگی نیست بلکه به قول خودتان در برخی موارد برای جلوگیری از پوسیدگی مفید است.


  2. دندانهای خوبی دارم. فقط دو تا از دندان های جلویی بالا و دو تا از دندان های جلویی پایین من حدود سه چهار میلی متر با هم فاصله دارند. می خواستم بدانم چه روشی وجود دارد که این فاصله را از بین برد ؟
    چون فاصله میان دندان ها اندکی زیاد است، ممکن است مجبور شویم دندان های جلو را خیلی بزرگ بسازیم که نا زیبا جلوه خواهد کرد. اگر بستن فاصله به همین صورت، دندان های جلو را به طرز غیر طبیعی بزرگ نخواهد کرد، ساده ترین پیشنهاد، استفاده از لمینیت پرسلن، یا لمینیت کامپوزیتی خواهد بود.
    و گر نه، برای تقسیم فاصله موجود بین تعداد بیشتری از دندان ها، بایستی ابتدا ارتودنسی کنید، سپس برای از بین بردن فاصله های کوتاه تر، بسته به مورد چهار یا شش تا از دندان های جلو را لمینیت کنید.
    اگر نخواهید ارتودنسی کنید، می توانید با ژاکت کراون (نوعی روکش نازک چینی) چهار (یا شش) دندان خود را (از هر فک) روکش کنید که این امر نیاز به تراشیدن بیشتر دندان های سالم شما به خاطر رعایت اندازه و فاصله مناسب دارد. این موضوع، عیب این روش نسبت به اورتودنسی است. به عبارتی، برای تقسیم فضا، از چهار (یا شش) دندان جلوی شما می تراشند و روکش می کنند.
    می توانید به جای ژاکت کراون، از روش کامپوزیت لمینیت هم برای تقسیم فضا و بستن دیاستم در چهار (یا شش) دندان جلو از هر فک خود استفاده کنید.


  3. دو روز پیش یکی از دندان های خود را کشیده ام و الان حفره جای دندان باقی مانده است. می ترسم که غذا داخل آن برود و دیگر بیرون نیاید. با این که دهانم را مرتب می شویم و با طرف دیگر غذا می خورم اما باز می ترسم که غذا داخل حفره برود و بماند و حفره بسته شود و غذا داخل آن عفونت کند. آیا چنین امکانی وجود دارد ؟
    بدن انسان خود به خود محل زخم و حفره را ترمیم می کند و با اجسام و ذره های خارجی مثل تکه های غذا مقابله می کند.
    باید توجه کنید که شست و شو با آب نمک از فردای کشیدن دندان به صورت مرتب ضروری است. و بهتر است چند روز با طرفی که دندان کشیده اید چیزی نخورید و فشار بر آن وارد نکنید تا زخم آن زود تر خوب شود.
    نکته دیگر این که روزی که دندان می کشید، از آب نمک استفاده نکنید، آب دهان تان را بیرون نیندازید، گاز یا پارچه ئی را که دکتر به شما داده و بر روی محل دندان قرار داده استفاده کنید و دور نیندازید، از نوشیدنی های گرم استفاده نکنید و از نوشیدنی ها و خوراکی های سرد استفاده کنید.
    پس از کشیدن دندان، یک لخته خون بر روی استخوان فک در محل کشیدن دندان تشکیل می شود که باعث ایجاد پوشش بر روی استخوان و جلوگیری از خونریزی و نیز انتقال میکروب ها و ... می گردد. ایجاد فشار از طریق تف کردن، یا سیگار کشیدن با پک های عمیق، یا قر قره کردن آب نمک یا استفاده از نوشیدنی های گرم، در همان روز کشیدن یا جراحی دندان، باعث کنده شدن و از بین رفتن این لخته خون ایجاد شده بر روی محل کشیدن دندان می شود و به پدیده (درای ساکت) می انجامد که باعث قرار گ


  4. یکی از دندان های جلویی من زرد رنگ شده و هر چه مسواک می زنم زردی آن از بین نمی رود. برای از بین بردن آن چه کار باید کرد ؟
    اگر دندان زرد شده تان پیش از این عصب کشی شده باشد، این موضوع طبیعی است. رنگ دندان عصب کشی شده به دلیل از بین رفتن اعصاب و عروق دندان به مرور تغییر می کند و تیره تر می شود. در این مورد می توان با استفاده از روش بلیچینگ داخلی (Non-vital Bleaching) رنگ دندان تان را اصلاح کنید. در این روش، ماده سفید کننده در داخل دندان قرار داده می شود.
    اگر عصب کشی نشده، ممکن است به دلیل قرار گیری نا مرتب آن (که شاید با دندان های کناری آن در یک ردیف قرار نگرفته و اندکی عقب تر است) مسواک به درستی روی آن کشیده نشده و به مرور رنگ آن زرد تر از بقیه شده است. در این مورد نیز می توانید با جرم گیری یا بروساژ، رنگ دندان را به حالت اولیه بر گردانید.
    در صورتی که دلیل دیگری دارد یا هیچ یک از دلایل فوق صادق نیستند، توضیحات بیشتری ارائه کنید.


  5. در فک پایین یک دندان عقل نهفته دارم آیا درآوردن آن ضروری است؟ دندانهای فک بالا نیز کمی نامرتب هستند و به‌گفته‌ی دکتر فکم کوچک است و باید برای حل این مشکل نیز دو دندان عقل نهفته در بالا را نیز در بیاورم ؟
    در صورتی که بخواهید اورتودنسی کنید، طبق نظر ارتودنتیست تعیین تکلیف خواهد شد. در حالت کلی نیز دندان های عقل اگر جایی برای رویش در فک نداشته باشند و رشد آن ها به شکلی باشد که به دندان های مجاور لطمه بزند، می بایست بیرون آورده شوند.
    برای اطمینان، باید با مراجعه به عکس رادیولوژی محل رویش دندان عقل و دندان مجاور، مسیر رویش دندان عقل و احتمال آسیب به ریشه یا دندان مجاور را بررسی کرد. در صورتی که دندان عقل پوسیدگی نداشته باشد یا مزاحمتی برای سایر دندان های سالم نداشته باشد، ضرورتی برای در آوردن آن نیست. و چه بسا گاهی به عنوان یک دندان اصلی و اساسی، یا برای درمان های دیگر، مورد استفاده و اتکا قرار بگیرد.


  6. من 24 سال سن دارم و دندان های فک پایین من بسیار نامرتب هستند بطوری که فرم لثه‌ام کمی تغییر کرده‌است. دو ماه پیش داندانپزشکی متوجه شد که دو دندان کرسی شیری در فک پایینم باقی مانده است و جایگزین دو دندان کرسی اصلی کوچکم شده‌است. به همین سبب آنها را کشید تا جا برای مرتب شدن دندانهایم باز شود، اکنون سئوال من این است که آیا بدون انجام اورتودنسی این امر امکان پذیر است؟ زیرا به گفته دکترم اورتودنسی به لثه آسیب می‌رساند و همان قدر زمان می برد که ور رفتن به دندانها و هدایتشان به جای صحیح خود با دست به طور روزانه چندین بار. ؟
    اگر فکر می کنید که می توانید روزانه چندین بار با دندان هایتان ور بروید و دندان هایتان مرتب شود، پیشنهاد می کنم که انگشت تان را رنجه نفرمایید و با همان زبان تان، روزانه چند بار دندان ها را نوازش بفرمایید تا به جای صحیح خود باز گردند!
    حرکت و هدایت دندان به جای صحیح نیاز به آگاهی و اشراف به آناتومی دندان ها و زوایای رشد و قرار گیری آن ها دارد که بعید می دانم با «ور رفتن» بتوان جای صحیح را پیدا کرد. با تفاصیلی که گفتید نیاز به اورتودنسی دارید.
    لازم به ذکر است که انجام اورتودنسی نیاز به رعایت بسیار دقیق تر بهداشت دارد و در صورتی که فردی که درمان اورتودنسی انجام می دهد مسائل بهداشتی را به خوبی رعایت نکند یا در انجام آن کوتاهی کند، ممکن است دچار پوسیدگی دندان، آسیب به لثه و عوارض دیگر شود. این به آن معنی نیست که اورتودنسی به خودی خود باعث آسیب به لثه شود. (البته لازم به ذکر است که ممکن است دندانپزشکتان با توجه به سابقه و وضعیت فعلی رعایت بهداشت دهان و دندانتان تشخیص بدهد و پیش بینی کند که شما در رعایت بهداشت سهل انگاری خواهید کرد و ممکن است به همین دلیل انجام درمانی را در مورد شما صلاح نداند. اما این به معنی تعمیم


  7. یکی ازدندان های جلویی من چند سال پیش عصب کشی شده و کمی تغییر رنگ داده است. به یک دندان پزشک مراجعه کردم لمینیت را پیشنهاد کرد. ولی پزشک دیگری گفت که لمینیت زود می شکند و روکش بهتر است. لطفا مرا راهنمایی کنید تا روش بهتری را انتخاب کنم ؟
    امروزه بهترین روش درمان دندانپزشکی، محافظه کارانه ترین آن است. یعنی روشی که کم ترین دستکاری را در بافت های دندان در بر داشته باشد. با این دیدگاه، بهترین روش برای درمان چنین دندانی در مرحله نخست عبارتست از بلیچینگ، که در این مورد برخلاف نوع دیگر از داخل دندان انجام می شود و Non-Vital Bleaching یا Internal Bleaching خوانده می شود. اگر از این روش نتیجه دلخواه نگرفتید، گزینه بعدی لمینیت است چون تراش کمتری روی دندان انجام می شود. اما در صورتی که به هر دلیلی امکان استفاده از لمینیت نباشد، می توان از روکش استفاده کرد. برای دندان های جلو بهتر است از روکش های تمام چینی که فلز در آن ها به کار نرفته استفاده شود.
    البته در موارد خاصی می توان با استفاده از ترمیم کامپوزیتی نیز برای اصلاح رنگ دندان استفاده کرد.
    درمان با لمینیت اگر به درستی انجام شود می تواند بیش از ده سال دوام آورد و حتی به فرض این که روکش کامل دوامی بیشتر داشته باشد، نظر به این که می توان لمینیت را به سادگی تعویض کرد، مزیت های آن بر اندکی کوتاه تر بودن دوام اش می چربد.


  8. عاشق خلبانی هستم و نباید بیش از ۴ دندان پر شده داشته باشم. ولی حالا ۴ ، ۳ تا دارم و ۵ تا هم پوسیدگی سطحی دارند. می خواهم بدون پر کردن این ۵ دندان را درست کنم . آیا راهی هست ؟
    اطلاع زیادی از ضوابط شرکت های هواپیمایی ندارم اما تا جایی که شنیده ام، مواردی مثل مورد شما بسته به تشخیص پزشک آن سازمان که سلامت شما را تایید خواهد کرد متغیر است. به هر حال شکی نیست که دندان پوسیده ای که ترمیم نشده باشد، گواه عدم سلامت است. روشی برای ترمیم دندان پوسیده بدون پر کردن، که آسیب کمتری به بافت دندان بزند سراغ ندارم.

  9. کودک هشت ساله ام را به دندانپزشکی بردم و دندانپزشک دندانش را پر کرد. فردای آن روز گوشه لب فرزندم ورم و چرک شدیدی کرد که با مراجعه به درمانگاه، پزشک به من گفت که عفونت کرده و داروی آنتی بیوتیک تجویز کرد. آیا عفونت ناشی از استریل نبودن وسایل یا عدم تسلط دندانپزشک بوده است؟ و در این مورد چه اقدامی باید بکنم ؟
    جای نگرانی نیست. بی حسی ناشی از تزریق ماده بی حسی چند ساعت در ناحیه زبان و لب باقی می ماند و کودک در آن زمان چون در آن ناحیه حس ندارد گوشت گوشه ی لب اش را گاز می گیرد و به دلیل احساس خوش آیندی که دارد نا خودآگاه به جویدن ادامه می دهد و این موضوع باعث تورم و زخم شدن محل می شود.
    توصیه ای که همیشه به همراه کودک می کنم این است که در ساعت های اولیه بعد از انجام درمان دندانپزشکی تحت بی حسی موضعی، مواظب باشند که بچه لب اش را نجود.
    سعی کنید محل زخم را چرب نگه دارید تا التیام یابد.


  10. بين دو تا از دندان هاى من كمى فاصله هست، وقتى برای معاينه مي رفتم هيچ دكترى دقت نكرده بود، الان چون می خواستم پر کردگی دندان را عوض كنم متوجه شدند. حالا لثه ام کمی تيره شده. خطر ناك نيست؟ چه کار باید بکنم ؟
    اگر درست فهمیده باشم، منظور تان این است که بین ترمیم های انجام شده برای دو دندان مجاورتان فاصله نا مناسبی وجود دارد. این موضوع گاهی اتفاق می افتد و معمولا از دید دندانپزشک مخفی می ماند اما اگر هر گاه احساس می کنید که غذا در فضای خاصی از دندان های تان همیشه گیر می کند، یا نخ دندان تان در قسمت خاصی همیشه پاره یا خراب می شود، یا تکه های نسبتا درشت غذا از داخل آن بیرون می آید و بوی بدی هم می گیرد، حتما با دندانپزشک خود در میان بگذارید.
    ممکن است این فاصله ناشی از ترمیم نا درست نبوده و به دلیل ساختار طبیعی قرار گیری دندان های شخص باشد که در این صورت هم می توان با روش های دیگری (مثل روکش کردن دندان) این فاصله و گیر ِ غذایی (Food impaction) را از بین برد.
    به نظر می رسد لثه تان هم به خاطر وجود محل گیر ِ غذایی در فاصله میان دو دندان تان ملتهب و سیاه شده باشد.
    تماس محل لثه با پر کردگی (آمالگام) نیز اگر به درستی ترمیم نشده باشد هم ممکن است باعث تغییر رنگ لثه شود.
    در حالت معمولی، با از بین بردن محل انباشت غذا و اصلاح فاصله و تعویض ترمیم، التهاب و تغییر رنگ لثه خود به خود از بین می رود.


  11. دختر 21 ساله هستم. یک سال است که ارتودنسی کردم. وضع دندانهایم اصلا خوب نیست. تنها دندانهای سالمم چهار دندان در بالا و پنج دندان در پایین است. بیشتر دندنهایم دیواره ندارند. شش تا از دندان هایم را عصب کشی کرده ام. اما مشکل اصلی من این است که نمی توانم چیزهای شیرین و ترش یا سرد و گرم بخورم. دکترم هم گفته که به دلیل تغذیه نامناسب و بهداشت نامناسب است. الان هم روی تمام دندان هایم لکه های زرد رنگ دیده می شود. همیشه دندان درد دارم. بیشتر دندان هایم را دو بار درست کرده ام. دندان های آخریم همه ریخته اند. برای دردش چه کاری می توانم بکنم؟ همیشه مسکن قوی می خورم اما الان دچار ناراحتی معده شده ام. ؟
    انجام اورتودنسی مستلزم رعایت بهداشت بسیار مناسب دهان و دندان و استفاده از مسواک های مخصوص می باشد و در صورت سهل انگاری در رعایت بهداشت، به محل هایی برای تجمع پلاک های میکروبی تبدیل می شوند که خود باعث پوسیدن دندان ها می شود. از طرفی محل آن ها به تدریج زرد و لکه لکه خواهد شد.
    حساس بودن به شیرینی و سرما و گرما، نشان پوسیدگی دندان است که باید بسته به مورد، ترمیم یا عصب کشی شود. مشکل از بین رفتن دیواره دندان ها نیز با روش های ترمیمی یا پروتز (روکش) قابل رفع است. احتمال ناسالم بودن لثه های شما نیز وجود دارد. برای مشکل از بین رفتن دندان های خلفی نیز پس از رفع مشکل عمومی، می توان با استفاده از پروتز های ثابت یا متحرک، یا روش ایمپلنت، چاره ای اندیشید.
    استفاده زیاد از مسکن های قوی علاوه بر این که باعث رفع مشکل دندان و دهان نمی شود، دارای عوارض بسیار ناخوشایندی از جمله درد معده، ایجاد وابستگی و اعتیاد به قرص های مسکن، اختلالات در درمان و اختلالات عدیده دیگر به واسطه مواد مخدر موجود در مسکن ها می باشد.
    هر چه زود تر نسبت به یافتن علت و رفع مشکل با درمان های مرتب دندانپزشکی اقدام کنید.


  12. آیا شما استفاده ی مدام از لیسترین (Listerine) را توصیه می کنید ؟
    در یکی از سوآل های بالا توضیح در مورد دهان شویه ها داده ام. به طور کلی، استفاده از دهان شویه، مکمل ِ مسواک و خمیر دندان است و به تنهایی نمی تواند جایگزین مسواک شود. مورد مهم دیگر این که دهان شویه های خاصی که جنبه ی درمانی دارند، نباید خودسرانه بدون تجویز پزشک مصرف شوند.

  13. درطول دوماه اخیراحساس کردم چیز سفیدی مثل غذا بر لوزه ام چسبیده است که توانستم آنرا بیرون آورم اما دفعه دوم احساس می کنم عفونت است چون بوی بدی دارد و انگار از سوراخی ترشح می شود چون وقتی شب قبل آنها را پاک کردم صبح هم دوباره لکه سفید را دیدم گاهی درگوشم احساس خارش و درد دارم فکر می کنید اینها ترشحات عفونی است؟ علت چیست ؟
    با توضیحات بالا، به نظر نمی رسد مشکل شما از دندان یا لثه هایتان باشد و برای تشخیص و رفع علت باید به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کنید.

  14. پسری ۱۸ ساله هستم که دندان های جلويی ام نامرتب است فکر کنم نياز به ارتودنسی دارد. آيا راه مطمئن ديگری برای رديف کردن شان وجود دارد ؟
    تشخیص درست با معاینه امکان پذیر است. در برخی موارد برای اصلاح نامرتب بودن یکی دو دندان قدامی، در صورتی که نیاز به تغییر مکان دندان نداشته باشد، و در موارد رفع عیوب تقارنی و شکستگی دندان ها یا بستن فواصل بین دندان ها، می توان از روش های ترمیمی و زیبایی (لمینیت) استفاده کرد.

  15. من ۳۰ سال سن دارم و فک بالای من دچار به هم ريختگی شديد می باشد. فک بالا از فک پايين کمی جلوتر است. در مراجعات قبلی به دندانپزشک به من گفته شده که بايد برای ارتودنسی دو تا از دندانهای سالم فک بالا ( ۴ يا ۵) کشيده شود اين در حالی است که داندانهای عقلم را کشیده ام. ؟
    کشیدن برخی دندان ها برای انجام اورتودنسی و قرارگرفتن بقیه دندان ها در محل صحیح، طبق نظر متخصص اورتودنسی، امری رایج و علمی است. نگران نباشید. با «به هم ریختگی شدید» که اشاره کردید، باید خوشحال باشید که با روشی که گفتید دندانهایتان اصلاح خواهد شد!

  16. اگر بخواهم بدون جرم گيری دندان سفيدی داشته باشم چه پيشنهادی مي کنيد ؟
    در صورتی که دندان جرم داشته باشد، باید جرم گیری شود. چه بخواهید دندان تان را سفید کنید یا نکنید. در ضمن دندانی که رنگ آن زرد شده یا لکه دارد، لزوما به این معنی نیست که جرم دارد؛ و دندانی که سفید باشد یا لکه نداشته باشد، دلیل کافی نیست که جرم نداشته باشد. بسیاری، لکه ها و رنگ دانه ها را با جرم اشتباه می کنند. جرم توده های سخت به رنگ قهوه ئی یا زرد است که بیشتر در ملتقای لثه و دندان تشکیل می شود.
    برای سفید کردن دندان وقتی که رنگ گرفته، می توان با بروساژ (برداشتن رنگ با نوعی خمیر و برس که توسط دندانپزشک انجام می شود) رنگ دندان را به حالت اولیه در آورد.
    برای سفید کردن دندان، از روش «بلیچینگ» استفاده می شود.


  17. مرد 43 ساله هستم. می خواستم بدانم چه دهان شویه ای استفاده کنم که اگر هر شب بعد از مسواک استفاده کنم، اثر بدی مثل زردی دندان و ... در دراز مدت روی دندان هایم نداشته باشد. آیا اصولا مصرف هر شب دهان شویه را توصیه می کنید یا نه ؟
    استفاده مداوم از دهان شویه ها (به جز دهان شویه هایی که خواص دارویی و درمانی دارند و فروش آنها با نسخه پزشک صورت می گیرد) اثر بدی روی دندان ها ندارد و با توجه به خوشبو کنندگی و ضد عفونی کردن، در بسیاری موارد باعث بهبود چشمگیر وضع بهداشت دهان و دندان می شود. به ویژه در افرادی که دندان های مستعد پوسیدگی دارند یا کسانی که از پروتزهای ثابت و متحرک استفاده می کنند، توصیه می شود که یک یا دو بار در روز (با توجه به اطلاعات مندرج در بروشور) از دهان شویه استفاده کنند.
    دهان شویه های استاندارد موجود در بازار مناسب هستند.
    توضیح نکته دیگری نیز لازم است که اگر از دهانشویه صرفا جهت از بین بردن بوی بد دهان استفاده می کنید، توجه داشته باشید که پنهان کردن بوی دهان چاره کار نیست و می بایست حتما به فکر یافتن عامل بوی دهان و برطرف کردن آن بود.


  18. ۲۲ سال دارم و ۴ دندان جلوی بالا کمی از قوس خارج و لثه ها يا همان فک بالا دارای بر آمدگی است. آیا اين مشکل با ارتودنسي رفع می شود يا نياز به جراحی فک دارم ؟
    با توجه به این که تنها چهار دندان جلویی شما اندکی خارج از ردیف هستند، به نظر می رسد مشکل شما با اورتودنسی قابل حل باشد.
    البته تشخیص دقیق تر و طرح درمان با مراجعه به عکس رادیولوژی (لترال سفالومتری) قابل ارائه است.
    توضیح این که نا هنجاری قرار گیری دندان ها روی هم، می تواند به دلیل دندانی یا اسکلتی باشد. نا منظم بودن دندان ها با ارتودنسی قابل رفع است اما برای اصلاح ناهنجاری اسکلتال، نیاز به جراحی فک هست.


  19. دندانهای جلوی من به اندازه نیم میلیمتر از هم فاصله دارند درضمن رنگ دندانهای من به طور مادرزادی کمی زرد است به نظر شما آیا با استفاده از روش کامپوزیت میتوان هم دندانها را سفید نمود و هم این فاصله کم بین دندانها را از بین برد ؟
    بستن فضای بین دندان ها با استفاده از کامپوزیت امکان پذیر است و برای مورد شما مناسب ترین روش نیز همین روش است. اما باید توجه داشت که سفید کردن همه دندان ها با کامپوزیت جدا از غیر عملی بودن اش، به دلیل نیاز به برداشتن سطح همه دندان ها و جایگزینی با کامپوزیت، روش مناسبی نیست. توصیه من این است که نخست دندان های خود را با روش «بلیچینگ» سفید تر کنید و به رنگ دلخواه خود دربیاورید سپس فاصله (دیاستم) بین دو دندان جلو خود را با کامپوزیت اصلاح کنید. توجه کنید که چون مواد کامپوزیتی و روکش های پرسلن و لمینیت ها با استفاده از روش بلیچینگ تغییر رنگ نمی دهند، ضروری است که نخست بقیه دندان ها را به رنگ دلخواه خود دربیاورید و سپس اقدام به بستن دیاستم کنید تا انتخاب رنگ کامپوزیت بر اساس رنگ سایر دندان ها انجام گیرد.

  20. 21 سال دارم و در 19 سالگی به این دلیل که دندانهای شیری ام هنوز نیفتاده بود به دندانپزشک مراجعه کردم و ایشان تشخیص دادند باید 7 تا دندان شیری ام را بکشم (در ضمن دندان های دائمی در لثه ام دارم با توجه به عکس رادیولوژی) و 2 سال بعد به ایشان مراجعه کنم بعد از 1 سال دوباره مراجعه کردم یکی از دندان های دائمی ام در آمده بود و دوباره عکس گرفتم مشخص شد که بقیه ی دندان های دائمی ام هم پیشروی و حرکت داشته اند برای همین ایشان گفتند 1 سال دیگر صبر کنم شاید در بیایند الان 6 ماه می گذرد و هنوز هیچ کدام در نیامده است فکر می کنم در این 6 ماه دیگر نیز اتفاقی نخواهد افتاد و من در مانم را 1 سال به تاخیر انداخته ام می خواهم بدانم اگر دندانهای دائمی ام در نیایند و در لثه بماند شیوه ی در مان چگونه خواهد بود ؟
    دندان های شیری به واسطه فشار ناشی از رشد دندان های دائمی که در مسیر صحیح برویند، در سنین کودکی لق شده و می افتند. با توجه به این که دندان دائمی در لثه دارید و دندان های شیری تان تا نوزده سالگی نیفتاده، دندان های دائمی، در مسیر دندان های شیری متناظر شان نبوده اند. و نظر به سنی که اشاره کردید، برداشت من این است که دندان های دائمی اصلا از استخوان فک خارج نشده بوده اند. چون انحراف از مسیر اصلی رویش دندان دائمی نیز باعث روییدن دندان دائمی در جوار دندان شیری (یا قسمت دیگر دهان) می شود که در مورد شما این اتفاق نیز نیفتاده است. در متن پرسش خود، اشاره به محل قرارگیری اخیر دندان های دائمی پس از پیشروی و حرکت نکرده اید. اگر دندان های دائمی در داخل لثه به مقدار قابل توجهی رشد کرده و از لثه بیرون نیامده اند، با توجه به قوام و استحکام لثه در سن شما، ممکن است سفت بودن لثه مانع رویش دندان شده باشد که می توان با جراحی و درمان لثه، مسیر رشد دندان را هموار ساخت و با استفاده از اورتودنسی، دندان را در محل خود قرار داد. در صورتی که دندان ها هنوز در استخوان فک قرار دارند و از آن بیرون نیامده، نیاز به جراحی فک می باشد. توصیه می کنم

  21. چرا دهان بعضی افراد میان سال بوی بدی می دهد؟ آیا علت آن افزایش سن است یا خرابی دندان؟ و آیا با افزایش سن بوی دهان تغییر می کند؟ و چه طور می شود از آن جلو گیری کرد ؟
    در افراد مسن بوی بد دهان به سبب تغییرات متابولیك و سایر علل نظیر كم‌آبی بدن‌، كاهش مقاومت به عفونت، كاهش اشتها و غیره وجود دارد. از طرفی با گذشت سن احساس تشنگی در افراد کم تر ایجاد می شود. اما این به معنی کم شدن نیاز بدن فرد به نوشیدن آب نیست.
    برای کاهش این عارضه، می بایست افراد مسن برنامه ای جهت نوشیدن آب داشته باشند و روزانه حد اقل یک و نیم لیتر آب بنوشند. چه احساس تشنگی بکنند یا نکنند. برنامه و وعده های غذایی افراد مسن نیز می بایست منظم و سر وقت باشد.
    مصرف برخی داروها مانند ایزوسورباید و آنتی هیستامین ها و آمفتامین ها و آرام بخش ها و ... (که به مقتضای سن و افزایش بیماری ها در افراد مسن معمول است) نیز باعث خشکی دهان و کاهش بزاق (که عمل شستشوی خود بخودی حفره های دهان را انجام می دهد) می شود.
    مقاله مستقلی در زمینه بوی بد دهان در سایتم نوشته ام
    http://www.doctoryashil.com/articles.aspx?aid=11
    امیدوارم با مراجعه به آن، بتوانید مشکل خود را حل کنید.


  22. مدتی است مي خواهم دندانم را جرم گیری کنم. ولي از اطرافيان مي شنوم كه جرم گيري برای دندان خوب نيست. یک عكس هم از دندان هایم برایتان مي فرستم. مي خواستم اگر ممكن است غير از جرم گيري راه ديگری برای سفيد شدن دندان هایم پيشنهاد کنید. من 22 سال دارم و دانشجو هستم ؟
    با توجه به عکسی که از دندان های خود فرستاده اید، انجام جرم گیری نه تنها لازم بلکه ضروری است. تصور نادرستی که در بین افراد شایع است این است که جرم گیری به دندان آسیب می رساند. اما واقعیت این است که اگر جرم دندان وجود داشته باشد، انجام جرم گیری بسیار بهتر از جرم گیری نکردن است.
    باز بر خلاف تصور عامه، جرم دندان به رنگ دانه های روی دندان اطلاق نمی شود. بلکه توده زرد یا قهوه ای رنگ سختی است که بیشتر در محل التقای دندان و لثه تشکیل می شود و وجود آن به مرور باعث ایجاد تحلیل در لثه و آسیب به دندان می شود. برای سفید تر کردن دندان هایتان (البته بعد از جرم گیری و بروساژ)، روش بلیچینگ را پیشنهاد می کنم.
    البته از ظاهر دندان های شما بر می آید که دندان های شما دچار پدیده فلوئوریزیس است. در صورتی که کودکی تان را در شهر های جنوبی یا مرکزی کشور گذرانده اید می توان حدس زد که ناشی از آب منطقه باشد. متاسفانه روش بلیچینگ در کسانی که دندان های شان از پدیده فلوئوریزیس رنج می دهد، به خوبی دندان های دیگر جواب نمی دهد.
    اما با جرم گیری و بروساژ می توانید رنگ اولیه دندان های خود را بیابید و لبخندتان به میزان قابل توجهی اصلاح می شود.


  23. بر اثر پوسيدگی يک سوراخ در بین دندان ۶ و ۵ من ایجاد شده بود. بعد با ماده ی آمالگام آن را ترميم کردم حالا بين دندان هایم بر اثر ترميم با آمالگام سياه شده آیا می شود فقط سياهی بين دندان ۶ و۵تراشيده شود و با ماده ی کمپوزيتی پر شود يا بايد کل ماده ی سياه موجود در دندان ۶ تخليه شود و به جای آن ماده ی کمپوزيتی قرار بگيرد چون مقاومت ماده سياه نسبت به ماده سفيد خيلی بيشتر است برای همين نمی خواهم همه ی ماده سياه در دندان ۶ تخليه شود ؟
    می بایست کل آمالگام تخلیه و به جای آن از کامپوزیت استفاده شود. تصور شما مبنی بر «خیلی بیشتر» بودن مقاومت ماده سیاه در مقایسه با ماده سفید، زیاد هم درست نیست. به این معنی که امکان پر کردن دندان های آسیاب با کامپوزیت هم وجود دارد. در کامپوزیت هایی که اکنون وجود دارد، نوعی کامپوزیت مخصوص دندان های خلفی (آسیاب) وجود دارد که مقاومت فشاری آن ها بسیار مناسب است.
    در مورد استفاده از کامپوزیت به این نکته باید خوب توجه کرد که این ماده احتیاج به رعایت بهداشت دقیق تری دارد. اگر فکر می کنید در رعایت بهداشت اهمال خواهید کرد، اصلا به آمالگام های خود دست نزنید.
    نکته دیگری را نیز یاد آوری کنم که اگر سیاهی بین دندان ها زیاد نمایان نیست، بهتر است آمالگام های سالم را صرفا به دلیل سفید کردن دندان تعویض نکنیم. چون با هر بار تراشیدن دندان، خواه ناخواه مقداری از بافت سالم دندان شما برداشته خواهد شد. و ممکن است دندان های شما مدتی حساس شود.


  24. دو دندان ِ پیش، از فک بالا را روکش کرده ام. در میان این دو یک دندان بدون روکش دارم که به مرور از طولش کاسته شده و کوتاه تر از دو دندان روکش دار طرفین است. اگر نخواهم این یکی را روکش کنم آیا راه دیگری برای بلند تر کردن و همسان کردنش با دو دندان دیگر وجود دارد ؟
    توصیه می کنم که اول علت کوتاه شدن این دندان بررسی شود. ممکن است اشکال از روکش های موجود و تغییر مکان آن ها باشد که در این صورت با تعویض روکش ها مشکل حل خواهد شد. اما اگر روکش ها سالم باشند، می توان با استفاده از روش «لمینیت» دندان کوتاه تان را هم سان کنید. لمینیت روشی است که با کم ترین تراش روی دندان، یک لایه نازک چینی بر روی دندان می چسبانند و عیوب تقارنی و اندازه و شکستگی و پریدگی گوشه های دندان را اصلاح می کنند.
    با استفاده از بیلد آپ کامپوزیتی نیز می توان چنین عیبی را اصلاح کرد.


  25. آيا دهانشويه کلر هگزيدين ۲٪ استفاده بدون تجويز دکتر مشکلی ايجاد می کند؟ مضرات آن را توضيح دهيد ؟
    دهان شویه کلر هگزیدین یک دهان شویه ضد باکتری است و در درمان عفونت های لثه ای و دهانی استفاده می شود و مانند آنتی بیوتیک ها جنبه ی درمانی دارد. این دهان شویه، حتما باید با تجویز پزشک و در مدت زمانی خاصی مصرف شود. استفاده بیش از حد مجاز و خود سرانه این دارو، ممکن است باعث ایجاد اثرات جانبی مانند مقاوم شدن باکتری ها و نیز از بین رفتن باکتری های مفید محیط دهان شود.

  26. نوک دندان ۱ من حالت گچی مانند پيدا کرده و رنگش نسبت به بقيه قسمت های دندان تغيير کرده. حالا مي خواستم با استفاده از درمان با ماده کمپوزيتی دوسطحی استفاده کنم آيا اين روش عوارضی برای دندانم دارد و آيا در اثر تراشيدن قسمت مذکور برای جاسازی ماده کمپوزيتی بعد از گذشت چند سال دندان سياه نمی شود يا رنگ دندان در اثر تراشيدگی تغيير نمی کند ؟
    اگر فکر می کنید که این رنگ ِ گچی در ظاهر دندان شما تاثیر بدی دارد ، می توان با کامپوزیت آن را اصلاح کرد. البته دندانی که به این شکل ترمیم شده، نیاز به مراقبت و رعایت بهداشت بیشتر دارد وگرنه بر اثر گذشت زمان و در دراز مدت دچار تغییر رنگ خواهد شد. با کامپوزیت های جدید تا حدودی این مشکل را مرتفع کرده است. البته این عیب با تعویض کامپوزیت برطرف خواهد شد.

  27. آیا خمیر دندان های ژله ئی که مثل ژله هستند و رنگی هستند، مثل بقیه خمیر دندان ها خوب هستند؟ زمانی که من از آن ها استفاده می کنم، حس می کنم که چندان دندان ها را تمیز نمی کنند ؟
    خمیر دندان در اصل ماده ای مکمل مسواک است و به تنهایی تاثیر چندانی در پاک کردن دندان ها ندارد. بسته به وضعیت و محیط دهان هر کس، استفاده از خمیر دندان خاصی در مواقعی به خمیر دندان های دیگر برتری دارد.
    خمیر دندان های ژله ای به واسطه رنگ و طعم بهتر، غالبا ابزار تشویقی خوبی برای مسواک زدن بچه هاست. همچنین افرادی که حساسیت به طعم و کف خمیردندان های دیگر دارند نیز از خمیردندان های ژله ای از آن نوعی که شما گفتید استفاده می کنند. در حالت کلی، اگر احساس می کنید که روش مسواک زدن تان درست است اما خمیر دندانی که مصرف می کنید به اندازه کافی احساس تمیز و خوش بو بودن محیط دندان تان را به شما نمی دهد، آن را عوض کنید. از خمیر دندان های فلوراید دارد و خمیر دندان های استاندارد استفاده کنید.


  28. دختري هجده ساله هستم كه مدتي است در ناحيه مفصل فك (سمت راست) دچار مشكل شده ام. فكم هنگام باز شدن صدا مي دهد وكمي به چپ منحرف مي شود ؟
    باید به متخصص فک و صورت مراجعه کنید تا با رادیوگرافی های لازم، مفصل شما را ارزیابی کند. اگر دیسک (غضروف) بین مفصلی شما در یک ناحیه دچار مشکل یا سائیدگی شده باشد، فک موقع باز شدن دهان، به یک سمت منحرف خواهد شد. برای درمان آن باز باید رادیوگرافی های شما را ارزیابی کرد تا بتوان به یک درمان جامع رسید.

  29. دندان ۵ را به دلیل پوسیدگی به اندازه یک سوراخ در کنار دندان ۴، با ماده سیاه (آمالگام) ترمیم کردم. حالا بین دندان ۵و۴ بر اثر این ترمیم مقداری سیاه شده است. آیا با درمان کمپوزیتی می توان این سیاهی را رفع کرد ؟
    بله. می توان با تعویض مواد ترمیمی آمالگام موجود با مواد کامپوزیتی، این مشکل را حل نمود. معمولا در درمان ترمیمی دندان های نمایان از مواد همرنگ دندان (کامپوزیت) استفاده می شود.

  30. دختری 28 ساله هستم. جنس دندانهایم بسیار بد است و از بچگی مرتب در دندانپزشکی بوده ام. چند تا از دندانهای عقب و 2 تا از دندانهای جلویم عصب کشی شده اند. سوالم در ارتباط با ارتودنسی است. با توجه به اینکه عصب کشی از استحکام دندان کم می کند آیا می توانم ارتودنسی کنم و در آینده مشکل ساز نخواهد شد ؟
    در حالت کلی، عصب کشی دندان ها، مانعی برای انجام اورتودنسی نیست. نیروهای اورتودونتیک از جهت ها و به شکل هایی وارد دندان می شوند که باعث جا به جا شدن دندان ها و قرار گیری آن ها در وضعیت مطلوب می شوند و نیروی زیان آوری که باعث شکستن دندان ها شود را وارد نمی کنند. می توانید به ارتودنتیست مراجعه کنید و درمان لازم را انجام دهید. ایشان وضعیت دندان های شما را در نظر خواهد گرفت و تدبیر لازم را اتخاذ خواهد نمود.

  31. من 26ساله هستم مدتی در دندان های جلو فک پایین احساس درد می کنم هم نسبت به گرما و هم نسبت به سرما. به دندانپزشک و جراح لثه مراجعه کردم ایشان بعد از معاینه و عکس گفتند باید یک تا دوجلسه جرم گیری و کورتاژ لثه کنند. حالا نمی دانم به چه علت این تشخیص را دادند و آیا با این نوع درمان مشکل من حل می شود یانه ؟
    بر اثر علت های مختلفی (از قبیل سهل انگاری در رعایت بهداشت، جرم گیری نکردن به مدت طولانی، جرم ساز بودن و ترشح زیاد بزاق و ...) به مرور توده ای از جرم در محل اتصال لثه و دندان تشکیل می شود. این توده به مرور باعث آسیب به لثه و ملتهب و بیمار شدن آن می شود. کورتاژ لثه به معنی پاک سازی، اصلاح سطوح زیر لثه و ریشه می باشد که لایه عفونی لثه تمیز می شود و لثه به حالت نرمال و سالم بر می گردد. لثه نرمال به رنگ صورتی و محکم و بدون التهاب است و لثه بیمار به رنگ قرمز و متورم است که ممکن است خون چکان هم باشد.
    با تفاصیلی که از وضعیت خود گفته اید، و نظر به این که اشاره ای به پوسیدگی یا شکستگی یا ایرادی در دندان های خود نکرده اید، حساسیت دندان های شما ناشی از همین است و انجام مواردی که دندان پزشک شما توصیه کرده، لازم و کارساز است.
    عبارتی در پرسش تان هست: «حالا نمی دانم به چه علت این تشخیص را دادند»؛ علت تشخیص ایشان، تخصص و علم ایشان در زمینه مسائل مربوط به دهان و دندان است. توصیه می کنم در مسائل تخصصی تشخیص و درمان، به دندان پزشک خود اعتماد کنید. در صورتی که چیزی را نمی دانید، در زمان و شرایط مناسب از دندان پزشک خود سوآل کنید


  32. يکی از دندانهايم در فک بالايی نسبت به بقيه دندانها بالاتر است. دندانپزشک هزينه را ۶۰۰ هزار تومان گفتند. ولی با وضع مالی خانواده هزينه بالايی است. آيا راه ديگری برای حل مشکلم وجود دارد؟ (از گرگان) ؟
    به نوع درمان پیشنهادی دندانپزشک اشاره نکرده اید و نگفته اید که کدام دندان و تا چه حد بالاتر است. بدون معاینه پیشنهاد روش بهینه در این موارد امکان پذیر نیست. اما به طور کلی برای این ناهنجاری، بسته به وضعیت ارتودنسی یا لمینیت کارساز خواهد بود. ممکن است اشکال از لثه نیز باشد که با اصلاح شکل لثه قابل حل خواهد بود.

  33. بیست و سه سال دارم. به دلیل بوی بد دهان به دندانپزشک مراجعه کردم و دهان شویه برایم تجویز شد. اما فکر می کنم نه تنها بهتر نشد بدتر هم شد. آیا ممکن است مشکل از جای دیگری مثل بیماری قند یا کمبود ویتامین باشد ؟
    بوی بد دهان به تنهایی یك بیماری نیست بلكه علامت بیماری های مختلف است. برای رفع آن می باید بیماری علت ایجاد بوی بد دهان را شناسایی کرد. با حذف این عوامل و اصلاح ناهنجاری‌های موجود و رفع علت، بوی بد نیز از بین خواهد رفت. استفاده از دهان‌شویه‌ها علاوه بر موقت بودن اثر، ممكن است بیماری را نیز از دید پزشك مخفی دارد.
    ممکن است بوی بد به دلیل بودن دندان پوسیده در دهان یا مشکلات لثه ایجاد شود.
    جدا از بوی بد دهان صبحگاهی یا گرسنگی یا خستگی و ضعف، و دلایل عمومی دیگر مانند نوع تغذیه و عادت غذایی و نیز عدم رعایت بهداشت دندان و دهان، برخی بیماری ها نیز باعث ایجاد بوی بد دهان می شوند. بزرگ بودن لوزه، بیماری های سینوس و حلق، آبسه ریه، اختلالات گوارشی، دیابت، کمبود ویتامین و بیماری هایی که سبب تب می شوند نیز از علت های بوی بد دهان می تواند باشد.
    در دیابت بوی استون در هوای بازدم به مشام می‌رسد. در نارسایی كلیه بوی شبیه آمونیاك و در سیروز كبدی بوی كیك گندیده به مشام می‌رسد.
    استفاده از برخی داروها مانند ایزوسورباید، آنتی هیستامین ها، آرام بخش ها و ... باعث کاهش بزاق و شست و شوی حفره دهان می شوند.


  34. آیا امکان دارد که بیماری لثه یا دندان به پوست خارجی صورت آسیبی بزند یا ربطی ندارد ؟
    به طور عمومی تغییر رنگ یا آسیب پوست خارجی، نشانه و عوارضی برای بیماری دندان تلقی نمی شود. البته اگر دندان عفونت کند، ممکن است این عفونت به فضای صورت و زیر پوست نفوذ کند که باعث تورم پوست صورت خواهد شد.
    جدا از بحث مطرح شده، برخی بیماری های دندان و دهان باعث ایجاد تغییرات در ظاهر انسان نیز می شوند. به عنوان مثال، کسانی که از دندان قروچه رنج می برند، به مرور زمان با ساییده شدن دندان ها ارتفاع صورتشان آشکارا کوتاه می شود و شکل قرارگیری فک هایشان تغییر می کند. یا از دست دادن تعداد زیادی دندان، باعث تغییر شکل صورت و پوست صورت نیز می شود.


  35. وضعیت عمومی دندان هایم خوب است. فقط می خواهم بدانم وجود لکه های زرد به صورت جرم روی نقاطی از دندانم به چه دلیل است ؟
    لکه های زرد روی نقاطی از دندان ها، جرم دندان است که به مرور زمان تشکیل شده اند و امری غیر طبیعی نیست. این لکه ها با جرم گیری پاک می شوند. می توان با رعایت موارد بهداشتی، از تشکیل جرم دندان جلوگیری کرد و آن را به تعویق انداخت.

  36. من یک پسر 24 ساله هستم و می خواهم در یک شرکت هواپیمایی استخدام شوم. یکی از موارد مهم شرکت های هواپیمایی نگاه کردن دقیق به دندان ها است. البته یکی از دندان های جلویی من دارای لکه ای است که با مسواک زدن هم پاک نمی شود. چه کار باید بکنم تا این لکه برطرف شود؟ و سوال دیگر من این است که آیا شرکتهای هواپیمایی یا پزشکان هواپیمایی به دندان پر کردن هم ایراد خواهند گرفت یا خیر ؟
    ممکن است این لکه، رنگدانه (Stain) باشد که با جرم گیری و بروساژ از بین خواهد رفت. یا ممکن است رنگ داخلی باشد که می توان با برداشتن لکه و ترمیم با کامپوزیت، و در صورتی که لکه سطح وسیعی داشته باشد با روش لمینیت، آن را برطرف کرد. در مورد ایراد پر کردن دندان نیز تا جایی که من اطلاع دارم، پر کردن دندان پوسیده، یا عصب کشی و ... به منزله درمان دندان می باشد. هواپیمایی، به دندان پوسیده یا خراب که ترمیم نشده باشد ایراد خواهند گرفت نه به دندانی که درمان شده باشد. به نظرم چنین معایناتی برای پرسنل پرواز انجام می شود و نیز مسائل دندانپزشکی زیبایی مثل لکه و رنگ، اهمیت نداشته باشد. اما برای اطلاع دقیق تر از مقررات شرکت های هواپیمایی، به روابط عمومی آن ها مراجعه کنید.

  37. از بچگی دندانهای زردی دارم که با جرم گیری هم سفید نمی شود. دوست دارم دندانهای سفیدی داشته باشم. در اینترنت با روشهای متفاوتی از قبیل استفاده از لیزر و و محلولهای بلیچینگ ، ژلهای مخصوص و غیره که البته باید هزینه ی این موارد زیاد باشد، همینطور با دستگاهی به نام ... آشنا شدم که در واقع کاری مثل لیزر را انجام میدهد همراه با ژل مخصوص و فکر می کنم در ایران هم شرکتی چنین دستگاهی را ارائه کرده. آیا خرید چنین دستگاهی را پیشنهاد می کنید؟ هزینه سفید کردن دندان ها با روشهای مذکور در مطب به طور میانگین چقدر است؟ در شهرستان ما دندان پزشکی را سراغ ندارم که از این کارها انجام دهد. در ضمن دوتا از دندان های فک بالایی ام شکسته و شدت رنگ زرد در آن ناحیه بیشتر است. آیا بعد از سفید کردن می توانم از لامینیت اسبفاده کنم ؟
    همان طور که اشاره کردید، رنگ طبیعی دندان های شما زرد است. جرم گیری و بروساژ، رنگ گرفتگی های سطحی دندان را از بین می برد و در دندان هایی مانند دندان شما، رنگ آن را سفید نمی کند. روش های مختلفی که گفتید درست است. اما برخلاف آن که فکر می کنید، بلیچینگ، هزینه زیادی ندارد. از طرفی بهتر است که اینگونه درمانها با مشورت و زیر نظر دندانپزشک انجام شود. در مورد دستگاهی که اشاره کردید اطلاع و نظر خاصی ندارم اما به نظر می رسد خرید دستگاهی که کاری مانند لیزر انجام می دهد، برای یک بار مصرف کردن زیاد مقرون به صرفه نباشد.
    در روشی از بلیچینگ، حضور در مطب تنها برای گرفتن قالب از دندان ها لازم است. پس از آن (تری) دندان به همراه مواد مربوطه و روش و دوره مصرف طبق نظر دندان پزشک در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
    پس از سفید کردن می توانید از لامینیت استفاده کنید. توضیح این نکته ضروری است که هر گونه ترمیم یا لمینیت یا روکش، با روش بلیچینگ تغییر رنگ نمی دهد. یعنی اگر قصد انجام چنین کاری دارید، آن را به بعد از بلیچینگ و دست یافتن به رنگ دلخواه موکول کنید.


  38. ۳۰ ساله هستم و در حالت معمولی دندانهای فک بالا و پايين من کاملا روی هم قرار دارند. آیا با اورتودنسی می توان این مشکل را برطرف کرد یا نیاز به عمل فک می باشد؟ کدام از این روشها با توجه به سن من نتیجه مطلوبی دارد؟ درصد خطرات جراحی فک تا چه حد می باشد و هزینه عمل جراحی حدودا چه مبلغی است ؟
    اشکالی که مطرح کردید ممکن است به دلیل (اسکلتال) یا (دنتال) باشد. باید با استفاده از رادیوگرافی (سفالومتری و OPG) بررسی کرد که مشکل از وضعیت قرارگیری فک ها بر روی هم است؛ یا نحوه قرار گیری دندان ها نادرست است.
    در حالت اخیر (مشکل دندان ها)، استفاده از روش اورتودنسی مناسب است. اما در صورتی که مشکل از نحوه قرار گیری فک ها باشد، نیاز به جراحی فک پیش می آید.
    برای رفع مشکل شما، عامل سن عامل تعیین کننده نبوده و روش درمان با توجه به موارد بالا باید انتخاب شود. ضمن این که سن شما محدودیتی برای هیچ یک ایجاد نخواهد کرد.
    جراحی گفته شده یک جراحی معمول و شناخته شده است و خطر خاصی ندارد. البته مدت زیادی پس از جراحی، فک و دهان بسته خواهد ماند و مجبور خواهید بود مدتی تنها از مایعات با نی تغذیه کنید. در مورد هزینه عمل و معاینات گفته شده با یک متخصص فک و صورت مشورت کنید.


  39. يکی از دندان های جلوی ام قبلا عصب کشی شده حالا رنگ دندانم تغيير کرده و سياه شده آيا از لمينيت استفاده کنم بهتر است يا روکش ؟
    پیش از این که سراغ درمان هایی مانند لمینیت یا روکش بروید، نخست باید بررسی کرد که آیا با روش بلیچینگ داخلی، می توان رنگ دندان را سفید کرد یا خیر. روش بلیچینگ داخلی (Non-vital bleaching) روشی است که در دندان های عصب کشی شده به کار می رود و بر خلاف روش بلیچینگ عادی، مواد سفید کننده، در داخل دندان قرار می گیرد.
    در بسیاری موارد، رنگ دلخواه با این روش به دست می آید.
    در مورد بهتر بودن لمینیت یا روکش در این موارد نیز باید در نظر گرفت که در روش روکش (PFM یا All Ceram) نسبت به روش لمینیت، نیاز به برداشتن قسمت بیشتری از دندان هستیم و از دیدگاه محافظت دندان، روشی که تخریب کمتری در بر داشته باشد، روش بهتری به حساب می آید.
    از طرف دیگر نظر به این که دیواره های دندان عصب کشی شده به دلیل از دست دادن اعصاب و عروق، به مرور خشک و شکننده می شوند، ممکن است روکش کردن آن، جدا از اصلاح رنگ، به عنوان یک درمان پیش گیرانه جهت جلوگیری از شکستن و از بین رفتن دندان مطرح باشد. در این مورد نیاز به معاینه و بررسی میزان پرکردگی دندان و احتمال تخریب آن هست.


  40. رنگ دندان هايم با خوردن کمترين غذايی زرد مي شود. جرم گيری فقط برای يک هفته تاثير دارد. و دچار مشکل بزرگی هستم ؟
    نوشته اید که با جرم گیری رنگ دندان تان راضی کننده است. با این حساب رنگ طبیعی دندان تان زرد نیست و زرد شدن آن به دلایل دیگر است. به نظر می رسد روش مسواک زدن تان درست نباشد. با مراجعه به آرشیو روزنامه یا سایت اینترنتی من، روش ِ درست ِ مسواک زدن را بخوانید و اشکالات مسواک زدن خودتان را بر طرف کنید. از خمیر دندان و مسواک مرغوب و مناسب استفاده کنید. مسواک زدن تان را منظم کنید. به نظر می رسد با رعایت این موارد، تغییر رنگ دندان هایتان کم تر شود. استعمال زیاد دخانیات و چای و مواد رنگی نیز باعث زرد شدن دندان می شود.

  41. ادامه پاسخ پرسش قبلی که تعداد زیادی دندان خراب داشت و می خواست همه را بکشد و دست دندان یا ایمپلنت بگذارد ؟
    توجه کنید که برداشت من از وضعیت دندانهای شما بر اساس اطلاعاتی که ارائه دادید است و بعید می دانم با توجه به شغل و سنی که عنوان کردید، وضع به شکلی باشد که نتوان هیچ یک از دندان های شما را نگه داشت. توصیه می کنم که با مراجعه و معاینه، هر کدام از دندان ها را که بتوان به نحوی نگه داشت، حفظ کنیم و بر اساس دندان های موجود، روش هایی مانند بریج، یا پلاک پارسیل، یا استفاده از تعداد کمتری ایمپلنت پایه، طرح درمان را مشخص کرد.
    ذکر این نکته ضروری است که در طرح درمان، بهترین و مهم ترین گزینه، حفظ دندان های خود انسان به هر شکل ممکن است. و بدیهی است که درمان های مترقی مانند ایمپلنت نیز زمانی مطرح می شوند که راه مناسبی برای حفظ دندان طبیعی وجود نداشته باشد.


  42. دندان های بنده به دو علت سیگار و توارث، تقریبا از بین رفته و چندان قابل اطمینان برای باقی ماندن شان نیست. چندمشاوره ی پزشکی توصیه به کشیدن باقیمانده و گذاشتن پروتز متحرک یا همان دندان مصنوعی داده اند. با توجه به سن نه چندان بالا (38 سال) تمایلی به چنین اتفاقی ندارم. آیا ایمپلنت تمام دندان ها جوابگو هست؟ و هزینه ی آن چه قدر است؟ اگر ایمپلنت چاره ی کار نبود و قرار بر پروتز شد، هزینه ی پروتز با کیفیت بالا چقدر می تواند باشد؟ و آیا این امکان وجود دارد که بنده مدت خیلی کمی بدون دندان باشم؟ ؟
    اگر استخوان فک تان تحلیل زیادی نرفته باشد، (که با توجه به سن تان احتمال تحلیل استخوان فک پایین است) ایمپلنت کل دندان ها برای شما پاسخ گو خواهد بود. به طور عادی هزینه ایمپلنت هر دندان حدود یک میلیون تومان است.
    هزینه کلی پروتز با کیفیت بالا نیز حدود هشتصد هزار تومان تا یک میلیون تومان می باشد.
    البته روش های پروتز ثابت و متحرک مبتنی بر ایمپلنت وجود دارد که هزینه کمتری نسبت به ایمپلنت تمام دندان ها خواهد داشت و معایب دست دندان که تمایلی به آن ندارید را هم ندارد. به این شکل که شما می توانید در هر فک حدود چهار ایمپلنت کار بگذارید. و همچنین برای درمان Over Denture پروتز متحرک (دست دندان مبتنی بر ایمپلنت) می توانید کل دندان های تان را بر چهار ایمپلنت مستقر سازید.
    در صورتی که می خواهید از دست دندان استفاده کنید، از زمان کشیدن دندان ها تا زمان التیام زخم لثه که قالب گیری و ساخت پروتز پس از آن میسر خواهد بود، حدود دو یا سه هفته بی دندان خواهید بود.
    توجه کنید که برداشت من از وضعیت دندانهای شما بر اساس اطلاعاتی که ارائه دادید است و بعید می دانم با توجه به شغل و سنی که عنوان کردید، وضع به شکلی باشد که نتوان هیچ یک از د


  43. حدود يک ماه است هنگام مسواک زدن دندان های انتهايی فک دچار تهوع می شوم. تا جايی که ادامه مسواک زدن را غیر ممکن می کند. نوع مسواک و خمیردندان را هم تغییر دادم اما فرقی نکرد. چه بايد بکنم ؟
    برای بعضی ها مسواک زدن (به ویژه در اول صبح)، باعث تحریک گلو و سرفه و ... می شود. در این مواقع، مدتی بدون خمیر دندان مسواک بزنید. پس از رفع این حالت و در ساعت هایی از روز که این حساسیت کم تر است، می توانید دوباره با خمیردندان مسواک بزنید. می توانید از مسواک هایی با سر کوچک تر یا مسواک های برقی استفاده کنید. اگر سیگار می کشید، ممکن است گلویتان حساس شده باشد. مصرف آن را کاهش دهید. (یا بالا غیرتا اصلا نکشید!)

  44. دختر ۶ ساله ام دندان شيری جلويی بالايش به تازگی افتاده و بعد متوجه تورم تقریبا سفت لثه در آن ناحيه شدم. آيا احتمال خطری وجود دارد يا خير ؟
    با توجه به این که اشاره به سفت بودن تورم کرده اید، می توان نتیجه گرفت که بر اثر رویش دندان دائمی زیرین در داخل لثه می باشد و عادی است.
    اما در مواردی که تورم، نرم و دردناک باشد، احتمال دارد لثه عفونی شده باشد که باید به دندانپزشک مراجعه کرد.


  45. من یک پسر 27 ساله هستم که تا به حال هیچ گونه پوسیدگی یا عارضه دندان نداشته ام. به تازگی به دلیل صحبت های اطرافیان نسبت به بهداشت دندان هایم حساس تر شده ام و با وجودی که جرمی در دندان هایم وجود ندارد از خمیردندان ضد جرم استفاده می کنم. چه نوع خمیردندانی مناسب شرایط من می باشد ؟
    همین که تا این سن هیچ پوسیدگی و عارضه دندانی نداشته اید نشان دهنده رعایت صحیح و مناسب بهداشت دندان و دهان است. تبریک می گویم. با این حساب این شما هستید که باید به اطرافیان تان از تجربه های موفق تان در زمینه رعایت بهداشت دهان و دندان آموزش دهید. با اوصاف شما از دهان و دندان تان، توصیه می کنم از خمیر دندان های ضد جرم به ویژه از برند های متفرقه استفاده نکنید.
    اساسا خمیردندان های معروف به ضد جرم برای افرادی است که به دلیل رژیم غذایی خاص یا استفاده از دخانیات، جرم و رنگ دندان زیاد دارند، یا ترشح زیاد بزاق آن ها باعث تشکیل جرم می شود. ترکیبات این گونه خمیردندان ها سایندگی بیشتری دارند و در مواقع غیر ضروری، نیازی به استفاده از آن نیست.
    به دلیل تاکید تان بر ارائه نام خمیر دندان، توصیه می کنم از خمیر دندانCrest و از مسواک Oral-B معمولی استفاده کنید.


  46. چگونه بايد از نخ دندان برای دندان هايی که دارای سيم ارتدنسی است استفاده کرد یاپیشنهاد استفاده از وسایل دیگر برای تمیز کردن بین دندانها ؟
    کسانی که به دلیل قرار گرفتن سیم ارتودنسی، امکان نخ کردن از بالا ندارند می توانند با مشورت دندان پزشک، از نخ دندان های ویژه استفاده کنند. همچنین مسواک های بین دندانی و مسواک های مخصوص اورتودنسی در بازار موجود است که سر آن مانند برس های گرد است و می توان با آن ها سطح و بین دندان هایی که با سیم ارتودنسی پوشیده شده را تمیز کرد. تاجایی که من اطلاع دارم Oral-B در این زمینه ست مخصوص مسواک و نخ دندان Interdental عرضه نموده است.
    نکته مهم این که سیم اورتودنسی مدت زیادی بر روی دندان ها می ماند و در خلال این مدت رعایت جدی و دقیق تر بهداشت دندان و دهان ضروری است. که مبادا ردیف کردن دندان ها، در درازمدت باعث پوسیده شدن سطح دندان گردد.


  47. دندان جلوی فک بالای من در اثر ضربه سیاه شده است. راه درمان ِ آن چیست ؟
    ضربه به دندان باعث قطع عروق خونی تاج دندان می شود و تغییر رنگ دندان به دلیل ورود محصولات خونی حاصل از تجزیه خون (مانند سولفید آهن) به داخل عاج دندان است.
    بسته به نوع ضربه ممکن است عصب دندان از بین رفته باشد یا سالم باشد. اگر پالپ دندان آسیب ندیده باشد امکان بازگشت رنگ دندان هست.
    اما اگر پالپ دندان از بین رفته باشد این تغییر رنگ باقی می ماند. این دندان ابتدا باید عصب کشی شود و در صورت لزوم می توان با روش بلیچینگ داخلی (Non-Vital Bleaching) رنگ دندان را سفید کرد.
    همچنین می توان با استفاده از بیلد آپ کامپوزیتی یا روکش لامینیت، شکل و رنگ دندان را اصلاح کرد. به ویژه اگر قسمتی از دندان نیز از بین رفته باشد.


  48. من به نخ دندان و خلال دندان اصلا حس خوبی ندارم! منظورم این است که هر کس برایم توجیه می کنه که خوب است، باز فکر می کنم به لثه ها و دندان هایم لطمه می زند. نظر شما چیست ؟
    من استفاده از خلال دندان را توصیه نمی کنم. استفاده از خلال دندان، به هیچ عنوان جای گزین مناسبی برای نخ دندان نیست. و استفاده از آن باعث از بین رفتن لثه و دندان در ناحیه بین دندانی می شود. اما سعی کنید همیشه از نخ دندان استفاده کنید.
    البته شما اعلام کرده اید که توجیه پذیر نیستید اما برای اطلاع سایر خوانندگان عرض می کنم که مسواک قادر به تمیز کردن سطوح بین دندانی نیست و استفاده از نخ دندان این نقیصه را از بین می برد. سعی کنید از نخ دندان مرغوب و استاندارد استفاده کنید. استفاده از نخ دندان های متفرقه یا استفاده از نخ خیاطی به جای نخ دندان، باعث آسیب به لثه و دندان خواهد شد.
    مضافا این که در بعضی مسائل مانند مسائل دشوار فنی و پزشکی، نیازی نیست که یک فرد متخصص به زبان ساده (غیر فنی) بتواند یک فرد غیر متخصص را قانع و توجیه کند. و این توجیه نشدن دلیل بر استنکاف نمی تواند باشد. و صرفا اعتماد به توصیه متخصص و خبره ی امر، دلیل کافی برای رعایت کردن هست.


  49. بين بعضی از دندان هايم در محل اتصال دو دندان باهم با لثه هستند يک سوراخ بسيار ريز سياه رنگ وجود دارد. آيا اين سوراخ ها پوسيدگی هستند؟ راه درمان چيست؟ به دکتر مراجعه کردم گفت مشکلی ندارند. آیا اين سوراخ ها عادی اند؟ ؟
    دندان پزشک با معاینه و قرار دادن وسیله خاصی که با آن دندان را معاینه می کنند (سوند) تشخیص پوسیدگی را از شکل آناتومیک دندان خواهد داد. به عبارتی اگر سوند با کشیدن بر روی سطح ِ سوراخ ها، بر روی دندان گیر کند، دندان پوسیده است و می بایست با ترمیم پوسیدگی (پر کردن) درمان شود.
    در صورتی که پوسیدگی تشخیص داده نشود و لکه های ریزی به شکل سوراخ دیده شوند ممکن است رنگ دانه ها یا جرم دندان باشند که با جرم گیری قابل رفع خواهد بود.
    البته از نحوه طرح سوآل به نظر می رسد ممکن است این سوراخ ها، فواصل ِ طبیعی بین دندان ها باشد. این موضوع نیز با معاینه دندانپزشک قابل تشخیص است.


  50. روش درمان دندانی که تاج آن شکسته چیست؟ ؟
    تاج ِ دندان در اصطلاح به قسمت ِ نمایان ِ دندان گفته می شود. قسمتی که در داخل ِ لثه و فک قرار می گیرد ریشه نامیده می شود.
    اگر میزان ِ شکستگی کم باشد و عصب ِ دندان را درگیر نکرده باشد با پر کردن (با آمالگام یا مواد ِ همرنگ) می توان آن را ترمیم کرد.
    اگر میزان ِ شکستگی بیشتر باشد، به طوری که عصب ِ دندان درگیر شده باشد، دندان باید عصب کشی و ترمیم و در صورت لزوم از روکش ِ دندان استفاده شود.
    اگر میزان ِ شکستگی و از بین رفته گی به حدی باشد که نتوان به طور ِ عادی روی آن روکش گذاشت، به روش جراحی افزایش طول ِ تاج، و قرار دادن ِ پین یا پست در ریشه، اندازه ی تاج را به قدرکافی برای قرار دادن روکش و گیر داری آن افزایش می دهند.
    انتخاب هر یک از روش های فوق با معاینه و در صورت لزوم گرفتن عکس رادیولوژی امکان پذیر است.


  51. فرزندم هشت ماهه است. آیا گرمای شدید سر مربوط به لثه و دندان است ؟
    در هنگام رویش دندان های شیری، اندکی افزایش دمای بدن در کودکان مشاهده می شود. اما تعبیری که از تب یا گرمای شدید سر در فرزندتان کردید بعید می دانم مرتبط با لثه یا دندان کودک باشد. به هر حال عفونت می تواند باعث ایجاد تب و گرمای عمومی بدن شود که با بررسی وضعیت لثه و دندان کودک می توان پی به وجود عفونت در آن برد. با پزشک کودک خود در این مورد مشورت کنید.

  52. دیروز وقتی بستنی می خوردم طوری که اصلا حس نکردم از لثه ام خون آمد. دلیلش چیست؟ آیا زیاد کردن یک باره ی مدت مسواک زدن باعث ضعیفی لثه های من نشده است ؟
    احتمالا لثه شما تعجب کرده است! امکان این هست که لثه بر اثر طولانی شدن زمان مسواک زدن اندکی التهاب کرده باشد. اگر روش مسواک زدن را در سایت به دقت مطالعه کرده اید و رعایت می کنید و مطمئن هستید که روش مسواک زدنتان نادرست نیست، نگران نباشید. به مسواک زدنتان ادامه دهید و اگر التهاب یا قرمزی یا درد خاصی در لثه هایتان وجود ندارد، می توانید خاطرجمع باشید که این التهاب به خودی خود برطرف خواهد شد. اما در صورتی که خون ریزی زیاد است یا مدت زیادی تکرار شود، نگران کننده است و باید مراجعه کنید.

  53. دندان جلويی عصب کشی شده من بعد از پر کردن سياه شده و دندان پزشک گفت عفونت کرده که با گذاشتن دارو عفونت بر طرف شد. ولی در بالای دندان تورم و جوش پیدا شده. حال که عکس گرفته دندان پزشک اعلام کرد تاج دندان شکسته است. می خواهم بدانم چگونه می توان این دندان را ترمیم کرد و راه از بین بردن جوش لثه چیست ؟
    دلیل تورم و جوش ایجاد شده، عفونت دندان یا لثه است و با برطرف شدن عفونت، رفع خواهد شد.
    ممکن است عفونت به دلیل اشکال در عصب کشی باشد که در این صورت باید عصب کشی مجدد انجام شود. (البته با بررسی عکس و سوابق آن می توان به تشخیص درست رسید.) پس از حل مشکل عفونت، اگر تاج دندان شکسته باشد، می توان تاج را بازسازی و دندان را ترمیم کرد.


  54. مرد بیست و سه ساله هستم از ساری. حدود هشت ماه قبل تقريبا به مدت یک ماه هرشب از دهان شويه كلرهگزيدين استفاده مي كردم. بعد از مدتي روي زبانم يك لايه پررنگ قهوه اي و بين چند تا از دندانهاي پاييني ام لكه هاي قهوه ايي به وجود آمد و دندانهايم كه تقريبا سفيد بودند زرد شدند. رنگ زبانم با كنار گذاشتن دهان شويه به حالت طبيعي برگشت و لكه هاي قهوه اي روي دندانها هم با جرم گيري از بين رفت ولي رنگ دندانها تا حالا عوض نشده و به حالت طبيعي اوليه برنگشته. از خميردندانهاي سفيدكننده هم استفاده كردم ولي فايده ايي نداشت. چه كار بايد بكنم كه رنگ دندانهايم دوباره سفيد شوند ؟
    دهان شویه کلرهگزیدین در صورت استفاده طولانی باعث تشکیل Stain دندان و زبان می شود. Stain رنگ دانه است و در حالت عادی با بروساژ از روی دندان پاک می شود. اما برخی خمیردندان های متفرقه که عنوان های تبلیغاتی مثل سفید کننده دندان یا خمیردندان مخصوص سیگاری ها یا عناوین مشابه دارند، اغلب غیر استاندارد بوده و ممکن است به لثه و دندان آسیب برساند. توصیه می کنم با مراجعه به دندانپزشک، دندان خود را بروساژ کنید. به احتمال زیاد با توجه به مدت نه چندان طولانی مصرف کلرهگزیدین، دندان شما با بروساژ روشن تر شود. در غیر اینصورت می توان به روش بلیچینگ فکر کرد.

  55. مرد 29 ساله اي هستم كه از سال 1381 مبتلا به ديابت تيپ يك هستم. دندانهاي من زرد رنگ است و هميشه هم مسواك مي زنم اما احساس تغييري در رنگ دندانم ندارم. آيا اين به خاطر ديابت است يا مي توان اين مشكل را برطرف كرد و به خاطر ديابت نيست ؟
    تا جایی که من می دانم، زرد شدن دندان ارتباطی به دیابت ندارد.
    اگر فکر می کنید رنگ دندانتان از ابتدا زرد نبوده، ممکن است ناشی از جرم یا مواد رنگی باشد و با جرم گیری و بروساژ رفع خواهد شد. برای تغییر رنگ طبیعی دندان و سفید تر کردن آن نیز می توانید با مراجعه به دندانپزشک و بررسی وضعیت دندان و لثه، با استفاده از روش بلیچینگ، رنگ دندان را تغییر دهید. اما ذکر این نکته ضروری است که واکنش افراد مبتلا به دیابت به بیماری های لثه بیشتر است و به عبارتی احتمال خطر بیماری های لثه در یک فرد مبتلا به دیابت، نسبت به فرد غیر مبتلا، بیشتر است.



موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 | 4:52 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
 

 

  چگونه سینوزیت را درمان کنیم ؟

 

به این دوست عزیز باید بگویم که در درمان سینوزیت رعایت چند نکته  ی مهم  ضروری است .

 

افراد  سینوزیتی باید شکلات و قند و شکر مصرف نکنند .

 

این افراد باید به جای صبحانه لیموترش با عسل مصرف نمایند .

 

یکی از بهترین و موثرترین راههای درمان بیماری های عفونی استفادده کردن از ترکیب عسل و عرق نعناع است . افراد سینوزیتی اگر قبل از خواب چند قطره از این معجون را در داخل بینی خود بریزند تاثیر شگفت انگیز آن را احساس خواهند کرد .


افراد هپاتیتی بخوانند

افراد هپاتیتی بخوانند


مواد غذايي مضر براي كبد


چاي، شيريني‌جات قنادي، سرخ كردني، پرخوري، غذاهاي چرب و پرحجم، ماست، نوشابه، آب‌يخ، تخم مرغ، ‌شور، نمك زياد، ترشي‌جات سركه، فلفل و ادويه‌جات تند به مقدار زياد، سير زياد، تمام غذاهاي ساندويج فروشي‌ها، غذاهاي فريز شده، غذاهاي زودپزشده، سس، رب، بادمجان زياد، نوشيدن مايعات همراه با غذا و بلافاصله بعد از آن، تنقلات مصنوعي، آجيل شور، خرده خرده غذاخوردن، يعني اين كه دهان پيوسته بجنبد، ماكاروني، آش رشته، انواع دخانيات، مشروبات الكلي كه موجب سيروز كبدي مي‌شوند. عصبي شدن و حرص خوردن، يبوست مزاج، تنبلي و عدم فعاليت فيزيكي، خواب زياد، تند و سريع غذا خوردن، گوشت زياد از عوامل ديگري است كه براي كبد مضر است.
كبد اندام فوق العاده حساسي است كه اگر از آن به طور صحيح مواظبت نشود، ‌سريع دچار كم كاري و بيماري مي‌شود. خوانندگان عزيز سعي نمايند در محافظت از اين اندام نهايت سعي و كوشش خود را انجام دهند؛ زيرا كبد عضو فوق العاده مفيدي است كه حتي با كم‌ترين غم و اندوه آزرده شده و آنزيم‌هاي SGPT و SGOT آن به سرعت ترشح شده و زياد مي‌شوند، ‌هم چنين است آنزيم LDH خون كه ازدياد آن بسيار خطرناك است. خوردن ماست به خاطر داشتن اسيد لاكتيك فراوان اين آنزيم را افزايش مي‌دهد.


مواد غذايي مفيد براي كبد


غذاهاي مفيد كبد عبارتند از: انواع ميوه‌جات، ‌سبزيجات، به خصوص كاهو و خيار و هويج، روغن زيتون، انار و شاه توت كه اثر معجزه آسايي روي كبد دارند. در حقيقت شاه توت ضد هياتيت است! انواع بذارهاي ملين از قبيل خاكشير، اسفرزه، بارهنگ، تخم ريحان و تخم شربتي، بالنگو، شيرخشت، ترنجبين، فلوس به مقدار كم، سوپ جو، آش جو، نان جو، به خصوص نان جوي دو سر و نوشيدن روزانه حداقل 6 ليوان آب خنك نيم ساعت قبل و دو و نيم ساعت بعد از غذا، ‌سالاد فصل هرماه با ليمو ترش تازه و روغن زيتون قبل از غذا، زرشك و آب زرشك، عسل، كشمش، توت، انجير، ‌برگه هلو، و برگه زردآلو، كدو خورشتي و كدو حلوايي، ‌كنجد، ‌اسطو خودوس، بادرنجبويه، كاسني، آب مركبات، مغز بادام خام.
با تغذيه‌ي صحيح و مناسب مي‌توان كبد را سالم نگه داشت. در واقع سالم بودن كبد مساوي است با سلامتي جسم و روح. يكي از شگفتي‌هاي كبد ترشح ماده ضد ويروسي است به نام اينترفرون اين ماده زماني توليد مي‌شود كه كبد در نهايت سلامت باشد. پس بايد از اين اندام شگفت، نهايت مراقبت شود، آيا نمي توان عظمت خدا را در كبد ديد؟

 

 

( مرغ و تخم‌مرغ ماشيني = سرطان خون )


امروزه با تبليغات منفي كه در مورد گوشت قرمز شده ، اكثريت مردم به گوشت سفيد از جمله مرغ و كمي ماهي روي آورده‌اند. ماهي تازه ارزش غذايي خوبي دارد ولي مرغ و تخم‌مرغ ماشيني به چند علت بهداشتي نيست و استفاده از آن توصيه نمي شود.


اولاً: مرغ‌هاي ماشيني در فضاي سربسته زندگي مي‌كنند و مدام بيدار هستند. معمولاً بايد شب‌ها چراغ‌ها را خاموش كرد تا مرغ‌ها و جوجه‌ها استراحت كنند ولي اكثر مرغ داري‌ها در طول شبانه روز چراغ‌ها را روشن مي‌گذارند و جوجه‌ها را وادار به تغذيه مي‌كنند.


ثانياً: از ويتامين‌هاي مختلف، بي رويه استفاده مي‌شود و همين امر موجب بدبويي گوشت مرغ مي‌شود.

ثالثاً: از داروهاي آنتي بيوتيك، مانند «كلرامفنيكول» استفاده مي‌شود كه عوارض خطرناكي بر مغز استخوان مي‌گذارد (بيماري‌هاي سرطان خون). معمولاً افرادي كه از نوع مرغ‌ها استفاده مي‌كنند دچار بيماري‌هاي صعب‌العلاج مي‌شوند. از نظر بهداشتي، دو هفته قبل از كشتار مرغ مصرف انواع داروها بايد قطع شود؛ ولي معمولاً چنين مسائلي رعايت نمي‌شود. بدترين مسايل در مرغ‌داري‌ها بيدار نگه‌داشتن مرغ‌ها در طول زندگي مرغ است كه اين امر موجب مي‌شود اسيد لاكتيك فراواني در بدن مرغ جمع شود. استفاده از چنين مرغ هايي اسيد لاكتيك بدن انسان را بالا مي‌برد و باعث مسموميت مي‌شود، يعني آنزيم LDH در اين افرادي كه مرتب مرغ مصرف مي‌كنند بالا مي‌رود و حالت هايي را ايجاد مي‌كند كه قبلاً متذكر شدم.


حال اگر تمام مسايل بهداشتي در مرغداري‌ها رعايت شود و دارو به موقع قطع شود، و زمان لازم براي استراحت مرغ‌ها نيز در نظر گرفته شود و ديگر مسائل بهداشتي رعايت شود، مصرف چنين مرغ‌هايي بلامانع است. مهم ترين مسئله‌اي كه در مورد گوشت سفيد، و به خصوص گوشت مرغ بايد متذكر شد، اين است كه مصرف آن براي افرادي كه دچار بيماري‌هاي استخواني هستند مضر است استفاده نمايند.


مسئله‌ي مهم ديگري كه لازم است در مورد تغذيه از گوشت مرغ بيان شود اين است كه در مرغداري‌هاي صنعتي روده و فضولات بدن مرغ‌هاي كشتار شده را خشك كرده آسياب مي‌كنند و دوباره به غذاي مصرفي مرغ استفاده مي‌كنند. تغذيه از اين مواد به طور طبيعي باطن مرغ و در نهايت باطن انسان را نيز آلوده مي‌كند.
همانطور كه قبلاً گفته شد زرده تخم مرغ حاوي كلسترول زيادي است و استفاده از آن براي سلامتي انسان مضر است و موجب بيماري‌هاي خوني و عروقي مي‌شود و از آنجا كه كلسترول عاملي است براي انفاركتوس‌هاي قبلي و مغزي بهتر است كمتر استفاده شود و بهتر است از تخم مرغ بومي استفاده شود.
بايد توجه داشت داروهاي كه به مرغ داده مي‌شود، در تخم حيوان هم نفوذ كرده و آن را نيز آلوده و مسموم مي‌كند.

 

دیالیز آخر زندگی نیست
کلیه یکی از مهمترین اعضای بدن است که شاید بتوان بعد از قلب به عنوان سلطان بدن معرفی کرد .

متاسفانه افراد دیالیزی از این نعمت خدادادی بی بهره هستند . در حالی که خود این افراد باعث این بیماری ویرانگر شده اند .

مهمترین موردی که افراد دیالیزی باید رعایت کنند مراقبت از خوردنی هاست . در زیر به مواد غذایی مفید و مضر برای کلیه اشاره شده است . امید است با رعایت این نکات کلیه ی شما عزیزان دیالیزی شروع به فعالیت نماید .

افراد زیادی هستند که با رعایت دقیق این نکات کلیه ی خود را فعال کرده اند .


مواد غذايي مفيد براي كليه‌ها :(فقط این غذا ها را بخورید . نه چیز دیگری )

غذاهايي كه كليه را هميشه سالم و شاداب و با طراوت نگه مي‌دارند، ‌عبارتند از آب، سيب درختي، كاهو، ‌خيار، مغز بادام خام، ليموترش تازه، روغن زيتون، انجير، ‌برگه زردآلو، جوانه‌ي گندم و عسل. ميوه‌جات كه نام برده شد بايد به طور كامل و همراه با پوست و دانه‌هاي آن‌ها خورده شوند. اميد است با مصرف نعمت‌هاي خوب الهي هميشه سالم و جوان بمانيد و خداي مهربان را شكرگزار باشيد.


مواد غذايي مضر براي كليه‌ها :

چاي فوق العاده براي كليه مضر است و علت آن، تحريك بيش از حد سلول‌هاي اپي تليال كليه و در نتيجه، وادار كردن آن به كار مداوم و طاقت فرسا است، هم چنين است سرخ كردني‌ها، ادويه‌جات تند، شيريني‌جات قنادي، غذاهاي ساندويچي و نوشيدن مايعات همراه با غذا، نوشابه، آب يخ به خصوص در زماني كه بدن انسان عرق كرده است، ترشي‌جات سركه، شور، نمك زياد، غذاهاي چرب و پرحجم، نان خامه‌اي، ‌گوشت اردك، غذاهاي خارج از منزل، به ويژه غذاي طبخ شده در ساندويج فروشي‌ها، مانند پيتزا، سوسيس، كالباس، انواع سس و مواد تند و تيز.

با رعایت رژیم بالا بعد از گذشت چند روز تغییرات اساسی را در خود مشاهده خواهید کرد .

امیدوار باشید .

سلامتی در یک قدمی شماست

 

درمان سخت ترین سرماخوردگی ها و گلو دردهای شدید

یکی از بیماری هایی که  همیشه گریبان گیر بشر بوده است ، انواع سرماخوردگی ها و عفونتها و گلودرد است . متاسفانه برای رهایی از این بیماری ها از انواع قرص های سرماخوردگی ، آنتی هیستامین (آبریزش بینی ) ، آموکسی سیلین (چرک خشک کن ) و آمپول پنی سیلین استفاده میشود . اما واقعیت امر چیز دیگری است . با استفاده کردن از این قرص ها و آمپول ها فقط بدن مقاومت خود را از دست میدهد و سلولهای بدن فلج میشوند .

 پس هنگام ابتلا به این نوع بیماری ها چه باید کرد ؟

قبل از پرداختن به جواب این سوال  ،  جالب است بدانید که در آزمایشگاه های پزشکی برای کشت میکروب (افزایش میکروب ) از پنج ماده استفاده میشود . یعنی میکروبها (قارچ –ویروس –باکتری) با خوردن این مواد رشد میکنند ، تعدادشان چندین برابر میشود .

این مواد عبارتند از : 

 
1- تمام گوشتها ( سوسیس کالباس گوشت قرمز مرغ تخم مرغ - و..)  و فرآوره های لبنی (شیر پنیر خامه )

2- خون ( درقصابی ها هنگام چرخ کشیدن گوشت ، آن را نمی شویند . چون اگر گوشت شسته شود ، خوب چرخ نخواهد شد . پس خون بین بافتهای آن باقی خواهد ماند )     

  3- قند و شکر         4- کاکائو و شکلات

5- آگار ( ماده ای است که از ترکیب دو جلبک و آب ایجاد میشود ) این ماده در شیرینی پزی کاربرد دارد . ماده ی ژله ای که در شیرینی دانمارکی است همان آگار است .

پس اگر عفونتی در بدن شما باشد ، با استفاده کردن از این مواد ، عفونت (ویروس) شروع به خوردن از این مواد میکند و مقدارش خیلی زیاد میشود . و بیماری شما درمان نمیگردد.

برای رفع سرماخوردگی ، آنفولانزا ، سینوزیت ، گلودرد چه چیزی بخوریم ؟

یک رژیم غذایی سه روزه میتواند سختترین نوع این بیماری ها را درمان کند . در این چند روز ( شیر و پنیر -گوشت –تخم مرغ – شکلات – چای – قندو شکر -  کاکائو – بیسکوییت ) به هیچ وجه مصرف نکنید .

صبحانه یک قاشق عسل را روی نان بمالید و بخورید .

 *  در طی روز دو بار ( آب + عسل + لیمو ترش تازه ) میل کنید . * ناهار و شام سوپ بخورید . اما توجه داشته باشد که سوپ  را بدون گوشت تهیه نمایید .

*  یک مشت پونه ی کوهی و یک قاشق سیاه دانه را با هم به مدت نیم ساعت بجوشانید . و عصاره ی آن را با یک قاشق عسل مخلوط کرده ، یک لیوان بعد از صبحانه و یک لیوان قبل از خواب مصرف کنید . * در حد توان میوه میل کنید .  * غرغره کردن آب نمک ولرم ، از دهان و بینی . قبل از خواب و بعد از بلند شدن از خواب .

با رعایت کردن این چند نکته ، سختترین عفونتها بدون استفاده از داروهای شیمیایی درمان میشود . علت این درمان این است که به میکروبهای داخل بدن غذا نمی رسد و میکروبها می میرند .

 

چرا چیپس و پفک باعث ایجاد سرطان های لا علاج میشود ؟

  برای تهیه ی این مواد از روغنهای نامطلوبی استفاده میشود که چندین بار استفاده شده اند . همان طور که میدانیم  هر روغنی بعد از یک بار استفاده ، دیگر قابل استفاده نیست . اما در کارخانجات آنقدر از این روغنها استفاده میشود که تمام رو غنها جذب مواد شود .

 عامل مهم دیگر این است که ، نمک مورد استفاده برای تهیه ی این مواد ، تصفیه شده نیست و دارای املاح و سنگ ریزه های فراوانی است . به همین علت ، افرادی که  از این مواد استفاده میکنند ، در آینده ای نزدیک دچار سنگ کلیه شده و فشار خون بالایی خواهند داشت  و کلیه ی آنها از کار خواهد افتاد .

 افرادی که چیپس و پفک استفاده میکنند حتما سرطان خواهند گرفت

 

انواع ميوه‌جات و مزاج آن‌ها

انواع ميوه‌جات و مزاج آن‌ها


خداوند متعال نعمت‌هاي فراواني را براي انسان آفريده كه از جمله آنها انواع گونا گون ميوه است. چون بدن انسان به املاح و ويتامين‌هاي زيادي نياز دارد، ميوه‌هاي فراواني در طبيعت وجود دارد. بهتر است انسان به طور معمول از تمام انواع ميوه‌جات استفاده كند تا بدن او هرگز دچار كمبود املاح يا ويتامين نشود.


توصيه مي‌شود ميوه جاتي را كه مي‌توان با پوست خورد به همان شكل مصرف شود. هسته و دانه همه‌ي ميوه‌جات ضد انگل هستند و اين از عجايب آفرينش است. بهتر است انسان هر ميوه‌اي را در فصل خود استفاده كند. ميوه‌جات منبع عظيمي از ويتامين‌ها و آنتي اكسيدان‌ها هستند كه عليه راديكال‌هاي آزاد موجود در بدن انسان وارد عمل شده و آن‌ها را از بين مي‌برند.

ميووه‌جات و سبزي‌جات قوي‌ترين داروهايي هستند كه انواع سرطان‌ها را سركوب مي‌كنند. ميوه در واقع دارويي است الهي براي درمان تمام بيماري‌ها و چه داروي قشنگ و خوش طمعي است ميوه!

 

انواع مركبات و مزاج آن‌ها


انواع مركبات و مزاج آن‌ها


تمام مركبات از نظر مزاح سرد هستند، ولي به خاطر داشتن ويتامين C از ميوه‌جات با ارزش به حساب مي‌آيند و سوخت و ساز بدن را افزايش مي‌دهند و در واقع، سردي اين گونه ميوه‌جات اثر منفي خود را به خاطر بالا رفتن متابوليسم بدن از دست مي‌دهند.


ليموترش با ارزش ترين ميوه‌اي است كه خداوند آفريده است. استفاده مداوم از اين ميوه به جاي سُس و چاشني مصنوعي، متابوليم بدن را بالا برده و سوخت و ساز را تنظيم مي‌كند.
استفاده از كيوي رسيده براي افرادي كه از اجابت مزاج خوبي برخوردار نيستند بسيار مفيد است. بهتر است كه كم مصرف شود (مثلاً روزي يك عدد)


گريپ‌فوروت و نارنج براي افرادي كه داراي فشار خون بالايي هستند توصيه مي‌شود. نارنج به خصوص براي افراد ديابتي بهترين داروست.


نارنگي براي افرادي كه بدن آنها دچار اسيت (تجمع مايعات در بافت‌ها) شده توصيه مي‌شود نارنگي بهترين دارو براي ورم پروستات است.


بايد دانست استفاده از نارنگي برا افرادي كه از ديابت بي مزه رنج مي‌برند خطرناك ا ست.


عموماً مركبات در فصل زمستان استفاده مي‌شوند و استفاده مداوم از آنها، از انواع سرماخوردگي‌ها جلوگيري مي‌كند و مهترين روش براي پيشگيري از بيماري‌هاي فصل زمستان است.


انواع توت‌ها و بذرها ملّين و مزاج آن‌ها

انواع توت‌ها و بذرها ملّين و مزاج آن‌ها


توت‌ها مواد غذايي شيريني هستند كه هم به صورت ساده و هم به صورت خشك مي‌توان از آنها استفاده نمود. توت‌ها داراي قند فراواني هستند كه ارزش غذايي فوق العاده بالايي دارند و انرژي زيادي را در بدن ايجاد مي‌كنند؛ خصوصاً اگر خشك شده باشند كه مقدار قند آن‌ها افزايش مي‌يابد. قندهاي موجود در اينگونه ميوه‌ها ساده است و سريع جذب مي‌شود و انرژي فراواني توليد مي‌كند.


بذرهاي ملّين نيز از اهميت فوق العاده‌اي برخوردارند؛ زيرا بر اثر خيس شدن، موسين فراواني توليد مي‌كنند. استفاده از اين نوع بذرها سيستم گوارش را بيمه مي‌كند و از نفوذ اسيد معده به جداره آن نيز جلوگيري مي‌نمايد. بذرهاي ملّين همچنين حركات دودي روده را افزايش داده و از يبوست جلوگيري مي‌كند. استفاده صحيح از اين بذرها موجب سلامتي و نشاط انسان مي‌شود


انواع سبزي‌جات و مزاج آن‌ها

انواع سبزي‌جات و مزاج آن‌ها


سبزي‌جات از فيبر زيادي برخوردارند. و علاوه بر اين داراي ويتامين‌هاي مختلفي هستند. در سبد غذايي روزانه حتماً از سبزي‌جات استفاده كنيد؛ چرا كه سبزي‌جات به خاطر داشتن فيبر زياد موجب فعاليت حركت‌هاي دودي شكل روده مي‌شود و اين امر به نوبه‌ي خود باعث مي‌گردد كه سيستم گوارش انسان از كاركرد خوبي برخوردار شود و در نتيجه، سلامتي انسان تنظيم گردد. بهتر است سالاد را هميشه قبل از غذا و همراه با جوانه‌ها (جوانه‌ي گندم، ماش و... و ليمو ترش تازه ميل كنيد و در تهيه آن نيز به جاي سُس از روغن زيتون استفاده نماييد.

 

انواع آجيل و مغزهاي گياهي و مزاجي آن‌ها

انواع آجيل و مغزهاي گياهي و مزاجي آن‌ها


آجيل‌ها مانند بادام، گردو، فندق، پسته، و. .. منبع غني پروتئين ها، ويتامين‌ها و ديگر مواد لازم براي بدن انسان، مثل املاح مدني هستند مغزها مخصوصاً گردو، بادام، فندق و پسته حاوي 20 نوع پروتئين هستند. با استفاده معقول از آنها نيازهاي بدن ما مرتفع مي‌شود و دچار كمبود نخواهيم شد. آجيل‌ها انرژي زيادي در بدن انسان توليد مي‌كنن


انواع حبوبات و غلّات و مزاج آن‌ها

نواع حبوبات و غلّات و مزاج آن‌ها


حبوبات و غلات در حقيقت غذاي اصلي انسان است كه خداوند متعال در قرآن كريم و در سوره‌ي عبس در آيه‌ي 27 به آن اشاره مي‌كند.
با استفاده صحيح از حبوبات و غلّات نيازمندي‌هاي بدن انسان مرتفع مي‌گردد حبوبات و غلات داراي مواد ضد سرطان هستند. سيستم ايمني بدن را باستفاده از اين مواد مي‌توان تقويت كرد و از اين طريق بر بيماري‌ها غلبه نموده و آن را از بين برده. پروتئين‌هاي موجود در اين مواد بهترين و بي‌ضررترين پروتيئن‌هاي گياهي هستند كه ارزش غذايي فوق‌العاده‌اي دارند و انرژي قابل ملاحظه‌اي را آزاد مي‌كنند


توجه: بهترين روش طبخ حبوبات استفاده از آرام پز و يا طبخ و يا شعله با حرارت كم است. سعي كنيد هرگز از زودپز براي طبخ حبوبات استفاده نكنيد. صحيح‌ترين روش استفاده از حبوبات تركيب آنها با يكديگر به نسبت درست است كه در واقع، استفاده از مجموع آنهاست. يك نمونه از اين تركيب، پختن آش جو مخصوص همراه با پونه گياهي و پياز و كشك و گردو است.


انواع گوشت‌ها و مزاج آن‌ها

انواع گوشت‌ها و مزاج آن‌ها


گوشت منبع غني پروتئين‌هاي حيواني است و استفاده عقول از آنها توصيه مي‌شود. زياده روي از اين مواد در رژيم غذايي توصيه نمي‌شود و پرخوري از اين مواد موجب بيماري‌هاي صعب‌العلاجي مي‌شود. امروزه، اكثر مردم جامعه ما استفاده بهينه از اين مواد را نمي‌دانند و علت آن تبليغ بيش از حد درباره گوشت سفيد است كه زياده‌روي در مصرف آن موجب بيماري‌هاي استخواني مي‌شود. هر نوع گوشت مزاج خاصي دارد و براي افراد خاصي توصيه مي‌شود. گوشت‌ها سفيد عموماً از مزاج سرد برخوردارند و براي افرادي كه از ناراحتي‌هاي استخوان و رماتيسم رنج مي‌برند و بخصوص براي افرادي كه از بيماري‌هاي روحي و افسردگي دارند توصيه نمي شود. و

بعضي از گوشت‌ها قرمز نيز داراي طبع سرد هستند، مانند گوشت گاو، ‌گوشت گوساله، گوشت بز كه اثر تخريبي آن‌ها در افراد سرد مزاج بيش از گوشت سفيد است. گوشت‌هاي قرمزي كه از مزاج گرم برخوردار هستند به افرادي كه داراي دردهاي استخواني، ‌اعصاب، روماتيسم، آرتريد روماتوئيد و صرع هستند توصيه مي‌شود. گوشت گنجشك و گوشت سار و گوشت كبوتر براي كودكان صرعي و كودكاني كه دير زبان باز مي‌كنند و يا دير راه مي‌روند بسيار مفيد است. گوشت شتر براي افرادي كه طبع سرد دارند و هميشه احساس سرما مي‌كنند بسيار مفيد است.


پاچه‌ي گوسفند همراه با سوپ جو براي افرادي كه يبوست مزاج دارند و از كليت روده رنج مي‌برند سودمند است.


توجه: گوشت‌هاي سفيد يا قرمزي كه طبع آن‌ها سرد است براي افرادي كه دچار بيماري ام اس (MS) هستند فوق العاده مضر است.


انواع صيفي‌جات و مزاج آن‌ها

انواع صيفي‌جات و مزاج آن‌ها


صيفي‌جات از مواد معدني مفيدي برخوردارند. استفاده از آنها در غذاي روزانه براي سلامتي بسيار مفيد است و مانع از بوجود آمدن امراض مي‌شود. صيفي جاتي كه رنگ زرد دارند، داراي موادي به نام بتاكاروتن هستند كه در بدن انسان تبديل به ويتامين A مي‌شوند و براي ديد چشم بسيار مفيدند بايد توجه داشت كه استفاده بيش از حد از اين مواد ر نگي (كاروتن) موجب نازرايي مي‌شود و براي توليد مثل مضر است.


صيفي جاتي كه از رنگ سبز برخوردار هستند داراي موادي به نام كلروفيل بوده و در خون سازي سهيم هستند. صيفي جاتي مانند خربزه و هندوانه و طالبي و گرمگ ادرار آور و براي شستشوي سيستم اورولوژي (كليه‌ها و مثانه) مفيد هستند. پوست هندوانه براي نفخ معده كه بر اثر خوردن هندوانه بوجود مي‌آيد بسيار مفيد است. پوست خربزه بهترين داروي ورم پروستات در مردان است. انسان با استفاده صحيح و به موقع از اين نعمت‌هاي با ارزش الهي هميشه جسمي سالم و روحي پرنشاط خواهد داشت.

 

محافظت ازگوش‌ها


نبايد خود را در معرض صداهاي زياد قرار دهيم. حداكثر صداي مناسب براي گوش 80 دسي بل است. براي تميز كردن گوش از اجسام تيز و يا چوب كبريت استفاده نكينم. سعي كنيد از شستشوي گوش پرهيز نماييد. از ميل كردن غذاهاي يبوست زا، ‌مانند چاي و ماست اجتناب كنيد. نوشيدن چاي بيشترين صدمه را به گوش مي‌زند.

يكي از دلايل وزوز گوش مصرف چاي و ماست زياد است؛ زيرا خون را غليظ مي‌كنند.

براي بهداشت گوش، ‌بهتر است هنگام رفتن به حمام، يك قطره روغن بادام تلخ در هر يك از گوش‌هاي خود بريزيد و بعد از يك ساعت، ‌آن‌ها را با دستمال تميز و نرم پاك كنيد؛‌ زيرا روغن بادام تلخ واكس‌هاي درون گوش را نرم كرده و آن‌ها را خارج مي‌كند. بهتر است از گوش پاك‌كن استفاده نشود.

از مصرف ميوه‌جات و سبزيجات فصل غافل نشويد، روزانه 6 ليوان آب ميل كنيد تا خون رقيق شود و دچار ناراحتي گوش نشويد.


ويتامين‌ها

ويتامين‌ها موادي هستند كه وجودشان به مقدار كم در سبد غذايي روزانه ضروري است براي تنظيم اعمال اندام‌هاي بدن، براي توليدمثل و نيز براي جلوگيري از بيماري‌ها به كار مي‌آيند در صورت كمبود برخي از ويتامين‌ها در بدن انسان دچار بيماري مي‌شود. مثلاً كمبود ويتامين C موجب بيماري اسكوربوت و خونريزي لثه مي‌شود.

ويتامين‌ها بيشتر در مواد غذايي بوده و برخي بر اثر تابش نور خورشيد در بدن ساخته مي‌شود، مانند ويتامين Dc و مشتقات آن كه براي استحكام استخوان به كار مي‌آيد. ضمناً توصيه مي‌شود كه ويتامين‌ها را به مقدار افراط مصرف نكنند، زيرا نتيجه‌اي عكس خواهد داشت، مانند ويتامين D.

امروزه در برخي از كشورهاي غربي، مقداري ويتامين به برخي از مواد غذايي يا آب ميوه‌جات اضافه مي‌كنند، و يا در صنعت داروسازي، انواع ويتامين‌ها را سنتز مي‌كنند و به صورت قرص، كمپسول و يا شربت درآورده و به مصرف مي‌رسانند. ويتامين‌ها عموماً در ميوه‌جات و سبزي‌جات تازه و حبوبات و غلات نيز به مقدار قابل ملاحظه‌اي وجود دارند.

ويتامين‌ها به دو گروه عمده تقسيم مي‌شوند:

1) ويتامينها محلول در چربي، 2) ويتامين‌هاي محلول در آب.
ويتامين‌هاي محلول در چربي عبارتند از: ويتامين A، ويتامينD، ويتامين E و ويتامين K.


ويتامين A؛

اين ويتامين بيشتر براي سيستم بينايي انسان مفيد است و در توليد آنزيم رودوپسين استفاده مي‌شود و كمبود آن موجب شب كوري مي‌گردد. همچنين ويتامين A در تشخيص رنگ‌ها نيز نقش بسزايي دارد و ديد انسان را تقويت مي‌كند. اين ويتامين بيشتر در مواد رنگي كه آن را بتاكاروتن مي‌نامند، مانند گوجه فرنگي، هويج، خرما، كدو حلوايي و انبه وجود دارد و براي سلامتي جسم و خشكي پوست و ناراحتي‌هاي مغز و اعصاب نيز مفيد است.


ويتامين D؛

اين ويتامين يكي از فاكتورهاي مهم رشد استخوان بندي و در نهايت، جلوگيري از نرمي استخوان و راشيتيسم است و در جذب كلسيم و فسفر به كار مي‌رود، ويتامين D محرك غده پاراتيروئيد است و موجب مي‌گردد اين غده، جذب و دفع كلسيم را كنترل كند بر اثر تابش نور خورشيد، اين ويتامين در ملانين‌هاي پوست يا رنگ دانه‌ها تشكيل شده و جذب مي‌شود.


ويتامين E؛

اين ويتامين يكي از ويتامين‌هاي ضروري و لازم براي بدن است و حياتي ترين بخش را در بدن انسان ايفا مي‌كند؛ زيرا غدد جنسي را فعال مي‌كند و در واقع ضد نازايي است. منبع اصلي اين ويتامين جوانه‌ي گندم است و اگر با روغن زيتون طبيعي مصرف شود، بيشترين اثر را در پي خواهد داشت. اين ويتامين در زيبايي و طراوت پوست نيز اثر فوق العاده‌اي دارد. در جلوگيري از سفيد شدن و ريزش مو اثر بسزايي دارد.


ويتامين K؛

اين ويتامين نقش مهمي در سيستم انعقاد خون دارد، ويتامين K در سنتز پروترومبين كاربرد فراواني دارد و كمبود آن نيز موجب رقيق شدن بيش از حد خون مي‌شود و با وارد آمدن كمترين ضربه به بدن، خونريزي صورت خواهد گرفت و بند نخواهد آمد، اين ويتامين بيشتر در گياه يونجه و شبدر و بذر آن به مقدار فراوان يافت مي‌شود. استفاده از اين گياه در افرادي كه از كمبود ويتامين K رنج مي‌برند خصوصاً افرادي كه در فصل تابستان خون دماغ مي‌شوند توصيه مي‌شود. بهتر است اين افراد جوانه اين دو گياه را مصرف كنند و يا برق و ساقه آن‌ها را به سالاد روزانه خود اضافه كنند و با ليموترش تازه و روغن زيتون استفاده كنند. مقدار مصرف بذرهاي اين گياهان روزانه دو تا سه قاشق غذاخوري به صورت جوانه زدن است.
مهمترين توصيه اين است كه ويتامين‌ها‌ي فوق را حتماً با روغن‌هاي گياهي به خصوص روغن زيتون مصرف نماييد تا حداكثر بهره را ببريد؛ زيرا اين نوع ويتامين‌ها محلول در چربي هستند.
ويتامين‌هاي محلول در آب عبارتند از: ويتامين‌هاي B1، B2، B3، B5، B6، B7، B9 و B12 و ويتامين C.


ويتامين C ؛ اين ويتامين بيشتر در مركبات وجود دارد و بهترين عاملي است براي متابوليسم و افزايش سوخت و ساز بدن. ويتامين C بيشتر در ميوه‌جات ترش و كال و نيز در سبزي‌جات تازه يافت مي‌شود.


ويتامين B1 (=تيامين): اين ويتامين در تنظيم فعاليت‌هاي عصبي و كاهش اختلالات شديد آن سهم بسزايي دارد؛ همچنان كه در سوخت و ساز كربوهيدرات‌ها مؤثر ورد بيماري بري‌بري نقصان شديد ماهيچه‌ها را نيز از بين مي‌برد.
ويتامين B2؛ (=ريبوفلاوين)؛ اين ويتامين يكي از ويتامين‌هاي مهم و اساسي براي بدن است و بر بينايي انسان نقش بسزايي دارد. اين ويتامين براي بهبود و جراحت‌هاي روي لب مفيد است و باعث جلوگيري از خون مردگي و سوزش چشم مي‌شود و حساسيت زياد به نور را از بين مي‌برد و براي رشد در متابوليسم كودكان مفيد است.


ويتامين B3 (نيكوتين آميد يا نياسين)؛ اين ويتامين در سوخت و ساز ATP (آدنوزين تري فسفات) به كار مي‌رود. و در جلوگيري از رشد موثر است.


ويتامين B5 (=پانتوتنيك اسيد)؛ اين ويتامين عامل رشداست و از كاهش شديد رشد جلوگيري مي‌كند.


ويتامين B6 (= پيروكسين)؛ اين ويتامين در سوخت و ساز و متابوليسم اسيدهاي چرب اثر به سزايي دارد و براي جلوگيري از كاهش رشد يا متوقف شدن آن موثر است. با استفاده‌ي معقول از اين ويتامين، ‌انسان مي‌تواند به رشد خود ادامه دهد. ويتامين B6 بيماري‌هاي آنمي را در درمان و از افزايش گلبول‌هاي سفيد نيز جلوگيري مي‌كند. براي افراد بي خواب مفيد است و از تغيير شكل غير عادي در اطراف چشم‌ها و بيني و دهان جلوگيري مي‌كند.


ويتامين B7(=بيوتين)؛ اين ويتامين عامل رشد است و بر روي پوست‌هاي چرب اثر مطلوبي دارد و براي افرادي كه پوست دست و بدن آن‌ها پوسته پوسته مي‌شد نيز مفيد است ويتامين B6 گاز ‍CO2 كوجود در بدن را تثبيت مي‌كند و بيماري‌هاي بدن را بهبود مي‌بخشد و چربي‌هاي كبد را نيز تحليل مي‌برد.


ويتامين B9 (=اسيد فوليك)؛ اين ويتامين يكي از ويتامين‌هاي مهم است كه در روده انسان ساخته مي‌شود و عامل فوق العاده موثري است براي درمان افراد كم خون ويتامين B9 براي سوخت و ساز تيروزين به كار مي‌رود و براي درمان بيماري‌هاي خوني از جمله بيماري‌هاي بدخيم نيز مفيد است.


ويتامين B12(=سيانوكوبالامين)؛ اين ويتاميندر درمان بيماري‌هاي خوني مضمن از جمله كم خوني شديد آنمي‌ها) بسيار مؤثر و حياتي است. ويتامين B9 عامل رشد و درگير در سنتز DNA و هموگلوبين است.


منابع ويتامين‌هاي گروه B: ويتامين‌هاي گروه B عموماً در روده‌ي بزرگ انسان ساخته مي‌شوند. توليد اين ويتامين‌ها در گرو چند فاكتور است: 1)فاكتور خارجي، يعني غذا 2) فاكتور داخلي، يعني اسيدي كه معده ترشح مي‌كند. 3) كليه‌ها آنزيم اريتروپوئتين توليد مي‌كنند 4) سلول‌هاي مغز و اسختوان يعني سلول‌هاي مادر، ‌كه سازنده گلبول‌هاي قرمزند 5) استخوان‌هاي سازنده خون كه عبارتند از: استخوان لگن، ستون فقرات و دنده‌ها.
مهمترين و حياتي‌ترين فاكتور در اين راستا، فاكتور خارجي، يعني همان غذايي است كه به صورت روزانه استفاده مي‌كنيم. اگر كيفيت غذاي مصرفي خوب باشد، همه كارها روي روال صحيح خود انجام خواهد شد. در غير اين صورت، و با اشكال پيدا كردن فاكتور داخلي، سيستم گوارش نخواهد توانست كار خود را به خوبي انجام دهد و در نتيجه، موجب كم خوني، كسالت، ناراحتي، بي قراري و بي حوصلگي انسان خواهد شد.
اندكي تامل و دقت در اين مسئله اين آيهي شريفه قران را تداعي مي‌كند كه چه قدر جالب:
فَلْيَنْظُرِاَلانسانُ اِلَي طَعَامِهِ.(عبس، 24).
پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد.
اي انسان بايد با ديده دقت و تعمق به غذاي مصفي خود بنگري و ببيني چه مي‌خوري. آيا آن غذا سازگار با توست يا خير؟ آيا اين غذا تو را به ورطه هلاكت نمي افكند؟ آيا اين غذا به تو نشاط مي‌دهد؟ و آيا با اين غذا مي‌تواني سلامتي خود را حفظ كني؟ چرا به سلامتي خود و خانواده خود نمي انديشي؟ آيا سلامتي به اندازه‌ي چيزهاي ديگر مانند كفش و لباس براي ما ارزش ندارد؟
با انتخاب غذا، ‌انسان سلامتي و يا بيماري خود را تعيين مي‌كند! اگر در غذاي خود دقت كنيم و غذاهاي مفيد و تازه را به مقدار كافي مصرف كنيم قطعاً دچار كمبود و سوء تغذيه نخواهيم شد، ‌و تمام ويتامين‌هاي لازم به بدنمان خواهند رسيد و از اين طريق، صحت و سلامتي و نشاط لازم را به دست خواهيم آورد.
منبع اصلي ويتامين‌هاي گروه B در سبزي‌جات و ميوه‌جات و به خصوص در پوست ميوه‌جات و غلات و مغزها مانند گردو، بادام، فندق، پسته، كنجد، نارگيل، جوانه گندم و ساير مواد غذايي موجود است. ‌متأسفانه امروزه ما پوست ميوه‌جات و غلات را به مصرف دام و طيور مي‌رسانيم و خود تفاله‌هاي آن‌ها مصرف مي‌نماييم. در اين جا سؤالي پيش مي‌آيد:
آيا تا كنون با خود انديشيده‌ايد كه چرا حيوانات مانند انسان اين همه بيمار نمي شوند؟!
جواب را در يك جمله كوتاه مي‌شود بيان كرد و آن عبارت است از اين كه حيوانات غريزه، غذاهاي مخصوص خود را مي‌خورند؛ ‌در حالي كه انسان پا را فراتر مي‌گذارد و به خاطر اندك اختياري كه دارد، هر چيزي را بي رويه مصرف مي‌كند. بدتر از آن، مواد غذايي را چنان دستخوش تغيير و تحول مي‌كند كه ديگر نمي توان نام غذا بر آن گذاشت. انسان با مصرف چنين غذاهايي خود را بيمار مي‌سازد و صدمات جبران ناپذيري را به خود وارد مي‌كند.
نكته‌ي جالب در اين جاست كه بعد از بيمار شدن نيز به همه چيز بدبين مي‌شود و حتي از خداوند هم گله و شكايت مي‌كند كه چرا من بيمار شده‌ام؟! خدايا من در زندي خود چه خطايي مرتكب شده‌ام كه بايد چنين بلايي بر سرم بيايد؟ اين اشخاص به جاي عذرخواهي از بي‌توجهي به كتاب خدا و به ويژه از دستورات‌ آن درباره‌ي تغذيه و نيز تجديد نظر در خورد و خوراك خود، از خدا طلبكار هستند!
‌متأسفانه امروزه در پرتو تبليغ‌هاي غذاهاي غربي، غذاهاي سنتي خود را فراموش كرده و فرهنگ غني ايراني و قرآني خود را كنار گذاشته‌ايم!


نقش روده در گوارش: روده‌ي بزرگ انسان در صورتي كه مواد لازم و مفيد در اختيار آن قرار گيرد سه كار عمده و حياتي انجام مي‌دهد:
1) ساختن الكل كه بر اثر مصرف مواد قندي توليد مي‌شود.
2) ويتامين K كه بر اثر خوردن سبزيجات، ‌مخصوصاً بذر يونجه، ‌شبدر و كاهو و يا جوانه‌ي بذر آن‌ها (به ويژه همراه با سالاد فصل) توليد مي‌شود. سابقاً سنت جنجالي در بين مردم وجود داشت و آن عبارت بود از مصرف مقداري شبدر و يونجه با سركه و يا آب غوره. اين سنت امروزه ‌متأسفانه به دست فراموشي سپرده شده است. ويتامين‌هاي حاصل از اين مواد واقعاً براي انسان حياتي هستند و كمبود آن‌ها ضايعات جبران ناپذيري براي او در پي داشته است.
3) ويتامين‌هاي گروه B ‌متأسفانه امروزه اكثريت جامعه از حبوبات و غلات پوست كنده استفاده مي‌كنند. يكي از اين غلات آرد سه صفر و يا آرد 6 صفر گندم است كه اكثريت قريب به اتفاق مردم از آن به صورت انواع شيريني‌جات قنادي يا ماكاروني و يا به صورت نان‌هاي باگت يا فانتزي استفاده مي‌كنند. مصرف اين گونه مواد موجب چاقي بيش از حد و بيماري‌هاي صعب‌العلاج، ‌ماند انواع كيست‌هاي «تخمدان و رحم» در زنان، و كيست‌هاي «بيكر» در مردان مي‌گردد. همچنين گرفتگي عروق كرونر قلب و ناراحتي‌هاي گوارشي، ‌از جمله يبوست، ‌ريزش مو، ناراحتي‌هاي روحي و رواني را براي انسان به دنبال دارد.
هشدار: مصرف شيريني‌جات قنادي موجب از بين رفتن ويتامين‌هاي گروه B در روده‌ي بزرگ مي‌شود و عوارضي مانند ناراحتي‌هاي پوستي را در بر دارد. هم چنين موجب به وجود آمدن انواع كيست‌هاي تخمدان و رحم در خانم‌ها، ‌و كيست‌هاي بيكر در آقايان مي‌شود.
پس ‌اي انسان، به غذاي خود توجه كن و ببين كه چه مي‌خوري؟‌ اي انسان! غذايي را تناول كن كه سلامت جسم و روح تو را تضمين كند و به سعادت هر دو جهان نائل شوي!
قبل از ورود به بحث علمي، مطالبي را به عنوان مقدمه بيان، و توجه خوانندگان عزيز را به آن جلب مي‌كنم. ‌تا زمينه‌اي ايجاد شود براي تفكر و مطالعه و تحقيق بيشتر. اميد است بعد از مطالعه‌ي اين گفتار، خوانندگان عزيز بيشتر به خود بپردازند و در غذاهاي مصرفي خود تعمق نمايند.


امروزه بيشتر موادي كه در صنايع غذايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، ‌عبارت است از:
1ـ انواع اسانس‌ها كه بيش‌تر در آزمايشگاه‌ها سنتز مي‌شوند.
2ـ انواع سس ها، كه از تركيب مواد مختلف ساخته مي‌شوند (پارافين)
3ـ انواع رنگ‌هاي شيميايي غذا كه در آزمايشگاه‌ها تهيه مي‌شود.
4ـ انواع مواد نگهدارنده، ‌مانند EDTA، سديم نيتريت، بنزوات سديم، استات سديم، ‌و. ..
5ـ انواع هورمون‌ها كه به حيواناتي مانند گاو ترزيق مي‌شود.
6ـ انواع داروهاي شيميايي و آنتي‌بيوتيك‌هاي خطرناك از قيل تتراسيليكين و كلرامفنيكول كه بيماري‌هاي بدخيم مغز استخوان (انواع لوسمي‌ها) را ايجاد مي‌كنند.
7ـ در نهايت تغييرات ژنتيكي در گياهان كه فوق‌العاده خطرناك است.
8- تركيبات شيميايي بسيار مضر مانند : كربنات آمونيم(=بكينگ پور) در بيسكويت، ‌كيك، ‌خمير پيتزا، و نيز جوش شيرين در نان. نانوايي‌ها حتي قبلاً‌ سهميه‌ي جوش شيرين داشتند.
9- موادي از قبيل پودر خون، پودر گوشت، پودر استخوان، پودر چربي، كود شيميايي، ازت، ‌كود مرغي، جوش شيرين، كه معمولاً‌ براي چرب شدن شير به غذاي گاو اضافه مي‌كنند. و يا اضافه كردن ماهي‌هاي غير قابل استفاده و نيز ضايعات انواع ماهي‌ها كه از نظر غذايي، ‌داراي ارزش حيواني غير اشباع‌اند. براثر حرارت بيش از 150 درجه سانتيگراد، ‌اين چربي‌ها تبديل به مواد سمي مي‌شوند كه بسيار خطرناك و عامل بيماري‌هاي بدخيم (انواع سرطان‌ها) است.
10ـ مدفوع و روده‌هاي مرغ كه توسط كشتارگاه‌هاي صنعتي خشك و پس از آن آسياب شده و به غذاي مرغ اضافه مي‌شود. امروزه تمام ضايعات كشتارگاه‌ها به مصرف گاوداري‌ها، ‌مرغداري‌ها و پرورش ماهي مي‌رسد.
اين همه تغيير و دخل و تصرف در مواد غذايي براي آن است كه مي‌خواهند طعم و مزه‌ي آن را مطلوب نمايند. حال بايد ديد كه اين طعم و مزه مصنوعي واقعاً ‌ارزش آن را دارد كه سلامتي خود و خانواده‌مان را به خاطر آن به خطر بيندازيم؟
طعم و مزه‌ي هر غذايي توسط زبان آدمي تشخيص داده مي‌شود. مزه‌ها به وسيله‌ي نوك و كناره‌هاي زبان مشخص مي‌شوند. شيريني، ترشي، شوري و تلخي را انتهاي زبان حس مي‌كند. با توجه به اين كه ما معمولاً ‌از خوراكي‌ها‌ي تلخ استفاده نمي‌كنيم، محل احساس اين سه مزه‌ي باقي مانده حدودا ً‌نصف زبان است. نصف زبان حدوداً 4 تا 5 سانتيمتر است. آيا احساس طعم و مزه هر چند مطلوب و خوشايند باشد توسط اين محدوده‌ي 4 تا 5 سانتيمتري، ‌ارزش اين را دارد كه انسان سلامتي خود را فداي آن كند

موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : یکشنبه هشتم آبان 1390 | 3:0 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
 نيايش: خدايا بر ما رحمي كن و نوري در قلب ما قرار ده تا قدرت درك تو و حضور قلب در نماز را داشته باشيم.آمين

نماز موجب ياد خداست :

ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود .

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد .

به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1 (

 •  دوري از گناه :

نماز گزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد .

گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2 (

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند .

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه  مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد .

•  نظافت و بهداشت :

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند .

 •  انضباط و وقت‏شناسي :

نماز هاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند .

بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند .

آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد .


پي‏نوشت‏ها

1. سوره طه، آيه 14 .

2. سوره عنكبوت، آيه ۴۵


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : یکشنبه یکم آبان 1390 | 8:23 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
 

ـ مقدّمه:

استحضار داريد که هر چه نوشتار به گفتار نزديک تر و ساده تر باشد فهم آن براي خواننده آسانتر است . ساده نويسي خود هنري است ارزنده و درخور ستايش که از هر نويسنده اي بر نمي آيد . اين پندار که ساده نويسي ، نويسنده را از سبک نويسندگي اش دور مي کند درست؟ نيست!مثال(داستان راستان شهيداستاد مطهري)

ـ براي اينکه به اهميّت و راز و رمز «نوشتن» پي ببريم{چه در ديکته و چه در املا و انشا}

ناگزير بايد بدانيم آن روي سکّه که خواندن مي باشد .{پيش نياز نوشتن خواندن است}

چگونه صورت مي گيرد و اگر با ديد وسيع و علمي بنگريم بايستي به خواندن توجّه و اهميّت  مضاعف معطوف نماييم{يعني : خوب بخوانيم تا خوب بنويسيم}

سوال: کدام نوشته به نظر شما ارزش خواندن را دارد؟

جواب: نوشته اي ارزش خواندن را دارد که سرانجام کارِ خواننده اش را به «انديشه،تفکر واداشته و در خور تجزيه و تحليل ، کاربُردي ، تاثير گذاري همراه داشته و بالاخره  به شکوفايي استعداد و        و نهايتاً به هدف و مقصودمان همان انشا نويسي است » برساند.

·       تعريف انشا و هدف از تدريس آن:

ـ انشا در لغت به معني ايجاد ، پرورش ، ابداع و خلق کردن است.

آنچه را که امروزه فنّ انشا گفته مي شود از نخستين معناي آن«ايجاد» گرفته شده است.

ـ يعني انشا به معني ايجاد کلام ، سخن و نگارش آن است و معادل فارسيِ انشا«دبيري» است که به معني منشي گري و کتابت  مي باشد و دبيري فنّي است که انسان به وسيله آن مي تواند محتويات خود را روي کاغذ بياورد.

ـ تعريف علمي انشا: 

انشا يعني درست انديشيدن درباره ي موضوعي و آن را روي کاغذ پياده کردن است .

ـ تعريف انشا در اصطلاحِ ادبيّات به چه معني است؟

در اصطلاح  ادبيّات ، انشا عبارت است از : نگارش جملات و عباراتي که افکار نويسنده را به صورت روشن و زيبا بيان کند ، که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برايش خوش آيند و مطلوب باشد.

·       انشا از نظر لغوي :

انشا در لغت به معني آفريدن ، آغاز کردن و از خود چيزي نوشتن است و در اصطلاح ادب پارسي انشا نويسي عبارت است از :

بيان خاطره ها ـ پندارها ـ خيال ها ـ  احساس ها ـ عقيده ها ـ مشاهده ها و اندوخته هاي فکري و ذهن از راهِ نوشتن .

ـ براي نويسنده ويژگي هايي بر شمرده اند که برخي  از آنها فطري و ذاتي و برخي ديگر اکتسابي است .

ـ انشا نويسي تقريباً «همان مقاله نويسي» است.

ـ ساده نويسي يکي از شرايط خوب نويسندگي است.

·       نحوه ي آموزش انشا:

·       مقدمتاً بايد عرض کنم براي آموزش، عشق و علاقه و تعامل مي خواهد مصداق شعر معروفِ:

(در رَهِ منزل ليلي که خطرهاست به جان                              شرط اوّل قدم آن است که مجنون باشي)

ـ معلّم بايد عشق، سوز، علاقه، خلاّق ، صبور ، کنجکاو، تيز بين ، بافهم، مطالعه صاحب نظر، تحليل گر و منطقي و ... باشد تا در کارش موفّق و کارآمد و توليد محصول عالي نمايد.

ـ در آموزش املا مواردي از قبيل رعايت نوشتن تلفّظ کردن نشانه ها و حروف الفباي فارسي وصحيح گفتن و صحيح شنيدن و صحيح ديدن و نوشتن مطرح بوده و لزوماً بايستي رعايت شود.از موارد فوق الذکر و به پاره اي تذکّرات در آموزش انشا تاکيد شده که به آنها اشاره خواهد شد و کاربُرد آنها در انشا نويسي از ويژگي و اهمّيت بسزايي برخوردار است.

ـ کاربُرد و رعايت علايم آيين نگارش (. : ؛ ، ؟ ! ()«»[] و..)در انشا بايستي صد درصد رعايت شود . مثال: براي«،» بخشش لازم نيست، اعدامش کنيد .   بخشش ،لازم نيست اعدامش کنيد.

ـ رعايت پاراگراف ـ پاک نويس ـ کلمات ساده ـ مرکب ـ فعل و فاعل و کامل، نکات دستوري (دستور زبان فارسي)که در آموزش فارسي مدّ نظر بوده در انشاهم کاربُرد دارد.

·       مراحل آموزش انشا درحالت کلي :

در کلاس اوّل ابتدايي تصوير خواني نوعي انشاي شفاهي هست که دانش آموز برداشت خود را از تصوير با بيان يکي ، دو جمله ابراز مي کند .

ـ در کلاس دوّم با جمله سازي ها شروع و نهايتاً آمادگي براي انشا نويسي آغاز مي شود.

ـ از کلاس سوّم ابتدايي انشا نويسي رسماً آغاز مي شود.

ـ کلاس هاي چهارم و پنجم نيز در استمرار کلاس سوّم انشا نويسي جايگاه خود را پيدا مي کند.

ـ مراحل آموزش انشا:

1ـ تصوير خواني

2ـ بصورت شفاهي               مثال : براي «بابا» جمله اي بگو و بنويس

                                                  شما براي «بابا» جمله اي ديگر بگو .......

                                                  //       //             //      //        // ........

3ـ بصورت تمرين و تکرار(جهت تثبيت يادگيري پايدار ):

مثال: من/ من مادرم/من مادَرَم را/ من مادرم را دوست = من مادرم را دوست دارم.

4ـ با استفاده از کلمات جمله سازي :

بابا: بابا آب داد.

نان: مادر نان در دست دارد .

5 ـ تبديل جمله سازي به انشا(با استفاده از کلمات هم خانواده):

مقدمه :در رياضي اوّل شکلي که مثل بقيه نيست، خطّ بزن.

حالا با بيان  کلمات  مترادف از لحاظ کاربُردي و مفهوم :

مثال : ماشين ـ خيابان ـ چراغ راهنمايي ـ پليس ـ تاکسي ـ مردم ـ دوچرخه ـ خط کش

   ماشين

خيابان       

چراغ راهنمايي

با «و»جملات را به همديگر وصل و در آخرين جمله نقطه بگذاريد.و براي انشاي خودتان نامگذاري نماييد.  

 اين   روش در کلاس اوّل هم قابل اجراست ، در کلاس دّوم و سوّم جاي شکي نيست.

ـ هدفهاي تدريس انشا:

1)   دانش آموزان بتوانند آنچه را که مي انديشند و مي خوانند به ديگري بگويند و بنويسند يعني انشا کنند.

2)   دانش آموزاني که تخيّلي قوي و استعدادي بيشتر در نويسندگي دارند ، بشناسيم و در مسيري صحيح و موّفق  هدايت کنيم.

3)   پرورش قوه ي استدلال ، تفّکر و دقّت دانش آموزان و وادار کردن آنها به درست ديدن و شنيدن و بيان کردن و نوشتن است . {از جمله سازي شفاهي شروع و تا نوشتن مقاله و کسب مهارت در نگارش پيش مي روند.} مثال : دانش آموز از روي صفحه ي سفيد در کلاس انشا خوانده بود و ...

·       مهارت هاي مورد نياز براي نگارش انشا:

1)   فکر کردن پيش از نوشتن (مثال : «در گفتن،ضرب المثلي هست مي گويند :«حرف را تو دهانت بپز بيرون بده»

و يا مصداق :« فکر نيکو طرح ها انداخته                      طرح ها را بار ها پرداخته »          تهيّه طرحِ رووس عناوين  و مطالب مورد نظر و مرتبط با موضوع انشا)

2)   توجّه به هدف ، {نويسنده اي که هدف و موضوع را فراموش کند ، قادر به ابلاغ پيام خويش نخواهد بود.}

3)   در نظر گرفتن خواننده (مخاطبانِ ما چه کساني هستند؟)،{نوشته اي کامل و رسا، حدود اطّلاعات و تجربيات خواننده را در نظر گرفته باشد و نوشته بايد مطابق درک و فهم خواننده باشد نهايتاً آن نوشته در خواننده ايجاد انگيزه و علاقه نمايد}.

4)   جمله، {هر چه قدر جمله کوتاه تر باشد (به شرط رسا بودن ، مختصر و مفيد)پيام زودتر منتقل مي شود. به جاي حرف ربط از «،» استفاده نمايد.}

5)   ساده نويسي: {هر عقل سليمي ساده نويسي را  مي پسندد و پيچيده نويسي را ناپسند مي دانند.}

6)   پرهيز از به کار بردن لغات و ترکيبات دور از ذهن ،{لغات و اصطلاحات مشکل را بايد آن چنان آورد که براي همه قابل فهم باشد.}مثل روزنامه ها و مجلّات .

مثال : استنکاف : خودداري

مع ذلک : خلاصه

تمرّد : سر پيچي

عن قريب: به زودي

آخر الامر: سرانجام

7)   رعايت قواعد دستور و زبان فارسي و به کار گرفتن شيوه خطّ فارسي.{املاي لغات ـ نشانه گذاري ـ فعل و فاعل و...... سر جاي خود باشد.}

8)   به کار بردن افعال در جاي معلوم{تا آنجا که ممکن است بايد از افعال متعددي استفاده کرد.}دانش آموزان کلاس اوّل و دوّم معمولاً اين چنين مي نويسند:{من کتاب را دوست دارم ـ من مادر را دوست دارم ـ من سگ را دوست دارم ـ و...}

9)   به کاربردن لغات ملموس: {اصطلاحات يا عباراتي که معاني قطعي و مشخص دارند . مثال جاده ي شني ـ هواي پاک}

10)نشانه گذاري و اهمّيت کاربردي نشانه ها در نگارش .

       11)تجديد نظر و اصلاح ، {پس از نوشتن هر مطلبي لازم است در آن تجديد نظر انجام شود.}

·       چهار توصيه ي راهبردي براي پرورش بهتر مهارت صحبت کردن در دانش آموزان ابتدايي:

1.    دانش آموزان را عادت دهيد قبل از صحبت کردن ، درباره ي آن چه که مي خواهند بگويند،«فکر کنند» کل مطالب را در ذهن خود طراحي کنند(پردازش) و سپس درباره ي آن حرف بزنند . زماني  که پرسشي از دانش آموزان مي کنيد ، بهتر است به آن ها «فرصتِ فکر کردن» بدهيد.

2.    از دانش آموزان بخواهيد تجارب و حاصلِ مشاهدات خارج يا داخل مدرسه را در کلاس بيان کنند. فرصت هايي فراهم آوريد (بستر سازي کنيد) تا آنان ، تجارب و مشاهدات خود را در گروههاي دو يا سه نفري براي يکديگر بگويند ، درباره ي کتابهايي که خوانده اند، توضيح دهند يا در باره ي دليل وقوعِ روي دادِ  نا خوش آيند ، داستان ارائه دهند.

3.    دانش آموزان را تشويق کنيد درباره مسايل گوناگون نظر بدهند و افکار و نظرهاي خود را در قالب گفتاري مبسوط   بيان کنند ، نه! در قالبِ يک واژه يا يک جمله.

4.    از دانش آموزان بخواهيد در هنگام صحبت کردن در کلاس ، از حرکات دست چهره و ... به طور مناسب بهره گيرند تا منظور خود را بهتر به هم کلاسان خود تفهيم کنند.

·       تجديد نظر و بازنگري متن انشا:

-       براي اين که متن انشا مطلوب گردد، متن و نوشته را به کسي بدهيم بخواند و از زواياي مختلف و با ديد وسيع خود بررسي کرده و نظر دهد ، مشروط بر اين که فرد مورد نظر اهل فنّ ، خبره در موضوع و متخصّص باشد.

-       خود نويسنده نوشته ي خود را بلند بخواند ، تا از راه چشم و گوش ، اعصاب ، معايب و کمبود ها را مشخص و سپس برطرف نمايد.

-       نوشته را پس از يک استراحت کامل از نو بخوانيم تا کمبودها و مطالب اضافي و  بيشتر خود را نشان دهد و بهتر بتوانيم نوشته ي خود را اصلاح کنيم و تجديد نظر نماييم .

روش تدريس انشا در پايه هاي مختلف مقطع ابتدايي:

*پايه ي نوشتنِ صحيح و مستقل از همان کلاسهاي اوليه گذاشته مي شود .

ـ دانش آموزان از سال اوّل ابتدايي مي آموزند که چگونه منظور خود را درست بيان کنند.{آموزش صحيح نشانه ها (حروف الفباي فارسي)}

ـ در کلاس دوّم علاوه بر جمله سازي و تکميل جمله هاي ناقص با کلمه هاي آشنا جواب سئوالات را به صورت کتبي مي نويسند.

ـ و از کلاس سوّم نوشتن انشا عملاً آغاز مي گردد.

ـ و در کلاس چهارم و پنجم نيز انشا نويسي و مقاله نويسي انجام مي يابد.

روش آموزش انشا نويسي:

آموزش انشا عملاً از کلاس سوّم ابتدايي آغاز مي گردد و دانش آموزان ابتدا براي هر انشا طرح ريزي مي نمايند و اين طراحي در مرحله ي اوّل بطور شفاهي انجام مي گيرد و بعد به صورت کتبي در مي آيد.

ـ هدايت و راهنمايي آموزگاران محترم موجب مي شود که شاگردان نظم فکري داشته و در مشاهدات خود دقيق باشند ، درست ببينند و بينديشند ، خوب بيان کنند و با قاعده بنويسند . اوّل فکر کنند سپس با بکارگيري اصول آيين نگارش شروع به نوشتن  نمايند.

ـ يکي از شرايط نوشتن ِ انشا ، تسلّط و مهارت يافتن در خواندن است .همان طوري که در صحبت کردن نبايد از موضوع خارج شد بايد در انشا نوشتن نيز نبايد از موضوع خارج شد . براي تنوع در کار ممکن است،در درس انشا از بازي ، داستان گويي نيز استفاده نمود.{گردش علمي ، سيرو سياحت، اردو،تهيه گزارش بازديد و مهماني و ...}

·       معيار انتخاب موضوع انشا:

ـ وظيفه معلّم در درجه اوّل انتخاب موضوعي مناسب {نسبت به پايه کلاس}براي انشا است . بطور کلي موضوعات انشا به ترتيب از آسان به مشکل درجه بندي مي شود . ساده ترين موضوع ، انشايي است که زياد به تفکر و تعقل نباشد .

ـ سپس از موضوعات اخلاقي ، ديني ، تربيتي، آموزشي،اميدواري،ادبي، اجتماعي رعايت حقوق ديگران، عبور و مرور از خيابان ، ترافيک ، شهر نشيني، آپارتمان نشيني، دوستي ، همسايگي، نقش معلّم، وظايف دانش آموز، فوايد گياهان، دوستِ خوب  ، کتاب و کتابخواني، ادامه تحصيل، با سواد بودن، بي سواد ماندن،موضوعاتي که دانش آموزان با آنها درگير هستند، مشکلات مدرسه و راهکارهاي آنها، و موارداين چنيني، برايشان ملموس است و يا توصيفي از مشاهدات و امکاناتي که ديده اند و خيلي از مواردي که شماها بهتر از اين ها مي دانيد و عمل مي کنيد و عمل خواهيد فرمود.

ـ ميزان ساعات انشا در کلاس هاي پنج پايه ابتدايي در برنامه هفتگي :

اوّل(جمله سازي از کتاب بنويسيم)

سوّم (سه ساعت)

دوّم، چهارم،پنجم (دو ساعت)

·       به مواردي که در جمله سازي نبايد نمره داده شود.

ـ نکات دستوري ، رعايت علايم آيين نگارش و کاربرد کلمات و موارد لازم بايستي قبلاً توسط معلّم محترم به دانش آموزان خود آموزش داده شده باشد و ياد آوري مجدد نيز از تاثيرات مثبت برخوردار خواهد بود.

به مواردي که نمره داده نمي شود:

1.    اضافه کردن حروف به کلمات در جمله سازي مثال : خانه= من خانه ي سه طبقه خريدم.

                                                                                               من خانه خريدم.(صحيح)

2.    در مواردي که دانش آموز غير معني کلمه داده شده را بکار بگيرد.

                                                                             مثال: شادي (خوشحالي)

                                                                             اسم خواهر من شادي است.

3.    در مواردي که دانش آموز، مغاير بودن با ارزش هاي ِ ، اخلاقي ، اجتماعي ، عُرفي ، شرعي ، بنويسد.

                                                                         مثال : من دزدي را دوست دارم.

                                                                           او در شغل قاچاق موفّق است.

4.    قالبي بنويسد . يعني در تمام جملات کليشه اي بنويسد.

                                                                        مثال : من درخت را دوست دارم.

                                                                          من ماشين را دوست دارم.

5.    با توجّه به بارِ (ارزش) کلمات:

                                                               مثال:من به برادرم اعتبار نکرده ام. (بار منفي)

                                                                       من مادرم را دوست ندارم.

6.    به جاي کلمات داده شده معني کلمات را بکار ببرد :

                                                              مثال: براي کلمه «آغوش» جمله بساز:

                                                                         من برادر را بَغل کردم .

7.    عدم تطابق فعل و فاعل :

                                                           مثال: سارا و دارا به بازار رفت(رفتند).

8.    اگر جمله واقعيت نداشته باشد.

                                                             مثال : من ماشين هستم .

9.    عاميانه بنويسد:{تاکيد بر کتابت و رسم الخط و با زبان رسمي کشور با توجه به متمرکز بودن آموزشي بسيار مهم است}.

                                                      مثال : ديروز بابامو ديدم.

10.                      تغيير جاي فاعل و فعل :

                                                        مثال:پريروز رفتم به مسافرت

11.                      حرف اضافه را درست بکار بَرَد.

                                                      مثال:امين و آزاده با خانه آمدند.

12.                      غلط املايي{در هر درس مهم است}نداشته باشد، نمره نمي برد.

                                                             مثال: مسافرت با هواپيما راهت است.

13.                      «تاکيد مهم» علائم نقطه گذاري در آيين نگارش بايد رعايت شود ، جا به جا بودن غلط محسوب مي گردد.

                                                        مثال: آزاده ! از مدرسه آمد:

·       ا قسام انشا:

1.    انشا توصيفي يا وصفي

2.    انشاي نقلي

3.    گزارش نويسي

4.    برگردان شعر به زبان  ساده و نثر امروز

5.    انشا تخيّلي

6.    خلاصه نويسي

7.    نامه نگاري

8.    انشاي تحقيقي يا استدلالي

1)  انشا توصيفي يا وصفي:

وصف يا توصيف به معني تعريف کردن است ، مثل تعريف کسي يا چيزي يا صحنه اي از صحنه هاي طبيعت و غيره.

-       بطور کلي در انشاي وصفي يا توصيفي جزئيات يک منظره يا يک واقعه را وصف مي کنيم.

-       بديهي است که اين کار تنها از راه حواس و ادراک امکان پذير خواهد بود . لذا در چنين انشايي بايد با دقّت نگريست،گوش داد، لمس کرد، بوئيد، و اندازه گرفت.

-       نويسنده در انشاي وصفي يا توصيفي معمولاً از تخيل يا خيال پردازي هاي خود استفاده مي کند و نوشته ي خود را تزئين کرده و دلپذير مي کند .

2)  انشاي نقلي :

در انشاي نقلي ، نقلي از کلمه ي نقل است و آن بيان کردن سخن يا قول فردي است براي شنوندگان و يا شرح دادن و حکايت نمودن بخش از تاريخچه ي زندگي و سرگذشت کسي يا کساني براي خوانندگان و مخاطبان  که اين گونه انشاها را انشاي نقلي مي گويند.

                   مثال: زندگي نامه حضرت فاطمه زهرا(س)

                             حکايت شيرين و فرهاد

       در انشاي نقلي بايد قبلاً با مطالعه کتابها و نشريات مناسب و مراجعه به منابع و مآخذ مربوطه و سايت هاي مرتبط اطلاعات کافي در خصوص موضوع مربوطه را بدست آوريم و پس از گذراندن مراحل طرح بندي ، ترتيب بخشيدن و ويراستاري آن را پاکنويس کرده و انشا نقلي خود را ارائه دهيم . انشاي وصفي ساده ترين نوع انشا است .

3)  گزارش نويسي:

گزارش خوب، گزارشي است که با دقّت ، مختصر، مفيد، واضح و صريح و آشکار نوشته شود . و داراي مراحلي هست.

1.    گردآوري اطّلاعات

2.    تهيّه طرح براي نوشتن

3.    تهيّه پيش نويس و اصلاح پيش نويس

4.    از نظر املايي و انشايي و نگارش

5.    و ارائه گزارش(در کلاس ، سالن)

4)   برگردان شعر به زبان ساده و نثر امروز:

اين نوع انشا از کلاس دوّم آغاز مي شود . مثال شعر : روباه و زاغ را به نثر امروز بنويس.

5)   انشاي تخيّلي:

انشاي تخيّلي همان  انشاي نقلي است که ساخته ي ذهن فرد است . انشاي تخيّلي محصول ذهن و ساخته و پرداخته ي افکار دانش آموز است .

مثال : سرگذشت تخته سياه کلاس را بنويسيد.

6)  خلاصه نويسي:

خلاصه کردن يک کتاب و يا يک مقاله نوعي از انشا نويسي است . خلاصه نويسي موجب پرورش قدرت نويسندگي و گسترش انديشه در مورد موضوع هاي گوناگون مي گردد . در خلاصه نويسي بايد موارد زير را رعايت نمود:

1.    بايد مطالب مهم و اصلي نوشته يا کتاب حفظ شود . (لُپّ مطلب)،(عصاره)

2.    بايد اصالت کتاب يا مقاله و همچنين سبک نويسنده حفظ شود.

3.    بايد نکته ي اصلي که مربوط به هدف نهايي نويسنده است مورد غفلت قرار نگيرد.(پيام نويسنده)

4.    در خلاصه نويسي نبايد عقيده و نظر شخصي خود  را افزود.

-       پرسيدنِ خلاصه ي درس از دانش آموزان در نوشتنِ انشا موجب مي شود تا در سخن گفتن مهارت پيدا کنند.

7)   نامه نگاري:

نامه بيان کتبي موضوعي است براي مخاطبي که حضور ندارد و بنا به ضرورتي براي کسي يا موسسه اي مي فرستند.

-       مهم اين است که : نويسنده ي نامه بايد ، در نظر بگيرد که اگر مخاطب مورد نظر حضور داشت ، چگونه با او سخن مي گفت؟

با چه عنواني اداي احترام و ابراز محبّت و صميميت  مي کرد ؟ تمام نکات و واژه ها قابل فهم بودن و تناسب سن و اطلاعات علمي و ... را مراعات مي کند .

امروزه با توجه به مقتضيات زمان ، ارزش نامه نگاري و لزوم فراگيري اين هُز ارزنده بر کسي پوشيده نيست . سروکار همه ي افراد جامعه خواهي نخواهي با ادارات دولتي و شرکت هاي  خصوصي و ... و همچنين مطلع بودن از حال و احوال دوستان و آشنايان دور و نزديک و براي رسيدن به چنين منظوري هيچ وسيله اي بهتر و مناسب تر از نامه نگاري نيست.

-       در نامه نگاري بايستي ؛ نام خدا ، نام گيرنده، نام فرستنده ، عنوان نامه ، آدرس دقيق ، تاريخ ، امضا، خوش خطّي ، رعايت موارد اخلاقي، جملات کوتاه و رسا ، عدم تکرار جملات ، نامه به صورت رمانتيک نباشد.

بر عليه کسي يا مرجعي بدگويي و غيبت نباشد ، اَسرارِ کسي را نبايد در نامه مطرح کرد .

-       نامه هاي دوستانه بهتر است دستي نوشته شود . برعکس نامه هاي اداري بايد کوتاه و تايپ شده باشد نهايتاً الصاق تمبر= ايميل، اس ام اس و.......

8)   انشاي تحقيقي:

انشاي تحقيقي يا استدلالي ، موضوع اين انشاها بحث و تحقيق درباره ي مسائل تعقلي است .  از قبيل مسائل تاريخي، اجتماعي ، اخلاقي ، علمي و ادبي و .... است.

مثال : چگونگي بوجود آمدن«اعتياد»

ـ چرا از قانون بايد پيروي کرد؟

ـ رعايت مقرات راهنمايي و رانندگي

·       چه نکاتي را ايد در خلاصه نويسي انشا رعايت نمود؟

1.    اصول و طرح کلي مطالب و موضوعات حفظ شود.

2.    اصالت موضوع و انديشه ي اصلي نويسنده  بايد حفظ شود .

{مثال : نويسنده متني را در رابطه با مسائل تربيتي نوشته در خلاصه نويسي هم بايد مسائل تربيتي مطرح شود}

3.    نکات اصلي که اهداف نويسنده را در بر مي گيرد نبايد مورد غفلت قرار گيرد.

{شعر ، مثل، خاطره و تجربه اي که نويسنده در رابطه با موضوع مسائل تربيتي مطرح کرده است بايد در خلاصه نويسي حفظ شود}

-       توصيه :

همان طوري که براي سخن گفتن لازم است که مطلبي براي گفتن داشته باشيم ، نوشتن نيز چنين است تا شاگرد حرف و سخن براي  نوشتن نداشته باشد ، چگونه مي تواند انشا بنويسد؟

آموزگارِ آگاه براي اين که شاگرد را آماده ي انشا نويسي کند اين است که دانش آموزان را براي نوشتن انشا با سبک و الگو و با روشهاي مختلف آشنا نمايد و راهکارهاي لازم را ارائه نمايد . بهترين نمنه  همان متون دروس کتابهاي بخوانيم و بنويسيم(فارسي) هست که شاگردان مي توانند مانند مطلب کتاب ساده و روان و بي تکلّف بنويسند.

-       انتخاب موضوع انشا خود مسئله است که اگر مطابق سن و فهم و تجربيات و علاقه کودکان نباشد و همچنين تفاوت هاي فردي مد نظر نبوده باشد ، خود عاملي در افزايش مشکلات دانش آموزان در نوشتن انشا خواهد بود و يا آنها را از نوشتن و اظهار نظر درباره ي موضوع انشا عاجز و ناتوان و محروم خواهد کرد.

·       براي تصحيح انشا چه معيارهاي ضروري است؟

در تصحيح انشا بايد به نکات ذيل توجه نمود:

1.    آيا دانش آموز انديشه و مطلب خاصي براي نوشتن داشته است سطح معلومات او در باره ي موضوع تا چه حدّ بوده است؟

2.    آيا براي بيان مطلبِ خود نقشه و طرحي داشته و توانسته است به طور کامل آن را بيان کند ؟ نحوه بيان تفکّر و شيوه  ي استدلال او چگونه است ؟

3.    آيا بيان مطلب با جملات شيرين و روشن و درست انجام گرفته و انشا از غلط هاي املايي ، دستوري و علايم آيين نگارش خالي است؟ مفهوم و رسا و دور از ابهام هست.

4.    هر مطلبي با توجه به اهمّيت آن  در جاي خود قرار گرفته و از تکرار مطلب خودداري شده و انشا به قسمت هايي تقسيم شده و هر قسمت در پاراگرافي قرار گرفته است ؟

-       آيا مقدمه و متن و نتيجه مناسب و داراي ارتباط و نظم منطقي داشته است؟

-       آيا از اصل موضوع خارج نشده است؟

5.    آيا علايم نقطه گذاري رعايت شده است زيبا و پاکيزه و با خطّ خوانا و خوش نوشته شده است؟ فاصله حاشيه دو طرف صفحه رعايت شده است .

6.    آيا زيبايي و لطافت در انشا وجود دارد . نويسنده با آوردنِ مثال زيبا ، تشبيهات، افکارظريف، ضرب المثل ، شعر ، پند و...... موضوع را پروانده است که موجب جذابيت و امتناع خواننده و يا شنونده شده است


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : سه شنبه نوزدهم مهر 1390 | 11:30 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
ساده ترین نوع انشاانشای توصیفی است .دراین نوع انشادانش آموزچیزهایی راکه دراطراف خودمی بیندیامی شنودویابه طریقی ازحواس مختلف خوددرک می کندوصف وتعریف می نماید.

2-گزارش نویسی

3-انشای نقلی: این نوع انشادربیان سرگذشت انسان یاحیوان یاچیزی دیگریاست .

4-برگرداندن شعربه زبان ساده ونثرامروزی

5- انشای تخیلی: این انشامحصول ذهن وساخته وپرداخته ای افکاردانش آموزان است درحقیقت وصف وبیان صورت ذهنی است که اوبرای خودگمان کرده وغالباً اساس خارجی ندارد

6-خلاصه نویسی

7-نامه نویسی

8-خاطره نویسی

9-انشای تحقیقی یااستدلالی 

موضوع این نوع انشابحث وتحقیق درباره ی مسائل عقلی است ازقبیل مسائل تاریخی علمی اجتماعی وادبی و..

10-روزنامه دیواری

یک نوع انشای گروهی«روزنامه دیواری است که برای بروزاستعدادهای گوناگون دانش آموزان درنویسندگی فرصت مناسبی است .

چه عواملی نبوغ فکری دانش آموزان رادرگفتارونوشتارتقویت می کند؟

1-خانواده

خانواده اولین ومهمترین بسترتقویت نبوغ فکری دانش آموزان است طرزصحبت نوع تغذیه سلامت جسمانی وروانی وآرامش خاطرخودداری ازسختیهای فشاردرخانه تشویق وتنبیه نامناسب ،همه دررفتاردانش اموزان اثرمی گذارد.

2-مدرسه:

دانش آموزان درمدرسه احساس آزادی بیشتری برای بیان افکاروعقایدمی کنندبه وظایف خودآشنامی شوندودراین کانون باصفاتجربه به کسب می کنند،بادوستان خودارتباط برقرارمی کنندوبرخورداحترام آمیز،مدیرومعلم و..درنوع رفتارآنهاتأثیرمی گذارد.

3-معلم

معلم بایدباایجادشرایط مناسب ومحیط مساعدبرای توسعه قوه ی کلام وپرورش مهارت نوشتاری شمابکوشد.دردرجه ی اول خودناطقی تواناباشد،درست وشیرین سخن بگویدوبنگاردوآنچه راکه می گویدعمل کند.

4-اجتماع

جامعه ی اسلامی وظیفه داردکه ازطریق تماس دانش آموزان باکتابهای گوناگون علمی وادبی شعله های علم رادروجودشان فروزان کندتابافرهنگ ارزشمنداسلامی آشناشوندونقش پیامبران بزرگ رادرزنده کردن تمدن اسلامی بفهمند.

5- کتاب

6- جمع آوری اطلاعات

دانش آموزان می توانندازطریق گوناگون کسب اطلاعات کنندومهارت گفتارونوشتارشان راتقویت کنند.این اطلاعات عبارتنداز: الف)آشنایی باقران وحفظ آیات وسوره های قرآن واحادیث پیامبران وامامان

ب)آشنایی بارسانه های گروهی مثل رادیو، تلویزیون، مطبوعات .

7-خوددانش آموز

8-نقش تصاویردرنبوغ گفتارونوشتار

درآموزش نوین انشادیدن وبرداشت تصاویرنقش ارزشمندی درخلاقیت ذهن دانش آموزان درمهارت کلامی ونوشتاری دارد

دانش بامشاهده ی دقیق تصاویرمی تواننداحساسات درونی خودرادرقالب کلمات زیباودلنشین بیان کنند.این تصاویریاقابل لمس ودیدن هستندمثل باغ، کوه، جنگل، ...یاتصاویری که درکتاب گنجانده شده است وآنهاتجسمی ازاین تصاویردرذهن خوددارند.

درپایان بایدبگویم که انشادرسی است که بانبوغ وخلاقیت سروکارداردوبه تمام دروس دانش آموزان مربوط می شودونبایدازکنارآن به آسانی عبورکرد.انشاخلاقیت مهارتی است ونقس معلم درشکوفایی خلاقیت دانش آموزان بسیارارزشمنداست ان شاءالله که ساعت درس انشاراجدی بگیریم وباایجادنشاط وبازی باکلمات وداستان گویی ومأنوس کردن دانش آموزان باکتاب وکتابخوانی کلاسی پربارداشته باشیم .

امیدواریم روزی فرارسدکه درهرکلاسی ودرهرمدرسه ای ودرهرخانه ای شاهدیک کتابخانه ی زیباودانش آموزان ادیب باشیم


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : سه شنبه نوزدهم مهر 1390 | 11:13 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
مقاله :نوشتن انشاهای خلاق
 

 اآمو.زشگاه ۲۲ بهمن شهرستان خرمدره 

انشاء به معنی ایجاد کردن،پرورش دادن،ابداع و خلق کردن است و آنچه را که امروزه فن انشاء گفته میشود از نخستین معنای آن(ایجاد)گرفته شده است. انشاء به معنی نظم دادن به فکر به معنی ایجاد کلام و سخن و نگارش آن است.
معادل فارسی انشاء دبیری است که به معنی منشیگری و کتابت میباشد.در اصطلاح ادبیات انشاء عبارت از نگارش جملات و عباراتی است که افکار نویسنده را به صورتی روشن و زیبا بیان کند که خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برایش خوشایند و مطلوب باشد.


هدفهای آموزش انشا

1)دانش‌آموزان بتوانند آنچه را که می‌اندیشند و می‌خوانند به دیگری بگویند و بنویسند.

2)دانش‌آموزانی که تخیل قوی و استعدادی بیشتر در نویسندگی دارند بشناسیم و در مسیری صحیح هدایت کنیم.

3)پرورش قوه استدلال،تفکر و دقت دانش‌آموزان و وادار کردن آنها به درست دیدن و شنیدن،سپس دیده و شنیده خود را به طرز ساده و روشن بیان کردن و نوشتن است.

روش آموزش انشا

زمینه یادگیری انشاء مانند کودکی می‌ماند برای سخن گفتن،غذا خوردن،راه رفتن از ساده به مشکل نیاز به کمک بسیار ما دارد این دانش‌آموز و یا نوآموز برای اینکه بهتر بنویسد و بهتر بیان کند و مطالب را آنچه که هست بازگو کند نیاز به کمک و راهنمایی و هدایت ما دارد.

*پایه نوشتن صحیح و مستقل از همان کلاسهای اولیه گذاشته میشود.دانش‌آموزان از سال اول تحصیل می‌آموزند که چگونه منظور خود را درست بیان کنند در کلاس دوم علاوه بر جمله‌سازی و تکمیل جمله‌های ناقص،با کلمه‌های آشنا جواب سؤالات را به صورت کتبی می‌نویسند و از کلاس سوم نوشتن انشاء عملاً آغاز می‌گردد و دانش‌آموزان ابتدا برای هر انشاء طرح‌ریزی می‌نمایند و این طراحی در مرحله اول به طور شفاهی انجام می‌گیرد و بعد به صورت کتبی درمی‌آید.

*برای دانش‌آموزان انشاء آموزگاران باید دانش‌آموزان را هدایت و راهنمایی کنند که شاگردان نظم فکری داشته و در مشاهدات خود دقیق باشند،درست بیندیشند،خوب بیان کنند و به قاعده بنویسند.

تنها دادن موضوع برای نوشتن انشاء کافی نیست دانش‌آموزان لازم است که بیاموزند که قبلاً فکر کنند و ریزه‌کاریها را دقیق مشاهده نمایند و پس از آنکه فکر و مایه‌ای برای نوشتن پیدا کردند ما به کارگیری اصول نگارشی را که از آموزگار خود فرا گرفته‌اند شروع به نوشتن انشاء نمایند.
*یکی از شرایط نوشتن انشاء تسلط و مهارت یافتن در خواندن است برای این کار یکی از بهترین روشها جمع کردن کتاب داستان دانش‌آموزان و دادن کتابها به دانش‌آموزان که آن کتابها را نخوانده‌اند و به همین ترتیب تا همه دانش‌آموزان در مدت یکی دو هفته متوالی بتوانند تمامی کتاب داستانها را بخوانند و خلاصه‌ی آن را در دفتر خود بنویسند.گاهی اوقات نوآموز نمی‌تواند فکر خود را روی موضوعی متمرکز کند و یا مایه ذهنی لازم و کافی در آن زمینه ندارد.در این صورت معلم می‌تواند معانی و مفاهیم را به او القاء کند و شاگرد به آن معانی لباس مناسب بپوشاند و به صورت مکتوب درآورد.
یک تذکر مهم در نوشتن انشا

دانش‌آموزان باید بدانند همان‌طوری که در صحبت کردن نباید از موضوع خارج شد بی‌مورد سخن گفت و یا زیاد حرف زد،در نوشتن هم باید از حاشیه‌رویهای بی‌موقع و آوردن جمله‌های پرلفظ و بی‌معنی خودداری کرد.امروزه نوشته‌ای پسندیده است که دارای جمله‌های کوتاه و رعایت مساوات در کلام باشد.


*در نوشتن انشاء باید از بازی داستان‌سازی نیز استفاده کرد داستانهای نیمه تمام که دانش‌آموز باید ادامه داستان را خود از فکر و ذهن خود بسازد و یا این روش را به صورت بازی دربیاوریم یکی از دانش‌آموزان داستانی را شروع می‌کند و پس از گفتن یکی دو جمله نوبت به دانش‌آموز دیگر می‌رسد که دنباله‌ی داستان را بگوید همین‌طور تا آخر،تا داستان تمام شود در این بازی علاوه بر تقویت سرعت انتقال و تخیل اطفال،قدرت حفظ،رشته منطقی کلام نیز در آنها پرورش می‌یابد.
*در درس انشاء به رغبت و علاقه دانش‌آموزان و مفید بودن آنچه آموخته میشود باید توجه بیشتری داشت داشتن روزنامه دیواری،تهیه لوحه‌های مختلف کمک مؤثری به انشاء دانش‌آموزان می‌کند،چون موضوعات توصیفی با محسوسات و مشاهدات و تجربه‌های کودکان بستگی پیدا می‌کند با علاقه و رغبت بیشتری می‌نویسند.

محل مناسب نوشتن انشا(کلاس یا منزل)

معلمینی که تنها به تعیین موضوع انشاء بسنده می‌کنند و از دانش‌آموزان می‌خواهند که در منزل انشاء بنویسند و در جلسه بعد در کلاس بخوانند و مجدداً موضوعی دیگر برای جلسه آینده معین می‌کنند باعث می شوند که تعدادی از دانش‌آموزان از اولیای خود کمک بگیرند و تعدادی اصلاً ننویسند و یا تنها به نوشتن چند جمله تکراری و بی‌سر و ته اکتفا کنند.

بهترین راه‌حل برای نوشتن انشاء ابتدا هر درسی که داده میشود معلم باید هم خانواده و مخالف و هم معنی کلماتی که در آن درس وجود دارد برای دانش‌آموزان یاد بدهد بعد از چند درس دانش‌آموز دیگر مثل قبل از معلم تقلید نمی‌کند بلکه جلوتر از معلم این کلمات را پیدا کرده و سعی در یادگیری این کلمات میشود و این کار به صورت بازی درمی‌آید.بعد از چند جلسه بعضی از کلمات هر درس را مشخص کرده و به صورت جمله در کلاس می‌نویسند و برای بقیه دانش‌آموزان آنها را می‌خوانند و یا احیاناً در پای تخته می‌نویسند تا با کلمات و جملات بیشتری آشنا بشوند در جلسات بعدی موضوعی به دانش‌آموز گفته میشود که در کلاس در مورد آن موضوع فقط به صورت جمله‌های کوتاه بنویسند و بعد از چهار ماه به دانش‌آموز کلمه انشاء را بیان می‌کنیم و در مورد انشاء بیشتر صحبت می‌کنیم و نکاتی که در مورد موضوعی خاص مربوط میشود مشخص می‌کنیم و به نوشته‌های جمله‌سازی خود نظمی منطقی داده و به صورت یک نوشته کامل درمی‌آوریم و مطالب دانش‌آموزان باید در قالب جملات کوتاه و کامل در مورد آن موضوع بیان شود.
*در کلاسهای چهارم و پنجم شاگردان را به استفاده از تشبیهات زیبا تشویق می‌کنیم.در کلاس اول و دوم انشاء شامل جمله‌نویسی درباره کلمه یا تصویر میباشد و گاه کامل کردن جمله و انشاء از کلاس سوم شروع میشود.دانش‌آموزانی که نمی‌توانند انشاء را بنویسند و نمی‌دانند چگونه شروع کنند معلم می‌تواند به آنها کمک کند تا در کار نوشتن راه بیفتند که برای موضوع تعدادی سؤال به آنها بدهد تا پاسخ به آن سؤالات مطلب نوشته‌ی ایشان باشد در نوشته باید قواعد درست‌نویسی رعایت گردد.هر مطلب انشاء را در بند یا پاراگرافی جداگانه بنویسند خوب است اگر نوشته یا ابیات مناسب و یا ضرب‌المثل همراه باشد.

موضوع انشا

وظیفه معلم در درجه اول انتخاب موضوعی مناسب کلاس برای انشاء است در کلاسهای پایینتر بسیار ساده و آسان است ولی رفته رفته موضوعها پیچیده‌تر میشود.

ساده‌ترین موضوع،انشایی است که زیاد احتیاج به تفکر و تعقل نباشد مثل یک توصیف کلاس،در این حالت شاگرد آنچه را که به چشم خود می‌بیند به صورت جملات کوتاه به روی کاغذ می‌آورد.اگر این موضوع برای بعضی از دانش‌آموزان مشکل بود و ندانستند که از کجا و به چه ترتیب شروع کنند معلم می‌تواند با توصیف شفاهی آنها را راهنمایی کنند تا بتوانند بنویسند .

موضوع دوم:

تبدیل شعر به نثر است که به زبانی ساده و به زبان امروزی نوشته شود که در کلاس سوم به دانش‌آموزان داده میشود.
موضوع سوم:موضوعات اجتماعی مثل وظیفه پلیس و خیابان که علاوه بر چشم بینا،به قوه فکر و استدلال نیاز هست در پایه چهارم به دانش‌آموزان گفته میشود.

کم‌کم باید از محسوسات کاست و به محتویات افزود و از موضوعهای اجتماعی به سوی موضوعهای اخلاقی رفت و به تدریج آنها را به اندیشیدن و مدد گرفتن از تجمل واداشت البته مسایل اخلاقی و آنگونه که خود احساس کرده‌اند می‌نویسند که در اوایل کلاس پنجم به دانش‌آموزان گفته میشود.

در اواخر کلاس پنجم موضوعات ادبی فلسفی و موضوعهای جامعه مانند قصه‌نویسی و رمان‌نویسی به دانش‌آموز گفته میشود اما نگارش این موضوعهای جامع،کار هر شاگردی نیست،علاوه بر آموختن فنون نگارش و تعقل و استدلال و توصیف،استعدادی خاص می‌خواهد.

در پایه سوم خلاصه‌نویسی که میتوان یک درس یا متنی را به صورت خلاصه بنویسند گاهی میتوان یک تصویر یا سلسله تصاویر موضوع انشاء قرار داد و از شاگردان خواست که در مورد این تصاویر مطلب بنویسند.

نکات بهداشتی را از کودکان بخواهیم مثل(چرا مسواک می‌زنید؟)

در پایه سوم به دانش‌آموز یادآور می‌شویم که بهتر است نوشته خود را با یک جمله بهتر تمام کنیم و اگر دانش‌آموزان مطالب جالبی بیان کرده اما جمله‌های او ناصحیح است می‌توانیم تذکر لازم را در پایین صفحه بنویسیم و به فکر و اندیشه او نمره بدهیم.

یک نکته مهم

در تمامی پایه‌ها برای این که دانش‌آموزان با نوشتن بیشتر آشنا بشوند باید به کتاب بنویسیم بیشتر اهمیت بدهیم چون تمامی نکاتی که در بنویسیم وجود دارد علائم و نشانه‌هایی هستند که در نوشتن انشاء به ما کمک می‌کنند و به تک تک تمرینات اهمیت داده و به دانش‌آموزان یاد دهیم.مثل موضوعهایی در مورد رعایت علائم دستوری در نوشتن.

در جمله و انشا علامت‌گذاری باید مراعات شود.


نقطه(.)در پایان جمله‌های کامل به کار می‌رود.

دو نقطه(:) علامت نقل قول است و گفته دیگران را در گیومه می‌گذاریم.

(؟)علامت سؤال در پرانتز نویسنده راجع‌به آن صحبت شک و تردید دارد.

(!)در آخر جملات عاطفی مثل به‌به! آفرین!

هر جا وَ بگذاریم نیازی به ویرگول نداریم.

؟در آخر جمله‌های کامل به صورت پرسشی نوشته شود.

و علامتهای دیگری که در پایه‌های مختلف به دانش‌آموز گفته میشود تا نوشته‌ی آنها کامل‌تر شود.

 

نکات مهم در نوشتن انشا

*در مورد کلمه‌ی ایجاز(مختصرگویی) را بیشتر توضیح دهیم باید مختصر نوشتن را در نوشته مراعات کنیم و کلمه‌ها و جمله‌های زائد را حذف کنیم و به درازا کشیدن کلام یا به کار بردن کلمات زائد خودداری کنیم و علامت‌گذاری را در نوشته مراعات کنیم.

وجود مقدمه در نتیجه‌گیری در تمامی انشاءها الزامی نیست.

کلمات را در نوشتن خود به صورت کتابی به کار ببریم و از نوشتن به صورت محاوره‌ای و شکسته خودداری بکنیم.
انواع انشا

1)توصیفی یا وصفی:

ساده‌ترین نوع انشاء است دانش‌آموز چیزهایی را که در اطراف خود می‌بیند یا می‌شنود یا احساس می‌کند وصف و تعریف می‌نماید.

2)گزارش‌نویسی:
برخی گزارش‌نویسی را نوعی انشای نقلی به حساب می‌آورند.

وقتی دانش‌آموزان به گردش علمی می‌روند معلم می‌تواند از آنها بخواهد که گزارش از آن روز تهیه کند.غالباً برای تهیه گزارش نیاز به تحقیق،سؤال و جستجو میباشد.

3)انشای نقلی:برای بیان سرگذشت خود یا دیگران به کار میرود یا معلم میتواند برای آموزش انشای نقلی تمرینات زیر را انجام دهد داستان‌گویی،نوشتن خلاصه متن خوانده شده نوشتن خلاصه کارهایی که در زمان معینی انجام شد مثلاً روز جمعه چه کار کرده.


4)برگرداندن شعر به زبان ساده و نثر امروز:

معلم می‌تواند شعرهای مناسبی را از کتاب فارسی یا خارج از کتاب به دانش‌آموزان داده و بخواهد که اشعار را به نثر ساده امروز بنویسند شاگردان باید توجه کنند در این نوع نوشته از حاشیه رفتن خودداری کنند و تنها مفهوم را به زبان ساده و گویا و کوتاه بنویسند.

5)انشای تخیلی:محصول ذهن و ساخته و پرداخته افکار دانش‌آموز است و غالباً اساس خارجی ندارد این نوع انشاء فرصتی است برای شناخت افکار دانش‌آموز و گرایشات درونی او که در چه دنیایی و آرزوهای درست و غلط او چگونه است.معلم می‌تواند شروع داستانی را بگوید و دانش‌آموزان آن را تمام کنند یا از شاگردان بخواهیم قلم،کاغذ،دفتر یا تخته سیاه و سرگذشت اشیاء را بیان کند.

6)خلاصه‌نویسی:موجب پرورش قدرت نویسندگی و گسترش از کودکان میشود و آنها را آماده می‌کند که در موقع لزوم بخوانند اصل مقصود یک درسی یا یک مقاله را استخراج نمایند.

7)نامه‌نگاری:نامه بیان کتبی موضوعی است برای مخاطبی که حضور ندارد نامه‌ای را که ما می‌نویسیم معرف شخصیت فرهنگ،ادب و ذوق و سلیقه ماست و باید همان اثر را در مخاطب بگذارد که شخصیت خود ما می‌گذارد.
8)انواع نامه:

نامه‌های خصوصی-نامه‌های رسمی و اداری

داشتن حاشیه سفید نامه‌ها الزامی است حاشیه سمت راست بیشتر از سمت چپ است.

در نامه‌های اداری گذاشتن تاریخ در بالا گوشه سمت چپ لازم است.

نامه‌های خصوصی باید ساده و بیان‌کننده روح صمیمیت و یکرنگی باشد.اما در نامه‌های اداری جنبه رسمی بودم مراعات میشود و نامه‌های اداری نباید خودمانی نوشته شود.

برای نوشتن نامه نباید از مداد استفاده کنند.

نامه‌های اداری یا رسمی را میتوان تایپ کرد اما اگر نامه دوستانه را تایپ کنیم نشانه بی‌صمیمیتی ما نسبت به گیرنده نامه خواهد بود.

قواعد علامت‌گذاری:

علامت‌گذاری در نامه مانند هر نوشته دیگری رعایت می شود.

کلماتی را در نوشته خود به کار بریم که معنی آنها را می‌دانیم و اگر معنی کلمه‌ای را نمی‌دانیم بهتر است به فرهنگ لغات مراجعه کنیم و غلط املایی در نوشته نداشته باشیم.اگر برای کسی نامه می‌نویسیم لازم است نشانی ما را داشته باشد.نشانی در زیر متن نامه بنویسیم.در نامه اداری نام و نام خانوادگی و امضا الزامی است.

ارکان یک نامه

هر نامه شامل چهار بخش اصلی است:

1)عنوان
2)شروع نامه

3)متن نامه

4)عبارت پایان نامه

نامه اداری حاشیه سفید در سمت راست در نامه اداری گاه اسم دقیق اداره یا سازمان و گاه رئیس که اداره را مخاطب قرار می‌دهند.

مثال:ریاست محترم اداره آموزش و پرورش متن نامه اداری کوتاه و ساده باشد.ذکر مطالب اضافی خودداری گردد.

مشخصات موضوعات انشاء در دوره ابتدایی

1)داشتن علاقه

2)داشتن اطلاعات

3)محدود و معین بودن موضوع انشاء

4)موضوعات باید مربوط به محیط زندگی و مسائل روز باشد.

5)وصف یک تصویر

6)چند کلمه که معانی آنها به هم نزدیک است.

تهیه و تنظیم طرح انشا

قدمهایی که در مراحل اولیه برای تنظیم طرح و نوشتن انشاء برداشته می شود:

1)انتخاب موضوع

2)یادداشت نکته‌های مختلف درباره آن

3)دسته‌بندی نکات

4)منظم کردن مطالب به ترتیب منطقی

5)صحبت کردن

6)نوشتن انشا

مشکلات نوشتن انشاء در دوره ابتدایی

1)عدم داشتن مطلب

2)عدم توسعه کتابخانه دبستان و کلاس

3)عدم شرکت دادن بچه‌ها در مجالس عمومی،سخنرانی،نماز جمعه،گردشها و بادیدهای علمی سطح آگاهی آنها را کاهش می‌دهد.
4)عدم فراهم نکردن زمینه‌های مساعد و واقعی برای اجبار یافتن به نوشتن مانند شرکت در تهیه روزنامه‌دیواری،نوشتن نامه و دادن پیام کتبی به خانواده
5)عدم گنجینه لغات کودکان
6)عدم آموختن کلمات هم خانواده،متشابه و متضاد و افزایش لغات آنها
7)عدم آشنایی به سبک و الگوی خاص که بهترین نمونه‌ همان متون دروس کتابهای فارسی است.
8)عدم تطابق موضوع انشاء با سن و فهم و علاقه کودکان
9)عدم توانایی در ترکیب کلمات و بیان احساس فکر
10)عدم آشنایی دانش‌آموز با چگونگی شروع انشاء
*معیارهای تصحیح انشاء در دوره ابتدایی
1)آیا دانش‌آموز اندیشه و مطلب خاصی برای نوشتن داشته است؟
2)آیا بیان مطلب با جملات روشن و درست انجام گرفته و انشاء از غلط‌های املایی و دستوری خالی است؟
3)آیا برای بیان مطلب با جملات روشن و درست انجام گرفته و انشاء از غلط‌های املایی و دستوری خالی است؟
4)هر مطلبی با توجه به اهمیت آن در جای خود قرار گرفته و از تکرار مطالب خودداری شده است؟
5)آیا علائم نقطه‌گذاری رعایت شده؟
6)آیا زیبایی و لطافت در انشاء وجود دارد؟
به هر حال هر معلمی با توجه به روشی که خود در نظر دارد انشاء را تصحیح می‌کند ولی یک راه خوب و مناسب که تلفیقی از روشهای مختلف است.
آموزگار قبلاً خود انشاها را بخواند یادآوریها و نکات لازم را در حاشیه هر انشاء تذکر دهد.نکات خوب و مثبت را در انشاها علامتگذاری کند و استخراج نماید و همچنین نقاط ضعف انشاها را معین کند.در ساعت انشاء قبل از این که انشاها خوانده شود راجع به نکات مثبت و منفی انشاها توضیح دهد(بدون این که نام کسی را ذکر کند)و دانش‌آموزی جنبه‌های مثبت را بر روی تخته‌ی کلاس یادداشت کند و دانشآموزانی که نمره آنها از حد معینی کمتر شده موظف شوند که یک بار دیگر آن انشاء را بنویسند و عبارتهای مورد تأیید معلم را که در روی تخته کلاس نوشته شده در انشاهای خود بیاورند.منابع:روش تدریس فارسی مقطع ابتدایی
مأخذ:سخنان ارائه شده از استاد دانشگاه و تجربیات خودم در کلاس درس


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : سه شنبه نوزدهم مهر 1390 | 11:10 بعد از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

ترتیب اعداد:

بیلیون = 10به توان 9
تریلیون =10 به توان 12
كوادریلیون =10 به توان 15
كونیتیلیون =10 به توان 18
سكستیلیون =10 به توان 21
سپتیلیون =10 به توان 24
اكتیلیون =10 به توان 27
نونیلیون =10 به توان 30
دسیلیون =10 به توان 32
اندسیلیون =10 به توان 36
دیودسیلیون =10 به توان 39
تری دسیلیون =10 به توان 42
كوتوارد دسیلیون =10 به توان 45
كواین دسیلیون =10 به توان 48
سكس دسیلیون =10 به توان 51
سپتن دسیلیون =10 به توان 54
اكتودسیلین =10 به توان 57
نووم دسیلیون =10 به توان 60
ویجنیتیلیون = 10 به توان 61


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : شنبه بیست و پنجم تیر 1390 | 1:1 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
 
 
 
 
 
 
 
  
عدم تصريح قرآن به اسامى مطهر اهل بيت(ع) و امامان شيعه(ع) سبب دل‏مشغولى من شده است. وقتى امامت از اركان اساسى ساختمان فكر و رفتار دينى...
 
عدم تصريح قرآن به اسامى مطهر اهل بيت(ع) و امامان شيعه(ع) سبب دل‏مشغولى من شده است. وقتى امامت از اركان اساسى ساختمان فكر و رفتار دينى و الاهى است، چرا نام دوازده پيشواى شيعه در قرآن ذكر نشد تا موجب تقويت يقين مؤمنان باشد و حجت را بر مخالفان تمام گرداند؟ به اين پرسش ارزنده، پاسخ‏هاى متعدد داده شده است كه با توجّه به حوصله نوشتار به دو مورد اشاره مى‏شود.

1. «تبيين» قرآن توسط پيامبر(ص)؛

عدم تصريح به خصوصيّت و تعداد و نام امامان موضوعى استثنايى نيست. قرآن خود متكفل بيان تمام مصاديق و جزئيات فروع معارف و دستورالعمل‏ها نيست تا عدم تصريح به نام امامان مورد نظر شيعه امرى خلاف انتظار و غير موافق با سبك ويژه قرآن باشد. نماز نمونه خوبى از اين دست است. شايد در بين احكام و دستورهاى شريعت مطلبى به اهمّيّت و محوريت نماز وجود نداشته باشد؛ تعابيرى نظير ستون خيمه دين، مرز ميان كفر و ايمان، عامل تقرب هر پرهيزكار و نخستين پرسش و اساسى‏ترين عامل پذيرش ديگر اعمال نشان دهنده اهمّيّت اين تكليف الاهى است؛ امّا به راستى آيا در آيات قرآن نشانى از تعداد ركعات و خصوصيات اين فريضه وجود دارد؟!
قرآن به وجوب نماز و اقامه آن در اوقات خاصّ و طهارت هنگام نماز و چند مورد از اين دست اشاره كرده، بيان خصوصيات ديگر اين مهم را به «سنت» واگذاشته است. قرآن درباره زكات واجب و حج و خمس و ساير دستورهاى شريعت مقدس نيز از همين نظام تبعيت كرده است؛ يعنى فشار اصلى را بر تثبيت اين واجبات گذارده و بيان خصوصيات را به دستگاه ديگر (سنت) واگذار كرده است.
همين دغدغه و پاسخش بر زبان ابوبصير و امام صادق(ع) نيز جارى شده است: ابو بصير كه از شاگردان تيزبين امام ششم(ع) است، پيرامون آيه 59 سوره نساء - «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» - كه مردم را به اطاعت از خدا و رسول و اولياى امور فرا مى‏خواند، به طرح پرسش مى‏پردازد. طبيعى است كه در خدا و رسول به دليل انحصارشان در «الله» و ذات مقدس حضرت محمد(ص)، ترديد راه نمى‏يابد؛ امّا ذكر واژه «اولياى امور» و اجمالى كه در آن نهفته، وى را بر آن داشت تا بپرسيد: چرا قرآن نام آنان را نبرده است. اگر واقعاً حق با شيعه است و مراد از «اولياى امور» امام على(ع) و اهل بيت‏اند، چرا آنان را به نام معرفى نفرمود؛ «ما بالَهُ لم يُسَمِّ عَليّاً و اَهْلَ بَيْتهِ»؟
امام صادق(ع) در پاسخ به سبك خاصّ قرآن اشاره كرد و فرمود: وقتى براى پيامبر آيه نماز نازل شد، خدا در آن سه ركعت و چهار ركعت را نام نبرد تا آن‏كه رسول خدا(ص) آن را شرح داد. آيه زكات نازل شد، خدا نام نبرد كه بايد از چهل درهم يك درهم داد تا رسول خدا(ص) آن را شرح داد و آيه حج نازل شد و نفرمود به مردم كه هفت دور طواف كنيد تا آن‏كه رسول خدا(ص) آن را براى مردم توضيح داد. «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» درباره على و حسن و حسين - عليهم السلام - نازل شد و رسول خدا(ص) درباره على فرمود: «هر كه من مولا و آقاى اويم، على(ع) مولا و آقاى او است؛ و فرمود من به شما وصيت مى‏كنم درباره كتاب خدا و خاندانم؛ زيرا من از خداى - عزوجل - خواسته‏ام ميانشان جدايى نيفكند تا آن‏ها را كنار حوض به من رساند. خدا اين خواست مرا برآورد....»1
از اين روايت در مى‏يابيم وظيفه بيان مصداق‏ها و موارد و نيز تبيين جزئيات بردوش پيامبر(ص) است. همين جهت شيعه را بر آن داشت تا بر سنت پيامبر(ص) تاكيد ورزد؛ بر عدم امكان اكتفا به قرآن در تشخيص امور پاى فشارد و تلاش خلفاى سده نخستين هجرى در ممنوعيت نگارش سنت رسول الله(ص) را اشتباه فاحش بخواند. چنان كه مى‏دانيم اين ممنوعيت سرانجام در اواخر دوران بنى اميه برطرف شد و تدوين كتب روايت نزد تمام فرقه‏هاى مسلمان مورد توجّه قرار گرفت. قرطبى، از مفسران به نام اهل سنت، در مقدمه تفسيرش چنين روايت مى‏كند: عمران بنِ حُصين به مردى كه گمان مى‏كرد كتاب الله به سنت نياز ندارد، گفت: «تو احمقى، آيا حكم نماز ظهر را كه بايد چهار ركعت خواند و حمد و سوره‏اش را آشكار نخواند، در قرآن يافته‏اى؟ و به همين گونه به نماز و زكات و مثل آن‏ها اشاره كرد و گفت: آيا اين [امور] را در قرآن روشن شده يافته‏اى؟ همانا كتاب خدا اين امور را مبهم بيان كرد. و سنت آن را تفسير مى‏كند.»2
در همان تفسير از «مكحول»، يكى از علماى بنام و مورد قبول اهل سنّت، چنين نقل مى‏كند: «القُرآنُ اَحْوَجُ الِىَ السُّنةِ مِنَ السُّنَةِ اِلى القُرانِ». قرآن به سنت از سنت به قرآن نيازمندتر است.
البته اين تعبير افراط گونه مور تاييد شيعه نيست. بر اساس باورهاى شيعه سنّت، مشروعيت و حتّى صحت مندرجات و محتويات خود را از موافقت با قرآن و اصول حاكم بر آن به دست مى‏آورد. سند حجيت و اعتبار سنت، قرآن است؛ ولى به هر حال فهم صحيح معارف و وظايف دينى بى عنايت به سنت نبوى(ص) و روايات اهل بيت(ع) ممكن نيست.
در اين‏جا، پرسشى ديگر رخ مى‏نمايد: رسول اكرم(ص) اين معارف و احكام جزئى و تفسيرى را از كجا به دست مى‏آورد؟ از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه جمع و قرائت آيات قرآن و نيز بيان مراد و مقاصد و شرح و تبيين آيات از ناحيه خداى متعال است: «إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ‏3؛ جمع قرآن - كلمات در آيات، آيات در سوره‏ها و... - و قرائت قرآن بر عهده ما است و هنگامى كه بر تو قرآن را خوانديم، تو [پيامبر(ص)] هم پيروى كن و قرآن را همين گونه بخوان. - مرحله بعد «بيان» قرآن است كه آن هم وظيفه ما است».
بنابراين، بيان و تشريح مقاصد آيات هم از ناحيه خدا است و به وسيله وحى ديگرى جز وحى قرآنى در اختيار پيامبراكرم(ص) قرار مى‏گيرد. پس ما با دو وحى روبه‏رو هستيم: «وحى قرآنى» و «وحى تبيينى». در وحى قرآنى لفظ و معنا هر دو از ناحيه خدا است؛ امّا در وحى تبيينى معنا از خدا و لفظ از سوى رسول خدا(ص) است. آيات 43 و 44 سوره نحل به اين دو گونه وحى اشاره مى‏كند: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛ ما بر تو «ذكر» را نازل كرديم تا قرآنى را كه براى مردم نازل شده تبيين و تفسير كنى و زمينه تفكر آن‏ها را فراهم سازى». اين ذكر همان «وحى تبيينى» است كه درست تجلى يافته است و تمام سخنان پيامبر(ص) در زمينه معارف و دستورالعمل‏هاى دينى را شامل مى‏شود.
اين مقدمات نشان مى‏دهد عدم ذكر مصداق‏ها به نام ائمه اطهار(ع) اختصاص ندارد و غالب معارف و احكام الاهى را شامل مى‏شود. بنابراين، براى شناخت نام امامان معصوم(ع) بايد سراغ سنت نبوى(ص) رفت؛ همان گونه كه در تفسير و تبيين معارف و ديگر فرائض دينى به «سنت» نياز منديم.

2. تأكيد بر روش توصيفى؛

از روش‏هاى جالب توجّه قرآن تأكيد بر صفات و ويژگى‏ها و عدم اصرار بر ذكر نام اشخاص است. شايد حكمت اين روش توجّه دادن امت به صفات و ويژگى‏هاى خوب و بد در طول زمان است تا بر اساس اوصاف ذكر شده به شناخت اشخاص و تطبيق صفات بر آنان بپردازند و اهمّيّت و جايگاه اشخاص را با ميزان صفات تجلى يافته در آنان بسنجند.
روش بيان «توصيفى»، به قرآن شادابى و تازگى و دوام مى‏بخشد؛ زيرا در هر قطعه‏اى از زمان زمينه تطبيق افراد و جوامع بر شاخصه‏هاى ذكر شده در قرآن فراهم مى‏شود و امكان دستيابى به داورى قرآن در مسائل نو و فتنه‏هاى فردى و اجتماعى تأمين مى‏گردد. قرآن «كلام فصل» است - «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ»4 - و بين حق و باطل تمييز مى‏دهد و راهنماى انسان در فتنه‏ها است؛ چنان كه پيامبر(ص) فرمود: «هنگامى كه فتنه‏ها چون پاره‏هاى شب تاريك شما را فرا گرفت، به قرآن روى آوريد» از سوى ديگر، حكومت شايستگان نياز هميشگى جوامع دينى است و به بخشى از امت اسلامى و يا قطعه‏اى خاصّ از تاريخ، اختصاص ندارد.
براى راهنما و فصل الخطاب شدن در گستره‏اى چنين پهناور، بيان شاخصه‏ها و شايستگى‏ها و ويژگى‏هاى صالحان و مفسدان و حق و باطل و خوب و بد بهترين راه شمرده مى‏شود. بدين سبب، قرآن جز در موارد ضرورى از بردن نام مؤمنان، منافقان، حواريون، پادشاهان، مترفان و... صرف نظر كرده است تا مخاطبان قرآن به صفات و ويژگى‏ها و نه نام‏ها توجّه كنند و امكان بهره‏گيرى‏هاى نو از قرآن فراهم شود.
بنابراين، شيعه معتقد است مسلمانان در آيات بسيارى به ائمه اطهار(ع) رهنمون شده‏اند و وظيفه دارند با تطبيق ويژگى‏هاى ياد شده در قرآن، امام خود را بشناسند و پاسخ نيازهاى دينى، اجتماعى و سياسى خود را از درگاه آنان جويا شوند. بر اساس همين نكته مهم، امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «مَنْ لَمْ يَعْرِفْ اَمْرَنا مِنَ الْقُرانِ لَمْ يَتَنَكَّبِ الفِتَنْ». هر كس امر ولايت ما را از قرآن به دست نياورد؛ نمى‏تواند از فتنه‏ها مصون ماند.»

در اين روايت دو نكته قابل تأمل مى‏نمايد:

1. امر ولايت اهل بيت(ع) در قرآن وجود دارد و توصيفات موجود در قرآن ما را به امامان معصوم رهنمون مى‏شود. اگر به راستى از سر تحقيق و بدون هيچ گونه اعوجاج و كج فهمى سراغ آيات رويم، نشانه‏ها و صفات و ويژگى‏هايى كه براى امامان بيان شده ما را به دوازده معصوم(ع) هدايت خواهد كرد.
پس امر ولايت امامان شيعه را مى‏توان از قرآن استخراج كرد. البته همان گونه كه پروردگار در تمام آفريده‏ها تجلى كرده است و تنها شايستگان از توان مشاهده برخوردارند، شناخت امر ولايت اهل بيت(ع) از آيات نيز به خواست و طلب و ذوق و سلامت نيازمند است.
2. شيعيان ممكن است از راه‏هاى گوناگون به امر ولايت امامان دست يابند، امّا با توجّه به اهمّيّت و مرجعيت قرآن كسانى از فتنه‏ها و شبهه‏ها و افراط و تفريطها رهايى مى‏يابند كه معرفت به ولايت و شؤون آن را از قرآن گرفته باشند. در غير اين صورت، در فتنه‏هاى ناشى از افراط و تفريط سقوط خواهند كرد.
به همين جهت مفسران و علماى بزرگ شيعه بخش عمده‏اى از تلاش عالمانه خود را به اثبات ولايت و شؤون آن معطوف داشته‏اند و ولايت امامان شيعه(ع) را به آيات الاهى مستند ساخته‏اند. تلاش و تأليف‏هاى آنان ذيل آياتى چون «اولى الامر»، «ذوى القربى» «ولايت»، «اكمال دين»، و... فراوان به چشم مى‏خورد. اين بحث را با حديثى از امام صادق(ع) پايان مى‏دهيم: «اگر قرآن آن‏گونه كه خدا خواسته و نازل كرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گيرد، هر آينه ما را با نشانه‏هاى ارائه شده‏اش خواهيد يافت.»5
بنابراين، بايد با نگاه جست‏وجوگر در آياتى كه صفات و ويژگى‏هاى رهبران و اولياى امور را بيان مى‏كند، نام‏هاى اهل بيت(ع) را استخراج كرد. شيعه افتخار دارد كه رهبرانش را با استناد به اصول قرآنى برگزيده است

موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 | 4:18 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

 

پرسش:
دلایل عدم صراحت قران در ذکر نام مولا علی(ع) چیست ؟

پاسخ:

ما سؤال را به گونه ای  دیگر طرح می کنیم و آنگاه به پاسخ آن می پردازیم: 

چرا نام امام علی (ع) در قرآن به صراحت نیامده تا این همه اختلاف در طول تاریخ ‏در جهان اسلام بوجود نیاید و این همه مشکلات پدیدار نشود؟

‏1)‏جواب نقضی:

چرا در ‏قرآن نیامده است که علی و اولاد او حقی از امامت ندارند تا این همه اختلافات پیش نیاید اگر ‏قرآن یک اشاره ای می کرد و یا صریحاً می فرمود که اینان از ولایت برامت پیامبر(ص) برکنار هستند قهراً ‏زمینه برای اختلاف بوجود نمی آمد. و اصلا چرا در قرآن نامی از خلفای راشدین نیامده تا اختلافی بوجود ‏نیاید؟!  اگر نامی از حضرت علی (ع) نیامده است نامی از خلفای راشدین هم برده نشده است.‏

‏2)‏ جواب حلی :

الف:  قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه ‏جزئیات، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است  اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی به صراحت نیامده است .

بسیاری از مسائل هستند که در ‏جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است. ‏مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که ‏اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید مثلا آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟ و اگر فرضاً دارد متحد با ‏ذات است یا نه؟ و آیا ممکن است خدا جسم  و مکان داشته باشد؟ کلام خدا و اراده خدا ‏حادث است یا نه؟ و...  اینها مباحثی است که اختلافات زیادی را در بین مسلمانان موجب گشته است، حال آیا می شود اشکال کرد ‏که چرا قرآن اینها را بگونه ای  واضح ننوشت که مردم در آن اختلاف نکنند. در حالیکه با تدبر در قرآن همة این ‏مسائل و حتی امامت امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اثبات است.‏

‏ب: ‏ اگر فرضاً در قرآن اسم امام را هم تعیین می کرد از کجا که اختلاف دیگری بین مسلمانان ایجاد نمی گشت، واز کجا معلوم که به انکار اصل دین منجر نمی شد و اگر قرآن می فرماید: "انا نحن نزلنا الذکر و انا له ‏لحافظون" یکی از معانی آن این است که قرآن بگونه ای طراحی شده است که هم راه هدایت را برای حقیقت جویان تبیین می نماید و هم این تبیین را بگونه ای به انجام می رساند که از آسیب ‏دیگران در امان باشد و زمینه را برای تحریف فراهم نسازد و ما معتقدیم که جای دادن آیات مربوط به اهل بیت  در بین ‏آیات دیگرتوسط پیامبر(ص) درهمین راستا قابل ارزیابی است.‏

‏ج:‏ اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای ‏تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند،  توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم ‏در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار ‏شده است و صلاحیت حضرت امیر (ع) از طرف خداوند سلب گردیده است.‏

‏د: ‏ ممکن است گفته شود: اگر در قرآن اسم امام می آمد ریشه اختلاف می خشکید ‏چون قابل تصور نیست که مسلمانان صدر اسلام  بر خلاف متن قرآن عمل بکنند.

 درجواب می گوئیم: در موارد متعددی مشاهده شده است که خلفای ‏سه گانه بر خلاف صریح قرآن عمل کردند . اینک نمونه هایی از آن را برمی شماریم:

 

1) ابوبکر با آوردن حدیثی که تنها خود شاهد صدور آن از پیامبر اکرم (ص) بود بر خلاف آیات ‏شریفه “و ورث سلیمان داوود“ (نمل/16) و “فهب لی من لدنک ولیاً یرثنی و یرث من آل ‏یعقوب و اجعله رب رضیا” (مریم/5) ارث بردن از پیامبران را انکار و فدک را از حضرت فاطمه (ص) ‏پس گرفت.‏

2) ابوبکر بر خلاف صریح آیة 41 سورة انفال: “واعلموا انما غنمتم من شیء فأن لله خمسه وللرسول ‏و لذی القربی”  از پرداخت خمس به حضرت فاطمه (س) و اولاد او سرباز زد و احدی بدو ‏اعتراض نکرد.

‏3) آیه ی "فما استمعتم به منهن فآتوهن اجورهن" (سوره نساء آیه 28) صریح در متعه النساء است و اما خلیفه ‏دوم آن حکم را ممنوع اعلام کرد.‏

4) عمر آیه ی "فمن تمتع بالعمره الی الحج (بقره آیه 192) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمایند.

5) قرآن کریم در باره ی پیامبر(ص) می فرماید: " و ما ینطق عن الهوی ان هو الاوحی یوحی علمه شدید القوی" (نجم آیه 3) ولی ‏وقتی پیامبر(ص) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این ‏مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح قرآن است.

البته مواردی ازاین دست  بسیاراست و ما به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم و شما را به مطالعه ی کتابی همچون المراجعات حواله می دهیم.‏

ه: دانشمندان معتقدند که "الکنایه ابلغ من التصریح" یعنی به کنایه سخن گفتن از تصریح بلیغ تر است و در قرآن از این شیوه برای معرفی حضرت علی (ع) استفاده شده است . بعنوان مثال آیا بردن نام حضرت کارگشاتر است یا معرفی آن حضرت با صفتی (مثل اینکه بگوید رهبر شما کسی است که در رکوع انگشترش را به سائل داد و.... ) که هیچ مصداقی غیر از امام علی (ع)  ندارد.

برتری شیوه ی دوم در اینست که هم شما با صفات و ویژه گی های رهبرتان آشنا می شوید و هم  بازیگران سیاست به جهت ابهام آن در صدد محو آن بر نمی آیند. 

‏ نتیجه اینکه آمدن اسم امام در قرآن نه تنها به نفع امامت نبود بلکه به مراتب خطرناکتر از عدم نام ‏بردن او بود و این احتمال خیلی قوی است که بگوئیم حتی اساس دین هم در خطر قرار می گرفت زیرا همانطوریکه ملاحظه شد عمل کردن بر خلاف ‏قرآن امری معمولی و عادی بوده و چندان حساسیتی را در بین مسلمین ایجاد نمی کرده است .

البته درپایان لازم است متذکر گردیم که بازیگران صحنه سیاست هیچ وقت خود را در مقابل اعتقادات مردم قرار نمی دادند و به مخالفت صریح با قرآن نمی پرداختند بلکه در این کار با توجیهات عوام پسند ، مردم را مجاب می کردند.‏

‏(برای مطالعه ی بیشتر رجوع کنید به: کشف الاسرار امام خمینی چاپ جیبی، ص 112 ال ص 120)‏



موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 | 3:59 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

تاريخ و حديث اهل سنت و شيعه گواه شهادت جانكاهى است كه قافيه بزرگترين مرثيه تاريخ بشريت را مى‏سازد. كوشش پى‏گير هواداران بانيان اين مصيبت نتوانسته است آن را از آخر اين مرثيه جانگداز پاك كند. و هيهات، هيهات. از نوك قلم پوزش مى‏طلبم و او را به بردبارى و شكيبايى فرا مى‏خوانم تا شايد بتوانم فرياد تاريخ را بر اين فاجعه جانگداز به رشته تحرير درآوردم.

شهادت تنها يادگار پيامبر، «ام ابيها» صحيح بخارى، ج 3، ص 83، كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61، مناقب فاطمة، ح 278. «بضعة الرّسول» همان ب 42. و سيراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و... «سيده نساء العالمين»، «سيدة نساء اهل الجنّة» و... پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجيعترين وضع، آن هم بوسيله... يعنى چه؟

آيا ممكن است؟ اين خبر گوش هر انسان آزاده‏اى را مى‏خراشد، هر عقلى را متحيّر مى‏سازد، بر هر عاطفه‏اى سنگين مى‏آيد. گويا اين همان امانتى است كه بر كوهها و درياها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نياوردند.

شايد همين امر موجب گرديد تا توجيه‏گران تاريخ و افسانه پردازان الفت اين واقعيت مسلم تاريخى را انكار كنند. امّا چه مى‏شود كرد، اى كاش زبان لال مى‏شد، قلم مى‏شكست اين خبر دهشت بار را نمى‏شنيديم. و اى كاش آسمانها فرو مى‏ريخت، كوهها متلاشى مى‏شد، جهان بپايان مى‏آمد و اين فاجعه رخ نمى‏داد. چگونه بگويم؟ به كه بگويم؟ چگونه ناله سركنم؟ چگونه فرياد كشم؟ كه اين واقعيت تلخى است كه تاريخ و حديث معتبر گواه آن است.

اين آواى شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شيعه است، بلكه معتبرترين كتابهاى اهل سنت بر اين مصيبت شاهدند. صحيح بخارى - معتبرترين كتاب، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طليعه اين مصيبت را از قول ابن عباس در ضمن حديثى چنين توصيف مى‏كند «الرزيّة كلّ الزريّة» مصيبت آن مصيبتى كه بر هر مصيبتى برترى دارد، بلكه آن مصيبتى كه همه مصائب را در بر مى‏گيرد، زمينه سازى براى اين مصيبت عظمى‏ بود. نسبت هذيان و... به پيامبر اكرم (ص) «غلبه الوجع» براى جلوگيرى تأكيد بيشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهيد اين مصيبت و... بود. و با جمله «عندنا كتاب اللَّه حسبنا» كتاب را از عترت جدا كرده و زمينه «الرّزيّة كلّ الرّزيّة» را فراهم كردند.

اينك متن حديث (ابن عباس گفت:

چون بيمارى رسول خدا (ص) شديد گرديد، فرمود: چيزى بياوريد تا بر آن براى شما نوشته‏اى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد. عمر گفت: بر پيامبر (ص) بيمارى چيره گرديده، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت. پيامبر (ص) فرمود: از نزد من بر خيزيد درگيرى در حضور من سزاوار نيست.

پس ابن عباس بيرون رفت ومى گفت: مصيبت، تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) ونوشتارش حائل گرديدند.

«عن ابن عباس قال: لمّا اشتدّ بالنّبيّ (صلى الله عليه و سلم) وجعه، قال: ائتونى بكتاب اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده، قال عمر: انّ النّبيّ (صلى الله عليه و سلم) غلبه الوجع وعندنا كتاب اللَّه حسبنا، فاختلفوا وكثر الغلط، قال: قوموا عنّي ولاينبغي عندي التنازع، فخرج ابن عباس يقول: انّ الرزيّة كلّ الرزيّة ماحال بين رسول اللَّه (صلى الله عليه و سلم) وبين كتابه.»

صحيح بخارى، ج 1، ص 120، كتاب العلم، باب 82 كتابة العلم، حديث 112. و ج 3، ص 318، كتاب المغازى، باب 199 مرض النّبيّ (ص) و وفاته، حديث 872. و ج 4، ص 225، كتاب المرض و الطب، باب 357 قول المريض قوموا عنّى، حديث 574. و ص‏774، كتاب الاعتصام، باب 1191 كراهية الخلاف، حديث 2169.

شايد آنانكه كلام ابن عباس را مى‏شنيدند كه مى‏گويد: «الرّزيّة كلّ الرّزيّة» واى مصيبت جامع، حيران و آشفته خاطر بودند كه يعنى چه؟ ! ابن عباس چه مى‏گويد؟ ! امّا پس از چند روز انگشت شمار نسبت دهنده هذيان و ياوه‏گويى به پيامبر (ص) كلام ديگرى گفت: به خدا قسم خانه را با شما آتش مى‏زنم. اين ماجرا در منابع فراوانى از اهل سنت آمده كه فقط به چند نمونه آن اشاره مى‏شود.

الف: ابو بكر عبداللَّه بن محمد بن ابى شيبه، شيخ و استاد بخارى، در كتاب المصف، مى‏گويد:

«آنگاه كه بعد از رسول‏خدا (ص) براى ابوبكر بيعت مى‏گرفتند. على (ع) وزبير براى مشورت در اين امر نزد فاطمه (س) دختر پيامبر (ص) رفت وشد مى‏كردند. عمر بن خطاب با خبر گرديد وبنزد فاطمه (س) آمد وگفت: اى دختر رسول خدا (ص) ! به خدا در نزد ما كسى از پدرت محبوبتر نيست وپس از او محبوبترين تويى ! ! وبه خدا قسم اين امر مرا مانع نمى‏شود كه اگر آنان نزد تو جمع شوند، دستور دهم كه خانه را با آنها به آتش كشند. اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه (س) بيرون شد، على (ع) و... به خانه بر گشتند. پس فاطمه (س) گفت: مى‏دانيد كه عمر نزد من آمد، وبه خدا قسم ياد كرده اگر شما (بدون اينكه با ابوبكر بيعت كنيد) به خانه برگرديد خانه را با شما آتش مى‏زند؟ وبه خدا قسم كه او به سوگندش عمل خواهد كرد »

«حين بويع لأبى بكر بعد رسول اللَّه (ص) كان عليّ والزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فيشاورونها ويرجعون في أمرهم، فلمّا بلغ ذلك عمر بن خطاب، خرج حتّى‏ دخل على فاطمة فقال: يا بنت رسول اللَّه (ص) واللَّه ما أحد أحب إلينا من أبيك وما أحد أحب إلينا بعد أبيك منك، وأيم اللَّه ما ذلك بمانعي أن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن أمرتهم أن يحرق عليهم البيت. قال: فلمّا خرج عمر جاؤوها فقالت: تعلمون انّ عمر قد جائني وقد حلف باللَّه لإن عدتم ليحرقنّ عليكم البيت، وأيم اللَّه ليمضينّ لما حلف عليه. »

كتاب المصنف، ج 7، ص 432، حديث 37045، كتاب الفتن.

ب: همين مضمون را سيوطى در مسند فاطمه، آورده است. سيوطى، مسند فاطمه، ص 36. ج:

ابن عبدالبر، در الاستيعاب، نيز اين داستان را نقل كرده است.

ابن عبدالبر، الاستيعاب، ج 3، ص 975. و...:

و سپس با مشعلى بر در خانه فاطمه آمد و در جواب فاطمه كه فرمود: آيا من نظاره‏گر باشم و تو خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: بلى. چنانكه بلاذرى مى‏گويد: « ابوبكر به على (ع) پيام فرستاد تا با وى بيعت كند امّا على نپذيرفت. پس عمر با مشعلى آمد، فاطمه (س) نا گاه عمر را با مشعل در خانه‏اش يافت، پس فرمود: يابن الخطّاب ! آيا من نظاره گر باشم وحال آنكه تو در خانه‏ام را بر من به آتش مى‏كشى؟ ! عمر گفت: بلى. »

 «انّ ابابكر ارسل الى علىٍّ يريد البيعة، فلم يبايع فجاء عمر ومعه فتيلة فتلقته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يابن خطاب ! أتراك محرقاً علىَّ بأبي؟ ! قال: نعم. »

بلاذرى، انساب الاشراف، ج 1، ص 586.

وابوالفداء نيز مى‏گويد:

« سپس ابوبكر عمر بن خطاب را به سوى على وآنانكه با او بودند فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه (س) بيرون كند. وگفت: اگر از دستور تو سر باز زدند با آنان بجنگ.

پس عمر مقدارى آتش آورد تا خانه را آتش زند.

پس فاطمه (س) بر سر راهش آمد وفرمود: كجا؟ اى پسر خطاب ! آمده‏اى تا كاشانه ما را به آتش كشى؟ ! گفت: بلى. يا در آنچه امت وارد شده‏اند وارد شوند. »

« ثمّ انّ ابابكر بعث عمر بن خطاب الى عليٍ ومن معه ليخرجهم من بيت فاطمة (رضي‏اللَّه عنها) وقال: ان ابى‏ عليك فقاتلهم، فاقبل عمر بشى‏ء من نار على ان يضرم الدار، فلقيته فاطمة (رضي‏اللَّه عنها) وقالت: الى اين يابن الخطّاب؟ ! أجئت لتحرق دارنا؟ ! قال: نعم، او يدخلوا فيمادخل فيه الامّة. »

ابوالفداء، تاريخ ابى الفداء ج 1 ص 156. دار المعرفة، بيروت.

اين سخن و اين رفتار تفسيرى بر كلام ابن عباس «الرزيّة كلّ الزريّة» گرديد. نه، سخن ابن عباس تفسيرى به گستردگى تاريخ، بلكه به وسعت... دارد، كه در اين رزيّه و ماتم، تاريخ قصيده‏اى سروده است، كه اين گفته و كرده عمر جزء اوّلين مصرعهاى آن قصيده بود. شايد ابن عباس هم از آن غزلى كه عمر سرائيد «غلبه الوجع» در ابتدا «الرزيّة كلّ الزريّة» را درك نمى‏كرد. و تنها پيامبر اكرم (ص) در بستر بيمارى اين غزل غم را تا به پايان خواندند، كه درد و تلخى آن، سختى بيمارى را تحت الشعاع قرار داد. از اينرو عالم بزرگ سنى شافعي جويني - استاد جمعى از علماى اهل سنت، كه يكى از شاگردانش - ذهبى - كه به شاگرديش افتخار مى‏كند و مى‏گويد:

سمعت من الإمام المحدّث الأوحد الأكمل فخرالإسلام صدرالدّين... و كان ديّناً صالحاً.

 تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1505، رقم 24.

 از پيامبر اكرم (ص) نقل مى‏كند كه فرمود:

«چون به دخترم فاطمه مى‏نگرم بياد مى‏آورم آنچه را كه بعد از من بر سر او خواهد آمد و حال آنكه در خانه‏اش ذلّت وارد گرديده، از وى هتك حرمت شده، حقش غضب، و ارثش منع شده، پهلويش شكسته و جنينش سقط گرديده و او فرياد برمى‏آورد « يا محمداه ».... پس او اولين كسى از اهل‏بيتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد، پس بر من وارد مى‏شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول... ».

 «..وانّي لمّا رأيتها ذكرت ما يصنع بعدي، كانّي بها وقد دخل الذّل بيتها وانتهكت حرمتها وغصبت حقّها ومنعت ارثها وكسرت جنبها واسقطت جنينها وهي تنادى: يإ؛ محمداه...فتكون اوّل من يلحقني من أهل بيتي فتقدم عليّ‏َ محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة. »

فرائد السمطين، ج 2، ص‏34، 35 طبع بيروت. ‏

هنگامى با مشعل آتش براى تسليت دختر پيامبر اكرم (ص) آمدند كه وى «به محسن» باردار بود و تهاجم به خانه و... موجب قتل محسن طفلى كه هنوز پابه دنيا ننهاده بود گرديد. چنانكه ابن ابى دارم - آنكه ذهبى وى را «الامام الحافظ الفاضل... كان موصوفاً بالحفظ و المعرفة» خوانده - جمله «إنّ عمر رفس فاطمة حتّى اسقطت بمحسن ؛ عمر لگدى بر حضرت زهرا (س) زد تا محسن سقط گرديد ». را مورد تقرير و تأييد قرار داده، تا مورد نكوهش گروهى قرار گرفت.

«كان ابن ابى دارم مستقيم الامر عامة دهره ثم فى آخر ايامه كان اكثر ما يقرء عليه المثالب حضرته و رجل يقرء عليه ان عمر رفس فاطمة حتى اسقطت بمحسن. »

سير اعلام النبلاء، ج 15، ص 578.

روشن است زنى كه در اثر تهديد به احراق بيت و آتش زدن خانه‏اش و سقط جنينش و... مريض گردد و مرض او در زمان كوتاهى منجر به فوت وى شود، اين فوت شرعاً و عرفاً و عقلاً قتل و شهادت محسوب مى‏گردد، و به عامل جنايت مستند مى‏باشد، و نيازى به دليل ديگرى ندارد. از اينرو است كه ائمه معصومين: واهل‏بيت رسول‏خدا (ص) مادر خود را شهيد مى‏خواندند. چنانكه حضرت موسى بن جعفر (ع) فرمود:

«إنّ فاطمة (س) صديقة شهيدة»

اصول كافي، ج 1، ص 381، ح 2.

با آنچه گفته شد جاى ترديدى باقى نمى‏ماند، و شهادت دختر پيامبر (ص) براى هيچ شيعه و سنى منصف و غيرمتعصبى قابل انكار نيست. در عين حال باز هم اين قصّه بر باورهاى بسيارى سنگين مى‏آيد و جا دارد كه فرياد برآورند كه: آه چه مى‏گوئى؟ چه مى‏نويسى؟ ساكت باش؟ مگر ممكن است راست باشد؟ اگر راست است، پس چرا افلاك مى‏گردند؟ خورشيد مى‏تابد؟ و.... مگر خدا به پيامبرش نفرمود: «لولاك لما خلقت الأفلاك» و پيامبر اكرم (ص) درباره دخترش نفرمود: «فاطمة بضعة منّى؛ فاطمه پاره‏تن من است»؟

شايد بخارى به دروغ، طليعه اين غزل را سروده است «غلبه الوجع»، «عندنا كتاب اللَّه حسبنا»، «الرزيّة كلّ الزريّة»؟ مگر صحيح بخارى معتبرترين كتاب اهل سنت نيست؟ چرا اين جملات را آن قدر تكرار كرده؟ چرا وى مراسم غريبانه به خاك سپارى فاطمه را در نيمه شب دور از انظار خليفة و... ذكر كرده؟ ومى گويد:

چون فاطمه وفات كرد شوهرش علي (ع) وى را شبانه به خاك سپرد وابوبكر را خبر نكرد وخود بر او نماز گزارد.

فلمّا توفّيت دفنها زوجها عليّ ليلاً و لم يؤذن بها ابابكر و صلّى عليها...

صحيح بخارى، ج 3، ص 253، كتاب المغازى، باب 155 غزوة خيبر، حديث 704.

چرا كراهيت على (ع) ملاقات با عمر را ذكر كرده؟

... أن ائتناو لا يأتنا احد معك كراهيّة لمحضر عمر.

همان مدرك ‏ اگر بخارى مى‏بود شايد مى‏گفت: من تنها نبودم، مسلم هم همين جريان را نقل كرده وگفته است: كه ابن عباس بر اين رزيّة چنان گريست كه از اشكاهايش ريگها تر شدند:

« قال ابن عباس: يوم الخميس وما يوم الخميس، ثمّ بكى‏ حتّى‏ بلّ دمعه الحصى‏، فقلت يا بن عباس وما يوم الخميس؟ قال: اشتدّ برسول‏اللَّه (صلى الله عليه و سلم) وجعه فقال ائتوني اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعدي فتنازعوا وما ينبغي عند نبىّ تنازع، وقالوا ما شأنه أهجر استفهموه، قال: دعوني... »

ابن عباس گفت: روز پنجشنبه، چه روز پنجشنبه‏اى سپس گريست تا آب ديدگانش ريگها را تر كرد. پس گفتم: روز پنجشنبه چيست؟ گفت: بيمارى رسول خدا (ص) شديد گشت، پس فرمود: بياوريد تا براى شما نوشتارى بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد. پس نزاع كردند، ونزاع در نزد پيامبر سزاوار نيست، و گفتند او را چه شده است، هزيان مى‏گويد، از او جوياشويم، فرمود، رها كنيد مرا...

صحيح مسلم، ج 3، ص 455، كتاب الوصيّه باب 5 الوقف ح 22.

ابن ابى شيبه استادم قبل از من فاجعه را روشن‏تر بيان كرده كه تهديد بآتش كشيدن خانه را ذكر كرده. مطلب روشن‏تر از آن است كه بتوان آن را مخفى كرد، چه اينكه اين مطلب در منابع معتبر ما اهل‏سنت فراوان آمده.

شايد كسى تصّور كند: آنچه به سند صحيح ومعتبر ثابت وغير قابل انكار است، تهديد به آتش كشيدن خانه فاطمه (س) است، امّا اصل آتش زدن ثابت نيست. بلى، كلام ابن ابى شيبه به تنهايى آتش زدن بيت وحى را ثابت نمى‏كند، امّا بخارى با نقل بيعت نكردن على (ع) با ابوبكر از به آتش كشيدن بيت نبوّت خبر مى‏دهد. زيرا در نقل ابن ابى شيبه خوانديم كه عمر قسم ياد كرد اگر بيعت نكنند دستور مى‏دهم تا خانه را با اهلش آتش زنند. آنچنان سوگند عمر جدّى بود كه فاطمه (س) سوگند مى‏خورد كه عمر به قسمش وفا خواهد كرد. وبخارى آورده است:

«فاطمه (س) بر ابوبكر غضب نمود پس با وى قهر كرد پس با او سخنى نگفت تا وفات نمود وبعد از پيغمبر (ص) شش ماه زندگى كرد... (و على (ع)) در اين ماههابيعت نكرد.

«فوجدت فاطمة على ابى بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتّى‏ توفيّت وعاشت بعد النّبيّ (صلى الله عليه و سلم) ستّة اشهر... ولم يكن يبايع تلك الاشهر. »

صحيح بخارى، ج 3، ص 253، كتاب المغازى، باب 155 غزوة خيبر، حديث 704.

پس بنا بر اين چنانكه بلاذرى در انساب الاشراف مى‏گويد:

« فلم يبايع فجاء عمر ومعه فتيلة ».

عمر به مقتضاى قسمش عمل كرد وبيت اهل البيت را به آتش كشيد.

وآنچه برخى نقل كرده‏اند كه على (ع) پس از تهديد ناگزير از بيعت شد ونوبت به احراق نرسيد، مخالف نقل بخارى است، كه در نزد اهل سنت از اعتبار بيشترى برخوردار است، ونيز شواهد حديثى وتاريخى، آن رامردود مى‏داند. بلى قافيه اين مرثيه و نوحه با سرودن طليعه آن به زبان هر سراينده‏اى جارى مى‏شود، چون با قسم به آتش زدن خانه، وسپس براى وفاء به قسم با مشعل به در خانه آمدن، و سقط جنين و... از دنيا رفتن پس از مدت كوتاهى، قتل و شهادت و مستند به اين مقدمات خواهد بود.

هر چند بعضى از ناقلين اين مرثيه و مصيبت به نتيجه آن تصريح نكرده باشند. امّا همانطور كه گذشت اين مرثيه به وسيله پدر فاطمه (س) پيامبر اكرم (ص) و فرزندانش ائمه اطهار: تا پايان سرائيده شد. تا اينجا به گوشه‏اى از شواهد تاريخى حديثى بر شهادت فاطمه زهرا (س) از منابع معتبر اهل سنت اشاره شد. مطلب آنقدر واضح و روشن است كه نيازى به تكثير منابع نيست.

امّا از طرف ديگر فاجعه آن قدر بزرگ و سنگين است كه هر چند نتوان در ادلّه و مستندهاى تاريخى و حديثى آن خدشه نمود، امّا باز هم عواطف و احساسات به سختى مى‏تواند آن را باور كند.

مگر على (ع) نبود؟ چگونه جرأت كردند؟

على (ع) مى‏ديد؟ مى‏ديد فاطمه (س) را مى‏زدند؟ مى‏ديد آتش شعله مى‏كشد؟ مى‏ديد مصيبتهايى كه روزگاران را همچون شب تار و سياه كرده است بر فاطمه (س) مى‏بارد؟ ! چگونه جرأت كردند؟

مگر نديده بودند على (ع) در خيبر را چگونه از جا كند؟ مگر نديده بودند على (ع) مرحب را چگونه دو نيم كرد؟ مگر نديده بودند على (ع) عمرو بن عبدود را...؟ مگر نديده بودند؟؟؟

مگر نداى جبرئيل را نشنيده بودند «لا سيف الاّ ذوالفقار و لا فتى الاّ على» چگونه جرأت كردند؟ بلى على (ع) را ديده بودند.

اى كاش على (ع) را فقط در اين صحنه‏ها ديده بودند تا جرأت نمى‏كردند. حلم على را هم كه از كوهها سختتر بود ديده بودند.

يافته بودند كه على (ع) نفس پيغمبر (ص) است، و پيغمبر را نيز سالها آزموده بودند، اكنون شروع ماجرا نبود. قبل از آن بر پيامبر (ص) جرأت مى‏كردند. و او را مى‏آزردند ! آن هم نه آزارى همچون آزار مشركان مكّه، كه بر آن حضرت سنگ و خاك و خاكستر و زباله مى‏ريختند ! از آن زشتتر ! و نه آزارى همچون آزار مشركان و يهود و نصارى در جنگها با تير و نيزه و شمشير، بلكه از آن سختتر ! آزار در مورد همسران پيامبر (ص): آه چه دشوار است بر غيرت اللَّه. بايد سر بر ديوار نهاد و تا ابد بر مظلوميت محمد (ص) خون گريست « كه او فرمود: «ما اوذى نبىّ بمثل ما اوذيت» بجاى اينكه با پيروزى‏ها اذيّت و آزارها كم شود افزون مى‏گرديد ! و با رحلتش به اوج رسيد.

يافته بودند كه سماحت و عظمت پيامبر (ص) بر شجاعت و قدرتش فزونى دارد. ديده بودند در مقابل اذيّتهاى مشركين قريش نفرين نمى‏كرد و مى‏فرمود «انّ قومى لا يعلمون» و در مقابل آنانكه بر آن حضرت شمشير كشيده بودند فرمود: «اذهبوا انتم الطّلقاء» لذا بر آن حضرت جرأت مى‏كردند.

او حيا مى‏كرد كه خود در مقابل آزارهايى كه بر وى وارد مى‏شد اعتراض كند، او دين خدا را پاس مى‏داشت، و خدا به دفاع از او مى‏پرداخت.

از آيات سوره احزاب استفاده مى‏شود كه: جمعى سرزده و بدون اذن وارد خانه پيامبر (ص) مى‏شدند. چون آنها را دعوت به ميهمانى مى‏كردند، پس از پذيرايى دور هم مى‏نشستند و با هم به گفتگوهاى بيهوده و حتى آزاردهنده‏اى مى‏پرداختند. و گاه چون از زنان پيامبر چيزى مى‏خواستند ناگهان پرده را بالا زده و سؤال خود را مطرح مى‏كردند. پيامبر از اين وضع آزرده مى‏گشت.

امّا حيا مانع بود تا آنها را از اين رفتارهاى ناهنجار و ناشايسته منع كند. خداوند آياتى را فرو فرستاد و آنها را از اين رفتار ناشايست خصوصاً در مورد همسران پيامبر بر حذر داشت.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى‏ طَعامٍ غَيْرَ ناظِرينَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسينَ لِحَديثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيي‏ مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيي‏ مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِن‏.

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ! به خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر بشما براى صرف غذا اجازه داده شود، بدون اينكه چشم به ظرف غذاى وى بدوزيد، امّا هنگامى كه دعوت شديد داخل شويد، ووقتى غذا خورديد پراكنده شويد، و (بعد از صرف غذا) به بحث وگفتگو ننشينيد، اين عمل، پيامبر را مى‏آزارد، ولى از شما شرم مى‏كند (وچيزى نمى‏گويد)، امّا خدا از (بيان) حق شرم ندارد. وهنگامى كه چيزى از آنان (همسران پيامبر) مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد، اين كار براى پاكى دلهاى شما وآنها بهتر است

سورة الاحزاب، آية 53.

و سپس فرمود:

شما حق نداريد پيامبر (ص) را بيازاريد و پس از او با همسرانش ازدواج كنيد اين رفتار شما نزد خداوند بزرگ است‏

وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيما

سورة الاحزاب، آيه 53.

و پس از چند آيه مى‏فرمايد:

آنانكه خدا و پيامبرش را مى‏آزارند، خداوند برآنها در دنيا و آخرت لعن مى‏فرستد و براى آنان عذابى خار كننده آماده فرموده است.

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ اللَّهُ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِينًا

سورة الاحزاب، آيه 57.

شايد بتوان يكى از اهم مصاديق آزار پيامبر (ص) را داستانى كه بخارى آورده است به شمار آورد. حاصل داستان اين است كه زنان پيامبر اكرم (ص) در تاريكى شب با پوشش كامل به مكانى كه خلوت و مناسب بود براى قضاء حاجت مى‏رفتند. چون ام‏المؤمنين سوده قد بلندى داشت يا تنومند بود عمر وى را شناخت و فرياد برآورد كه‏اى سوده تو نمى‏توانى خود را از ما پنهان كنى، بدان كه ما تو را شناختيم. سوده بر مى‏گردد، و به پيامبر شكوه مى‏برد و آن حضرت مى‏فرمايد شما رخصت داده شده‏ايد كه براى حوائجتان خارج شويد. اين داستان را بخارى در سه جا از كتاب صحيحش آورده است.

1 - در كتاب التفسير سورة الاحزاب در ذيل آيات فوق:

« عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت خَرَجَتْ سَوْدَةُ بعد ما ضُرِبَ الْحِجَابُ لِحَاجَتِهَا وَكَانَتْ امْرَأَةً جَسِيمَةً لَا تَخْفَى على من يَعْرِفُهَا فَرَآهَا عُمَرُ بن الْخَطَّابِ فقال يا سَوْدَةُ أَمَا والله ما تَخْفَيْنَ عَلَيْنَا فَانْظُرِي كَيْفَ تَخْرُجِينَ قالت فَانْكَفَأَتْ رَاجِعَةً وَرَسُولُ اللَّهِ e في بَيْتِي وَإِنَّهُ لَيَتَعَشَّى وفي يَدِهِ عَرْقٌ فَدَخَلَتْ فقالت يا رَسُولَ اللَّهِ إني خَرَجْتُ لِبَعْضِ حَاجَتِي فقال لي عُمَرُ كَذَا وَكَذَا... فقال إنه قد أُذِنَ لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَاجَتِكُنَّ »

ايشه گفت: پس از آنكه آيه حجاب نازل گرديد، سوده براى قضاى حاجتش بيرون رفت، او زنى تنومند بود، از اينرو نمى‏توانست خود را از كسانيكه او را مى‏شناختند پنهان كند عمر بن خطاب او را ديد، وگفت: اى سوده ! به خدا نمى‏توانى خود را از ما مخفى نگاه دارى، پس فكر كن چگونه خارج شوى گفت: پس بادگرگونى باز گشت وبر پيامبر وارد شد وگفت: يا رسول اللَّه ! من براى برخى از نيازهاى خود بيرون رفتم: عمر به من چنين وچنان گفت... پس (پيامبر اكرم (ص) فرمود: شما اجازه داده شده‏ايد تا براى نيازهايتان خارج شويد.

صحيح بخارى، ج 3، ص‏451 باب 45، حديث 1220. ‏

2 - در كتاب النكاح باب خروج النساء لحوائجهن:

« عن عَائِشَةَ قالت خَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ لَيْلًا فَرَآهَا عُمَرُ فَعَرَفَهَا فقال إِنَّكِ والله يا سَوْدَةُ ما تَخْفَيْنَ عَلَيْنَا فَرَجَعَتْ إلى النبي e فَذَكَرَتْ ذلك له وهو في حُجْرَتِي يَتَعَشَّى وَإِنَّ في يَدِهِ لَعَرْقًا فَأَنْزَلَ عليه فَرُفِعَ عنه وهو يقول قد أَذِنَ الله لَكُنَّ أَنْ تَخْرُجْنَ لِحَوَائِجِكُنَّ »

(عايشة گفت: شبى سوده بنت زمعه بيرون رفت، عمر او را ديد وشناخت، وگفت: به خدا اى سوده نمى‏توانى خود را از ما مخفى نگاه دارى گفت: بسوى پيامبر (ص) باز گشت، پس ماجرا را براى آن حضرت نقل كرد، واو (ص) مى‏فرمود: خدا به شما اجازه داده است تا براى نيازهايتان خارج شويد.)

 همان، ج 4، ص 75، ب 116، ح 166. ‏

3 - كتاب الوضوء باب خروج النساء الى البراز.

« عن عَائِشَةَ أَنَّ أَزْوَاجَ النبي e كُنَّ يَخْرُجْنَ بِاللَّيْلِ إذا تَبَرَّزْنَ إلى الْمَنَاصِعِ وهو صَعِيدٌ أَفْيَحُ فَكَانَ عُمَرُ يقول لِلنَّبِيِّ (ص) احْجُبْ نِسَاءَكَ فلم يَكُنْ رسول اللَّهِ (ص) يَفْعَلُ فَخَرَجَتْ سَوْدَةُ بِنْتُ زَمْعَةَ زَوْجُ النبي (ص) لَيْلَةً من اللَّيَالِي عِشَاءً وَكَانَتْ امْرَأَةً طَوِيلَةً فَنَادَاهَا عُمَرُ ألا قد عَرَفْنَاكِ يا سَوْدَةُ حِرْصًا على أَنْ يَنْزِلَ الْحِجَابُ »

عايشه گفت: همسران پيغمبر (ص) در شب براى قضاى حاجت به زمين وسيعى مى‏رفتند، عمر به پيامبر مى‏گفت: زنانت را از نامحرمان بپوشان امّا پيامبر (به نصيحت عمر) عمل نمى‏كرد، تا شبى سوده بنت زمعه كه قامتى بلند داشت پس از پاسى از شب بيرون شد، پس عمر فرياد بر آورد: اى سوده بدان كه تو را شناختيم، چون وى بر نزول آيه حجاب حريص بود.

همان، ج 1، ص 136، ب‏109، ح 143. ‏

معمولاً مفسرين شأن نزول آيات فوق را دو قضيّه ذكر كرده‏اند.

1 - داستان فوق‏

2 - اينكه يكى از اصحاب پيامبر (ص) گفت: چون پيامبر از دنيا رود من با فلان همسرش ازدواج خواهم كرد، اين سخن به آن حضرت رسيده بسيار آزرده شد، پس آيات فوق نازل گرديد.

گروهى از مفسران اين شأن نزول را ذكر كرده‏اند از آن جمله است طبرى در جامع البيان، و آلوسى در روح المعانى، و ابن كثير در تفسير القرآن العظيم، ابن كثير صحابى مورد شأن نزول آيه را طلحه و همسرى را كه در نظر داشته عايشه دانسته است.

با وجود اينكه داستان عمر و سوده بعد از نزول آيه حجاب واقع گرديده به طوريكه در متن حديث آمده است «بعد ما ضرب الحجاب». در عين حال سوء ادب و شرمنده نمودن و اذيت و آزار ام‏المؤمنين سوده حرم پيامبر را - كه موجب آزردگى رسول خدا شده و يكى از اسباب نزول آيه شريفه (و ما كان لكم ان تؤذوا رسول‏اللَّه) حق اذيت و آزار پيامبر (ص) را نداريد - را جزء فضائل عمر و يا به تعبير ديگر از موافقات عمر به شمار آورده‏اند.

مثلاً آلوسى پس از قبول اينكه كار عمر خلاف ادب و شرمنده نمودن سوده حرم رسول‏اللَّه (ص) و آزردن او است، مى‏گويد:

عمر در اين كار عيبى نمى‏ديده، چون گمان مى‏كرده كه بر اين كار خير عظيمى مترتب مى‏گردد.

«وذلك أ حد موافقات عمر (ره) وهي مشهورة، وعدّ الشّيعة ما وقع منه من المثالب، قالوا: لما فيه من سوء الأدب وتخجيل سوده حرم رسول اللَّه (صلى الله عليه و سلم) وايذائها بذلك. واجاب أهل السّنة، بعد تسليم صحة الخبر أنّه (ره) رأى‏ أن لابأس بذلك، لما غلب على ظنّه من ترتب الخير العظيم... »

تفسير روح المعانى، ج 22، ص 72.

و نيز بخارى - يا برخى از راويان حديث - در كتاب وضوء اين داستان را چنين توجيه كرده‏اند، كه اين اهانت و سوء ادب «حرصاً على أن ينزل الحجاب» بوده.

صحيح بخارى، ج 1، كتاب الوضوء، باب 109 خروج النّساء الى البراز.

و حال آنكه خود در تفسير سوره احزاب گفته است: اين داستان پس از نزول آيه حجاب بوده است. همان.

اين امر موجب گرديده تا برخى از شارحان بخارى ناگزير شوند براى جمع بين اين احاديث بگويند شايد اين داستان مكرّر تحقق يافته است.

«قال الكرمانى: فان قلت: وقع هنا أنّه كان بعد ضرب الحجاب، وتقدم في الوضوء أ نّه كان قبل الحجاب، فالجواب: لعله وقع مرتين. »

فتح البارى، عسقلانى، ج 8، ص 391.

به هر حال، آنگاه كه حكومت در دست پيامبراكرم (ص) بود، و آنان محكوم بودند، بر آن حضرت جرئت مى‏كردند. گاه با آرزوى رحلت پيامبر، خيال ازدواج با همسرش را در سر مى‏پروراندند، گاه با عبارات توهين آميزى همسران پيامبر (ص) را مخاطب قرار مى‏دادند.

آه، اين چه جرئتى وقيحانه است؟ تصور رحلت رهبران دينى براى ارادتمندانشان بسيار دشوار است. آه چه مظلوميتى؟ آه چه غربتى؟

يا رسول‏اللَّه «اصبنا بك يا حبيب قلوبنا فما اعظم المصيبة حيث انقطع عنا الوحى و حيث فقدناك». هنوز 60 بهار از عمر شريف و مباركت نگذشته بود كه تو را درباره همسرانت آزردند ! هواى ازدواج با همسرانت را پس از رحلتت در سر پروراندند ! با جمله‏هاى اهانت آميز با ناموست سخن راندند ! تا خدا فرمود (وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً)

آه چه جرئتى؟ آيا اين قوم پس از آنكه خود به حكومت رسيدند، و فاطمه (س) و اهل‏بيت پيامبر (ص) در ظاهر محكوم و مقهور گرديدند، براى پى‏گيرى اهدافشان جرأت نخواهند داشت؟ چون دختر پيامبر است؟ چون همسر على است؟ چون مصيبت زده است؟ آن هم به بزرگترين مصائب؟ نه، اين امور بر جرئت آنان مى‏افزود.

امّا هنوز جاى سؤال است كه چرا از شجاعت پيامبر (ص) و على‏ عليه السلام نمى‏هراسيدند و جرأت مى‏كردند؟ يا به تعبير ديگر، چرا پيامبر و على صلوات اللَّه عليهما از شجاعت و غيرت خود بهره نمى‏گرفتند، تا مخالفان چنان جرأت كنند و بر آنها چيره شوند؟

اولاً: خاندان پيامبر (ص) همانند ديگران نيستند.

آنچه آنان را به عكس العمل وا مى‏دارد فقط امر الهى و رضاى اوست. آنان بر اساس تعصب، غضب، منافع شخصى، دفاع از خود و متعلقات خود حركت نمى‏كنند. بلكه تنها مدافع دين و تابع وظيفه و امر الهى‏اند.

حضرت على (ع) تنها بر اساس امر و فرمان عمل مى‏كرد، او امر به صبر شده بود، پس امتثالاً لامر اللَّه سبحانه صبر كرد.

ثانياً: روشن است كه اگر به همسر يا مادر و خواهر كسى - هر چند ضعيف و غيرشجاع - هجوم برند، او در خانه نخواهد نشست و به دفاع برمى‏خيزد. امّا اگر بداند كه مهاجمين مى‏خواهند با تحريك احساسات، وى را به عكس‏العمل وادارند تا به اهداف شوم خود برسند. اگر شخصى با تدبير و عاقل و مسلط بر نفس خود باشد هيچگاه دشمن را با عكس العمل به اهدافش نمى‏رساند.

على (ع) مى‏دانست آشوب و جنجال هدف مهاجمين است، تا در پرتو آن امر را مشتبه نموده و فرصت را براى معرّفى حق از على و فاطمه‏ عليهما السلام بگيرد. على با صبر و بردبارى نقشه شوم مهاجمين را خنثى كرد. و با فدا نمودن خود و همسرش، مسؤوليت بزرگ خود را براى حفظ دين ايفا و حجت را تا روز قيامت بر خلق تمام كرد.

و به اين ترتيب پرسشهاى فراوانى را پيش‏روى تاريخ قرارداد، كه از آن جمله است: چرا خورشيد عُمْر فاطمه (س) به آن زودى غروب كرد؟ آيا به مرگ طبيعى بود؟

تهديد به آتش كشيدن خانه در آن تأثير نداشت؟

آتش‏زدن در خانه چطور؟

در به پهلوزدن چطور؟

سقط جنين و بيمارى پس از آن باعث شهادت نبود؟

اگر اينها نبود؟ يا اينها موجب شهادت نبود؟

پس چرا: همانطور كه بخارى ومسلم مى‏گويند: فاطمه (س) تا آخر عمر از ابوبكر قهر بود؟

« فغضبت فاطمة بنت رسول اللَّه (ص) فهجرت ابابكر فلم تزل مهاجرته حتى توفّيت ».

صحيح بخارى، ج 2، ص 504، كتاب الخمس، باب 837، ح‏1265.

« فوجدت فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلّمه حتّى‏ توفّيت. »

همان، ج 3، ص 252، كتاب المغازى، ب 155 غزوه خيبر، حديث 704. و صحيح مسلم، ج 4، ص 30، كتاب الجهاد و السير، باب 15، ح 52.

 ‏ چرا در بخارى آمده است: فاطمه (س) پنهان بخاك سپرده شد؟

«فلمّا توفّيت دفنها زوجها علىٌّ ليلاً ولم يؤذن بها أبابكر وصلّى‏ عليها. »

همان.

چرا چنانكه بخارى نقل كرده: نيمه شب دفن گرديد؟

همان. ‏

چرا قبر تنها يادگار پيامبر (ص) هنوز مخفى است؟ چرا پس از گذشت سالها از اين ماجرا، مسلم آورده‏ است كه: على (ع) ابوبكر و عمر را كاذب، آثم، غادر و خائن مى‏دانست؟

قال عمر لعلى وعباس: « فرأيتماه (ابابكر) كاذباً آثماً غادراً خائناً... فرأيتماني كاذباً آثماً غادراً خائناً... »

 صحيح مسلم، ج 4، ص 28، كتاب الجهاد و السير، باب 15 حكم الفئ، حديث 49.

شايد اگر پس از آنچه بر فاطمه (س) گذشت على (ع) بپامى‏خاست و با ضاربين و قاتلين فاطمه (س) درگير مى‏شد. امروز تحريف گران تاريخ مى‏گفتند على براى گرفتن حكومت به نبرد پرداخت و در زد و خوردها و درگيريها فاطمه كشته شد و على (ع) قاتل فاطمه است. ديگر پاسخ سؤالات فوق چنين روشن نبود.

اين قبيل امور از تحريف گران تاريخ بعيد نيست، چه اينكه انكار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) كمتر از اين نمى‏باشد. تحريف گران تاريخ، توجيه كنندگان حقايق، در مورد شهيد جنگ صفين، عمّار ياسر، كه پيامبراكرم (ص) فرموده بود: « يقتله الفئة الباغية»:

« فراه النّبيّ (صلى الله عليه و سلم) فينفض التّراب عنه ويقول: تقتله الفئة الباغية ويح عمّار يدعوهم الى الجنّة ويدعونه الى النّار»

صحيح بخارى، ج‏1، ص‏254، كتاب الصّلاة، باب 304، التعاون فى بناء المسجد.

تو را گروهى سركش به شهادت مى‏رسانند.

 چون صدور اين حديث از پيامبراكرم (ص) مورد اتفاق بود، و قابل انكار نبود، و يكى از ادلّه روشن بغى و بطلان قاتلين عمّار و رهبرشان بود، آنانكه براى دفاع از معاويه از هيچ مكابره‏اى روى گردان نبودند، روز را تاريك و شب را روشن معرفى مى‏كردند، مگر نگفتند على قاتل عمّار است؟ چون وى را به جنگ آورده است؟ ! غافل از اينكه پيامبر اكرم (ص) در ادامه سخنش فرموده بود:

«يدعوهم الى الجنّة و يدعونه الى النار »

همان

عمّار آنان را به سوى بهشت مى‏خواند و آنان عمّار را به سوى آتش دعوت مى‏كنند.

 و به اين وسيله پيامبر اكرم (ص) مخالفان على (ع) و رهبرشان را مصداق آيه شريفه:

وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ

سورة القصص، آية 41.


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 | 3:38 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
یكى از مهمترین شبهاتى كه وهابی‌ها با تحریك احساسات مردم، به منظور انكار قضیه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله علیها مطرح مى‌كنند، این است كه چرا امیرمؤمنان علیه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه این كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترین فرد زمان خود بود و ...

یكى از مهمترین شبهاتى كه وهابی‌ها با تحریك احساسات مردم، به منظور انكار قضیه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله علیها مطرح مى‌كنند، این است كه چرا امیرمؤمنان علیه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه این كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترین فرد زمان خود بود و ...


حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

عالمان شیعه در طول تاریخ از این شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنیم.

عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب

امیرمؤمنان علیه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمین زد، با مشت به صورت و گردن او كوبید؛ اما از آن جایى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله علیه وآله صبر پیشه كرد. در حقیقت با این كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكیبائى نبودم و فرمان خدا غیر از این بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه این فكر را حتى از مخیله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل همیشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.

یکی از منابع طراز اول تاریخی که از نظر زمان تالیف، نزدیک‌ترین اثر تاریخی نسبت به صدر اسلام، به شمار می رود کتاب سلیمان بن قیس(متوفی 80 هجری) است.

وی در این اثر ارزشمند تاریخی و روایی در این باره مى‌نویسد:

وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِی الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ علیه السلام وَصَاحَتْ یَا أَبَتَاهْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّیْفَ وَهُوَ فِی غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ یَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.

فَوَثَبَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِیبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِی كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ یَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَیْتِی.

عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا علیها السّلام به طرف عمر آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول اللَّه! عمر شمشیر را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: یا ابتاه! عمر تازیانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

یا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌كنند»!

امام علی علیه السّلام ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت كشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش كوبید و خواست او را بكشد؛ ولى به یاد سخن پیامبر صلى الله علیه وآله و وصیتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پیامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى كه تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى»(1)

برادرم، این مردم مرا رها خواهند كرد و به دنیاى خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسیدگى به من باز ندارد، مثل تو در بین این امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى دور نزد آن بیایند...

همچنین آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن به نقل از منابع شیعه این روایت را نقل كرده است:

أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت یا أبتاه ویا رسول الله فرفع عمر السیف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت یا أبتاه فأخذ على بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته

عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله علیها به طرف عمر آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله»! عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: « یا ابتاه » (با مشاهده این ماجرا) علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید.(2)

 

تسلیم وصیت پیامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم)

امیرمؤمنان علیه السلام در تمام دوران زندگی‌اش، مطیع محض فرمان‌هاى الهى بوده و آن‌چه او را به واكنش وامى‌داشت، فقط و فقط اوامر الهى بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصى از خود واكنش نشان نمى‌داد.

آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكیبائى در برابر این مصیبت‌هاى عظیم بوده است و طبق همین فرمان بود كه دست به شمشیر نبرد.

حضرت زهرا

مرحوم سید رضى الدین موسوى در كتاب شریف خصائص الأئمه (علیهم السلام) مى‌نویسد:

أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِی فَمَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَیْهِ النِّسَاءُ یَبْكِینَ وَارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ فَبَیْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِیَ أَیْنَ عَلِیٌّ فَأَقْبَلَ حَتَّى دَخَلَ عَلَیْهِ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَانْكَبَبْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ یَا أَخِی... أَنَّ الْقَوْمَ سَیَشْغَلُهُمْ عَنِّی مَا یَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِی الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ وَنَأْیٍ سَحِیقٍ وَلَا تَأْتِی وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَى وَنُورُ الدِّینِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ یَا أَخِی وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْهِمْ بِالْوَعِیدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَیْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّی لَأَعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِیعِ مَا أُوصِیكَ بِهِ وَغَیَّبْتَنِی فِی قَبْرِی فَالْزَمْ بَیْتَكَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِیفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَى تَنْزِیلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ‏] عَلَى غیر لائمة [عَزَائِمِهِ وَ] عَلَى مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَیْكَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا یَنْزِلُ بِكَ وَبِهَا [یعنی بفاطمة] حَتَّى تَقْدَمُوا عَلَیَّ.

امام كاظم علیه السلام مى‌فرماید: از پدرم امام صادق علیه السلام پرسیدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گریه بلند كردند، مهاجرین و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مى‌كردند، علی فرمود: ناگهان مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روى بدن پیغمبر انداختم، فرمود:

برادرم، این مردم مرا رها خواهند كرد و به دنیاى خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسیدگى به من باز ندارد، مثل تو در بین این امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى دور نزد آن بیایند... پس چون از دنیا رفتم و از آنچه به تو وصیت كردم فارغ شدى و بدنم را در قبر گذاشتی، در خانه‌ات بنشین و قرآن را آنگونه كه دستور داده‌ام، بر اساس واجبات و احكام و ترتیب نزول جمع آورى كن، تو را به بردبارى در برابر آنچه كه از این گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله علیها خواهد رسید سفارش مى‌كنم، صبر كن تا بر من وارد شوی.(3)

در روایت دیگرى سلیم بن قیس هلالى نقل مى‌كند:

ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) إِلَى فَاطِمَةَ وَإِلَى بَعْلِهَا وَإِلَى ابْنَیْهَا فَقَالَ یَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّی حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِی فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه وآله) عَلَى عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّكَ سَتَلْقَى [بَعْدِی‏] مِنْ قُرَیْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَیْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَیْهِمْ‏] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ یَدَكَ وَلا تُلْقِ بِیَدِكَ إِلَى التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّی‏] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِیهِ مُوسَى إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی‏.

اى پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندى و پیمان و سفارش رسول خدا صلى الله علیه وآله نبود، هر آینه مى‌فهمیدى كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداری

پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهى كرد و فرمود: اى سلمان! خدا را شاهد مى‏گیرم افرادى كه با اینان بجنگند با من جنگیده‌اند، افرادى كه با اینان روى صلح داشته باشند با من صلح كرده‌اند، بدانید كه اینان در بهشت همراه منند.

سپس پیامبر صلى الله علیه وآله نگاهى به علی علیه السلام كرد و فرمود: اى علی! تو به زودى پس از من، از قریش و متحد شدنشان علیه خودت و ستمشان سختى خواهى كشید. اگر یارانى یافتى با آنان جهاد كن و به وسیله موافقینت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و یاورى نیافتى صبر كن و دست نگهدار و با دست خویش خود را به نابودى مینداز. تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى، هارون براى تو اسوه خوبى است، به برادرش موسى گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی؛ این قوم مرا ضعیف شمردند و نزدیك بود مرا بكشند.(4)

همچنین در ادامه روایت پیشین كه از سلیم نقل شد، امیرمؤمنان علیه السلام خطاب به عمر فرمود:

یَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَیْتِی.

اى پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندى و پیمان و سفارش رسول خدا صلى الله علیه وآله نبود، هر آینه مى‌فهمیدى كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداری.(5)

حضرت زهرا(س)

البته روایات در این باب بیش از آن است كه در این مختصر بگنجد؛ از این رو به همین چند روایت بسنده مى‌كنیم.

به راستى چه كسى جز حیدر كرّار مى‌تواند از چنین امتحان سختى بیرون بیاید؟! زمانى ارزش این كار مشخص مى‌شود كه بدانیم علی علیه السلام همان كسى است كه در میدان نبرد، همچون شیر ژیان بر دشمن حمله مى‌كرد و پهلوانان و یلان كفر را یكى پس از دیگرى از سر راه بر مى‌داشت، روزى پشت پهلوانى همچون عمر بن عبدود را به خاك مى‌مالد و روزى دیگر فرق سر مرهب یهودى را همراه با كلاه خودش مى‌شكافد.

آن روز فرمان خداوند این بود كه دشمنان از ترس ذوالفقارش خواب آسوده نداشته باشند؛ ولى روز دیگر فرمان این است كه همان ذوالفقار در نیام باشد تا اساس اسلام حفظ شود و دشمنان اسلام از نابود كردن آن مأیوس شوند


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 | 3:26 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[۱]

البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[۲]

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ… وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[۳]

اما منابع اهل سنت:

۱- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ – ۴۷۹ ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[۴]

همین قول را اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.»[۵]

۲- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»[۶]

۳- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[۷]

۴- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید:

«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:

«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[۸]

این قصه، به خوبی نشان می‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[۹]

۵- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[۱۰]او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[۱۱]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبهخود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعلیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلبروشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[۱۲]

ب. منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:

هنگامی که خواستند علی علیه‏السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اشصدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل هایتاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:

«… وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند… افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد.” فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً… فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ… ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند.” سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد…»[۱۳]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏ هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[۱۴]

۱- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۶۰٫
۲- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج۳، ص۷۶، تلخیص شیخ طوسی.
۳- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص۱۵۳ و در برخی چاپها ص ۲۳ ـ ۲۴٫
۴- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج۱، ص۵۷٫
۵- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص۱۰۷٫
۶- الوافی بالوفیات، صفدی، ج۵، ص۳۴۷ ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج۲،ص۲۹۲٫
۷- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص۱۶۰ ـ ۱۶۱٫

۸- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۱۹۳/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص۲۵۲٫

۹- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۱٫
۱۰- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقل نموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.
۱۱- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص۴۱۷، (منشورات شریف رضی).
۱۲- بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۷۰٫
۱۳- بحار الانوار، ج۳۰، ص۲۹۳، (چاپ جدید)؛ ج۸، ص۲۳۰، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج۱، ص۲۶۷٫
[۱۴]کتاب “الهجوم علی بیت فاطمه”، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 | 3:19 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |

  در روزگار قديم طوطي آنقدر مورد توجه مردم نبود که در خانه نگاهش دارند و به او حرف زدن بياموزند. در عوض مردم يک پرندة کوچک استراليايي را که از همان خانوادة طوطي بود در خانه نگاه مي داشتند. اين پرندة کوچک خيلي باهوش بود و سر و کله زدن زياد هم با او لازم نبود. اگر کلمه‌اي مي‌شنيد آن را به آساني تکرار مي‌کرد. به علاوه خودش هم مي‌توانست جمله درست بکند و هر چه در فکر کوچکش مي‌گذرد بر زبان بياورد و فقط از کلام آدم‌ها تقليد نمي‌کرد.
  اما اتفاقي افتاد که اين وضع تغييرکرد.
  مي‌گويند روزي دهقاني چشمش به گاوميشي افتاد که در مزرعة برنج‌کاريش آسوده و راحت چرا مي‌کرد. گاوميش مال همسايه بود. اما دهقان به روي خودش نياورد. و گاوميش را گرفت و پوستش را کند و کمي از گوشتش را پخت و خورد و هر چه باقيمانده بود براي روز مبادا قايم کرد. يک قطعه بزرگ آنرا در انبار برنج روي برنج‌ها و بقيه را در تغار برنج پنهان کرد.
  روز بعد همسايه به سراغ گاوميش آمد پيش دهقان و از او پرسيد« گاوميش ما اين‌طرفها نيامده! ديروز تا حالا پيدايش نيست.» دهقان جواب داد که:« نه بابا ما گاوميش ترا نديده‌ايم.»
  اما در همين موقع پرندة کوچک دهقان مشت او را باز کرد و گفت:« ارباب من گاوميش ترا کشت. کمي از آن‌ را خورد و بقيه را قايم کرد. يک تکة آن توي تغار است و تکة ديگر توي انبار برنج.»
  همسايه که اين را شنيد به سراغ انبار و تغار رفت و گوشت گاوميش بيچاره را پيدا کرد.
  دهقان از رو نرفت و گفت:« درست است که اين گوشت‌ها اينجاست اما من هميشه گوشتهايم را همين جا نگه مي‌دارم و بعلاوه اين گوشت گوشت گاوميش که نيست. گوشت حيوان ديگري است. و من ابداَ و اصلاَ از گاوميش تو خبري ندارم.»
  باز پرندة کوچک به صدا در‌آمد که:« ارباب گاوميش ترا کشت و گوشتهايش را در تغار و انبار برنج قايم کرد.»
  همسايه گيج شده بود. نمي‌دانست حرف دهقان را باور بکند يا حرف پرنده را. عاقبت شکايت به قاضي برد و بنا شد روز بعد دهقان در محکمه حاضر بشود.
  دهقان گوشت دزد با خود گفت:« پدري از آقا پرنده دربياورم که خودش حظ بکند. چرا بايد حرف اين پرندة نيم‌وجبي به کرسي بنشيند و کسي به حرف من گوش ندهد؟»
  شب که شد پرنده را از قفس در‌آورد و گذاشت در يک ديگ بزرگ برنجي. و سر ديگ را با پارچه‌اي پوشاند که داخل ديگ تاريک شد. در بيرون هوا صاف بود و شب با چراغ ماه پُر روشن روشن شده بود. اما داخل ديگ پرنده در تاريکي مطلق بود وچشمش جايي را نمي‌ديد: دهقان ابتدا يواش و بعد بلند‌تر و بلند‌تر شروع کرد به زدن روي ديگ. صدايي که از ديگ برمي‌خاست شبيه غرش رعد بود. بعد آب‌پاش را برداشت و روي پارچة سر ديگ شروع کرد به آب‌پاشي. گاهي دست نگه مي‌داشت و دوباره از نو. انگار باران مي‌بارد. تمام شب دراز دهقان اداي رعد و باران را روي ديگ در‌آورد و شب در داخل ديگ سياه بود. وقتي سحر شد رعد و باران را موقوف کرد و پرنده بينوا را از ديگ در‌آورد و در قفس گذاشت.
  موقع محاکمه دهقان پرنده را با خود به محکمه برد. همسايه‌اي که گاوميشش گم شده بود اول حرف زد و گفت که چطور پرنده از جاي گوشتها آگاهش کرده. قاضي از پرنده شهادت خواست و پرنده هم مثل روز پيش شهادت داد:
  « ارباب گاوميش را کشت. يک تکه آن را در لاوک و تکة ديگر را در انبار برنج قايم کرد.»
  دهقان که گاوميش را دزديده بود در جواب ادعاي همسايه گفت:« گوشت‌هاي داخل لاوک و انبار گوشت گاوميش اين آقا نيست. گوشت حيوان ديگري است. چطور است که شما حرف من ريش سفيد را باور نمي‌کنيد و حرف اين پرندة نيم وجبي را قبول مي‌کنيد؟»
  قاضي گفت:« اين پرنده خيلي باهوش است.» دهقان جواب داد:« اين پرنده گاهي دروغهايي بهم مي‌بافد که آدم شاخ درمي‌آورد. بيشتر چرند مي‌گويد و کمتر حرف درست و حسابي مي‌زند. حالا براي نمونه سؤال ديگري از او بکنيد. بپرسيد ديشب چه جور شبي بود؟»
  قاضي همين سؤال را از پرنده کرد و پرندة فريب‌خورده جواب داد:« ديشب تاريک بود و طوفاني. باد مي‌آمد. باران مي‌باريد و رعد مي‌غريد.»
  دهقان گفت:« اگر يادتان باشد ديشب هوا صاف و آرام بود و ماه پُر در آسمان مي‌درخشيد. آيا مي‌خواهيد به شهادت اين پرنده مرا گناهکار بدانيد و محکوم بکنيد؟»
  مردم باورشان شد و قاضي هم اطمينان پيدا کرد که حق با دهقان است و مردم گفتند که:« نه تو بيگناهي و خطر از بر گوش تو گذشت. نزديک بود اين پرندة دروغگو ترا محکوم بکند. حالا که چنين است ما ديگر اين‌جور مرغ‌ها را به خانه‌هايمان راه نمي‌دهيم و بيخودي آنقدر به آنها آب و دانه نمي‌دهيم. چقدر ما بيهوده زحمت اين پرنده‌ها را مي‌کشيم انگار قوم و خويشمان هستند.»
  با اين تفصيل‌ها دهقان دزد تبرئه شد و مردم پرنده‌هاي نظير پرندة دهقان را که در خانه‌هايشان نگاه مي‌داشتند به جنگل تبعيد کردند. پرندة استراليايي از شر فريب آدميزاد راحت شد و به زندگي سابقش برگشت و آزاد و راحت به پرواز در‌آمد. خودش غذاي خود را جستجو کرد و خودش از خود توجه کرد.
  يک روز پرندة استراليايي چشمش به پرنده‌اي افتاد که تا آن روز نديده بود. اين پرنده از خودش بزرگتر بود و پرهاي رنگين و درخشاني به رنگهاي قرمز و سبز داشت و خيلي هم قشنگ بود. پرندة استراليايي اين پرندة تازه‌ وارد را خوشامد گفت و از او حال و احوال پرسيد که کيست و اهل کجاست؟
  پرندة تازه وارد جواب داد که:« من بي‌بي طوطيم. از جنوب آمده‌ام و حالا مي‌خواهم در اين مملکت اطراق کنم. من زبان آدميزاد را هم مي‌دانم.»
  پرندة استراليايي گفت:« خيلي خوش آمدي. قدمت بروي چشم. اما چون تو در اين کشور غريبي پند مرا بشنو و بگذار از آدميزاد بر حذرت بکنم. من هم مثل تو زبان آدميزاد را مي‌دانم. سالها آدميزاد مرا در خانه‌هاي خود راه داد و از من پذيرايي کرد. من با چشمهاي خود همه چيز را ديده‌ام و با گوشهايم همه چيز را شنيده‌ام. بالايش را ديدم پايينش را هم ديدم. هنر من تنها اين نيست که هر چه آدميزاد مي‌گويد تکرار بکنم. بلکه هر چه را در فکرم مي گذرد هم بازگو مي‌کنم. اما بشنو از آدميزاد که از همين بدش مي‌آيد. زيرا يکبار که من حقيقت را گفتم آدميزاد بدش آمد و مرا آواره کرد. اين نصيحت من به تو است. آدميزاد وقتي فهميد تو مي‌تواني حرف بزني ترا خواهد گرفت و به خانة خود خواهد برد. اما تو غير از آنچه به تو مي‌آموزد چيزي نگو. فقط کلمات او را تکرار کن و لام تا کام از آنچه مي‌داني حرفي نزن زيرا آدميزاد خوشش مي‌آيد که فقط آنچه را که به فکر خودش مي‌گذرد و بر زبان مي‌آورد بشنود. آدميزاد از حقيقت يا از دانش ديگران لذت نمي‌برد و حرف حساب هم سرش نمي‌شود.
  بي‌بي طوطي خوب گوش داد و از پرندة باتجربه تشکر کرد. اتفاقاَ همانطور هم که پرندة استراليايي پيش‌بيني کرده بود شد. مردم به زودي از ورود طوطي خبردار شدند و او را گرفتند و به خانه‌هاي خود بردند. به او آب و دانه دادند و از او توجه و پذيرايي کردند. و بي‌بي‌طوطي جاي پرندة استراليايي را گرفت و مردم کلماتي را که دلشان مي‌خواست طوطي بازگو کند به او ياد دادند.
  طوطي هم از ترس آنکه مبادا آدميزاد را برنجاند و آشفته کند هيچوقت از حقيقت و از افکار خود حرفي نمي‌زد و فقط کلماتي را که از زبان آدم‌ها مي‌شنيد تقليد مي‌کرد و هنوز هم که هنوز است همين کار را مي‌کند


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 | 2:31 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
داستان عامیانه
 

روزگار اگر خوش است و اگر ناخوش، اوّل به نام آن خدائي كه هيجده هزار عالم در فرمان اوست، دوم بنام حبيب او محمد (ص ) وسوم به نام علي ابن ابي طالب.

عهد، عهد شاه عباس جنت مكان است و دوره، دوره‌ي لوطي گري. شاه عباس سيصد وبيست پهلوان دارد ويكي هم " مسيح تبريزي " است. قد چون چنار و سر چو گنبد دوّار.تا تيغ می‌اندازد و می‌گويد يا علي مدد، سر تا جگر گاه به يك ضربت می‌شكافد و اژدها صولتيست كه قرينه ندارد.


اما چند كلمه بشنو از " بوداق خان بلخي " و " قره چه خان مشهدي "، كه چاكران شاه عباس اند و اما به فكر توطئه. دو پهلوان دارند به نامهاي " ببراز خان " و " اخترخان " و هركدام را چهل حرامی‌ ازبك در يمين ويسار. آنها را می‌فرستند به سر تراشي شاه عباس  و مسيح تبريزي كه چنانكه كاري ازپيش بردند خود لشكر آرايند و به يغماي تاج و تخت بيايند.


آنها راه می‌افتند و در بياباني دو راه می‌بينند. يكي به اصفهان می‌رفت و ديگري به تبريز. اخترخان ويارانش می‌روند اصفهان و ببراز خان و حرامی‌هايش به تبريز.


ببراز خان می‌رسد تبريز و می‌بيند كه شهريست آراسته ودر چشم اندازش صد وبيست محله. تا اسبها را عرقگيري كرده و جايي براي خود دست وپا كنند می‌فهمند كه مسيح تبريزي، در اصفهان است. ببراز خان و يتيمانش لباس مبدل پوشيده و می‌روند چهار سوق بازار كه صداي چكش به گوششان خورده و شصتشان خبردار می‌شود كه  هياهوي ضرابخانه است و سكه به نام شاه عباس می‌زنند. شب می‌شود و هفت نفر از حراميان با پوست گرگ، كمر ببراز خان را می‌بندند و او با خنجري مخفي و شمشيري آشكار و فولادين در كمر و تبر زيني به دوش، می‌رود ضرابخانه و كشيكچيان را سر بريده و گاو صندوق را چون خمير مايه‌اي نرم از هم می‌درد و با كوله باري از زر و زيور، مانند برق در ميرود. همان شب چهل حرامی‌ها هم به خانه ي اعيان دستبرد زده و ريش وسبيل مردان می‌تراشند تا بلوايي عظيم در شهر به پا شود. صبح كه مأموران می‌روند ضرابخانه می‌بينند عجب قربانگاهيست و تا خبر به " مير ياشار " حاكم تبريز می‌برند تاجران و تاجر زاده ها را نيز سر تراشيده می‌بينند. درحال عريضه به خدمت شاه عباس فرستاده و خواستار  پهلوان مسيح در تبريز می‌شوند. قاصد، گردآلوده می‌رسد به اصفهان و مدح وثناي شاه عباس می‌گويد و شاه، مسيح را می‌فرستد كه علاج ببراز خان كند.


اخترخان كه با لباس عوضي قاطي نوچه هاي شاه تو بارگاه بود تا از آتش افروزي ببراز خان و عزيمت مسيح به تبريز باخبر می‌شود، او و حرامی‌ها نيز از آن شب به بعد ، همه روزه كارشان می‌شود دستبرد و سر تراشي اشراف.


پهلوان مسيح می‌رسد به تبريز و به دستور او، شبانه در چهار سوق طبل بر می‌زنند  كه ببراز خان خود را آفتابي كند كه  آرام و راحت از مردم گرفته است. ببراز خان خوشحال می‌شود  و به حرامی‌ها می‌گويد اگر امشب را توانستم مسيح تبريزي را به دَرَك واصل كنم و ده ناخن پايش را با تر كه بر زمين ريزم  يكي ازشما  ها خبر به " قره چه خان " و " بوداغ خان " ببرد كه لشكر آورده و چشمه ي خورشيد را تيره وتار كنند.


ببرازخان خورجين اسلحه خرمن كرده و سر تا پا غرق آهن و فولاد، می‌رود تا قد نامردي عَلَم كرده و مسيح را درخون بغلطاند.


می‌رسد چهار سوق و با آجري كه از ديوار می‌كَنَد می‌زند به كاسه‌ي مشعل كه مشعل هزار مشعل شده و بالاي همد يگرفرو می‌ريزند. پهلوان مسيح نعره می‌زند كه:" كيستي و اگر حمام می‌روي زود است و اگر راه گم كرده اي بيا تا راه برتو بنمايم. "  ببراز خان گفت: "  به مادرت بگو رخت عزايش را بپوشد كه ببراز خان ازبك آمده تا سرت را گوي ميدان كند." گرم تيغ بازي شده و تا قبه بر قبه‌ي سپر يكديگر آشنا می‌كنند می‌بينند كه هر دو قَدَرَند و اما نهايت، در دَمدَمه هاي سپيده فرقِ مسيح می‌شكافد  و با ناله اي در می‌غلطد. چند اجل برگشته هم با ناله ي مسيح سر می‌رسند كه مثل خيار تر دو نيم گشته و بر زمين می‌ريزند. ببرازخان مثل برق لامع، به نهانگاهش سرازير می‌شود و مسيح، زخمدار و رنجور پا شده و در سر راهش به بارگاه، صداي شيون از صغير و كبير می‌شنود كه می‌گويند بلاي ديگري نازل شده و يك غول بي شاخ ودم  چند نفري را شقه كرده و عده اي صاحب عزايند.  به مسيح تبريزي می‌گويند كه او سراغ تورا می‌گيرد و اسمش حسين است و اهل شبستر و از طايفه‌ي كُرد.  به دستور مسيح اورا به بارگاه می‌آورند كه می‌بيند چوپان خودش " حسين كرد سبستري " است و رنداني می‌خواسته اند گوسفندانش را بدزدند كه زده به كله اش و دزدان را لت وپار كرده است.


مسيح كه اين شجاعت را از اوشاهد می‌شود خوشنود شده و با خود می‌گويد: " تامن جاني بگيرم امشب او را به اَ حداثي در چهار سوق می‌فرستم كه شايد از عهده ي ببراز خان برآيد. "شبانه در چهارسوق طبل می‌زنند و تا ببراز خان صداي طبل به گوشش می‌خورَد در عجب می‌شود. حراميان خبر از زخمی‌شدن مسيح آورده بودند. ببراز خان به چهار سوق رفته و  تا تيغي در كاسه‌ي مشعل می‌زند و نعره ي حريف به گوشش می‌خورد تازه می‌فهمد كه  اين مسيح نيست و چهار قد مسيح هيكل دارد.  حسين كرد شبستري می‌گويد: " شب به خير پهلوان ! بفرما قليان حاضره! " ببراز خان می‌گويد: " شب وروزت به خير، اما نيامده ام كه قليان بكشم. آمده‌ام مادرت را به عزايت بنشانم.  "  حسين كرد شبستري تا اين ناسزا را شنيد  دست برد به قبضه ي شمشير آبدار و سر وسينه به دم تيغ داد  وتا ببراز خان به خود آيد تيغ از فرق و حلق و صندوق سينه ي ببراز خان گذشت و رسيد بر جگر گاهش و آخر سر او را مثل دو پاره كوه ازهم بدريد. چهل حرامی‌ها كه در خفا بودند  ناگه مثل مور وملخ بر سر حسين كرد شبستري ريختند  و اما با فرياد " يا علي آقا مدد "، سي ونه نفر را كشت و يكنفر را سر تراشيده و گوش بريد و گفت: " برو كه به هركس می‌خواهي خبر ببر!"


مردم تبريز تا ديدند و شنيدند كه حسين كرد شبستري چنين دلاوري هايي كرده او را ديو سفيد آذربايجان لقب دادند و حاكم تبريز وپهلوان مسيح، به پاداش اين پهلواني او را، زر و زيور دادند و پنجه ي عياري و زره هيجده مني  و تيغي كه صد و يكمن وزنش بود. اسبي نيز از ايلخي حاكم كه  به" قره قيطاس " معروف بود.


حالا چند كلمه از اصفهان بشنو كه ازبكان، هرشب  چند خانه را دستبرد می‌زنند و اخترخان شبي نيست كه در چهار سوق پهلواني را بر زمين نغلتا ند. 


شاه عباس كم كم داشت به فكر يك تد بيرجدي می‌افتاد كه قاصدي رسيد و از فيروزي مسيح گفت و تهمتن زمان و يكه تاز عرصه ي ميدان حسين كرد شبستري. شاه عباس از اين خبر شاد شد و قاصد راگفت: " برگرد وبه مسيح بگو اگر در دستت آب است نخور و سپند آسا خود را به اصفهان برسان كه اخترخان آتشي روشن كرده كه دودش خواب از چشم مردم گرفته است. "


پهلوان مسيح در عزيمت‌ش به اصفهان ديد كه بايد حسين كرد شبستري را نيز همراه خود ببرد كه حتماً اخترخان، از ببراز خان نيز قوي پنجه تر است و اين آتش جز به دست تهمتن  دوران خاموش  نخواهد شد. آفتاب صبح، عالم را به نور جمال خود  زيور می‌داد كه آنها مثل شير غرنده، پا در ركاب اسبان خويش نهاده  و با گرد وخاك راه در آميختند. رسيدند به اصفهان و پهلوان مسيح اورا در كاروانسراي شاه عبا سي جا و مكاني داد و از او خواست يكي از شبها كه صداي طبل برخاست، با غرق در يكصدوچهارده پار چه اسلحه، خود را به چهار سوق بازار برسان كه نبردي سخت درپيش خواهد بود.


 روز بعدش حسين كرد شبستري به قصد تفرج از حجره زد بيرون و ديد صداي تار وكمانچه می‌آيد. سراغ به سراغ رفت و ديد كه ميكده  و مهمانخانه‌اي است  و مجلس طرب به پا. صاحبش زيبارخي بود نامش " کافرقيزي." رقص،  پياله از شراب كرده و دل  وايمان به يك غمزه می‌ربود. " كافرقيزي رقاص " ديد كه عجب پهلوانيست. پهناي سينه و گره بازويش مانند ندارد  و شير نريست كه ميان نوچه هاي شاه نيز، همتايي براي او نيست. حسين كرد شبستري ، زروسيم به قدم " كافرقيزي ر قاص " ريخت  و دو سه شبي را رفع ملالي  كرد و شب چهارم بود كه نهيب طبل به گوشش خورد و بي‌درنگ از جا جست و رفت به حجره و با زره فولادي و  شمشير آبديده خود را مثل اجل معلق به با زار رساند. خود را نزديك چهار سوق به كنجي نهان كرد  وديد كه پهلوان مسيح، زير چهار سوق نشسته و مشعلها در سوز و گدازند  و  طبالان  همچنان در نوازش طبل. نگو كه در گوشه اي تاريك،  شاه عباس و شيخ بهايي  نيز در رخت درويشي نذر بندي كرده و به تماشايند.


القصه اخترخان رسيده و با ضرب شمشير، مشعل ها را درهم  می‌شكند و پهلوان مسيح می‌گويد: "  خوش  آمدي لوطي! "اخترخان می‌گويد: "  تو هم خوش آمدي پهلوان. اما كاش نمی‌آمدي كه تو را در آسمان می‌جستم و در زمين  گير م آمدي." 


اخترخان و  پهلوان مسيح، گرم تيغ بازي  شده و قوچ‌وار در هم آميخته بودند كه نا گه يكي چون سكه ي صاحبقران نقش زمين شد و  حسين كرد شبستر ي ديد كه  پهلوان مسيح  است وشير وار پيش تاخت.  شاه عباس و  شيخ بهايي ديد ند  كه يك اجل برگشته اي  دارد  پيش می‌تازد و می‌گويد: " به ذات پاك علي ولي الله قسم  كه سر ِ تو از بدن  جدا می‌كنم. " از سپر ها خرمن خرمن آتش به صحن نيمه تاريك چهارسوق می‌ريخت كه با ضربتي، سپر اخترخان شكافت  و از خود ونيم خود و عرقچين گذشت و بر فرقش جا گرفت. اخترخان فريادي كشيده و تا بر زمين افتد ازبكان از هر گوشه‌اي سر بلند كردندو  اما  او، شيري بود گرسنه كه در گله‌ي روباه افتاده و از كشته پشته می‌ساخت و هركس را می‌ديد چهار حصه‌اش می‌كرد.


داروغه ها جان مسيح را ازميدان بيرون می‌كشيدند كه ديد او نفسي دارد و گفت: " اگر نداني بدان  كه اخترخان و حرامی‌ها را به مالك دوزخ سپرده و خود می‌روم به پابوس امام رضا كه می‌گويند قلندرا‌ن و درويشان را در مشهد، گوش و دماغ می‌بُرّند." شاه عباس و شيخ بهايي جلو آمده و خواستند ببينند كه اين تهمتن كيست و ديدند  غريبه است و اما اژدها مانندي بي‌قرينه. گفتند: "تو كيستي و چرا بعد از اين جانفشاني، به بارگاه شاه عباس نمی‌روي كه خلعت بگيري و جهان پهلوان  دربار شوي؟ "  گفت: " اصلم از شبستر است  و نامم حسين و از طايفه ي كرد. اما جهان پهلواني و قتي مرا سزاست كه بروم ريش و سبيل " قره چه خان مشهدي " و " بوداغ خان بلخي " را بتراشم  و به پيشگاه قبله ي عالم بفرستم  كه تا چاكر شاه عباسند فكر خيانت نكنند. از آنجا هم می‌روم به هندو ستان كه خراج هفت ساله‌ي ايران را بگيرم و بياورم كه مسيح می‌گفت: " شاه جهان " قلدري كرده و از دادن ماليات سر پيچيده است. "


آنها تا بجنبند ديدند كه او كبوتر وار سرازير شد و با خود گفتند: " اگر در عالم كسي مرد است " حسين كردشبستري " است. "


القصه حسين كرد كه تصميم داشت آوازه ي مردي‌اش در دنيا بپيچد  سوار " قره قيطاس " راه بيابان می‌گيرد  و می‌رسد به مشهد و می‌بيند روضه ي شاه غريبان امام رضا (ع) پيداست و رو می‌كند به گنبد  و می‌گويد: " آمده ام تا تقاص گوش و دماغ هاي بريده ي قلندران و درويشان را بگيرم  كه محبان مولا علي در رنجند. "


چند روزي در لباس تاجري، به پا بوسي  صحن مطهر شتافت و و قتي كه بلد يّتي به هم رساند و از حصار و باروي " قره چه خان مشهدي " كه هم قسم و يتيم " بوداغ خان بلخي " بود، سر در آورد شبي راكمند برداشت و  آن را مثل زلف عروسان جمع كرده و با پنجه ي عياري و شمشير دو دم مصري  به سر تراشي " قره چه خان " رفت.كمند را انداخت بر حصار و تا ديد كه چهار قلاب كمند مثل افعي نر وماده بر آن بند شد، پا گذاشت به ديوار و مثل مرغ سبكبال بالا رفت. شبي بود مانند قطران سياه كه در آن نه سياره پيدا بود و نه پروين و نه ماه. از  بالاي برج گرفته تا داخل قصر هركه را می‌ديد می‌زد بر رگ خوابش كه بيهوش افتد و نگويند كه مظلوم كشي كرده  است. " می‌رسد بالا سر " قره چه خان"  واورا  كه در عالم خواب بود با پنجه‌ي عياري  از هوش می‌اندازد و می‌برد به باغ قصر و در مقابل چشمان اهل حرم و كنيزكان، ريش و سبيلش را تراشيده و باضرب تركه ده ناخنش را می‌گيرد و  نامه‌اي بالا سرش می‌گذارد كه نوشته بود: " من حسين كرد شبستري ام و نوچه ي تهمتن مسيح  پهلوان نامی‌شاه عباس. قاصد ي از دوزخ كه ازبكان و دو پهلوان شما اخترخان وببراز خان را به درك واصل كرده ام. از فردا حرمت درويشان و قلندران  محفوظ باشد و  به " بوداغ خان " هم بگو تا از كشته پشته نساخته‌ام همچنان يتيمی‌شاه عباس را بكند  و فكر خيانت و شيعه آزاري نباشد كه اگر جز اين باشد  به صغير و كبير رحم نخواهم كرد. "


قره چه خان به هوش آمد و ديد كه ميان سر و همسر سر تراشيده افتاده  و تا حكايت حال شنيد و نامه را خواند فهميد كه  دستش رو شده و چه خطا ها  كه نكرده و حالا خوب است كه شاه عباس خود نيامده كه  اين حكمداري را از او می‌گرفت و اما حالا به شكلي می‌شود  آب رفته را به جوي باز گرداند.  " بوداغ خان "  نيز كه در مشهد بود و قضيه را شنيد همرا ه با " قره چه خان " مصلحت را در چاكري شاه عباس  د يد ه و دستور داد ند كه جارچيان جار بزنند و بگويند : " هر درويش و قلندري كه بر او ظلم رفته  به دادخواهي بيايد  و اگر  كسي از گل نازك تر به آنها چيزي گفت سرو كارش با حكومت است.  همه موظفند كه بيش از  پيش، حرمت درويشان كنند كه تعصب از دين است.  "


مدت مديدي را حسين كرد شبستري در مشهد ماند و چون ديد كه اوضاع بر وفق مراد است. سوار قره قيطاس شده ومانند باد صر صر و برق لامع رفت و رسيد به جايي كه كشتي ها به هندوستان می‌رفتند. همرا مَركب و خورجين اسلحه اش سوار كشتي شد و اما در ميان راه  نهنگي روي آب آمده و كشتي را طوفاني كرد و نزديك بود كشتي غرق شود كه حسين كرد شبستري تير خدنگ بر چله ي كمان گذاشت و تا شصت از تير رها كرد، تير بلند شده و غرش كنان بر چشم نهنگ جاگرفت. نهنگ دور شد ه  و صداي احسنت از صغير و كبير برخاست و تاجران زر و زيور به قدمش ريختند. اماهمه را باز پس داد و در عوض خواست سه مرتبه سجده ي شكر خدا را بجاي آورند كه تقد ير آدمی‌، دست اوست. رسيد به خشكي و پرسان پرسان رفت به " جهان آباد " كه از " جهان شاه "، ماليات هفت ساله‌ي ايران را بگيرد.دشت و هامون  به زير سُم هاي قره قيطاس در لرزه بود كه رسيد به دروازه ي شهر.  " بهرام گليم گوش " كه  نگهبان دروازه بود تا حسين كرد شبستري را غريب ديد و غرق اسلحه، جلو دارش شد و تا خواست بند دست او را بگيرد. حسين كرد شبستري بر آشفت و چنان بر سرش زد كه نفس كشيدن را پا ك فراموش كرد.  اجل برگشته هايي نيز پيش آمدند كه هر كس را تيغ بر كتف زد از زير بغلش در رفت.  سپس نعره‌اي بر كشيد و گفت: " به جهان شاه خبر ببريد كه حسين كرد شبستري آمده و خراج هفت ساله‌ي ايران را می‌خواهد. " 


جهان شاه كه از قبل  آوازه‌ي حسين كرد شبستري را شنيده بود و  حالا هم  چون می‌ديد كه يلي مثل " بهرام گليم گوش " را سر بريده است و از كشته پشته ساخته در هراس شد و " طالب فيل زور " را به حضور پذيرفت. گفت: " اوّل به نيرنگ وتدبير و ديديد كه نشد تيغ با تيغ هم آشنا كنيد كه حتماً تو لقمه چپش كرده و قورتش می‌دهي. "


حسين كرد شبستري كه وارد شهر شده و با لباس عوضي در مهمانخانه‌اي خوش می‌گذراند،  به دسيسه ي زيبارخي " شيوا " نام  كه خبر چين دربار بود، لو رفته و روزي كه صبح اش به حمام می‌رفت "  سربازان " طالب فيل زور "،  بر پشت بام حمام رفته و سقف بر سرش خراب می‌كنند  كه نگو دست علي بالا سرِاوست و هنگام ريزش ستونها، زير زميني  پيدا می‌شود با راه پله هايي كه به يك معبدي می‌رسيد." طالب فيل زور " كه می‌بيند زير اين آوار اگر فيل هم بود می‌مرد مژده به " جهان شاه " می‌بَرد.


اما حسين كرد شبستري كه ديد بلايي آمده بود و به خير گذشت رفت سراغ " شيوا " كه فهميده بود كار، كار اوست و در حال، دوشقه‌اش كرد و بعد به ميدان در آمده و حريف خواست.


" جهان شاه "  هم به رسم  و عرف زمان، ميدان جنگي آراسته و در حيرت اينكه چگونه جان سالم به در برده  " طالب فيل زور " را شماتت كرد. طالب فيل زور هم كه از اين همه جان سختي حسين كرد، كفري شده بود بايك فيل ديوانه به ميدان رفت.


حسين كرد شبستري  روزي تما م با آنها جنگيد و دمدمه‌هاي غروب بود كه ناگه نهيب بر آورد و چنان دست در حلقوم فيل برد كه طالب فيل زور سخت بر زمين خورده و جان به جان آفرين داد. فيل را نيز چنا ن چرخي داد كه مغز از سرش سرازير شد.


 " جهان شاه " طبل صلح زد و با پيشكش بسيار و با دادن ماليات هفت ساله‌ي ايران، حسين كرد شبستري را عزت فراوان كرد و بر بازوبند  او مُهري زد و متعهد شد كه خراج ايران را سال به سال تقديم كند و تا او بر تخت است هيچ كدورتي پيش نيايد.


حسين كرد شبستري كه قبلاً به اصفهان قاصد فرستاده بود و مردم و دربار، شهر را آيين كرده بودند تا از او استقبال كنند، درميان جشن و سرور و با قطاري از كاروان  كه همه باج و خراج " جهان شاه " بود وارد اصفهان می‌شود. شاه عباس او را نوازش بسيار كرده و خلعت لايق می‌دهد و تا فلك كج مدار،  آن برهم زننده‌ي لذات، با او هم مثل هركس، از سر لج بر نمی‌آيد،  با عيش و فخر تمام زندگي می‌كند


موضوعات مرتبط: انواع مقالات پزشکی هنری وادبی

تاريخ : سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 | 2:25 قبل از ظهر | نویسنده : کلثوم عزیزی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
درس معلم ار بود زمزمه محبت جمعه به مکتب اورد طفل گریز پای را