تاريخ : دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت: 0:42 قبل از ظهر
كتاب: فروغ ولايت ص 124 تا 142
نويسنده: استاد جعفرسبحانى
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم در سال دهم هجرت براى انجام فريضه وتعليم مراسم حجبه مكه عزيمت كرد. اين بار انجام اين فريضه با آخرين سال عمر پيامبر عزيز مصادف شد و از اين جهت آن را «حجة الوداع» ناميدند. افرادى كه به شوق همسفرى ويا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد وبيست هزار تخمين زده شدهاند. .........
تاريخ : دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت: 0:38 قبل از ظهر
|
بسم الله الرحمن الرحیم |
|
حمد و ثنای الهی |
تاريخ : دوشنبه نهم آذر 1388 ساعت: 0:19 قبل از ظهر



تاريخ : یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت: 3:51 قبل از ظهر
معلمان شاهدان دیار این دنیایند بس باید بکوشیم که شاهدی تیز بین
ودرستکردار باشیم که بوقت
شهادت حقی را پایمال نکنیم وارزشی را بی ارزش نکرده وبی ارزشی را
ارزشدار نکنیم
تاريخ : یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت: 0:28 قبل از ظهر
ترس از مدرسه
اشاره:
هنوز چند روزی به شروع فصل مدرسه باقی نمانده بود که فرید کوچولو، با مامان تو خیابون ها، کوچه و بازارها از این مغازه به آن مغازه به دنبال خرید لباس فرم مناسبی بودند، که مدرسه گفته بود. حتماً باید رنگش سرمه ای با خطهای سفید روی آستین باشد! برای خواهر بزرگش هم روپوشی کرم رنگ با مقنعه ای سرمه ای که مخصوص بچه های راهنمایی بود! مجید برادر بزرگترش هم باید کله اش را نمره چهار میزد! دل تو دلش نبود، نمی فهمید اینقدر التهاب مامان و خواهر بزرگش از چیه؟
او دائم تو خانه میگفت: باز هم شروع شد، باید و سختگیری های مدیر و ناظم و اخم و تخم معلم را تحمل کنیم! باز هم تنبیه! باز هم درس! تکلیف و جریمه! حیف، چقدر زود گذشت، کاش اصلاً مدرسه نمی رفتیم! طفلک فرید، اینها را که میشنید و صحبت های مامان رو که میگفت توی مدرسه مواظب باش این کار را نکنی . درس نخوانی، خانم معلم کتکت میزند و شنیده بود، بچه های شیطون را میاندازند تو اتاق های تاریک و... بابا میگفت آخر که چی لیسانس بگیرند، بیکار و بی عار، ویلون تو خیابونها. فرید کوچولو اینها را میشنود .
پاک ترس ورش میدارد، یعنی مدرسه اینقدر بده! چقدر سختگیرن! چند روز مونده به شروع سال پاشو توی یک کفش میکنه که من مدرسه نمی روم، جیغ میکشید و گریه میکرد که مدرسه را دوست ندارم. دلیل اینکه بچهها از مدرسه رفتن میترسند چیست؟
ترس: Fear
روانشناسان معتقدند ترس یک حالت هیجانی است نسبت به خطر یا یک محرک مضر که شخص از آن آگاه است. عامل ترس میتواند یک شی ء باشد، یک انسان یا مسئله و موقعیت مشخص.
مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه
ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود.
امتناع از مدرسه رفتن در هر سنی دیده میشود، اما معمولاً در ابتدای هر مقطع به صورت واضح تر و عینی تر خود را نشان میدهد. تقریباً این مسئله در بین پسرها و دخترها در سنین آغاز مدرسه به طور یکسان دیده میشود، اما در سطوح بالاتر با اندکی تفاوت از یکدیگر سبقت میگیرند. در خانواده هایی که بچهها با فاصله های زیاد از یکدیگر متولد میشوند شایعتر بوده و همانطور که گفته شد شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشی از اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر است.
معمولاً مادران بچه هایی که دچار اضطراب جدایی هستند شخصیتی افراطی، مضطرب، بیش از اندازه حمایت کننده، مردد، غیرمنطقی، حساس و عاطفی (سمپاتیک) دارند که اضطراب خود را با بیان افکار منفی و اضطراب آلود و عمل خود به بچهها منتقل میکنند.
اغلب مادران کودکانی که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادی وسواسی، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود یا یکی از نزدیکانشان در کودکی دچار همین مشکل بوده اند.
ترس یا امتناع از مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتی، عاطفی یا... داشته باشد، ناشی از یادگیری است. مادر یا پدری که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته های منفی از محرکها و مکانهایی مثل مدرسه یا درس خواندن میدهند وقتی تجربه های منفی توأم با وحشت و ترس و اضطراب، خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخها به بچهها انتقال میدهند و از آنها میخواهند مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان میکارند.
یک تجربه
علی کلانترزاده دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی میگوید:من هیچ وقت از مدرسه رفتن نترسیدم، یادم میآید هفته اول مهر بود، درست تا یک هفته هیچ تکلیف و مشق به ما ندادند، فقط خانم معلم میآمد در مورد کتابها و درسهایمان چیزهایی میگفت و میرفت، همیشه لبخند میزد، هیچ وقت ندیدم اخم کند یا کسی را کتک بزند. یادم میآید بعضی از بچهها با مامان هاشون اومده بودند مدرسه، چندتایی گریه میکردن، خانم معلم با خنده به بچهها گفت، بگین مامانتون بره خونه، بچهها هم رفتن به مامانها گفتند برن خونه. خانم معلم با مهربانی توضیح میداد از هفته آینده دفترچه بیاریم و مشقهایمان را چطور بنویسیم. خیلی از او خوشم آمده بود. از علی میپرسم چطور شد از مدرسه رفتن نترسیدی؟ میگوید: آخه مامان من معلم بود، قبل از شروع مدرسه من را با خودش آورد مدرسه و با ناظم و معلمها بازی میکردیم، با بچه های کلاس پنجم دوست شده بودیم. مامان همیشه تو خونه از معلم ها، مهربانی هاشون و دلسوزی هاشون تعریف میکرد. راستش هیچ ترسی نداشتم، اما یکی دو تا از بچهها هی گریه میکردند. تا جایی که با چند تا از بچهها دستها و پاهاشون را گرفتیم، آوردیم کلاس، همین که خانم معلم چند تا شکلات به اونها داد ساکت شدند و یادشان رفت برای چی گریه میکردند.
یعنی هیچ وقت نشده از مدرسه بترسی؟ راستش یادمه فقط یک بار کودکستان وقتی مادرم من رو تنها گذاشت و رفت تا ۵ دقیقه گریه میکردم! اما خانم معلم وقتی تشویقم کرد بازی کنم و نقاشی بکشم همه چیز را فراموش کردم.
ترس از مدرسه در مقاطع مختلف
تجربه نشان داده امتناع یا ترس از مدرسه در هر سنی دیده میشود. اما علتها و دلایل متفاوتی دارد.
مقطع ابتدایی:
نقش والدین و اضطراب جدایی این سن مصادف است با ساخت طرح واره هایی از محیط اطراف که توسط نزدیک ترین افراد به فرد انتقال داده میشود، کودک ۶ یا ۷ ساله آمادگی بسیار زیادی برای دریافت، ذخیره و حفظ اطلاعاتی دارد که نزدیکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد یک شیء، مسئله، مکان یا فرد به او میدهند. هر گونه برداشت منفی و انتقال آن به کودک، التهاب، دلواپسی، تشویش، اضطراب و ناراحتی یا آرامش، انگیزه مثبت، تلاش و کوشش، شادمانی و هیجانات مثبت میتواند در واکنش کودک یک مسئله مؤثر باشد.
آنچه والدین به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال میدهند، بخصوص در این سن او را نسبت به حضور یا عدم حضور (مثلاً در مدرسه و کلاس) تهییج میکند. ایجاد باورهای غلط نسبت به معلم، ایجاد یأس و یا ناامیدی از آینده، بیان و ابراز تشویش و نگرانی از چگونگی حضور بچهها در مدرسه و... حساسیت منفی و واکنش عاطفی او را در پی خواهد داشت و هر گونه تأکید و تحریک کودک در این شرایط به حضور در مدرسه شدت واکنشها را افزوده و نتیجه منفی به بار میآورد.
اضطراب جدایی
عامل دیگر، اضطراب کودک از جدا شدن و از دست دادن تکیه گاه، پناهگاه و وابستگی به مادر است. معمولاً مادران سعی در وابسته نمودن کودکان به خویش دارند و به واکنشهای عاطفی آنان نسبت به ترک پاسخ میدهند که در طولانی مدت و در هنگام وارد شدن به محلی ناآشنا یا تغییر مکان بدون حضور مادر، دچار نوعی حالات اضطراب به نام اضطراب جدایی Anxiet separation میشود که خصوصیات آن اضطراب شدید، موقع جدا شدن از افرادی است که کودک وابستگی مهمی نسبت به آنها دارد. این وابستگی میتواند به خانه یا محیط های آشنا هم باشد، گاهی در بچهها هنگام جدا شدن از مادر حتی نشانه هایی از هراس هم دیده میشود، که فراتر از آنچه که از سطح رشد آنها انتظار میرود، است.
راهنمایی
در این سن اضطراب جدایی جای خود را به امتناع از مدرسه رفتن میدهد، در واقع در این مقطع امتناع از مدرسه رفتن مطرح میشود نه ترس و آن به دلیل کسب تجربه های عینی است از حضور در مدارس ابتدایی، مشاهده رفتارها، ارائه اطلاعات واقعی یا غیرواقعی از مقطع تازه، توسط همسالان، افراد خانواده و غیره، وابسته شدن و عادت به حضور یک معلم در تمامی دروس ، تعداد کم دانش آموزان کلاس و ترس از حضور در کلاسهای حجیم یا معلم های مرد (بیشتر برای پسرها) ، عدم آگاهی نسبت به مقطع، قوانین و مقررات مدرسه، سختگیری کادر اجرایی و دبیران و در صورتی که از نظر آموزشی ضعیف بوده باشند، ترس از ناتوانی و شکست تحصیلی.
این دوره از حساسترین دوران زندگی فرد است. تحولات مربوط به بلوغ، رشد فکری و روانی، تمایل به استقلال طلبی، تغییر در ارزشها و تحولات جسمانی از این سن آغاز میشود.
نوجوان در این سن بسیار حساس، زودباور و تأثیرپذیر است. تجربه های قبلی از نحوه رفتار معلم، محیط آموزشی، ناظم و مدیر و روابط با همسالان در چگونگی واکنش او نسبت به محیط تازه مؤثر است.
بی تردید در آغاز هر پایه به طور طبیعی مواجه با نوعی دلشوره اضطراب و نگرانی نوجوانان در برخورد با محیط تازه تحصیلی خواهیم بود. اخلاق و رفتار معلم، طرز تفکر او، سطح فرهنگی، کیفیت و نحوه آموزش دروس، و برخوردش با مسایل و مشکلات بچه ها، روش کلاسداری و تدریسش و شیوه های انضباطی او، جاذبه و دافعه اش ، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب در دوره ابتدایی و آغاز دوره راهنمایی تأثیر سازنده یا مخرب در افکار و واکنشهای او به محیط تازه دارد.
متوسطه
این دوره همراه با تغییر در نگرشها! باورها، ارزشها، تغییرات بلوغ و تحول عمیق در لایه های مختلف شخصیت است. با ورود به مقطع نظری نوجوان دوره وابستگی به والدین، کودکی و مطیع بودن را کنار میگذارد. اما نه به طور کامل! والدین به علت تغییر در ظاهر فیزیکی و سعی در مستقل شدن نوجوان، او را رها میکنند. (در واقع استقلال میدهند) اما نوجوانانی که تا این سن چه از لحاظ درسی و چه تربیتی تحت تأثیر والدین بخصوص مادران، اتکا و حمایت او بودند، ناگهان خود را بدون حامی تنها در محیطی بسیار شلوغ افرادی سختگیر و (از دید خود) خشن میبیند. تجربه سختگیریها، شکستهای درسی، توبیخ، بدرفتاری مسئولان مدرسه، تندخویی و خشونت از طرف معلم و... او را نسبت به حضور در محیط مدرسه بیزار میکند. تغییر در حجم، کیفیت و موضوع کتب درسی و افزایش تعداد دروس و ناآشنایی با واحدهای درسی و... در نخستین روزهای حضور در مدرسه او را دچار حالات عصبی و عاطفی میکند، که در نهایت احتمال امتناع از مدرسه رفتن و نهایتاً در صورت برخورد واکنشهای جسمانی مثل سردرد، دل درد، حالات تهوع و بیماریهای ناگهانی از خود نشان میدهند (این مسئله در تمامی مقاطع دیده میشود.)
عامل پنهان
آنچه معمولاً مورد کم توجهی مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار میگیرد، توجه به فضا و محیط فیزیکی مدارس است! با یک نگاه به کودکستانها و پیش دبستانها میبینیم از کوچکترین فضایی برای جلب توجه به ایجاد شوق در بچهها استفاده میکنند. جذابیت، شادابی و طراوت محیط آموزشی نقش مهمی در جذب، ایجاد آرامش درونی و علاقه به حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه ای را میبینید که دیوارهایش آجری نباشد! یکی از مسئولان آموزش و پرورش منطقه غرب تهران میگفت: وقتی دیوارهها و محیط دبستان کنار اداره را میبینیم با آن پرچم روی دیوار و صبحگاهی، به یاد پادگان های اطراف تهران میافتم! بچه های مثل سرباز توی صف ایستاده و به زور خود را کنترل میکنند!
در واقع در مقطع ابتدایی جذابیت و زیبایی فضای مدرسه و استفاده از رنگ های شاد و تصاویر جذاب و جالب به همراه وجود فضای سبز در مدرسه میتواند در تغییر نگرش و کاهش اضطراب بچهها مفید باشد. کلاسهای کوچک و تاریک یا بسیار وسیع با تعداد زیاد دانش آموز، بچهها را در نخستین تجربه حضور در مدرسه وحشت زده میکند! سال قبل در یک نظر سنجی که از بچهها به عمل آوردم، اکثراً معتقد بودند مدرسه مثل زندان است!
بچهها مثل سرباز باید مراقب هر نوع رفتاری باشند! همه چیز درس است! معلمها اغلب کم حوصله، عصبانی و زودرنج میباشند. هر چند هستند معلم هایی بسیار پر نشاط، شاداب و خنده رو...
راهکار
والدین تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تأکید بر مراحل مختلف رشد کودکی و نوجوانی و تغییرات هر مرحله والدین رفتارهای خود را متناسب با این تغییرات، تغییر دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی میگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداری کنند. خاطرات، یادوارهها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچهها در میان بگذارند، از معلمها با القاب خوب (با لبخند) یاد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچهها انتقال دهند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلمها و محیط مدرسه آشنا کنند، به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، تنبیه یا توبیخ نکنند. بچه های دیگر را به رخشان نکشند، تفریحات آنها را محدود نکنند، و دلیلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند. بچهها را در دوره ابتدایی به خود وابسته نکنند، سعی کنند روشها را به آنها بیاموزند و بگذارند خودشان با کمک و یاری والدین در حد اعتدال تکالیفشان را انجام دهند. برای جلوگیری از انزواطلبی و دوری گزینی سعی کنند از دبیران در منزل استفاده نکنند، آنها را تا میتوانند در محیط های آموزشی و حضور در جمع قرار دهند.
نکاتی برای مسئولان
برای کاهش هر چه بیشتر مشکل امتناع از مدرسه سعی کنید در هر مقطع از وجود کارشناسان روان شناسی و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدایی و راهنمایی استفاده کنید. مشاور با ایجاد روابط عاطفی پایدار خواهد توانست بچهها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شیوه برخورد با مسایل و مشکلات عاطفی و آموزشی را به آنها بیاموزد.
"محیط آموزشی و فیزیکی مدرسهها را شاد کنیم، جذابیت مهمترین عامل جذب بچه هاست."
منبع : روزنامه همشهری
تاريخ : یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت: 0:22 قبل از ظهر
وقتی تنبیه بی اثر می شود
بهطور معمول ارتباط متقابل بین والدین و فرزندان در دوران بلوغ کاهش مییابد زیرا یک سلسله تغییرات طبیعی
(دوری از فعالیتهای خانوادگی، کاهش ارتباط با خانواده، سپری کردن بیشتراوقات با دوستان در خارج از خانه) در این سنین اتفاق میافتد.برخی از والدین، رفتارهای ناشایست و اشتباهات فرزندانشان را بیش از رفتارهای شایسته و موفقیتهای آنان مورد توجه قرار میدهند. این روحیه در دوران بلوغ فرزندان بیشتر ظاهر میشود و نوجوانان شکایت دارند که هر باروالدینشان صحبتی با آنها میکنند در حال ایراد گرفتن یا نصیحت کردن آنها هستند. این مساله در اثر کاهش ارتباطات متقابل بین والدین و فرزندان شدیدتر میشود.منفیبافی و بزرگنمایی نقاط ضعف فرزندتان شرایطی فراهم میآورد که در آن ، تنها پاداش رفتار نیک فرزندتان این خواهد بود که تنبیه نشود
. دیدن نقاط ضعف و تنبیه کردن بچهها لازم است ، ولی نباید به گونهای باشد که نقاط قوت و موفقیتهای آنها را از نظر پنهان کند. عمده کردن نقاط ضعف نوجوانان موجب پیدایش مشکلاتی میشود که رفتارهای خاص دوران بلوغ را تشدید میکند.رشد جسمی نوجوانان مانع از موثر بودن زور در تربیت آنها میشود
.با وجود آنکه همه میدانیم کودکان به مرور زمان بزرگ شده و رشد طبیعی میکنند ولی از این واقعیت غافل شده و سعی میکنیم با استفاده از ترس و ارعاب آنها را تربیت کنیم
. شما به دلیل اینکه از کودکان قویتر هستید ممکن است بتوانید با ترس و ارعاب آنها را به انجام کارهایی وادار کنید .به تدریج که فرزند شما رشد میکند و به سن بلوغ میرسد برتری جسمی شما کارایی خود را از دست مید هد و زد و خورد نیز قادر به کنترل یک نوجوان نخواهد بود در حالی که سن بلوغ دورهای است که شما نیاز بیشتری به کنترل فرزندتان دارید
.استفاده از ترس و ارعاب روش خوبی برای کنترل رفتار نوجوانان نیست زیرا آنها بهطور معمول ترسی از والدین خود ندارند و با آنها درگیر میشوند.عصبانیت، کلهشقی و تمرد
.زیاد شدن فاصله بین والدین و فرزندان
. حال اگر برخورد مناسبی با آنها صورت نگیرد، حالت روحی آنها تشدید شده و فاصلهشان با دیگر افراد خانواده افزایش مییابد بهطوری که کمتر با والدین خود حرف میزنند، بیشتر اوقات را در اتاق خود میگذرانند و سعی میکنند با والدین خود بر خورد نداشته باشند.فرار از مشکلات و اجتناب از برخورد کردن
. اگر در بازی همیشه شکست بخوریم یا هر بار که غذایی تهیه میکنیم مورد انتقاد قرار بگیرد، ممکن است از بازی کردن یا غذا پختن فرار کنیم.نوجوانان نیز چنین حالتی دارند و هنگامی که با تنبیه و مجازات مواجه شوند از رفتاری که موجب تنبیه آنها شده است دوری میکنند
. اگر هر بار که فرزند شما چمنها را کوتاه میکند به او ایراد بگیرید، به جای آن که کارش را اصلاح کند چمنزنی را ترک خواهد کرد. اگر برای تقویت فرزندتان در انجام تکلیفهای درسی سر او داد بزنید و مداوم او را نصیحت کنید، فرزند شما ممکن است در مدرسه رفتن و تحصیل کردن تجدیدنظر کند.رفتارهایی چون فرار از خانه، دروغگویی و فرار از حقیقت که بسیاری از مواقع در نوجوانان مشاهده میشود، اغلب در اثر برخوردهای نادرست یادشده با آنها بهوجود میآید، از اینرو در صورت مشاهده این رفتارها در فرزند خود، برخوردی را که با او داشتهاید بازنگری کنید، چنانچه شیوه شما بیشتر بر تنبیه و مجازات متکی باشد، چنین واکنشهایی طبیعی خواهد بود
.موثر نبودن تنبیه و مجازات
. ممکن است با همه ی نوباوگان برخوردی یکسان داشته باشیم، مثلاً تنبیه کردن در مورد بعضی از کودکان موثر است ولی در مورد برخی دیگر کارایی نداشته و وضعیت را بدتر میکند. در مورد کودکانی که روحیهای سرکش دارند، باید از روش تنبیه اجتناب ورزید و از شیوه جایزه و تسامح استفاده کرد.عصبانیت، ضدیت و سرکش بودن، روحیاتی هستند که در بیشتر نوجوانان مشاهده میشود
.استفاده از روش تنبیه و مجازات و ترساندن در مورد بسیاری از کودکان کارایی دارد ولی هنگامی که همین کودکان به سن بلوغ میرسند، کارایی این روشها از میان میرود زیرا شخصیت کودک تغییر کرده است
.
مقابله به مثل در نوجوانان
برخی والدین به من مراجعه کرده و میگویند : «هر بار پسرم را کتک میزنم او هم با من مقابله میکند» یا «هر بار که سر دخترم فریاد میزنم او هم بر سر من فریاد میزند». پیشنهاد من به این والدین این است که پسرتان را کتک نزنید و بر سر دخترتان فریاد نکشید. رفتار والدین الگویی برای کودکان است. به این پدیده «تئوری الگوسازی در یادگیری» میگویند که موجب میشود تا کودکان، رفتاری را که از والدین خود آموختهاند در مورد خود آنها به کار ببرند. والدینی که برای ارتباط با فرزندشان از روشهایی چون داد زدن، دعوا کردن و... استفاده میکنند فرزندان آنها نیز چنین شیوههایی را در برخورد با والدین، خواهر و برادر و یا دوستان خود به کار میگیرند.گاهی اوقات نوجوانان رفتاری خاص از خود ظاهر میسازند تا توجه دیگران را به خود جلب کنند
. این پدیده ممکن است بهطور خودآگاه و یا ناخودآگاه صورت گیرد اما به هر حال برای برانگیختن واکنشهایی خاص در والدین میباشد. در برخورد با چنین مواردی باید آنها را نادیده گرفت و از روش تسامح استفاده کرد.نویسنده
: دکتر دن فونتنلما به عنوان افراد بالغ، بهطور معمول شخصیت دوستان خود را تحلیل کرده و بر اساس این تحلیل با آنها برخورد میکنیم
همه ی ما خواهان آن هستیم که از شرایط ایجادکننده پیامدهای منفی دوری کنیم
نوجوانان بهطور معمول علاقه دارند بیشتر اوقات خود را با دوستان بگذرانند لذا از خانواده ی خود اندکی فاصله میگیرند
رفتارهای یادشده در سنین بلوغ طبیعی محسوب میشود ولی در صورت عمده شدن نقاط ضعف فرزندتان، این حالات روحی تشدید شده و او را در موضع ضدیت و لجاجت قرار میدهد که در این حال، وی با هر چیزی مخالفت میکند و موجب بروز مشکلاتی در بین اعضای خانواده میشود
تاريخ : یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت: 0:19 قبل از ظهر
موضع مقاله : روش های نوین در تدریس ادبیات فارسی دوره ابتدایی . سال 1385
چکیده :
یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاٌ در کشور ما، به کار نگرفتن روش های تدریس نوین در آموزش است. به همین سبب کیفیت آموزشی از سطح مطلوب برخوردار نیست و دانش آموزان علاقه زیادی به تحصیل نشان نمی دهند. یکی از دلائل آن عدم آشنایی معلمان با روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی است.
پیشرفت روز افزون علوم و تحقیقات گوناگون در حیطه های مختلف حاکی از آن است که اطلاعات بشر روز به روز افزایش می یابد و مطالب جدیدی به دست می آید.امروزه هر فرد بشر ناچار از استفاده یافته های جدید است .
معلم بایدباروشهای مختلف تدریس آشنا باشد و باید بدانددر کدامین موقعیت آموزشی از کدامین روش استفاده نماید. آنچه دراین مقاله خواهد آمد، نگاهی است کوتاه و گذرا به روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی ونقد آن سخن به میان خواهد آمد .سپس نتیجه گیری بعمل آمده ودر پایان پیشنهاداتی ارائه می شود .
واژگان کلیدی : روش تدریس - ادبیات – زبان – زبان فارسی – تدریس
مقدمه :
زبان فارسی به عنوان یکی از زبانهای غنی و کهن دنیا و زبان دوم اسلام، به لحاظ گستره واژگانی و تواناییهای خود، در ردیف زبانهای مهم دنیا جای دارد و از ارزش شایانی برای انتقال مفاهیم دوستی و معاونی بلند برخوردار است. زبان فارسی امروز بیگمان در ایجاد پیوند دوستی ملل هم جوار و سایر ملتها در تحقق و شکلگیری طرح گفت وگوی ملتها و تمدنها نقش بسزایی ایفا میکند، و بیش از پیش توانسته است توجه جهانیان را به خود جلب کند و آنها را به اندیشیدن در ایجاد روابط و پیوندهای دوستی با این زبان تشویق کرده است. زبان فارسی که عهدهدار برقراری ارتباط بین ملل مختلف دنیا شده ، به همین سبب در پیشرفت فرهنگی و هنری در زبانهای سایر ملل و کشورها تأثیرگذار بوده است.پس اگر از جنبههای فرهنگی، ادبی، علمی، و تمدنهای کهن جهانی به این قضیه بنگریم، ضرورت آموزش زبان وادبیات فارسی محسوس میگردد.
هدف های کلی برنامه ی اموزشی زبان فارسی در دوره ی ابتدایی
حیطه شناختی 1-اشنا یی مختصربا زبان فارسی معیار2-گستر ش حوزه ی نمادها و معا نی3-اشنا یی با گفتار ونوشتار و درک تفاوت ان ها4-اشنایی مختصر با جلوهای هنری زبان5-اشنایی با مسائل اعتقادی اجتماعی.سیاسی.ملی علمی و هنری در قالب زبان
حیطه ی عاطفی الف) ایجاد پرورش وتقویت علا قه ونگرش مثبت نسبت به:- مبانی اعتقادی.فرهنگی وملی کشور
-بیان احساسا ت .وعواطف وافکار در قالب گفتا ر ونوشتار-جنبه های زیبایی سخن وتحسین ان-مطا لعه
ب)تلطیف احساسات وعواطف
بحث : روش های نوین تدریس زبان وادبیات فارسی
استفاده از روش تدریس فعال وهمگام با روزروش های تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد .هدف از این مقاله آشنایی معلمان با روشهای نوین تدریس زبان وادبیات فارسی واستفاده آنها در کلاس وغنا بخشیدن به محتوای دروس وحرفه ای با ر آوردن معلمان وخدمت به اعتلای کیفیت آموزش وپرورش میهن عزیز اسلامی میباشد .برای اطلاعات بیشتر به کتابهای الگوهای تدریس 2000وآموزش راههای یادگیری و... مراجعه شود .
1- یادگیری از طریق همیاری
معلمان بایدبه دانش آموزان فرصت دهند تا به صورت گروهی و از طریق همیاری به یادگیری اقدام کنند .یادگیری از طریق همیاری یک قالب یا چهارچوب آموزشی است که در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شکل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.
هدف نهایی از کاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تکرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد که یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون کارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم کار موفق شوند. سینر گوژی برای آموزش یادگیری از طریق همیاری چهار روش را ارائه می دهد :
الف ) طرح کارایی گروه ب) طرح تدریس اعضای گروه ج)طرح قضاوت عملکرد ث)طرح روشن سازی طرز تلقی
مراحل اجرای الگو همیاری
1- ابتدا کروه ها شکل می گیرند. گروه های ناهمگن که دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث کارآمدشدن یادگیری می شود. پس از تشکیل گروه ها معلم به کمک دانش آموزان قوانینی را تدوین می کنند مثلا گروه های ختلف نمی توانند با همدیگر صحبت کنند.
2-این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی که از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس که نیاز به توضیح دارد صحبت می کند.
3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود که در یک زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی که در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و کار کنند. معلم با حضور در گروه ها ضمن ارزشیابی راهنمایی های لازم را انجام می دهد.
4-این مرحله نتایج کار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش کار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" هر گروه نتایج کار خود را روی یک برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار کلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد
5- در آخرین مرحله که مرحله ی ارزشیابی است معلم کار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. برای ارزشیابی می توان از گروه ها کمک گرفت و با کمک گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از کار خود (خودارزشیابی) بپردازند.
2- شیوه ی نمایشنامه ای (ایفای نقش )
در این شیوه دو یا چند دانش آموز موضوعی را به صورت نمایشنامه اجرا می کنند .این شیوه ی تدریس ،نیاز به مهارت های خاص بازیگری ندارد؛ بلکه معلم می تواند بنا به محتوای آموزشی مورد نظر، به ضرورت از آن استفاده کند .از ویژ گی های مهم شیوه ی ایفای نقش این است که زبان آموزان با نمایش وبازیگران آن ،ارتباط عاطفی برقرارمی کنند وبا هیجان، مراحل نمایش را مشاهده می کنند .به این طریق، دقت ،تمرکز حواس وتوجه به مطالب افزایش می یابد ویادگیری بهتر وموثرتر انجام می گیرد .هم چنین این شیوه برای مقابله با کم رویی وخجالتی بودن برخی زبان آموزان که در کار زبان آموزی مشارکت کم تری دارند، بسیار مفید است .
3-شیوه ی بحث گروهی
این شیوه که اساسا یک شیوه ی تدریس شاگرد محور است ، برای سطوح بالاتر از سطح پایه کاربرد دارد وبرای شاگردان دوره ی ابتدایی چندان مناسب نیست .مثلا برای جلسه های گفت وشنود در سطح متوسط پیشرفته ، فواید بسیار دارد .دراین شیوه معلم در کنار صحنه می ماند واجازه می دهد زبان آموزان با هم صحبت کنند وفقط گاهی به سوال های آنان پاسخ می دهند اجرای این روش از هر روش دیگر دشوارتر است ؛ چون معلم بایدکاملا به روش مسلط باشد وزبان آموزان نیز با آمادگی قبلی وارد کلاس شوند .اداره کردن کلاس گفت وشنود به نحوی که همه ی زبان آموزان در گفت وگو شرکت کنند ودر باره ی اطلاعاتی که رد وبدل می شود ،علاقه نشان دهند،کاری مشکل است .در این زمینه روش مشاوره ای می تواند به موفقیت برنامه یآموزش زبان فارسی کمک زیادی کند .
4-الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی
یکی از الگوهای تدریس که باعث پرورش ظرفیت مشکل گشایی دانش آموزان وهدایت آنها به بیان خلاق وگسترش انگاره های جدید عقلی از طریق توجه به بعد عاطفی وغیر معقول می شود. الگوی بدیعه پردازی است در این الگو ،به وسیله ی فعالیت استعاری به جریان آگاهانه تبدیل می شود . ازاین الگو اکثرا برای تدریس انشاء استفاده می شود .زیرا بیشتر از هر درس دیگری نیاز به پرورش تصورات ذهنی برای خلق چیزی جدیددارد . هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شکستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور کمک به افراد برای شکستن زمینه های ذهنی قبلی و پیداکردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد. شش گام درتدریس این الگو عبارت است از :گام اول توصیف وضعیت جدید ،گام دوم "قیاس مستقیم ،گام سوم قیاس شخصی، گام چهارم تعارض فشرده ،گام پنجم قیاس مستقیم وگام ششم بررسی مجدد وظیفه اولیه
بر این اساس این الگو معلم به دانش آموزان مجموعه ای از اطلاعات در قلمرو خاصی مثل فرهنگ کشورها ارائه می دهد .وظیفه اصلی معلم درک آمادگی دانش آموزان برای کسب تجربه، فعالیتهای شناختی جدید ومورد استفاده قرار دادن تجارب در موقعیت جدید است دانش آموزان اطلاعات را در مغز خود سازمان دهی می کنند نکات ومطالب مستتر در آنرا به یکدیگر ارتباط می دهند وسپس آموخته های خود را در موقعیت جدیدبه کار گرفته وتعمیم می دهند
وبدین وسیله به پیش گویی، فرضیه سازی وتوضیح پدیده های نا آشنا یی می پردازد . الگوی تفکر استقرائی موجب می شود که دانش آموزان اطلاعات را گرد آورند به دقت بررسی کنند به شکل مفاهیم در آورند ودست ورزی با آن مفاهیم را یاد بگیرند . دانش آموزان با استفاده منظم از این شیوه توانایی کارآمدتری را در تکوین مفاهیم می یابند وبر چشم اندازهای خود در نگرش به اطلاعات می افزایند . الگوی تفکر استقرائی برای تدریس تکوین مفهوم وهمزمان آموزش مفاهیم به دانش آموزان تدوین شده وتوجه به منطق، زبان ومعانی کلمات، وماهیت دانش را پرورش می دهد.سه شیوه ی تدریس در این الگووجود دارد .نخستین آن تکوین مفهوم دومی تفسیرمطالب وسومی کاربرد اصول است . هر شیوه دارای سه گام می باشد .مرحله اول: ا- فهرست گیری 2- گروه بندی 3- عنوان دهی مرحله دوم :1- تعیین جنبه های شاخص 2-کشف روابط 3- استنباط مرحله سوم: 1-پیشگویی نتایج 2- توضیح پیشگوییها 3-تصدیق پیشگویی
6- روش یورش مغزی در تدریس انشاء
تفکر ، عالی ترین مراتب عبادت است .امام محمد باقر) ع( .در رویکردهای نوین آموزش ، قصد این است که آموزش و پرورش دانش آموزان را برای نزدیکی در فضای اجتماعی آینده ، آماده سازد . هدف تعلیم وتربیت نوین ، بروفق آرای پیشگامان آموزش وپرورش پیشرو ، ارتقای سطح توانایی همه یادگیرندگان برای حل مسأله است.
یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات هم فکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگیهایی منحصر به فرد است. آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد . «روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسیله ای برای یادآوری مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مسئله به یادگیرندگان کمک می کند.
چهار قاعده اساسی بارش مغزی
1. انتقال ممنوع: این مهمترین قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توجه کرده و بررسی و ارزیابی پیشنهاد را به آخر جلسه موکول کنند.
2. اظهار نظر آزاد و بی واسطه: این قاعده برای جرأت بخشیدن به شرکت کنندگان برای ارایه پیشنهاداتی است که به ذهن آنها خطور می کند، به عبارت دیگر در یک جلسه بارش مغزی تمام اعضا باید جسارت و شهامت اظهار نظر را پیدا کرده باشند و بدون آنکه ترسی از ارزیابی و بعضاً انتقاد مستقیم داشته باشند ؛ بتوانند پیشنهاد و نظر خود را بیان کنند. هر چه پیشنهادات جسورانه تر باشد نشان دهنده ی اجرای موفق تر جلسه است.
3. تأکید بر کمیت : هر چه تعداد نظرات بیشتر باشد، احتمال وجود پیشنهادات مفید و کارسازتر در بین آنها بیشتر می شود. موفقیت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پیشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقیم دارد. در این روش این گونه عنوان می شود که هر چه تعداد پیشنهاد بیشتر باشد احتمال وجود طرح پیشنهاد کیفی بیشتر است.
4. تلفیق و بهبود پیشنهادات : اعضا می توانند علاوه بر ارایه پیشنهاد، نسبت به بهبود پیشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی این امکان را به اعضا می دهد که پس از شنیدن پیشنهادات دیگران پیشنهاد اولیه بهبود داده شود. آنها همچنین می توانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد دیگر تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند.
نتیجه
بر صاحبنظران پوشیده نیست که پویایی روشهای گوناگون آموزشی و اتکای آن بر پایههای استوار علمی و حساب شده، در جریان رشد یادگیری و ارتقای سطح فراگیری دانشآموختگان، تأثیر عمده دارد و این مسئله نیازمند تلاش متخصصان و کارشناسان این حوزه در تدوین و طراحی و به کارگیری شیوههای نوین است.
امروزه هر فرد بشر ناچار از استفاده یافته های جدید است . از آنجا که در مدارس ما نیز دانش آموزان برای آینده تربیت می شوند و هر ساله مطالب و محتواهای کتابها نیز تغییر می یابد این ضرورت یعنی استفاده از شیوه های نو،جدید و کارا بسیار احساس می شود . یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاٌ در کشور ما، به کار نگرفتن روش های تدریس نوین در آموزش است.آ شنایی با روش های مختلف تدریس می تواند زمینه ای جهت بر خورد متقابل و منطقی با دانش آموزان از یک مجرای ارتباطی صحیح مهیا کند بطوری که همواره تفکر منطقی داشته باشد . آنچه دراین مقاله آمده ، نگاهی کوتاه و گذرا به روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی از جمله یادگیری از طریق همیاری ، شیوه ی نمایشنامه ای، شیوه ی بحث گروهی، الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی، روش یورش مغزی، الگوی تفکر استقرائی می باشد .امید آنکه مورد توجه واستفاده معلمین گرامی واقع شود .
پیشنهادات
1- معلم باید روش های تدریس خود را به شیوه ای طراحی کند که در آن موقعیت های فراوانی برای ارتباط دروس با زندگی پیش بینی شود.
2- استفاده از وسایل کمک آموزشی از قبیل فیلم و سیدی و اسلاید و نوار کاست و000 بسیار مؤثر است.
3- بالا بردن سطح علمی معلما ن و استادان از آخرین و تازهترین اطلاعات در حوزه زبان و ادبیات و فرهنگ ایران،
4- معلمان جهت ارتقای سطح دانش آموزان و بهتر یاد دادن این زبان از روش های جدید تدریس استفاده کنند .
5- اجرای جشنوارهی الگوهای فعال تدریس با شرکت فعال وحضور گستردهی معلمان
6- معرفی منابع و کتابهای روش های تدریس نوین به معلمان وبرگزاری مسابقات کتابخوانی
منابع وماخذ
1- آقازاده محرم .راهنمای روش های نوین تدریس بر پایه پژوهش های مغز محوری.
2- شعبانی .حسن .مهارت های آموزشی وپرورشی انتشارات سمت .
3- دکتر ذوالفقاری .حسن .راهنمای تدریس کد 51 ناشر ک اداره کل چاپ وتوزیع کتاب های درسی سال 1381 .
4- رستگار ،طاهره - مجید ملکان " . آشنایی با یاد گیری از طریق همیاری.
5- عباسی، محمد رضا(1379)، عناصر ساختاری روش حل مسئله، مجله رشد تکنولوژی آموزشی، شماره5.
6--قربانی .قربانعلی .وهمکاران .آموزش راههای یادگیری نشر دانشجو . .سال 1382.
7-موسی، احمد زبان فارسی در مغرب : وضعیت، بررسی و نقد روشهای آموزشی دانشجوی دانشگاه تهران.
تاريخ : یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت: 3:50 قبل از ظهر
|
نه زیاد ذوق زده شوید ونه غمناک بلکه میان ان دوبودن شرط عملی موفقیت امیز است از فرط ذوق ندیده به چاله میافتیم واز فرط بدبینی وغمگین بودن ترش وشیرین را مخلوط کرده وتشخیص را از خود دور میکنیم
تدریس، حرفهای هیجانانگیز است و به شما فرصت میدهد تا موضوعات مورد علاقه خود را دنبال کنید، به آموزش دانشآموزان کمک کنید تا موفق شوند، رشد کنند و از کار گروهی لذت ببرند. با وجود این، حرفهای دشوار و پرزحمت است و تمام معلمان گاهی استرس ناشی از کار را تجربه میکنند بنابراین لازم است همه معلمان در مرحله اول، راهبردهایی فرا بگیرند که استرس ناشی از کار را به حداقل برسانند و در درجه بعد به استرس ایجاد شده بپردازند.
|
تاريخ : یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت: 3:42 قبل از ظهر
همدم ومونس دانش آموزان بودن یکی از بالاترین هنر معلمی میباشد
بیائید یار انها باشیم ونه بار انها
هدف از تعلیم و تربیت این نیست که بسان یک دستگاه کامپیوتر باکودکانمان برخورد نمائیم و آن چنان تصور نماییم که باید از لام تا کام برنامه ای خاص و از پیش طراحی شده را در درون آنها پایه ریزی و مدون نماییم، بلکه کودک و نوجوان براصل و اساس خلقت دارای خلق و خویی الهی است و به استناد روایات و آیات، اشرف مخلوقات و موجودی است که در فطرت او خداجویی و حق طلبی مقرر گردیده و شمه ای از تمام صفات الهی توسط خالق در او به ودیعت نهاده شده، پس تربیت چه نقشی در این موجود پیچیده بازی می کند؟
اصولا تربیت بر پایه دادن اطلاعات صحیح و زدودن گرد و غبار فراموشی از زنگار وجودی انسان و پاسخ به سوالات درونی و فطری آدمی است و بعضی علماء و دانشمندان علوم تربیتی بر این اعتقادند که اگر آدمی را بدون هیچ آموزشی و بدون هیچ تاثرپذیری از محیط و اشخاص رها نمایند، فطرت پاک او به سوی حق جویی و خداطلبی و خلقت بنیادی خویش سوق داده می شود. در اینجا اشاره به داستان موسی و شبان جناب مولوی در مثنوی اشاره بر این حقیقت وجودی انسان می باشد. موسی و شبان به خداجویی و حقیقت طلبی و وصول به اصل خویش هرکدام دست یافته اند. دو طالب که به مطلوب خویش توجه پیدا کرده و خدای جهان را با وجود خویش درک کرده اند، منتهی یکی تحت تعلیم فطرت درونی و وحی الهی و دیگری فقط تحت تعلیم فطرت درونی خویش، یکی با مربی درونی و هدایت های مستقیم الهی (وحی) و یکی فقط با استمداد از مربی درونی و در محیطی ساده و بی آلایش و به دور از هرگونه تاثرپذیری از افراد و اشخاصی که ممکن است این فطرت پاک و بی آلایش را خدشه دار کنند و...
پس محیط سالم و عاری از ناهنجاری های تربیتی خود به خود مربی پرتوانی است. جهت نمودار ساختن صفات و خلقیات انسانی که از مبدا خلقت سرچشمه گرفته است، البته رعایت بعضی موارد یعنی توجه به رفتار و خورد و خوراک و توجه به اصل حرام وحلال که مقدمه انعقاد یک نطفه سالم و صالح می باشد از اصول قبل از تولد و در دوران رشد می باشد و رعایت آن الزامی است و ما در این مقوله قصد پرداختن به آن را نداریم.
به عبارتی دستکاری کردن در این فطرت پاک انسانی به صورت مستقیم و غیرمستقیم خود می تواند عوارض و ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری را در کودکان و نوجوانان پدید آورد. موید این مطلب پرسش ها و کنجکاوی هایی است که انسان در دوران کودکی از چیستی و چگونگی تولد و خلقت خویش و خالق جهان سئوال می کند و گاه به نسبت هوش و ذکاوت این سوالات پیچیده تر شده و بردانستن آن پافشاری می نماید و با افزایش سن و نزدیک شدن به سن جوانی پخته تر و هوشمندانه می گردد.
لذا انتقال اطلاعات صحیح و همسو با فطرت خدا نهاد که ریشه آن در هدایت انبیاء و اولیاء نمود دارد، خود ضمانتی است برای راهیابی به طرق صحیح تعلیم و تربیت و زمان شروع این مرحله از اوان دوران کودکی است که به تناسب سن تا دوران پختگی ادامه می یابد.
باید توجه داشت که پاسخ به این گونه سوالات و آموزش ها با نهایت مهارت و در قالب داستان ها و کتاب ها و فیلم ها و گفت وگوهای هنرمندانه و دوستانه نه از باب نصیحت و ملامت منتقل گردد. امر و نهی های بی مورد و به صورت مستقیم و از روی عداوت و خشم، حتی ظاهری اعمال نگردد، در غیر این صورت تاثیری منفی در نهاد کودکان و نوجوانان می گذارد.
آماده سازی محیطی ایمن از انحرافات اخلاقی راهگشای این امر خطیر می باشد، ولی متاسفانه در جوامع فعلی و با بی دقتی بعضی اولیاء و اطرافیان، به محیطی ناامن مساعد برای تعرض در سرشت پاک کودکان مبدل گردیده و توسط عوامل مغرض خارجی و بعضا سودجوی داخلی با نمایش برنامه ها، فیلم ها، بازی های کامپیوتری، ماهواره ها، اینترنت، لوح های فشرده مستهجن که گاها به راحتی در اختیار خانواده و فرزندان آنان قرار می گیرد، بی توجهی به آثار بسیار مخرب و خانمان سوز پایه های تربیتی، نهاد فرزندانمان را متزلزل و سست می سازد و در این میان تهی بودن دست ارباب تعلیم و تعلم مثل نهادهای فرهنگی، آموزش و پرورش، نهاد امور تربیتی و... را از ابزاری برای مقابله با این ترفندهای شیطانی، جهت مقابله به مثل کردن آنها در انجام امور محوله خلع سلاح کرده و یا کم توان می سازد و درصد موفقیت آنان را کاهش می دهد و هر آن چه در محیط مدارس و آموزشگاهی بافته می شود، تافته شده و ترفندها و روش ها بی رنگ و کم تاثیر می گردد. خانواده ها و او یا برای تأمین معاش و مایحتاج مادی فرزندان ساعت ها از عمر و توان خویش را صرف می نمایند تا غذای جسم، لباس و پوشاک مناسبی را تهیه و در اختیار آنان قرار دهند و تا حد امکان خود و فرزندانشان را بی نیاز و در راحتی نسبی قرار دهند، اما از اهمیت غذای روح آنان که از اصلی ترین مایحتاج انسان ها محسوب می گردد، غافل شده و یا بی تفاوت می شوند و حتی خود نیز عامل داس زدن به این معضل می گردند.
در این جا لازم است تا مقایسه ای میان این دو نیاز ضروری انسان، یعنی غذای روح و هم غذای جسم داشته باشیم تا بلکه اهمیت توجه بیشتر به خوراک معنوی فرزندانمان که از راه نگاه ها- شنیدن ها- گفت وگوها- مطالعه و ارتباط ها و... حاصل می شود و در لایه های درونی آنها نشسته و شخصیت و آینده ایشان را رقم می زند، گوشزد نماییم.
انسان هنگام خوردن غذا از تمام احساسات چندگانه خود در جهت تشخیص کیفیت غذا و لذت بردن از آن کمک می گیرد و اگر یکی از این حس ها خدشه ای در کیفیت آن را درک کنند به شخص هشدار داده و او را از خوردن آن منع می نمایند.
چشم با دیدن غذا اگر تغییر رنگ در آن مشاهده نماید، حس شاهد یا بویایی از تغییر بوی غذا و حس چشایی از تغییرات مزه و بعد از این که غذا بلعیده شود و این موانع نتوانند از بد بودن غذا و یا مسموم بودن آن شخص را آگاه سازند. اما اعضای گوارش اعم از مری، معده، روده ها و در کل تمام اعضای بدن نسبت به این مسمومیت عکس العمل نشان داده و از طریق شناخته شده برای اخطار و حتی دفع آن اقدام می نماید و در نهایت علائمی را بروز می دهند که شخص را وادار به مراجعه به پزشک و طی مراحل مداوا می کنند و این همه اسباب هشداردهنده در طبیعت جهت تضمین سلامت جسم انسان است که در او به ودیعت نهاده شده، ولی این سیستم پیچیده و هوشیار در مورد تشخیص کیفیت غذاهای معنوی و روح انسان وجود ندارد و بعد از خوردن غذاهای مسموم و بسیار مضر و به عبارتی ارتکاب گناهان، آثار بدو حتی کشنده آن نمود پیدا نمی کند و علائم اخطاردهنده مشابه به هیچ وجه بروز نمی کند و شخص مریض را نمی توان با علائم ظاهری شناسایی و مداوا نمود، حتی شخص از خوردن بیشتر این غذاهای مسموم، احساس لذت و نشاط کاذب خواهد نمود و آثار مخرب آن در رفتار و کردار فرد مسموم نمود خواهد کرد و تنها عامل بازدارنده آن عقل و وجدان اخلاقی انسان است که آن هم با تکرار عمل کم رنگ و بی اثر خواهد گردید و آثار مخرب این تغذیه مسموم تا سالها و بلکه تا آخر عمر بر جای خواهد ماند و به سختی و تلاش، شناخته و مداوا می گردد. در این جاست که دشواری تعلیم و تربیت انسان خود را آشکار کرده و ضرورت توجه بیشتر اولیا و مربیان به این بعد یعنی بعد پیشگیری از انحراف اخلاقی و مهیا کردن محیط سالم در خانه و مدرسه و اجتماع مشخص می گردد.
برنامه ریزی برای آماده سازی غذاهای سالم معنوی و بانشاط برای روح پاک و بی آلایش عزیزانمان مشهود می گردد. پایه ریزی سعادت و خوشبختی افراد از خانه و خانواده و پدر و مادر شروع می شود که مهمترین افراد و مؤثرترین آنها در هدایت و تربیت فرزندان می باشد. بی توجهی در این نقش با عنوان های موسوم به روشنفکری، ترقی، آزادی و تقلید کورکورانه از غرب باعث مخاطرات جبران ناپذیری به روح و جسم آنها و در نهایت زایل کننده سعادت دنیا و آخرت برای همه افراد جامعه را دربرخواهد داشت، پس در این راه فرزندانمان را یار باشیم نه بار.
تاريخ : یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت: 3:38 قبل از ظهر
|
● مقدمه
● مشخص کردن موضوع و عنوان پژوهش
اصلی یا حاشیه ای بودن یک مسأله در واقع به هدف تحقیق وابسته است ،لذا می توان گفت :اصلی یا حاشیه ای بودن یک مسأله امری نسبی است .مسأله سوألی است که در ذهن پژوهشگر راجع به یک پدیده ،مشکل یا بحران اجتماعی ،سازمانی مطرح می شود .هدف محقق از طرح این سوأل ریشه یابی علت یا علل به وجود آورنده ی آن مشکل یا مسأله است ،چگونگی این ریشه یابی بستگی تام به نوع و اهداف در نظر گرفته شده برای تحقیق دارد .اما به طور کلی این ریشه یابی را می توان دراین سوأل خلاصه کرد :چه چیزی این پدیده یا مشکل را به وجود آورده است ،و چرا؟ به بیان دیگر ،محقق با طرح چنین سوألی ،به دنبال راه حل ها و چاره جویی ها ست و از این نظر ،پدیده یا مشکلی که به نحوی ذهن پژوهشگر و توجه او را به خود جلب کند ،می تواند موضوع تحقیق قرار گیرد. اما ظرافت کار پژوهنده این است که موضوع تحقیق مورد نظر را که با تعبیرات عامیانه و غیر علمی در سطح جامعه ،سازمان (مدرسه ) یا یک گروه خاص مطرح شده است ،با زبان علمی بیان کند.پس بیان موضوع تحقیق به زبان علمی ،در واقع همان طرح مسأله ی تحقیق در قالبی روشن و دقیق براساس ضوابط علمی است .باید توجه داشت که مسأله ای را بدون تحلیل جنبه های مختلف آن و به صورت شتابزده انتخاب نکنید .حتی الامکان منابع مرتبط با تحقیق را بررسی و مطالعه نمایید.بطور کلی باید مط۶۵۲۵۱;۶۵۱۶۴;ن شد که پیامد وعلایم یک مشکل را به عنوان مسأله اصلی درنظرنگیریم.
|